منابع پایان نامه ارشد با موضوع مفروضات مدل مودیلیانی و میلر و تأمین مالی از طریق بدهی


Widget not in any sidebars

اولین کار اساسی روی نظریه ساختار سرمایه توسط دیوید دوراند (1952) صورت گرفت. به این ترتیب که دو حد پایین و بالا را که سایر محققین تا آن زمان مورد بررسی قرار داده بودند مشخص کرد. بر طبق نظر سود خالص فرض می شود که بهره بدهی (Kd) و هزینه سرمایه صاحبان سرمایه (Ks) از اهرم شرکت مستقل اند؛ یعنی بهره بدهی و هزینه سرمایه صاحبان، صرفنظر از اینکه شرکت از چه حجم بدهی استفاده می کند، ثابت است. اگر هزینه بدهی کمتر از هزینه حقوق صاحبان سهام باشد، در صورتی که Kd و Ks هر دو ثابت باشند، هزینه متوسط سرمایه (Ka) کاهش و ارزش شرکت (V) افزایش می یابد.
(وستون، بریگام و یوستون (1916)، ترجمه تبریزی و حنیفی (1382)

نظریه سود عملیاتی خالص
در نظریه سود خالص، فرض شد که سود خالص سهامداران عادی به نرخ ثابت Ks تنزیل می‌شود، و Ka با استفاده از اهرم کاهش می‌یابد . این مفروضات در‌نظریه سود عملیاتی خالص معکوس می شود، این نظریه فرض می کند میانگین موزون هزینه سرمایه (Ks) ثابت است، اما اهرم موجب افزایش Ks، هزینه سهام عادی یا نرخ بازده مورد‌انتظار سهامداران می شود. (وستون، بریگام و یوستون (1916)، ترجمه تبریزی و حنیفی (1382)
در معادله (1-2) Ka , Kd برای همه درجات اهرم ثابت فرض می شوند :
معادله 1-2
به این ترتیب، هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام چنین بیان می شود :
معادله (2-2)
رفتار Ks , Ka, Kd در پاسخ به تغییرات در در نمودار (3-2) به طور ترسیمی نشان داده شده است.

دیوید دوراند در حمایت از روش درآمد ( سود) خالص عملیاتی بیان می کند که ارزش بازار هر شرکت بر سود خالص عملیاتی و ریسک تجاری اش متکی بوده و تغییر در درجه اهرم به کار گرفته شده توسط شرکت نمی تواند این دو فاکتور غالب را تغییر دهد. توزیع سود و ریسک بین بدهی و حقوق صاحبان سهام، بدون تأثیر گذاشتن بر کل درآمد و سود، که ارزش بازار شرکت را تحت تأثیر قرار می دهند، به ندرت تغییر می کند. از این رو درجه اهرم به تنهایی نمی تواند بر ارزش بازار یا بر متوسط هزینه سرمایه شرکت تأثیر بگذارد.
نظریه مودیلیانی و میلر
تئوری‌مدرن ساختار‌سرمایه در‌سال‌1958 با‌مقاله مشهور‌پرفسور‌فرانکو مودیلیانی و مرتون میلر که بعدها به MM معروف گشتند، آغاز گردید. مودیلیانی و میلر ثابت کردند که تحت مجموعه محدود کننده ای از مفروضات، به علت قابل جبران بودن هزینه مربوط به بدهی، ارزش شرکت به طور دائمی با استفاده بیشتر، افزایش می یابد و در نتیجه اگر کل تأمین مالی از طریق بدهی انجام گیرد ارزش شرکت به حداکثر می رسد. از آن زمان به بعد اقتصاددانان بسیاری تئوری ارائه شده از سوی آنان را به طور تجربی آزموده اند و تئوری های جدید نیز مطرح کرده اند. برخی از این تئوری ها حدس زده اند که ساختار بهینه سرمایه شرکت ها به ویژگی ها و عوامل متفاوتی وابسته هستند این ویژگی‌ها شامل نوع صنعت، اندازه شرکت، سودآوری، نوسان پذیری، سود، ساختار داریی های شرکت، معافیت مالیاتی غیر از بدهی، فرصت های رشد، هزینه‌های تحقیق و توسعه، هزینه های تبلیغات و هزینه های ورشکستگی می باشند. برخی دیگر از تئوری های مطرح شده نیز ساختار سرمایه انتخاب شده شرکت را وابسته به ویژگی های تعیین کننده هزینه ها و منافع مختلف تأمین مالی از طریق بدهی و سهام می دانند.
مفروضات مدل مودیلیانی و میلر
مودیلیانی و میلر برای ارائه مدل خود مفروضات زیر را مطرح کردند :
1- بازارهای سرمایه کامل هستند این فرض بدین معنی است که :
الف – هیچ گونه هزینه معاملاتی وجود ندارد و مبادلات بدون هزینه انجام می شود.
ب- اطلاعات آزادانه و بدون هیچ گونه هزینه ای در اختیار همه سرمایه گذاران قرار دارد.
ج- اوراق بهادار به طور نامحدود قابل تجزیه هستند.
هـ- سرمایه گذاران منطقی هستند و عقلایی رفتار می کنند. به این مفهوم که به خوبی اطلاعات را به دست آورده و ترکیبی از ریسک و بازده که برای آنها بهترین است انتخاب می کنند.
2- سرمایه گذاران انتظارات همگنی در مورد عایدات مورد انتظار و ریسک این عایدات دارند و درباره توزیع احتمالات سود عملیاتی آینده قضاوت یکسانی دارند.
3- هیچ نوع مالیات بر شرکت و درآمد اشخاص وجود ندارد. (این فرض بعدها توسط مودیلیانی و میلر حذف شد)
4- ریسک تجاری شرکت با انحراف معیار سود قبل از بهره و مالیات اندازه گیری می شود و شرکت هایی که دارای ریسک تجاری یکسانی هستند در یک گروه طبقه بندی می شوند.