منابع تحقیق درباره چهارمحال و بختیاری و بسته بندی


Widget not in any sidebars

مناطقی با دامنه‌های صخره‌ای در ناحیه ایرانی تورانی در ارتفاع 2600 تا 3200 متر رویشگاه‌های طبیعی گونه‌ی مرزه کلاری گزارش شده است (جم زاد، 1388).
2-4-3- پراکنش مرزه بختیاری
مرزه بختیاری گونه انحصاری ایران است که در مناطق غربی تا استان‌های مرکزی مانند یزد پراکنش دارد (Ghasemi Pirbalouti et al ., 2012). مراکز پراکنش آن شامل موارد زیر است:
کردستان : 20 تا 25 کیلومتر از بیجار به تکاب. ـ کرمانشاه: 40 کیلومتری شمال کرند غرب، کوه دالاهو. ـ اصفهان: شرق سمیرم، کوه آینه قبری؛ سمیرم، کوه سیاه؛ کوه سور مونده.ـ یزد: مهریز؛ دمگاهان؛ تفت، شیر کوه؛ کیلومتر 5 جاده تنگ چنار به علی آباد.ـ کهکیلویه و بویراحمد: کاکاسته؛ کوه گل؛ یاسوج، سی سخت، دنا؛ 100 کیلومتر از یاسوج به سمیرم. ـ چهار محال و بختیاری: اردل، (قرق چهار طاق)؛ بلداجی، (کوه بر آفتاب)؛ لردگان، (قرق پاچنار؛ کوه ریگ؛ دره صخره ای کوه ریگ، مقابل کوهیان و چله گاه). ؛ فارسان به نسا، (کوه چوبین)؛ شهرکرد، (تنگ صیاد ، کوه شهیدان)؛ شیب شمالی کوه کلار، جنوب خور آباد؛ شیب شمالی زرد کوه، روستای ماربوره؛ کوه کلار، بالای دهکده توریستی. ـ فارس: سپیدان؛ کوه دنا، نزدیک آب ملخ؛ اقلید؛ بوانات، سرداب 5 کیلومتر در جاده از اقلید به سورمق. ـ کرمان: کوه جوپار از جنوب ماهان و روستای لنگر (جم زاد، 1388).
2-5-3- پراکنش مرزه کلاری
گیاه انحصاری ایران است، نمونه تیپ از چهارمحال و بختیاری می‌باشد. پراکنش آن شیب شمالی کوه کلار، جنوب خدر آباد؛ کوه کلار، بالای دهکده توریستی در استان چهارمحال و بختیاری است (جم زاد، 1388).
2-6- کشت و زراعت مرزه
تکثیر مرزه به وسیله بذر انجام می‌پذیرد. بدین‌ ترتیب که بذرها را از اردیبهشت تا اواخر خرداد ماه در هر هکتار ده کیلوگرم به طور مستقیم در زمین‌های شخم زده، گرم و آفتاب‌گیر در ردیف‌هایی به عرض 25 تا 40 سانتی‌متر می‌کارند. نیاز غذایی این گیاه در هر هکتار 300 تا 400 کیلوگرم کود نیتروژن خالص (نیترات آمونیوم و کلسیم سیانید)، 200 تا 400 کیلوگرم کود سوپر فسفات، 200 تا 300 کیلوگرم کود نمک پتاسیم 40٪ داده می‌شود. علاوه بر مبارزه مکانیکی با علف‌های هرز، از علف کش‌های زیر می‌توان استفاده نمود: پیش از کشت از آفالون، آلیپور، تنوران، (از هر کدام هکتاری 5/1 کیلوگرم) و پس از کشت از آفالون، پوتابلان و تنوران (از هر کدام هکتاری یک کیلوگرم) می‌توان استفاده نمود (صمصام شریعت، 1382).
پس از برداشت محصول آن‌ها را یا به طور طبیعی در سایه یا به طور مصنوعی در خشک‌کن مخصوص، در حرارت 30 تا 50 درجه سانتی‌گراد خشک می‌نمایند و در گونی‌های کنفی 30 تا 50 کیلوگرمی بسته بندی نموده و وارد بازار می‌کنند. هر هکتار حدود 40 تن محصول خشک بازدهی دارد که برابر 120 تن گیاه سبز، یا 8 تن گیاه خشک و خرد شده می‌باشد. پرورش این گیاه در نواحی مختلف ایران، به عنوان چاشنی و مصارف غذایی و دارویی معمول شده است (صمصام شریعت، 1382).
2-7- فیتو‌شیمی جنس مرزه
مهم‌ترین ترکیبات شیمیایی موجود در جنس مرزه ترپنوئیدها و فلاونوئیدها هستند. گروه اول از تأکید و توجه بیشتری توسط محققان برخوردار است و گزارش‌های متعددی از تجزیه ترکیبات شیمیایی اسانس در گونه‌های مرزه وجود دارد. مهم‌ترین ترکیبات شیمیایی اسانس مربوط به گروه منوترپنوئیدها است و از میان آن‌ها دو ترکیب فنلی تیمول و کارواکرول جزء ترکیبات شاخص به حساب می‌آیند. ترکیب شاخص دیگر در این جنس پاراسیمن (P-Cymene) است که مانند دو ترکیب یاد شده جزء منوترپن‌های تک‌‌حلقه‌ای می‌باشد. از دیگر ترکیبات این گروه که در جنس مرزه جزء ترکیبات شاخص به حساب می‌آید گاما ترپینن (-Terpinene ) است که در تعدادی از گونه‌ها به مقدار بیش از 10 درصد وجود دارد. لیمونن (Limonen) و ا و 8 ـ سینئول (1,8 Cineole) از دیگر منوترپن‌های تک‌حلقه‌ای هستند که در تعدادی از گونه‌های این جنس حضور دارند. از منوترپن‌های دو حلقه‌ای که به میزان متوسط در گونه‌های این جنس حضور دارند می‌توان از بورنئول (Borneol) و کامفور (Camphor)نام برد و از منو‌ترپن‌های غیر‌حلقوی ترکیباتی نظیر ژرانیول به میزان بیش از 7٪ در گونه S. icarica از کشور ترکیه گزارش شده است (Azaz et al., 2002). ترکیب نرال (Neral) نیز از این گروه ترکیبات است که در گونه‌های مرزه به میزان نسبتاً متوسط گزارش شده است(Sefidkon & Jamzad, 2006). سزکوئی‌ترپن‌ها در بعضی از گونه‌های مرزه با غلظت بیشتر از 10 ٪ حضور دارند. مهم‌ترین سزکوئی‌ترپن‌هایی که در گونه‌های مرزه گزارش شده‌اند عبارتند از : گرماکرن ـ دی (Germacrene D)، بتا ـ بیزابولن – bisabolene) ، اسپاتولنول (Spathulenol)، بتاـ کاریوفیلنcaryophyllene) ( ، بی سایکلو گرماکرن Bicyclogermacrene) (، گاما ـ ائو دسمول- Eudesmol) ( ، بتا ائو دسمول Eudesmol)، آلفا ـ ائو دسمول) – Eudesmol، گاما مورولن Muurolene)- و هشت ـ سدرن ـ 13 اول ( 8 – Cedrene – 13 – ol) (جم زاد، 1388).
2-8- خواص درمانی جنس مرزه
کارواکرول و دیگر مونوترپن‌ها، چربی‌دوست بوده و به راحتی با غشاهای پروتئینی و غشای سلولی زنده ترکیب می‌شوند. وجود این ویژگی می‌تواند تا حدی توجیه‌کننده اثرات ضد تشنجی، ادرار آوری، میکروب‌کشی و تحریک ترشح در این گیاه باشد. مرزه به عنوان یک گیاه دارویی مؤثر در طب سنتی به ثبت رسیده است (وینک و ویک، 1387).
سرشاخه‌های گل‌دار و به طور کلی قسمت‌های هوایی گیاه مرزه که معمولاً در زمان گل‌دهی چیده می‌شود و در سایه خشک می‌گردد، بوی معطر و اثر نیرودهنده، تسهیل‌کننده عمل هضم، مقوی معده، مدر، بادشکن، و به طور خفیف اثر قابض، رف
ع اسهال و ضد کرم دارد (زرگری، 1361).
این گیاه عمدتاً برای درمان ناراحتی‌های معده شامل سوء‌هاضمه، نفخ و قولنج استفاده می‌شود. علاوه بر این مرزه برای درمان عفونت‌های مجاری تنفسی و ادراری و نیز عفونت‌های قارچی استفاده می‌گردد. کل گیاه یا اسانس روغنی آن برای درمان زخم‌ها، سوختگی‌ها و عفونت‌های پوستی استفاده می‌شود (وینک و ویک، 1387).
2-9- اسانس و مواد مؤثره
اسانس و مواد مؤثره در قسمت‌های مختلف گیاهان، باعث بهره‌برداری از گیاه در زمان‌های مختلف سال می‌شود که آن قسمت از گیاه دارای حداکثر مواد مؤثره می‌باشد. این اندام‌ها عبارت است از: گل نظیر گیاهان رز و بنفشه؛ گل و برگ: مثل گیاهان نعناع و اکلیل کوهی؛ برگ و ساقه: نظیر گیاهان عطر چای ودارچین؛ پوست تنه: شامل گونه گیاهی دارچین؛ چوب: نظیر گیاهان صندل؛ میوه: نظیر گیاهان برگاموت، لیمو و پرتقال؛ دانه: مانند گیاهان بادام تلخ، رازیانه و زیره؛ صمغ: مانند گیاهان باریجه و آنغوزه. در این گیاهان، مواد مؤثره مختلفی، نظیر آلکالوئیدها (کافئین، مورفین، تئین و…)، گلیکوزیدها (آمیگدالین در گیاهان خانواده گل سرخ، پروانه آسا و …)، اسانس‌ها، موسیلاژ و ساپونین وجود دارد. (آریا پور و میرزایی ملا احمد، 1389).
اسانس‌ها از ترکیبات متفاوتی برخوردارند، بنابراین استخراج آن‌ها از گیاهان به یک صورت انجام نمی‌گیرد و برای استخراج هر یک باید از روش مناسب خاص خود استفاده نمود (امید بیگی، 1384).
2-9-1- روش‌های استخراج اسانس
معمولاً اسانس‌ها به روش تقطیر از گیاهان اسانس‌دار جدا می‌شوند. تقطیر با آب، تقطیر با آب و بخار و جداسازی با بخار از روش‌های مرسوم استحصال اسانس است. در منطقه کاشان اصفهان در روش سنتی از تقطیر با آب و در روش صنعتی از بخار جهت جداسازی اسانس استفاده می‌شود و تحقیقات انجام شده در این منطقه نشان می‌دهد در روش سنتی کمیت اسانس استحصالی نسبت به روش صنعتی برتری دارد و تحقیق در مورد کیفیت ادامه دارد. روش‌های دیگر استخراج اسانس، به شرح زیر است (دوازده امامی، 1382):
روش مکانیکی: در اثر فشردن و برش اندام‌های گیاهان مانند پوست مرکبات و برگاموت اسانس جدا آن‌ها جدا می‌شود.
روش شیمیایی: استفاده از آنزیم‌ها برای اسانس‌های گلیکوزیدی مانند خردل و بادام تلخ.