منابع تحقیق درمورد کودکان پیش دبستانی

دانلود پایان نامه

بسزایی در رشد اجتماعی کودک دارند و بر اثر آمیزش با همسالان در کودکستان و کوچه بتدریج پی می برد که برخی از آموخته هایش مناسب و مقبول نیست و باید تغییر یابد. اگر کودکستان از امکانات کافی برخوردار باشد مهارتهای اجتماعی کودک را افزایش می دهد او در آنجا به یادگیری و تجربه می پردازد و روش های ارتباط با دیگران را می آموزد و به نقاط قوت و ضعف خود پی می برد کودکستان باید بر قوه ابتکار و اعتماد به نفس کودک بیفزاید و مهارتهای اجتماعی او را گسترش دهد و رفتارهای نامناسب او را اصلاح کند. کودکان پیش دبستانی بیشتر با همجنسهای خود دوست می شوند و در گزینش همبازی، تشابهات جسمانی و خانوادگی و سنی را در نظر می گیرند روال انتخاب دوست بتدریج دگرگون شده، دوستیهای موقتی و زودگذر بتدریج به دوستیهای عمیق و پایدار در دوره های بعد مبدل می شود. کودک پیش دبستانی، وابستگی شدیدی به اعضای خانواده دارد. کودک برای حل مشکلات، از والدین کمک می طلبد و برای انجام دادن و ادامه کارها به اطمینان و تسلی آنان نیازمند است و همواره دوست دارد همراه والدین باشد مادر، کودک را به کسب استقلال تشویق کرده وا نتظار دارد که کارهای شخصی اش را خود بکند. کنترل پرخاشگری و رقابت صحیح با دیگران از علائم رشد اجتماعی محسوب می شود رقابت کودکان با یکدیگر متفاوت است برخی بشدت رقابت می کنند و عده ای رقابت را دوست ندارند کودک نیل به برتری و غلبه بر دیگران را در خانواده می‌آموزد و رفتارهایی که در این جهت باشد بوسیله والدین تقویت می‌شود کودکانی که با خواهران و برادران خود رفتار مناسبی دارند با دیگران کمتر به رقابت نامناسب می‌پردازند (همان منبع).
همانند سازی که بدان وسیله کودک رفتار فرد یا افراد مورد علاقه خود را الگو قرار می دهد در رشد اجتماعی او بسیار اهمیت دارد برای ایجاد همانندسازی خواست کودک و نیز تقویت رفتارهای مطلوب او توسط اطرافیان ضرورت دارد کودک از رفتار والدین تقویت می کند و چون تشویق می شود بتدریج به انجام دادن آن خو می گیرد به نظر روان کاوان کودک در همانندسازی با والدین با عقده اودیپ و اکثراً مواجه می شود در پسرها عقده اودیپ حاصل می شود که زاییده تمایل او به جلب توجه و محبت مادر و حسادت به پدر است در دخترها اکثراً پدید می آید که در آن دختر در صدد جلب توجه و محبت پدر بر می آید و از مادر دور می شود حل عقده اودیپ در تکوین شخصیت نقش مهمی دارد و اگر به طریق مناسبی با آن برخورد نشود ‌آثار نامطلوبش دردوره نوجوانی و بزرگسالی بروز خواهد کرد. کودک سه ساله میل به مشارکت و همکاری دارد به بازی علاقه مند است و با کودکان کوچکتر از خودش با مهربانی رفتار می کند در چهار سالگی با دوستانش روابط اجتماعی متقابل برقرار می سازد و به بازیهای گروهی علاقه مند می شود از دستورات والدین و بزرگترها سرپیچی می کند و به مخالفت با آنان برمی خیزد. کودک شش ساله توقعات و انتظارات بسیاری از اطرافیان دارد و خواستار احترام از جانب دیگران است همچون گذشته از انجام دادن دستورات دیگران سرباز می زند و لجوج و سرسخت است.
رشد اخلاقی
چون کودک پیش دبستانی با توجه به میزان رشد ذهنی، امور را براساس پیامدها و نتایج تفسیر می کند تشویق و تنبیه در تنظیم رفتار اخلاقی اونقش مهمی دارد یعنی کودکان پیش دبستانی، اعمال خود را بر پایه اجتناب از مجازات و دستیابی به پاداش انجام می دهند همچنین کودک به علت ضعف حافظه، علی رغم تذکر والدین به کارهای نادرست گذشته ادامه می دهد در این سن نافرمانی کودک باید بیشتر یک فراموشی کودکانه تلقی شود رفتار والدین، اولین الگوی اخلاقی برای کودکان است آموزش عملی دستورات اخلاقی پسندیده به کودک و بازداشتن مناسب او از ارتکاب کارهای ناپسند در رشد اخلاقی کودک پیش دبستانی حائز اهمیت است کودک باید بتدریج بیاموزد که راستگو و امین باشد (همان منبع).
مهمترین هدفهای آموزش در دوران اولیه کودکی
هدفهای آموزشی در زمینه های زیر را می توان در تنظیم برنامه درسی خردسالان منظور کرد:
اجتماعی شدن
دستیابی به ارزشها
کسب صلاحیت فکری
یادگیری نظامهای زبانی
یادگیری راه های بیان خود
زیبایی شناسی
یادگیری مهارتهای جسمانی
کسب خودمختاری شخصی
اجتماعی شدن:
در جامعه ما خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی مطرح است در امر اجتماعی کردن کودک در هر کاری، از تعلیم آداب توالت رفتن گرفته تا آموزش شیوه غذا خوردن، لباس پوشیدن و ایجاد رابطه با دیگران، در وهله اول والدین مسؤل هستند. در جامعه ای به گوناگون و پیچیدگی جامعه ما که در آن کودکان ناگزیر از داشتن تماس با گروه های اجتماعی گوناگون می باشند باید خانواده را در راه به انجام رساندن این امر مهم یاری کنیم مدرسه، همراه با دیگر مؤسسات باید در هر چه بیشتر اجتماعی کردن کودکان با خانواده مشارکت داشته باشد معلمان می توانند مهارتهای کودک را در جهت کار با گروه های مختلف و زندگی در میان محیط های اجتماعی گوناگون پرورش دهند آنان می توانند به کودک کمک کنند تا قوانین و مقررات مربوط به رفتار در محیط های مختلف و نیز نحوه ایجاد ارتباط با مسؤلان مشاغل مختلف را بیاموزند. درواقع کودک در محیط رسمی آموزشی موقعیت خود را به عنوان یک فرد مستحکم می سازد که این سبب اجتماعی شدن او می گردد البته کودک در سالهای اول زندگی بصورت فردی کاملاً اجتماعی شده در نمی‌آید طی سالها با موقعیتهای تازه بیشتری آشنا می شود و بر اعمال و روابط بیشتری تسلط پیدا می کند مهد کودک، کودکستان و سالهای دبستانی می‌توانند برای کودک بصورت خط حائلی در آیند که او را در راه رسیدن به دنیای بزرگ خارج از محیط خانواده یاری دهند آنها همچنین می توانند به کودک کمک کنند تا راه و رسم رفتار متقابل اجتماعی را فرا گیرد چرا که این رفتار هنگام بروز قابل انتقال به موقعیت جدید می باشد (اسپادک، 1383).
دستیابی به ارزشها
هنگامی که کودک خردسال وارد روند آموزش رسمی می گردد فردی خودمحور (Self- centered) است. نظام انگیزشی کودک عبارت است از: برخورد با نیازها و خواسته های ضروری خود او و پاسخ به درخواستهای والدینش لازم است این نظام آنچنان گستردگی پیدا کند که موجب گرایش کودک به درک اندیشه و احساس دیگران شود او باید نظام ارزشی فرهنگ بزرگسالان را نیز جذب کند. مدرسه نظام ارزشی و پاداشی خاص خود دارد. کودک خردسال باید این مسأله را بیاموزد که چیزهایی را مهم بشمارد که مدرسه و معلمانش به آنها اهمیت می دهند گر چه بیشتر چیزهایی که کودک در دبستان می آموزد در آینده برایش اهمیت دارد ولی چنین به نظر می رسد که کودکان پنج یا شش ساله به این مسأله توجه چندانی ندارند ارج نهادن به موفقیت در فعالیتهای مدرسه نوعی ویژگی عالمانه محسوب می شود به رغم آنکه کودک ممکن است قبل از ورود به مدرسه با نحوه این ارج نهادن آشنا شده باشد معلم نمی تواند مبنا را بر چنین تصوری بگذارد. گاه کودک نظامهای انگیزشی را از طریق الگو قرار دادن رفتار اطرافیان می آموزد در مواردی دیگر شاید معلمان بخواهند برنامه های تنظیم شده ای را ارائه دهند تا از طریق آن کودک به نظامهای انگیزشی مورد قبول نزدیک شود.
کسب صلاحیت فکری
یکی از اساسی ترین هدفهای آموزش و پرورش در همه سطوح یاری افراد در ایجاد ارتباطی هوشمندانه با محیط اطراف خود می باشد لازمه این امر آن است که فرد به برخی اطلاعات درباره جهان هستی دسترسی داشته باشد و نیز در راه به انجام رساندن این اطلاعات و سازمان دادن آنها به شکلی مناسب دارای مهارتهایی باشد تا بتوان به نتیجه ای کلی برسد و اطلاعات جدید را به صورت یک نظام دانش قابل رشد شکل دهد. این امر به معنی فرا رفتن از پرورش ادراکی (Perceptual training) یا آموزش حسی (Sensory education) است تا کودک به مدد آن معنی و مفهوم احساسها را تشخیص دهد کودک جهان را درک می کند او باید بداند چه جنبه هایی از درک وی مهم و قابل توجه و چه جنبه هایی بی اهمیت هستند و باید از ذهن زدوده شوند فقط از طریق بذل توجه خاص است که کودک می تواند اطلاعات لازم را از انبوه اطلاعات در هم و برهم استخراج کند او می آموزد که چیزهایی مشخص دارای خصوصیاتی مشترک هستند و این چیزهای مشخص می توانند به سبب هدفهایی خاص دسته بندی شوند چنین دسته بندی ها یا مفاهیمی به کودک این اجازه را می دهند تا با نظریات مختلف به گونه ای مؤثرتر و با پدیده های جدید و قابل انطباق با طبقه بندی های موجود، با حالتی آماده تر در تماس باشد و سیستم تصور کودک را باید با روش سازمان دادن دانش درجامعه ارتباط داد و کودک باید مهارتهای مربوط به مقایسه نظریات خویش با عقاید دیگران را بیاموزد. یادگیری این مهارتها برای ساختن نظام دانش پایه ای کودک ضروری است و اساس یادگیری بعدی را تشکیل می دهد کودک باید نحوه یادگیری در مدرسه را همچون استنباط مفاهیم دنیای خارج فرا گیرد آنچه که بیشتر لازم است کودک درباره رفتار مناسب آموزش در مدرسه بدانند از طریق فرآیند اجتماعی شدن به دست می‌آید کودک باید برای تنظیم سیستم آگاهی خویش به ادراکات خود نظم دهد و به طریقی آنها را به صورت زبانی در آورد.
یادگیری نظامهای زبانی
بسیاری از کودکان قبل از ورود به مدرسه بر ساختارهای اساسی زبان مادری تسلط پیدا کرده اند و توانایی ادا کردن و شنیدن لغات بسیار زیادی را به دست آورده اند اما سایر کودکان از عهده این کاربر نمی آیند لازم است مدرسه از ابتدای امر، نیازهای کودکان در زمینه یادگیری زبان را تشخیص دهد و آنان را در راه آموختن این نظام و نیز در راه گسرتش مهارتهای زبانی افراد صلاحیتدار تر یاری کند. شاید برای این کار نیاز به آموزش گویشهای مختلف استاندارد به بعضی از کودکان احساس شود و یا کمک به کودکان درباره به کار بردن زبان برای بیان خود ضروری به نظرمی رسد در حالی که اکثر تجارب اولیه گفتاری بیشتر به زبان محاوره ای مربوط است زبان مکتوب نیز در برنامه آموزشی از اهمیت روزافزونی برخوردار است ولی حتی نوشتن نیز دیگر تنها وسیله ثبت زبان نیست و از همین رو کودکان در مراحل نخستین مدرسه برای ضبط زبان محتاج به دانش تجربیاتی درباره شیوه های مکانیکی آن هستند.
یادگیری راه های بیان خود
کودکان خردسال در حال عادی تا حد زیادی قادر به بیان خود می باشند گر چه زبان یکی از عمده ترین وسیله های بیان است تنها وسیله قابل استفاده برای کودکان محسوب نمی شود هنر و کادرستی، موسیقی و تحرک راه های دیگر بیان خود به شمار می آیند. کودکان باید مهارتهای اساسی را درکاربرد این واسطه ها بیاموزند تا بتوانند نیات خود را به انجام برسانند و نیز خودآگاهی و درک خود را تا حدی افزایش دهند در زمینه بیان خود علاوه بر محتوای یاد شده توانایی ایجاد نیز حائز اهمیت است.

  پایگاه اجتماعی

زیبایی شناسی
بیان احساس از طریق هنر و موسیقی چیزیست و آموختن درک خلاقیت دیگران کاملاً چیزی دیگر و هر دو را به پرورش نوعی احساس زیبایی نیاز است درک زیبایی یک مقوله فرهنگی محسوب می شود و کودکان آن را از راه های گوناگون یاد می گیرند زیبایی شناسی باید بخشی از هر برنامه کودکان خردسال را تشکیل دهد و به گونه ای ارائه شود تا کودکان بتوانند به معیارهای خاص خود در مورد زیبایی و به راه های قضاوت درباره آن برسند.
یادگیری مهارتهای جسمانی
آموزش یک رشته مهارتهای جسمانی باید بخشی از برنامه مهدکودکها و کودکستانها را تشکیل دهد این مهارتها عبارتند از انجام حرکتهای عضلات بزرگ که در فعالیتهایی چون دویدن، کوهنوردی یا سوار شدن بر وسایل چرخ دار دیده می شود داشتن مهارتهایی در انجام اعمال عضلات کوچک که آن نیز دارای اهمیت است استفاده از قیچی و مدادرنگی در ایجاد بسیاری از مهارتهای لازم نوشتن و خواندن مؤثر است. داشتن مهارتهای بنیادی در اجرای حرکات و حفظ تعادل برای موفقیتهای علمی و رشد جسمانی اهمیت دارد.
کسب خودمختاری شخصی:
این هدف تا حد زیادی تمام هدفهای دیگری را که قبلاً بیان شدند شامل می شود کودک باید برای نیل به خودمختاری شخصی لیاقت خویش را افزایش دهد و به پرورش نوعی حس استقلال در عمل و گسترش مجموعه ای از ارزشها بپردازد و اعمال خود را براساس آنها بنا نهد. لیاقت در سالهای اول کودکی همان توانایی مراقبت از خود به حساب می آید حتی مهارتهایی چون پوشیدن و درآوردن لباس به رغم آنکه مهارتهایی ابتدایی هستند برای کودک دارای اهمیت می باشند بعدها توانایی نوشتن و خواندن و داشتن قضاوت منطقی لازمه های وجود لیاقت خواهند بود. هرقدر شایستگی کودک زیاد می شود به همان نسبت اعمال وی وابستگی کمتری به خواسته ها و تقاضاهای اطرافیان بزرگسالش پیدا می کند و این اعمال بیشتر تابع تصمیمات شخصی وی می شوند مجموعه ارزشهایی که در بروز رفتارهای مثبت در کودک مؤثرند از اهمیت خاصی برخوردارند ضمن آن که کودک همچنان بصورت عضوی سودمند از یک گروه اجتماعی، خواه کلاس خواه فرهنگ باقی می ماند نظام ارزش نهفته در باطن او سبب می شود تا وی اعمال مستقلتری را انجام دهد (همان منبع).
برنامه درسی مراکز پیش دبستانی:
کارکرد برنامه درسی مراکز پیش دبستانی یا به عبارت بهتر دوره پیش دبستانی بوسیله دو عامل اساسی تعیین می شود از یکسو میلیون ها کودک مدرسه رو در کشور وجود دارد کودکانی با پتانسیل بسیار زیادی برای زندگی در جامعه اما متفاوت از نظر توانایی و ظرفیت یادگیری از سویی دیگر در جامعه مسائل بیشماری وجود دارند و باید برای بهبود و غنی تر کردن زندگی انسانها کارهایی انجام می گردند لذا برنامه درسی دوره پیش دبستان شامل تجاربی است که کودکان از طریق آن به خودشکوفایی می رسند و در همان زمان یاد می گیرند در ساختن جامعه خوب کشور خوب وبرای بهتر زیستن همگان مشارکت کنند که در این میان توجه به برنامه ریزی محتوای درسی و آموزش در مراکز قبل از دبستان ضروری است.
موارد مهم در برنامه ریزی محتوای آموزش در مراکز پیش دبستان:
توجه به انرژی و وقت: همانطور که می دانید این کودکان پرجنب و جوش و به ظاهر پرانرژی زمانی که در یک جامعه محدودباشند و بخواهند به سخنان مربی گوش فرا دهند یا به فعالیت جدی (نه بازی) بپردازند حوصله شان کم می شود علاوه بر آن مدت زمانی که کودکان می توانند با تمام وجود و با بهره گرفتن از همه حواس با مربی باشند بسیار محدود است و تنها می توانند به طور مستمر بین 10 الی 15 دقیقه به گفته ها و فعالیتهای هدایت شده مربی توجه داشته به فعالیت بپردازند بنابراین در برنامه ریزی باید به انرژی و مدت زمان توجه کودکان از سویی و شرایط زمانی و مدت زمان آموزش از سوی دیگر توجه داشته باشیم.
توجه به نیازمندیهای فردی و گروهی: اصولاً نیازمندیهای کودک محدود و مشخص است و ما باید این نیازها را تشخیص دهیم و لذا برنامه ها در جهتی باید حرکت کند که این نیازها را برآورده سازد نه بیشتر، یعنی ما در حقیقت نمی خواهیم اطلاعات خود را به کودکان منتقل کنیم بلکه تنها می خواهیم در مورد پرسشهای آنان پاسخگو باشیم پس در برنامه ریزی باید به این تواناییها و نیازها توجه داشته باشیم بچه از حدود سه سالگی وقتی در کنار هم قرار می گیرند بعد اجتماعی شخصیتشان رشد می کند و دوست دارند با هم باشند و با همه بازی کنند درا ین شرایط برنامه ریز باید توجه داشته باشد که در برنامه هایشان فعالیتهایی را بگنجد که امکان فعالیتهای گروهی بیشتری را برای کودک فراهم کند شرایط زمانی و مکانی نکته مهم دیگری است که باید در برنامه ریزی در نظر برنامه ریز باشد ما نمی توانیم مفاهیم را بدون توجه به مکان و زمان برنامه ریزی کنیم زیرا کودکان توانایی ندارند که مطالب را بفهمند بدون آن که در آن زمینه تجربه ای داشته باشند مثلاً برای کودکان سواحل خلیج فارس صحبت از جنگلهای انبوه شمال و برفهای سنگین غرب تا حدودی بی معنی است.
ایجاد محیط مناسب: محتوای برنامه باید به سوی این هدف یعنی فراهم آوردن محیطی مناسب گرایش داشته باشند برنامه و محتوای آموزش در قبل از دبستان باید با توجه به همه جنبه های جسمی، ذهنی، عاطفی، اجتماعی کودکان برنامه ریزی شود. ارائه محتوایی نامناسب حتی اگر کمتر از ظرفیت و توانایی کودکان طراحی شود بدون شک سبب خستگی خواهد شد و کار را به تکرار می کشاند و بی علاقگی و خستگی زودرس به دنبال خواهد داشت. بنابراین در این زمینه باید بسیار دقیق بود و محتوای برنامه را چنان پیش بینی کرد که

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید