مقاله رایگان درباره رشته تربیت بدنی و آمادگی جسمانی

دانلود پایان نامه

پژوهشگران با استفاده از فرایندی به نام نقاط روشن، اطلاعات مربوط به ادراک حرکتی انسان را شناسایی کردند.این فرایند، شامل قرار دادن چراغ یا نقاط نورانی بر روی مفاصل مدلی است که اجرای او فیلم برداری میشود.پس از آن پژوهشگر فیلم را به آزمودنی نشان می دهد. بدن مدل در فیلم دیده نمی شود و آزمودنی فقط نقاط روشن روی مفاصل را می بیند. شواهد اولین استفاده از این روش (جو هانسن 1973 )نشان داد که آزمودنی ها توانستند الگوهای مختلف گام برداری، مانند راه رفتن و دویدن را با مشاهده حرکت نقاط روشن تشخیص دهند. پژوهشگران دیگر (کاتینگ و کزلوسکی 1977) نشان دادند که آزمودنی ها در واقع توانستند دوستان خود را شناسایی کنند. هونکمپ(1978) با استفاده از شبیه سازی رایانه ای نشان داد که مردم شناسایی الگو های مختلف گام برداری، از نسبت مدت زمان بین تاب خوردن ساق پا به جلو و عقب استفاده می کنند.
افراد می توانند بدون دیدن تمام بدن یا همه اعضای متحرک آن، الگوهای مختلف حرکت را به دقت و به سرعت تشخیص دهند، دوم مردم برای تشخیص یک الگوی حرکتی، ویژگیهای آن را مانند سرعت حرکت عضو ادراک نمی کنند، بلکه رابطه تغییر ناپذیر زمانی بین دو بخش تشکیل دهنده حرکت را به عنوان مهمترین اطلاعات درک میکنند. از این نتیجه میتوانیم فرض کنیم که این روابط ثابت در حرکت های هماهنگ، اطلاعات مهم مربوط به یادگیری مشاهدهای را به وجود می آورد.

  • تأثیر ویژگی های مهارت:
    پژوهش ها درباره اثر بخشی نمایش مهارت بر یادگیری آن، به نتایج دو پهلویی رسیده است. برخی پژوهشگران دریافتهاند که نمایش مهارت نسبت به سایر شیوه هــای آمـوزش به یادگیری بهتری منجــر می شود، در حالیکه برخی دیگر به این نتیجه نرسیده اند اما همانگونه که مگیل و شوانفلدر – زهدی (1996) خاطر نشان کردند، دقت بیشتر در پژوهش ها نشان میدهد که اثر نمایش بر یادگیری مهارت، به ویژگی های مهارت وابسته است. مهمترین اثر سودمند نمایش زمانی است که آموختن مهارت، به کسب الگوی تازهای از هماهنگی نیازمند باشد.
    مشاهده نمایش صحیح مهارت:
    اصل عمومی نمایش مهارت این است که نمایش دهنده باید آن را صحیح اجرا کند، که پژوهش هایی مانند پژوهش لندرز و لندرز (1973) از این اصل حمایت می کند. در این پژوهش نتایج نشان داد که استفاده از مدل ماهر در مقایسه با مدل غیر ماهر، منجر به اجرای بهتری از سوی شاگردان شد.
    چرا نمایش دقیق تر مهارت، به یادگیری بهتر منجر می شود؟ ادبیات پژوهشی به دو دلیل اشاره می کند،دلیل اول به بحث پیشین مادرباره ادراک اطلاعات مربوط است.اگر مشاهده گراطلاعات مربوط به الگوهای تغیر ناپذیر حرکت را ادراک و استفاده کند،منطقی است که کیفیت اجرا پس از مشاهده نمایش، به کیفیت نمایش مربوط باشد. دلیل دیگراین است که علاوه برگرفتن اطلاعات مربوط به هماهنگی مشاهدهگر اطلاعات مربوط به راهبردهای مدل را برای حل مسائل حرکتی نیز ادراک میکند. در واقع،مشاهده گر در تلاشهای اولیه خود در اجرای مهارت، آن راهبردها را تقلید میکند.
    الگوهای شنوایی:
    بحث ما تا اینجا به نمایش بینایی اختصاص داشت.با این حال،مهارتهایی وجود دارد که در آنها،نمایش بینایی کمتر ازسایر روشهای نمایش موثر است. مهارت هایی که هدف آنها، حرکت کردن درمدت مشخصی (مدت ملاک) است،نمونه ای از این مهارتها است.دراین نوع مهارتها شکل شنوایی نمایش،موثرتر است.
    پژوهش دودی، برد و راس (1985) نمونه خوبی برای تشریح سودمندی اثر بخشی الگوسازی شنوایی است. در این پژوهش آزمودنیها به سه گروه تقسیم شدند، گروه اول، گروه های نمایش بینایی و شنوایی، پیش از هر کوشش تمرینی،به نوار ویدویی عملکرد یک مدل ماهر توجه کردند. گروه دوم، گروه نمایش بینایی، نوار مزبور را بدون صدا تماشا کرد.گروه سوم، گروه نمایش شنوایی فقط صدای عملکرد مدل را شنید و اجرای او را ندید.نتایج نشان داد که گروهی بهتر از دو گروه دیگر عمل کرد که فقط صدای اجرای الگوی ماهر را شنیده بود نکته جالب توجه این است که گروه نمایش بینایی، بهتر از گروه کنترل عمل نکرد مهارت هایی نیز هست که الگوسازی شنوایی برای یادگیری آنها به اندازه الگوسازی بینایی موثر است. یادگیری توالی آهنگین یک رشته از گام های رقص، نمونه خوبی از این مهارت ها است.برای مثال؛ در پژوهش ویتس و بوکرس (1995)، افرادی که تجربهای در موسیقی و رقص نداشتند،یک توالی سی و دو گامی رقص را آموختند.گروهی که فقط صدای گام ها را شنیدند، زمان بندی آهنگین این توالی را به خوبی گروهی آموختند که هم صدا را شنیدند و هم اجرای آن را دیدند.
    یکی از مشکلات آموزش های کلامی، داشتن اطلاعات خیلی کم یا خیلی زیاد است و در نهایت ممکن است آنچه را برای اجرای مهارت مورد احتیاج شاگرد است، در اختیارش نگذارد.(موسوی،1386)
    ورزش بسکتبال و مهارتهای مختلف آن:
    ورزش بسکتبال را در سال 1891، دکتر جیمز نی اسمیت ، یکی از استادان رشته تربیت بدنی کالج اسپرینگ فیلد در ایالت ماساچوست ابداع کرد.از آنجا که در این ورزش از توپ و سبد استفاده می شد، دکتر اسمیت، این ورزش را بسکتبال نامید.
    علت ابداع این ورزش آن بود که ورزشکاران رشته بیسبال بتوانند در فاصله بین دو فصل مسابقات ، در زمستان آمادگی جسمانی خود را حفظ کنند. اولین بازی رسمی، با قوانین و مقررات اصولی، یک سال بعد، در سال 1892 اجرا شد و مورد توجه بسیاری از جوانان قرار گرفت .
    این ورزش را نخستین بار طی سالهای 1314 و 1315 آقایفریدون شریف زاده معلم ورزش دبیرستان البرز پایه گذاری کرد.
    ورزش بسکتبال، دارای ده قانون و 61 ماده قانون است.در بازی بسکتبال برای تربیت یک بازیکن حرفه ای توجه به فرایند زیر ضروری به نظر می رسد :
    آموزش و تقویت توانایی های حرکتی عمومی
    آموزش وتوسعه تکنیک ها یا حرکات اساسی
    تقویت و توسعه قابلیت های جسمانی- حرکتی
    توسعه و تمرین مهارت های اساسی در شرایط مسابقه
    مهارتهای مختلفی در بسکتبال وجود دارند که عبارتند از :
    مهارتهای پایه:تعادلو کار با توپ
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.