منابع تحقیق با موضوع قوانین و مقررات خاص و سبک رهبری مشارکتی

تئوری چرخه زندگی یا تئوری رهبری موقعیتی توسط پال هرسی و کنت بلانچارد ارائه شد. این تئوری بر این عقیده است که رفتار مناسب با شیوه رهبری یا میزان بلوغ پیروان تغییر می کند. بلوغ اشاره به چگونگی برانگیختگی، شایستگی، تجربه و علاقه زیردستان در پذیرش مسئولیت دارد. با افزایش بلوغ زیردستان، رهبر نیز به تدریج از رفتار وظیفه مدار به سمت وظیفه مدار کم حرکت می کند و همزمان با آن از رفتار فرد مدار کم به سمت رفتار فرد مدار متوسط افزایش یافته و سپس کاهش می یابد(مصدق،1386).
این تئوری رفتار رهبر را از دو جنبه کارمند مدار و وظیفه مدار بررسی می کند. هرسی و بلانچارد در این تئوری با توجه به بلوغ کارکنان چهار سبک رهبری را بیان می کنند:
Widget not in any sidebars

1- سبک رهبری آمرانه: چنین رهبری وظیفه مدار می باشد و به کارکنان توجهی ندارد. نقش ها و مسئولیت های کارکنان را مشخص می کند و با تکیه بر قوانین، مقررات و دستورالعمل ها کارکنان را موظف می کند که در کجا و در چه زمانی، چه وظایفی را و چگونه انجام دهند.
2- سبک رهبری متقاعد کننده: چنین رهبری بسیار کارمندگرا و وظیفه گرا می باشد. قوانین و مقررات مربوط به کارها و حمایت از کارکنان را تنظیم و اجرا می کند.
3- سبک رهبری مشارکتی: چنین رهبری بسیار کارمندگرا می باشد ولی توجه چندانی به وظیفه ندارد. کارکنان را در فرآیندهای تصمیم گیری و برنامه ریزی مشارکت می دهد. ارتباطات سازمانی عمودی دو طرفه و افقی می باشد.
4- سبک رهبری تفویض اختیار به مرئوسان: چنین رهبری توجهی به کارمند و کار ندارد. در حقیقت رهبر کارکنان را در انجام وظایف شان آزاد می گذارد و کنترل خاصی بر آنها ندارد. قوانین و مقررات خاصی در مورد حمایت از کارمندان وجود ندارد.
رهبر چهار سبک بیان شده در بالا را با توجه به چهار مرحله بلوغ کارکنان در سازمان به کار می گیرد. این مراحل بلوغ عبارتست از :
مرحله اول بلوغ: در این مرحله افراد توانایی و تمایل پذیرش مسئولیت های انجام کار را ندارند.
مرحله دوم بلوغ : در این مرحله افراد مهارت های لازم را ندارند، بنابراین توانایی انجام کارها را ندارند. ولی تمایل پذیرش مسئولیت های انجام کار را دارند.
مرحله سوم بلوغ: در این مرحله افراد توانایی انجام کار را دارند، ولی تمایل پذیرش مسئولیت را ندارند.
مرحله چهارم بلوغ: در این مرحله افراد توانایی و تمایل پذیرش مسئولیت های انجام کار را دارند.
در مرحله نخست، زمانی که زیردستان تازه به سازمان می پیوندند، مناسب ترین سبک رهبری این است که مدیر بیشتر بر وظایف توجه داشته باشد، به افراد آموزش دهد و آنها را با قوانین و مقررات سازمان آشنا سازد. حتی پس از اینکه فرآیند یادگیری آغاز شد ولی شرایط به گونه ای باشد که زیردستان هنوز نتوانند مسئولیت ها را به صورت کامل بپذیرند، نوع رهبری باید مبتنی بر دستور دادن باشد. به مرور زمان توانایی کارمند برای پذیرش مسئولیت بیشتر می شود و برای انجام کارها انگیزه بیشتری پیدا خواهد کرد. در این مرحله مدیر جنبه حمایتی به خود می گیرد و به تدریج دست از نظارت و تشویق های آشکار بر می دارد. در مرحله چهارم زیردست دیگر نیاز به دستور و رهبری مستقیم ندارد.
2-8. تئوری های جدید در حوزه رهبری
2-8-1. رهبری کاریزماتیک
کاریزما، در اصطلاح به خصوصیت کسی گفته می‌شود که به شخصه و یا به عقیده دیگران، دارای قدرت رهبری فوق‌العاده است. این اصطلاح اغلب در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی به کار برده می‌شود تا زیرمجموعه‌ای از رهبرانی را که با استفاده از نیروی توانایی شخصی خود می‌توانند تأثیراتی عمیق و استثنایی در پیروان خود داشته باشند، توصیف کنند. وبر، کاریزما را چنین توصیف می‌کند: «ویژگی خاصی از شخصیت یک پدیده».
رهبری کاریزماتیک یا رهبری مبتنی‌بر جاذبه استثنایی، به‌گونه‌ای از رهبری گفته می‌شود که دارای قدرت و توانایی الهام‌بخشی به پیروان باشد و این در حالی است که توانایی‌ها صرفاً از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در این نوع رهبری، رابطه‌ای بدون استفاده از پاداش‌های مالی و اعمال زور برقرار می‌شود (کمالیان،1385).
2-8-2. ویژگیهای رهبری کاریزماتیک
– رهبران، وقتی کاریزماتیک هستند که چشم‌اندازهای آنان بسیار متضاد با وضعیت کنونی باشد، ولی در عین حال باید برای پیروان آزادی عمل وجود داشته باشد که آن را بپذیرند یا نه (کمالیان،1385).
– رهبران کاریزماتیک، ممکن است ریسک‌های شخصی بالا را بپذیرند و هزینه‌‌های بالایی را متحمل شوند و از خود گذشتگی کنند تا به اهداف مشترک برسند.
– رهبران کاریزماتیک، مهارت خود را در فراتر رفتن از نظام موجود از طریق به کار بردن ابزارهای نامتعارف و استثنایی به اثبات می‌رسانند.
– رهبران کاریزماتیک، رفتارهایی را که بدیع و غیر عادی‌اند به کار می‌برند و ریسک‌های شخصی‌ای را انجام می‌دهند که به احتمال زیاد به منافع شخصی آنها ضرر می‌زند.