مقاله رایگان درباره تحلیل رگرسیون چندگانه و دانش‌آموزان دختر

دانلود پایان نامه

3.501-
3.464

  • 2.368
    .000
    .000
    0.001
    0.001
    0.001
    0.019
    برای مطالعه تاثیر همزمان متغیرها بر پیشرفت تحصیلی، از تحلیل رگرسیون چندگانه با روش گام به گام استفاده شده است. با استفاده از رگرسیون می توان میزان تاثیرگذاری هر یک از مراحل رشد اخلاقی و نیز شادکامی را بر پیشرفت تحصیلی، با یکدیگر مقایسه کرد تا روشن شود کدام یک تاثیر بیشتری بر پیشرفت تحصیلی داشته‌اند.
    طبق نتایج، ضریب رگرسیون (beta) برای متغیر شادکامی معادل 0.26 و برای متغیر مرحله دوم رشد اخلاقی معادل با 0.110- و برای متغیر مرحله سوم رشد اخلاقی معادل با 0.056- و برای متغیر مرحله پنجم رشد اخلاقی معادل با 0705 و برای متغیر مرحله ششم رشد اخلاقی معادل با 0.112 می‌باشد. این بدان معناست که با یک واحد افزایش در متغیر شادکامی، معادل با 0.26 به پیشرفت تحصیلی فرد افزوده می‌شود. همچنین با یک واحد افزایش در متغیر مرحله دوم رشد اخلاقی، معادل 0.110 از پیشرفت تحصیلی فرد کاسته می‌شود (به دلیل منفی بودن این ضریب). همچنین با یک واحد افزایش در متغیر مرحله سوم رشد اخلاقی، معادل 0.056 از پیشرفت تحصیلی فرد کاسته می‌شود (به دلیل منفی بودن این ضریب). همچنین با یک واحد افزایش در متغیر مرحله پنجم رشد اخلاقی، 0.705 به پیشرفت تحصیلی افزوده می‌شود و نیز با یک واحد افزایش در متغیر مرحله ششم رشد اخلاقی، 0.112 به پیشرفت تحصیلی افزوده می‌شود.
    ضریب تعیین () در این مطالعه برابر با 0.291است. این بدان معناست که پنج متغیر وارد شده به معادله –یعنی شادکامی و مراحل دوم، سوم، پنجم و ششم رشد اخلاقی- توانسته اند . 0.291 واریانس تغییرات مربوط به متغیر پیشرفت تحصیلی را تبیین کنند. با توجه به سطح معناداری .000 می توان گفت نتایج رگرسیون در سطح 99% معنادار است.
    سایر متغیرهای تحقیق (مراحل اول و چهارم رشد اخلاقی) به دلیل سهم اندکی که در توضیح سازگاری اجتماعی داشتند، از معادله رگرسیون حذف شدند.
    فصل پنجم
    بحث و نتیجه گیری
    1-5- مقدمه
    در این فصل، به بررسی نتایج حاصل از آزمون فرضیه پرداخته و در پایان محدودیت های تحقیق و برخی توصیه ها و پیشنهادهای عملی و نظری را ارائه می کنیم. در پایان نیز منابع و مآخذ و نیز پیوست های پایان نامه ذکر خواهد شد.
    2-5 -فرضیه اول
    بین رشد اخلاقی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر منطقه هفده شهر تهران رابطه مستقیم معنادار وجود دارد.
    با توجه به مقدار ضریب v کرامر بدست آمده (535/0) و سطح معناداری آن (000/0) می توان گفت بین رشد اخلاقی و پیشرفت تحصیلی، در سطح 99% رابطه معنادار وجود دارد. یعنی تغییر در سطح رشد اخلاقی، با تغییراتی در پیشرفت تحصیلی فرد، همراه است. بنابراین فرضیه اول تایید شد.
    همچنین طبق نتایج بدست آمده از محاسبه رگرسیون، با یک واحد افزایش در متغیر مرحله دوم رشد اخلاقی، معادل 0.110 از پیشرفت تحصیلی فرد کاسته می‌شود (به دلیل منفی بودن این ضریب). همچنین با یک واحد افزایش در متغیر مرحله سوم رشد اخلاقی، معادل 0.056 از پیشرفت تحصیلی فرد کاسته می‌شود (به دلیل منفی بودن این ضریب). همچنین با یک واحد افزایش در متغیر مرحله پنجم رشد اخلاقی، 0.705 به پیشرفت تحصیلی افزوده می‌شود و نیز با یک واحد افزایش در متغیر مرحله ششم رشد اخلاقی، 0.112 به پیشرفت تحصیلی افزوده می‌شود.
    چنانچه در فصل دوم به تفصیل بیان شد، از جمله عواملی که در دنیای امروز می‌تواند بر پیشرفت تحصیلی افراد تاثیرگذار باشد، سطح رشد اخلاقی است. رشد اخلاقی فرایندی است که افراد از طریق آن به توانایی انطباق رفتار خود با معیارهای درست و نادرست دست پیدا می‌کنند (ربر و ربر، 2001). از آنجایی که دانش یک شخص درمورد آنچه که درست یا غلط، خوب یا بد است (اصول اخلاقی)، احتمالا دارای جنبه‌های شناختی کوتاه مدت (انتظارات، ارزیابی و اسنادها) و درازمدت (باورها و فرضیه‌ها) می‌باشد، آنها دائماً به‌وسیله مکانیسم‌های شناختی عالی‌تری (هشیار و اتوماتیک) بازبیین و کنترل می‌شوند که رفتار او (برای مثال پیشرفت تحصیلی) را تعیین می‌کند.
    کلبرگ، سه سطح و شش مرحله را در فرایند تحول اخلاقی شناسایی کرده است: سطح اول، سطح اخلاق پیش‌قراردادی است. سطح دوم، سطح اخلاق قراردادی است که در مرحله اخلاق «پسر خوب، دختر خوب» و نیز اخلاق بر اساس قانون و نظم را دربر می‌گیرد. سطح سوم، اخلاق فراقراردادی است که مراحل اخلاق مبتنی بر میثاق اجتماعی و اخلاق بر اساس اصول جهانی را شامل می‌شود. او سپس با درنظر گرفتن دو مرحله به عنوان زیر مجموعه هر سطح اخلاقی، در مجموع مراحل شش‌گانه‌ای را برای رشد اخلاقی در نظر می‌گیرد.
    گفلینر (1986) در مطالعه‌ای در زمینه بررسی رابطه بین رشد خود و قضاوت اخلاقی چند گروه از نوجوانان 12 تا 21 ساله، به ارتباط بین قضاوت اخلاقی و سطوح مختلف تحصیلی نیز توجه کرده است. وی در این پژوهش دریافت که بین این دو متغیر رابطه معنادار وجود دارد. به عبارت دیگر، این مطالعه نشان داد که بین آزمودنی‌های وی که در رده‌های سنی متفاوتی قرار داشتند، از لحاظ مراحل قضاوت اخلاقی تفاوت وجود دارد. شیور (1987) 2700 دانشجو را در دو مقطع زمان هنگام ورود به دانشگاه و در زمان فراغت از تحصیل از نظر رشد قضاوت اخلاقی مورد مطالعه قرار داد. یکی از نتایج تحقیق این پژوهشگر از وجود تفاوت معنادار بین نمره‌های بار اول و دوم دانشجویان در قضاوت اخلاقی حکایت می‌کند. گزارش شیور نشان می‌دهد که نمره‌های دانشجویان در قضاوت اخلاقی در زمان فراغت از تحصیل افزایش چشمگیری داشته است. فینگر (1991) از مطالعه قضاوت اخلاقی 159 دانشجو به این نتیجه رسید که تحصیلات دانشگاهی بهترین متغیر پیش‌بینی رشد اخلاقی است. این یافته با نتایج تحقیقات رست و توما (1985) که دوره‌های تحصیلات دانشگاهی و فعالیت‌های فوق برنامه را مناسب‌ترین بستر برای تقویت و تحکیم مبانی و ارزش‌های اخلاقی می‌دانند، همسویی دارد. پیش از این پژوهشگران، هافمن (1977) از مطالعه بر روی دانش‌آموزان دبیرستانی به این نتیجه رسیده بود که تحصیلات رسمی بهترین متغیر پیش‌بین قضاوت اخلاقی است. وایت (1988) نیز از مطالعه بر روی 159 بزرگسال دریافت که بین قضاوت اخلاقی و سطوح تحصیلات و آموزش بزرگسالان رابطه وجود دارد. بالاخره رست (1991) و کلوس (1991) با مطالعه گسترده خود بر وجود رابطه بین قضاوت اخلاقی و سطوح مختلف تحصیلات رسمی، صحه گذاشتند.
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.