مقاله رایگان درباره سرمایه گذاری در اوراق بهادار و بازده سرمایه گذاری


Widget not in any sidebars

در دنیای واقعی، همبستگی های کامل به ندرت وجود دارد. اوراق بهادار معمولاً با یکدیگر رابطه همبستگی مثبت و ناقص (0 < rij< 1) دارند. بنابراین، اگرچه می توان ریسک را کاهش داد ولی نمی توان آن را کاملاً حذف کرد.
بازده سهام تعدیل شده بر اساس ریسک
سرمایه گذاری در اوراق بهادار فرآیندی دو بعدی شامل ارزیابی ریسک و بازده سرمایه گذاری می باشد. این دو عامل دو روی یک سکه هستند که اگر فردی بخواهد تصمیماتی در این خصوص اتخاذ کند،باید هر دو روی سکه را مورد ارزیابی قرار دهد. بنابراین،بدون در نظر گرفتن ریسک نمی توان صرفاً از طریق بازده به بررسی راه حلهای مختلف سرمایه گذاری پرداخت. اگر چه تمامی سرمایه گذاران بازده بیشتر را ترجیح می دهند،لکن باید در نظر داشت که سرمایه گذاران ریسک گریز هستند. از این رو، برای ارزیابی درست عملکرد سرمایه گذاری ها باید بازده آنها براساس ریسک تعدیل گردد. غالباً معیار عملکرد تعدیل شده بر اساس ریسک برای مقایسه سرمایه گذاری های مختلف مورد استفاده قرارمی گیرد. با استفاده از مفاهیم تئوری بازار سرمایه و CAPM و مفاهیم ریسک و بازده،سه محقق به نامهای ویلیام شارپ، جک ترنر و مایکل جنسن در دهه 1960 معیارهایی را برای ارزیابی عملکرد سرمایه گذاری با در نظر گرفتن ریسک ارائه کردند. این معیارها در این قسمت مورد بررسی قرار می گیرند.
معیار RVAR
معیار «پاداش به تغییرپذیری» (RVAR) توسط برنده جایزه نوبل،اقتصاددان معروف «ویلیام شارپ» مطرح شده است و بازده پرتفولیوی اوراق بهادار رابر مبنای ریسک کل آن اندازه گیری می کند. معیار RVAR به صورت زیر ارائه می شود:
که در آن:
RVAR = معیار نسبت پاداش به تغییرپذیری
RP = بازده واقعی پرتفولیو برای یک دوره
Rf = بازده بدون ریسک
= انحراف از استاندارد (ریسک) کل بازده پرتفولیو
صورت کسر بازده مازاد پرتفولیو یا بازده بالاتر از نرخ بدون ریسک را اندازه گیری می کند که به آن صرف ریسک نیز گفته میشود. در مخرج کسر نیز از انحراف معیار به عنوان معیار ریسک کل پرتفولیو استفاده می شود. بنابراین RVAR بازده مازاد هر واحد از ریسک کل را اندازه گیری می کند و هر چه میزان آن بیشتر باشد،عملکرد پرتفولیو به همان اندازه بهتر خواهد بود.
Expected Return
Rf
Standard Deviation
نمودار 2-3

همانگونه که در نمودار مشاهده می شود،هر میزان نسبت RVAR بالاتر باشد شیب خط مرتبط کننده بازده با ریسک کل تندتر خواهد بود و بالعکس. به عبارت دیگر،معیار RVAR شیب خط را از Rf تا جایی که پرتفولیو مورد ارزیابی قرار می گیرد،اندازه گیری می کند. هر چه شیب خط مربوط به یک پرتفولیوی سرمایه گذاری تندتر باشد،آن سرمایه گذاری دارای عملکرد بهتری خواهد بود.
بعضی از صاحب نظران به دلیل اینکه انحراف از استاندارد به عنوان معیاری برای اندازه گیری ریسک، هر دو طرف مثبت و منفی انحراف را به عنوان ریسک در نظر می گیرد،معیار RVAR را مورد انتقاد قرار داده اند. آنها اظهار می کنند که انحراف از استاندارد مثبت برای سرمایه گذار نامطلوب نیست،پس چرا می بایست از آن پرهیز کند؟
برخی از صاحبنظران نیز درباره ماهیت کوتاه مدت بودن انحراف از استاندارد بحث می کنند و معتقد هستند که بازده اوراق بهادار در درازمدت دارای توزیع نرمال نمی باشد. با این حال، این معیار به عنوان یک معیار اندازه گیری ریسک بوده و نزدیکترین میزان به اندازه گیری ریسک کلی می باشد و علاوه بر این،معیارهای دیگری نیز وجود دارند که در کنار آن می توانندمورداستفاده واقع شوند.
معیار RVOL
تقریباً همزمان با شارپ (دراواسط دهه 1960) جک ترنر معیار مشابهی را با نام «نسبت پاداش به نوسان پذیری بازده» ارائه کرد. ترنر مانند شارپ در صدد ایجاد ارتباط میان ریسک پرتفولیو با بازده آن برآمد، اما با این فرض که پرتفولیوها به اندازه کافی متنوع هستند، میان ریسک کل و ریسک سیستماتیک تمایز قائل شد. معیار RVOL به صورت زیر ارائه می شود: