مقطع نازک و مشاهده

شکل2-10-الف : انکلاوهای مافیک کروی، ب : انکلاوهای زاویهدار در سنگهای فلسیک، (تصاویر مربوط به جنوب روستای مجیدآباد).
آینه گسلی، ترک، شکاف و خرد شدگی مشاهده شده در سنگهای مافیک میتواند ناشی از فعالیت تکتونیکی بعد از جایگیری توده باشد (شکل 2-11الف). تفاوت مقاومت سنگهای مافیک در برابر هوازدگی در سنگهای جنوب شرق روستای مجیدآباد شکلهای زیبا و جالب را بر این سنگها حک کردهاند (شکل 2-11ب)، در سنگهای این منطقه نیز کانیزایی آهن (شکل 2-11پ) و اپیدوتی شدن (شکل 2-11ت) قابل مشاهده میباشد.

شکل 2-11- الف: شکستگی در توده مافیک در اثر فعالیت تکتونیکی بعد از جایگیری توده، دید به سمت شمال غرب، ب: تاثیر هوازدگی بر سنگهای مافیک دید به سمت جنوب، پ : کانی زایی آهن در سطح سنگ ت: کانیزایی اپیدوت ،(تصاویر مربوط به جنوب روستای مجیدآباد).
Widget not in any sidebars

2-3- سنگ نگاری
به منظور انجام مطالعات میکروسکپی، از بین نمونههای برداشت شده طی بازدیدهای صحرایی، تعداد 50 نمونه مناسب، جهت تهیه مقطع نازک و مطالعات سنگنگاری انتخاب گردید. سنگهای تشکیل دهنده توده گابرویی کوه پریشان حدفاصل روستاهای زرینه تا تکیه بالا را بر اساس مطالعات سنگنگاری، میتوان در دو گروه گابرو و دیوریت دسته بندی نمود.
2-3-1- گابروها
گابروها در نمونه دستی متراکم و تودهای دانه متوسط تا دانه درشت به رنگ سبز تیره تا سیاه هستند. سنگشناسی آنها نشان میدهد طیف ترکیبی این نمونهها شامل گابرو، کوارتز گابرو، هورنبلند پیروکسن گابرو میباشد (شکل 2-12).

شکل (2-12) تصاویر نمونه دستی گابروها، الف: هورنبلند پیروکسن گابرو، ب:گابرو، پ: بافت پورفیروئیدی در گابرو.
بافت غالب در گابروها دانهدار نیمه شکلدار، افتیک، ساب افتیک، اینترگرانولار، پوئیکیلیتیک و پورفیرئیدی است.
کانیهای اصلی این گروه مشابه ولی از نظر فراوانی تفاوت دارند. این کانیها شامل پلاژیوکلاز، پیروکسن و هورنبلند می باشند.
پلاژیوکلاز کانی اصلی روشن گابروها 40 تا 70 درصد حجم مقاطع گابروها را تشکیل میدهد، اندازه بلورهای آن از 1/0 تا 5 میلیمتر، دارای ماکل پلیسنتتیک، متقاطع (شکل 2-13الف) و اغلب زونینگ میباشند و دچار تجزیه شده است که به کانیهای اپیدوت، کلینوزوئیزیت و کانیهای رسی تبدیل شده است (شکل2-13 ت). بلورهای آن نیمه شکلدار تا شکلدار می باشد. در صورتی که فواصل زاویهدار بین پلاژیوکلاز به وسیله کانیهای تیره با جهت یافتگی تصادفی اشغال گردد به این بافت اینترگرانولار یا بین دانهای گویند (سپاهی 1381). بلورهای پلاژیوکلاز در گابروها گاهی فضاهای چند وجهی را ایجاد کردهاند که توسط پیروکسن و هورنبلند این فضاها پر شده است و تشکیل بافت اینترگرانولار میدهند.

شکل (2-13) تصاویر میکروسکپی در نور (XPL) از گابروها، الف: ماکل متقاطع بلورهای پلاژیوکلاز(جنوبمجیدآباد)، ب: بافت ساب افتیک در هورنبلند پیروکسن گابرو(شمال شیروانه)، پ: اپیدوتی و سریسیتی شدن بلور پلاژیوکلاز و بافت پورفیروئیدی در گابرو(جنوبمجیدآباد) ت: ماکل پلیسنتتیک واپیدوتی شدن فنوکریست پلاژیوکلازها(شمال شیروانه). نشانهها: Aug: اوژیت، Pl: پلاژیوکلاز، Mag: مگنتیت، Hbl: هورنبلند، (Whitney and Evans,2010) .
در بافت افتیک بلورهای پیروکسن بلورهای ریزتر پلاژیوکلاز را در بر گرفتهاند و در بافت ساب افتیک بلورهای ریز پلاژیوکلاز مقداری کشیدهتر شده و مرزهای بلورهای درشت پیروکسن را طوری قطع میکنند که مرزها نامشخص میشود (سپاهی 1381)، در گابروها بلورهای ریزتر پلاژیوکلاز در بلورهای درشتتر پیروکسن قرار میگیرند و گاه مرز بلورهای پیروکسن نامشخص شده و بافت افتیک، ساب افتیک را ایجاد میکنند (شکل 2-13ب). بلورهای پلاژیوکلاز در بعضی نمونههای دستی به راحتی با چشم غیر مسلح قابل تشخیص میباشد (شکل2-12پ) و بافت پورفیروئیدی را به وجود میآورند این بافت بیانگر تبلور حداقل دو مرحلهای ماگما است (شکل2-13پ). در بافت پوئی کیلیتیک یک سری بلورهای درشت، بلورهای ریز را به صورت ادخال (میانبار) در خود گرفتهاند (سپاهی1381). در مقاطع گابروها وجود بلورهای پیروکسن، آمفیبول و آپاتیت در درون پلاژیوکلازها بافت پوئی کیلیتیک را نشان میدهد.
پیروکسن کانی فرومنیزین اصلی در گابروهاست که به صورت شکلدار تا نیمه شکلدار، در اندازه 7/0 تا 3 میلیمتر متبلور شده است. کلینوپیروکسنها حدود 25 تا 40 درصد و ارتو پیروکسنها حدود 0 تا 4 در صد میباشد (شکل2-14ب).کلینوپیروکسن در بعضی مقاطع داری منطقهبندی است و با توجه به اختصاصات نوری آن شامل خاموشی مایل (با زاویه ای حدود 40 درجه)، رنگ تداخلی (سبز کمرنگ و چند رنگی سبز تا زرد و صورتی کمرنگ) احتمالاً از نوع اوژیت میباشد. تبدیل شدگی بلورهای اوژیت به کلریت (شکل 2- 9 ت) و اکتینولیت (شکل 2-14پ) در نمونههای دگرسان شده قابل مشاهده میباشد که حاصل فعالیتهای دگرسانی میباشد که متاثر از محلولهای گرمابی است. تمرکز اکسیدهای آهن و تیتان ریز بلور نیز در درون بلورهای اوژیت دیده میشود (شکل2-14 الف).
جانشینی اوژیت توسط هورنبلند در بیشتر مقاطع مشاهده میشود که این جانشینی از حاشیه بلورهای اوژیت شروع شده و به سمت مرکز در حال گسترش است و قسمت مرکزی اوژیت میباشد (شکل2-14الف)، جانشینی کلینوپیروکسن به وسیله آمفیبول در گابروها بیانگر افزایش فشار بخار H2O در ماگما است این جانشینی در شرایط نزدیک انجماد رخ داده است (Azer et al., 2012).