مقاله قانون جدید مجازات اسلامی و ادله اثبات دعوی

دانلود پایان نامه
  • در نظام ادله معنوی، دلایل شمارش شده نیستند و به اختیار قاضی است. ارزش دلیل را قاضی مشخص می‌کند و هر دلیلی که قاضی را به قناعت وجدانی برساند، مهم و معتبر است. وی افزود: در این نظام دست قاضی برای تحصیل دلیل باز است. قاضی برای کشف حقیقت تحقیق می‌کند و نقش قاضی در ارایه دلیل و اداره دلیل به طورکامل فعال است.این استاد دانشگاه با اشاره به نظام ادله مختلط توضیح داد: در این نظام ضمن اینکه دلایل احصا شده است و ارزش آن نیز مشخص شده است، لیکن دست قاضی در کنار این ادله شمارش شده و ارزش‌گذاری شده باز است. در این نظام قاضی برای کشف حقیقت تحقیق می‌کند و هدف دادگاه از دادرسی فقط فصل خصومت نیست، بلکه رسیدن به حقیقت و واقعیت قضیه است.
    اصل و مبنای اثبات جرایم در نظام ادله معنوی، اقناع وجدان، علم، یقین و اطمینان قاضی است. در این نظام قاضی می‌تواند از کلیه وسایل و طرق مشروعی که قانون مقرر داشته، برای وصول قناعت وجدانی خود بهره جوید. نظام ادله معنوی دارای دو اثر بسیار مهم است. اول اینکه، قاضی در جمعآوری و توسل به هر نوع دلیل که قانون اعتبار و مشروعیت آن را گواهی میکند، آزادی کامل دارد. دیگر اینکه هیچ دلیلی خود به خود و فی النفسه دارای قدرت اثباتی مطلق که قاضی را ملزم به پذیرش کند، نیست.
    ب: اصل آزادی قاضی یا دادگاه در تعیین ارزش اثباتی دلیل
    در نظام ادله معنوی قاضی برای ارزیابی و سنجش ادله و شواهد موجود در پرونده و نیز اعتبار و طرق کسب و شیوه حصول آنها آزادی کامل دارد. در این نظام، اقناع وجدانی قاضی موضوع مهم و اصلی است. قاضی با در نظر گرفتن همه دلایل و جهات مختلف به وقوع جرم یا عدم وقوع آن یا عدم انتساب جرم به متهم رای می‌دهد. در واقع با چیدمان همه آن چه که در تحقق این اقناع می‌تواند موثر باشد، یک نتیجه کلی می‌گیرد. با این نوع نگاه می‌توان گفت دلایل در عرض هم هستند و هریک می‌تواند در دیگری اثر مثبت (پشتیبانی و تقویت) یا منفی (تضعیف) بگذارند.
    ج: طریقت داشتن ادله و آزاد بودن قاضی در تصمیم گیری نهایی بر اساس قناعت وجدان
    در این روش قاضی از راههای گوناگونی برای کشف حقیقت استفاده میکند. لازمه این کوشش این است که از ابتدای تشکیل پرونده کیفری مامورین و قضات بتوانند آزادانه در تحصیل دلایل و ارزیابی آنها اقدام کنند. بنابراین هم مامورین و ضابطین دادگستری و هم قضات دادسرا و دادرسان دادگاه کیفری همه مشمول این نظام میشوند. ضمن اینکه مراتب و درجات اعتبار کارهای هر یک را قانون معین میکند تا مبادا به حقوق و آزادیهای اشخاص و خصوصاً متهم لطمه وارد نشود.
    دلیل این امر این است که برخلاف امور مدنی که بار اثبات دعوی بر عهده اصحاب دعوی است، در امور کیفری این دستگاه عدالت کیفری است که باید اتهام را اثبات کند. از این رو بسته نگه داشتن دست قضات و تهدید این اختیار در حد قضات و دادرسان دادگاه نقض غرض و مانع حصول هدف است. پذیرش اصل آزادی قاضی کیفری در اقناع به صورت مستقیم و غیر مستقیم منجر به دو نتیجه مهم میشود. یکی آزادی تحصیل دلیل و دوم، آزادی سنجش ادله اثبات دعوی است.
    گفتار سوم: نظام حاکم بر ادله اثبات دعوی در حقوق جزای اسلام یا فقه امامیه
    اگر مقصود از «علم قاضی» همان اطمینان یا ظن متأخم به علم بوده و در تحصیل آن هم دست قاضی باز باشد که از طرق متعارف و عقلایی استفاده نماید، باید قبول کرد که دادرسی جزایی اسلامی از لحاظ قواعد اثباتی، دست کم تا حد زیادی همان است که امروزه مرسوم و متداول می‌باشد، در غیر این صورت یعنی اگرعلم قاضی» از دیدگاه فقها به مفهوم دیگری باشد، نظام دلایل در حقوق جزای اسلامی به سیستم دلایل قانونی نزدیک خواهد شد.
    فقهای امامیه تقریباً همگی برآنند که قاضی معصوم می‌تواند براساس علم خود در همه دعاوی قضاوت کند و ظاهراً قول مشهور در میان آنان این است که علم قاضی غیر معصوم نیز، هم در حقوق الناس و هم در حقوق الله، از راههای اثبات جرم یا موضوعات دیگر بوده، حکم دادرس بر اساس آن نافذ و معتبر می‌باشد.
    الف: مفهوم علم قاضی
    «علم» به کسر عین به معنای دانستن، دانش، معرفت و شناخت، یقین، اظهار کردن، روشن نمودن، دلیل، حجت، برهان و درک و فهم نسبت به حقیقت امری و در مقابل جهل و نادانی است.
    در اصطلاح فقهی و حقوقی، علم قاضی در معانی زیر به کار رفته است:
    نخست- داشتن وصف دانش و آگاهی و درجه‌ای از دانش که برای قضاوت لازم و ضروری است.
    دوم- آگاهی و دانشی که برای دادرس از طریق ادله ابرازی و با خواندن و بررسی پرونده و تحقیق از اصحاب دعوا حاصل می‌‌شود. ‌
    این نوع علم قاضی را علم «حصولی» یا علم «حاصل از ادله» گویند.
    سوم- آگاهی و دانش شخصی که خارج از پرونده و ادله ابرازی و از طریق شنیدن، دیدن و.. حاصل می‌شود.
    این نوع علم قاضی را علم «شخصی» یا علم «ناشی از حضور قاضی» گویند.
    طبق ماده 211 قانون جدید مجازات اسلامی علم قاضی عبارت است از یقین حاصل از مستندات بین در امری است که نزد وی مطرح میشود.
    ب: مفهوم حجیت بینه
    تعریف بینه: کلمه بینه در قرآن و روایات ما ذکر شده و فقها و متشرعین نیز این کلمه را در مواردبسیارى به‌کار مىبرند.
    این کلمه در لغت به معناى مطلق وضوح مى باشد و در این باره قاموساللغه در ماده البین مىگوید: و بان‌بیانا: اتضح فهوبین.
    و در لسان العرب مى گوید: وبان الشى بیانا: اتضح فهو بین، یعنى آنچه که واضح شده است بین مىگویند.
    و در فرهنگ معین چنین آمده است: بینه به معناى دلیل روشن و آشکار و برهان واضح است در قرآن نیز این کلمه چندین بار آمده است و راغب اصفهانى در کتاب مفردات بینه را چنین معنا مىکند: والبینه، الدلاله الواضحه عقلیه کانت او محسوسه ، بینه به معناى دلالت واضح و روشن است عقلى باشد و یا حسى.
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.