منابع تحقیق درباره مهارت های حرکتی ظریف و مهارت های حرکتی درشت


Widget not in any sidebars

حرکت هسته اصلی زندگی و کانون مرکزی رشد کودک است. کودک با حرکت فعال میشود و به محیط واکنش نشان میدهد. حرکت ذات زندگی و نخستین وسیله کسب اطلاعات است. رشد حرکتی کودک در طول زندگی تغییر میکند. مهارتهای حرکتی همانند مهارتهای ذهنی و اجتماعی باید یادگرفته شوند. همزمان با تغییرات حرکتی، ما شاهد سایر تغییرات روانی- اجتماعی هستیم؛ بنابراین توجه به رشد حرکتی کودک در حقیقت توجه به رشد مهارتهای حسی –ادراکی است، زیرا حرکت، بستر مناسب و پذیرایی برای رشد مهارتهای ادراکی، اجتماعی و هیجانی است.
رشد حرکتی کودک از حرکات بازتابی که تحت کنترل زیرقشر مغز است شروع میشود و تا الگوهای پیچیده که در مراکز عصبی بالاتر هماهنگ میشوند ادامه دارد. در دوران نوزادی حرکات انتقالی، دستکاری های ساده و اطلاعات حسی- حرکتی باهم ترکیب میشوند. تجربیات ادراکی که از این طریق به دست میآیند در فعالیتهای پیچیده تر ترکیب میشوند، و مهارتهای ورزشی حاصل چنین فرایندی هستند.
با اینکه رشد حرکتی ابتدایی کودک روند ناآموختهای است، و به طور طبیعی از درون همراه با تقلید، آزمایش و خطا شکل میگیرد، اما آزادی حرکت و ایجاد فرصتهای محیطی مناسب برای پیشرفت این روند بسیار ضروری است. رشد حرکتی در انزوا، محیطهای محدود و کنترلهای شدید پیشرفت نمیکند و باید فرصتهایی برای یادگیری مهارتهای حرکتی فراهم شود. دستکاری و کنترل محیط برای مداخله مثبت در رشد حرکتی نتنها اثرات سازنده و مفیدی بر سایر جنبه های رشد دارد بلکه در یادگیری مهارتهای حرکتی بعدی و حضور فعال در مراکز اجتماعی تأثیر میگذارد(گالاهو، 2006).
ناتوانی در رشد و اصلاح مهارتهای حرکتی بنیادی و تخصصی در سالهای حساس پیش از مدرسه و سالهای اولیه مدرسه موجب ناتوانی در انجام آنها در نوجوانی و بزرگسالی میشود. ناتوانی در رشد الگوهای بالیده، مانند پرتاب کردن، گرفتن و ضربه زدن مانع موفقیت کودکان در بازیها و ورزشها میشود. در صورتی که کودکان مهارتهای حرکتی لازم در یک فعالیت را فرا نگرفته باشند، در انجام آن فعالیت به موفقیت دست نمییابند.
البته این به آن معنا نیست که اگر انسان مهارتی را در کودکی فرا نگیرد، قادر نباشد تا آن را در طول زندگی بیاموزد. اگر فردی شرایط رشد مهارتها را در زمان لازم نداشته باشد، اغلب آن مهارتها آموخته نمیشوند. چندین عامل در این شرایط دخالت میکنند. یکی از آنها وجود عادات بد حاصل از یادگیری اشتباه است. اصلاح حرکات غلط یادگرفته شده بسیار سختتر از یادگیری حرکات در بار اول است. عامل مؤثر دوم اضطراب و خودآگاهی است. عبارتی مانند من دست و پا چلفتی هستم یا من چشمام ضعیف است، عبارت تحقیر آمیزی است که کودکان ممکن است برای توجیه اجرای ضعیف خود به کار ببرند؛ و این باعث نارضایتی آنها از شرکت در فعالیت میشود.
عامل سوم ترس است. ترس از مصدوم شدن به دلیل ضعف بینایی و مورد تمسخر قرار گرفتن توسط همسالان مانع دیگری برای یادگیری مهارتهای حرکتی در آینده است. منابع محیطی گوناگونی در نمو و بالیدگی تأثیر میگذارند. از فعالیت جسمانی غالبا به عنوان عاملی مؤثر و مطلوب یاد میشود(هی وود، 2009). با توجه به افزایش افراد معلول در جوامع نیاز به برنامه های جهت تقویت الگوهای پایه حرکتی در این افراد احساس می شود همچنین با توجه به اینکه افراد کم بینا به علت ضعف در بینایی از شرکت در فعالیت های ورزشی خوداداری می کنند در نتیجه الگوهای پایه درآنها به خوبی شکل نگرفته و این خود منجر به افزایش ابتلا به بیماریهای خاص و فقر حرکتی می شود بنابراین در مداخلات برای کودکان باید به برنامه های متناسب با نیازهای این قشر از جامعه توجه ویژه شود.
6-2: روشهای ارزیابی رشد حرکتی
ارزیابی مهارت های حرکتی به منظور برنامه ریزی موثر و کارآمد، و تشخیص نقاط ضعف و قوت این برنامه ها برای کودکان ضروری به نظر می رسد. روشهای اندازه گیری درکودکان باید متناسب با نیازها و سطح رشدی کودک باشد، با استفاده از این روشها می توان تاثیر برنامه های مداخله و عوامل اثر گذار بر آنها را مورد بررسی قرار داد. راه های متفاوتی برای اندازه گیری عملکرد مهارت های بنیادی در کودکان وجود دارد که در ادامه ی مباحث به توضیح آنها خواهیم پرداخت.
فرایند و نتیجه حرکت
رشد حرکتی تغییرات پیشرونده و پسرونده دررفتار حرکتی در طول عمراست که ممکن است مطالعات آن فرایند مدار و یا نتیجه مدار باشد. در رویکرد نتیجه، یا تکلیف محور (پیو، 1970، 1974) برای اندازه گیری حرکت، بر محصول یا نتیجه و پیامد حرکت تأکید می شود. ولی رویکرد فرایند محور به خود حرکت توجه می شود. در برخی موارد، محصول و فرایند حرکت یکسان هستند. هرچند فرایند یا محصول در حرکتی مانند ضربه زدن به آسانی قابل تشخیص می باشند، فرایند در بسیاری از حرکتهای مربوط به ژیمناستیک نتیجه و محصول حرکت نیز می باشد (هندس، 2000).
معمولا فرایند و نتیجه عملکرد حرکتی، به طور مثبت به هم بستگی دارند. اجراکننده هایی که دارای نتیجه خوبی می باشند، در فرایند حرکت نیز دارای تبحر می باشند و برعکس. از قرار معلوم، همانطور که فرایند ها در طول نمو و بالیدگی طبیعی، یا از طریق آموزش و تمرین پیشرفت می کند، نتیجه عملکرد نیز بهبود می یابد.
درسالهای اخیر، فرایند محوری، عمومی تر و رایج تر شده است. زیرا محققان معتقدند این رویکرد در مقایسه با صرف نتیجه فرایندهای زیرساختی اطلاعات بیشتری را آشکار میسازد و از این حیث برای درک حرکت انسانی ضروری است. با این وجود نتیجه محوری، که به علت فقدان توجه به فرایند های زیرساختی مورد انتقاد قرار میگیرد، در تحقیقات حرکتی برای اهداف آموزشی، ارزشمند است (اشمیت و لی 2005)، برای مثال، تحقیقات زیادی برای تعیین عواملی که بر نتیجه مهارتهای حرکتی خاصی تأثیر دارند، صورت گرفته است. موفقیت کودکان در پیامد حرکتی عموما به عنوان یک عامل مهم در حفظ انگیزه و علاقه کودکان به فعالیت بدنی پذیرفته شده است، بنابراین به عواملی که رشد مهارتهای بنیادی در کودکان را تحت تاثیر قرار می دهند باید توجه شود. برنامه های آموزشی که قابلیت اندازه گیری فرایند و محصول حرکت را با هم داشته باشند می تواند تعیین کننده متغیر های موثر بر رشد حرکتی کودکان، و راهی جهت کمک به رشد الگوهای پایه با توجه به سطح رشدی و ویژگیهای شخصی کودکان باشد (زارع زاده، 2009).
یکی از این ابزارهای اندازه گیری آزمون رشد حرکتی درشت TGMD-2 می باشد که اولین بار در سال 1985 برای ارزیابی کیفی مهارتهای حرکتی درشت توسط اولریخ تهیه شد و سپس در سال 2000 ویرایش جدید آن را به صورت جامع تر ارائه داد، این آزمون داری دو خرده آزمون جابه جایی و دستکاری می باشد. راه رفتن، دویدن، پریدن ، لی لیکردن، یورتمه رفتن، سرخوردن، سکسکه رفتن خرده آزمونهای جابجایی هستند. پرتاب، دریافت، ضربه با پا، ضربه بالای سر و غلتاندن خرده آزمونهای دستکاری محسوب می شوند و به صورت کیفی رشد الگوی حرکتی مهارت های درشت را ارزیابی می کند. برای تعیین سطح رشدی کودکان و به سبب پیشگیری از تکرار آزمون درسه زاویه متفاوت دوربین فیلم برداری مورد استفاده قرار گرفت.
7-2: رشد حرکتی و مهارتهای حرکتی بنیادی در افراد کم بینا
یکی از محدودیتهایی که میتواند بر رشد مهارتهای حرکتی تاثیر بگذارد اختلال بصری (VI، کم بینایی) است، این اختلال بر همه جنبههای رشد حرکتی کودک تاثیر میگذارد و منجر به ضعف عملکرد در این کودکان میشود (ویسکار، 2007). براساس اطلاعات موسسه‌ی نابینایان ایالات متحده در حدود ۱۰ میلیون انسان از ناراحتی نابینائی و کم‌بینائی رنج می‌برند. کم‌بینائی میلیونها نفر را در جهان گرفتار ساخته و اندکی از آنها توانسته اند به ورزش و تندرستی روی بیاورند.
اختلال بینائی ناشی از یک سری عوامل است که از شایعترین آنها میتوان به ARMD (تحلیل سنی ماکولا)، عوارض شبکیه‌ای بیماری قند، آب‌سیاه و آب مروارید اشاره کرد. 5/1 میلیون از کودکان و ۵/۱۶ میلیون نفر از افراد ۴۵ سال در ایالات متحده به نوعی با اختلال بینائی مبتلا هستند، به طوری که حتی با استفاده از عینک و عدسی تماسی تا سال ۲۰۱۰، این جمعیت در کودکان به 2 و در 45 ساله ها به 10 میلیون نفر بالغ رسیده است. چرا که افزایش طول عمر افراد سبب شده تا اختلال بینائی از هر ۶ نفر یک نفر را مبتلا سازد. AMD به تنهایی ۶ میلیون آمریکائی بالای ۶۵ سال را دچار کم بینائی نموده است. بر طبق تحقیقات مختلفی از ماتیاس و همکاران 2013 در بررسی عملکرد مهارت های حرکتی درشت روی کودکان با و بدون اختلال بینایی ، ریمر و همکاران 2011 با هدف تاثیر تمرینات بزرگ بینی روی بهبود مهارت های حرکتی ظریف در کودکان با اختلال بینایی ، هوون و همکاران 2010 با هدف بررسی ارتباط بین شایستگی حرکتی، آمادگی جسمانی و ترکیب بدن در کودکان با و بدون اختلال بینایی، هاوی و همکاران 2008 با هدف بررسی عملکرد مهارتهای حرکتی در کودکان با اختلال بینایی کم و کودکان سالم ، ایپر و همکاران 2008 با هدف بررسی تواناییهای حرکتی درشت و خودادراکی بر رشد مهارت های کودکان با تاربینی، به این نتیجه رسیدند که کودکان دارای اختلال بینایی در مهارتهای حرکتی، شایستگی حرکتی و مشارکت در ورزش دچار مشکل هستند، که بیشتر تحقیقات جدید روی این کودکان متمرکز شده اند و تحقیقات به این نتیجه رسیده اند که با استفاده از برنامههای متناسب میتوان باعث افزایش مهارتهای حرکتی و مشارکت بیشتر در ورزش در این کودکان شد. اما بیشتر تحقیقات در مورد برنامه ثابتی برای این افراد اتفاق نظر ندارند. در همین راستا در تحقیق حاضر اثربخشی برنامه تمرینی ایروبیک بر رشد مهارتهای جابجایی این کودکان مورد بررسی قرار می گیرد.
8-2- آناتومی و ساختار سیستم بینایی
از لحاظ ساختاری، سیستم بینایی دارای سه بخش مجزا می باشد: 1. ارگان های حسی که چشمها هستند. 2. اعصاب بینایی که تصاویر بینایی را از چشم ارسال می کند و آن را به مغز منتقل می کند. 3. قشر بینایی، بخشی از مغز که مسئول تفسیر اطلاعات دریافت شده از اعصاب بینایی می باشد. وقوع مشکلات در هر بخشی از سیستم بینایی بر ادراک کودک تأثیر می گذارد، و زمان انتخاب استراتژی های مداخله ای مناسب باید مورد توجه قرار گیرد. این سه قسمت از سیستم بینایی وابسته به هم هستند. مشکلات یک ناحیه می تواند بر دیگری اثر گذار باشد. به طور آشکار، اگر تخم چشم آسیب ببیند که مانع از درگیر شدن آن در یک تصویر دقیق شود، یا اینکه اعصاب بینایی نتواند تصاویر را به درستی ارسال کند، مغز اطلاعات لازم برای تفسیر صحیح تصویر در اختیار نخواهد داشت. به طور مشابه، اگر مغز یک تصویر دقیق را دریافت کند در حالیکه نداند چگونه حس تصویر را به دلیل تداخلات ادراکی یا شناختی، ایجاد کند، کودک ممکن است انواع اطلاعات بیناییِ را که جهت توجه کردن به آن نیاز دارد، یاد نگیرد. و ممکن است تواناییِ توجه به جزئیات بیناییِ مربوط که برای یادگیری لازم است را از دست بدهد. بدین علت، توجه به همۀ جنبه های بینایی زمانی که در تلاش برای درک مهارت های ادراکی بیناییِ کودک هستیم، مهم است.
ساختار چشم. به نقل از میلر، مِناکر و بدشو(2002)،
رشد اولیه مهارت های بینایی
بینایی نقش مهمی در کمک به کودکان جوان برای رشد مهارت های شناختی، حرکتی و اجتماعی بازی می کند. در اوایل شش ماهگی قبل از تولد، چشمها شروع به آماده سازی نقششان، که تمرین حرکات عضلانی می باشد می کنند. سیستم بینایی از نظر آناتومیکی در هنگام تولد بالیده است. با وجود اینکه، نوزاد تازه متولد شده نمی تواند اشیاء را همانند یک کودک بزرگتر یا بزرگسال ببیند، به دلیل اینکه سیستم بینایی باید از طریق بالیدگی رشد گسترده ای در زمان یادگیری و تجربیات کودک از طریق درون داد بینایی شکل می گیرد، ادامه می دهد. بینایی یک نقش حیاتی در همه جنبه های رشد ایفا می کند، و بچه های متولد شدۀ بدون بینایی تأخیرات خاصی را نشان می دهند که بر مهارت های حرکتی، شکل گیری مفهوم، زبان و مهارت های اجتماعی اثر گذار هستند. زمانیکه یک کودک به مدرسه وارد می شود، بیش از 75% آموزش کلاس از ابزار بینایی نسبت به ابزار آموزش اولیه، استفاده می کنند. حتی هنگام یادگیری زبان، کودکان به مدلها و منابع بینایی جهت درک معنی و متون لغات استفاده شده برای آموزش، نیاز دارند.
فعالیت هایی جهت بهبود ادراکی بینایی
تفکیک اشکال به وسیله ی شکل، رنگ، اندازه، یا دیگر ویژگی ها را تمرین کنید.