مقاله رایگان درباره اختلال شخصیت اجتنابی و درمان شناختی رفتاری

دانلود پایان نامه

از جمله تحقیقات دیگر می توان از توانهای حرکتی و عملکرد حرکتی مرتبطبا افراد سیگاری درون گرا و برون گرا(1986) توسط «او-کانر»ادراک اولیه والدین نسبت به تشخیص اختلال شخصیت اجتنابی (1989) توسط استراونسکی، الی و فرانچی،واکنش خود مختاری و شخصیت 1990 توسط «لیسترواکروکیمچیک» و شخصیت و نشانه های ابعاد MCMI II (1990) توسط لور،کمپیل،استرک،و لمنین نام برد.
آرگئوه سگورا و توروبیا در سال 1987 پژوهشی در رابطه را با همبستگی تیروکیسن و هورمون محرک تیروئید با اندازه گیری شخصیت انجام داد:

  • چنانچه بین بیماران روان تئی و آزمودنی های تندرست،مطالعه تطبیقی انجام پذیرفت و تفاوت در نیمرخ های تندرست،مطالعه تطبیقی انجام گرفت و تفاوت در نیمرخ های تیروکسین 4.او هورمون محرک تیروئید (TSH) آشکار گشت.
    همچنین همبستگی ای با آزمون های شخصیتی شخصیت سنخ چند وجهی مینه سوتا (MMPI) مقیاس بوئیدن احساس (SSS) و مقیاس آمادگی تنبیه(SP) به دست آمده است عبارتند از:
    بین پوئیدن احساس و هورمون محرک تیروئید (TSH) ضریب همبستگی صفر وجود دارد.
    بین بیشتر مقیاس های زمینه ساز افسردگی-اضطراب(درونگرایی اجتماعی-خودبیمار انگاری-افسردگی-آمادگی جهت تنبیه) و نیمرخ هایتروکسین(T04) ضریب همبستگی مثبت وجود دارد.
    مقیاس هیپومانیا(MA) با نیمرخ تیروکسین T04 در گروه بیمار همبستگی مثبت نشان داده است ولی در گروه تندرست ارتباط معنی داری منفی است.
    ونتورا،گونزالز،آلارکن موردولیابریس در سال 1989 پژوهشی انجام داد در مورد شخصیت و همودیالیزم مزمن.با مشاهده و مطالعه زمان تحت درمان بیماران همودیالیزه تاثیر آن بر روی شخصیتشان نمایان شده است نمونه های این پژوهش عبارت ازدو گروه همودیالیزه برونگرا برابر با 64نفر و یک گروه کنترل برابر با 33نفر هستند.بیماران همودیالیزه یاد شده گروهی هستند که سالها تحت درمان قراردارند (گروه 1 برونگرایان <4 سال و گروه 2 برون گرایان>4 سال ) جهت مطالعه و بررسی متغییرهای شخصیتی از پرسشنامه شخصیتی آیزینگ استفاده شده است نتایج حاصله از کاربرد آزمون تفاوت معنی داری در روان رنجوری (سطح 02/0) برون گرایی(05/0)و دروغ یا دروئی سطح(01/0)بین خرده گروه های آزمایشی نشان می دهد.همچنین در گروه های کنترل 0 آزمایشی تفاوت معنی داری در روان رنجوری (سطح 01/0) برون گرایی (سطح 01/0)و در دروغ یا دروئی(سطح 001/0)وجود دارد.
    همچنین بر روی گروه آزمایشی برونگرایان روان رنجوری بالایی(x=73/1) مشاهده شده که با حد پائین برون گرایی(x=41/8) و دروغ یا دروئی (x=29/9) مرتبط است.بر طبق نتایج مشاهده تاثیر مدت زمان درمان بر روی عواطف گروه های دیالیزه دارای تفاوتهای معنی داری است.در گروه 2 برون گرایان مشاهده شده که نمرات بر روی سه بعد شخصیتی کاهنده و تفاوتهای معنی دار را نشان می دهد.
    پژوهشی در سالهای 1990 و 1991 توسط روی در ارتباط با مقایسه متغیرهای شخصیتی در بیماران و گروه کنترل طبیعی.این پژوهش بر روی حجم نمونه 86 نفر صورت گرفته استکه 46 نفر آنها را بیماران افسرده و 42 نفر باقیمانده را افراد عادی در گروه کنترل تشکیل داده اند.در پژوهش فوق 7 متغیر شخصیتی بر روی 4 پرسش شخصیتی مورد اندازه گیری قرار گرفته است. نتایج حاصله نشان می دهد که درون گرایان،روان رنجوران و خصومت گرایان معنی داری بالایی را کسب کرده،همچنین آنها در عزت نفس نسبت به گروه کنترل معنی داری پایینی را به دست آوردند.یک خرده آزمون مشابه در بیماران افسرده مونث که در حال بهبودی و سرحالی به سر می برده اند نشان می دهد که بین نمرات به دست آمده نسبت به گروه کنترل مونث ها در روان رنجوری و خصومت گرایی،دارای معنی داری بالایی هستند.همچنین معنی داری بر روی تعدادی از هفت متغیر شخصیتی اندازه گیری شده در بیماران افسرده ملانکولیک و غیر ملانکولیک و یا بین بیماران افسردگی یک قطبی یا دو قطبی مشاهده نشده است.
    فیرو ولک مر(1990) ،یارک،یورک،ذرکار(1982) بین اضطراب امتحان و تیپ شخصیتی –رفتاری A همبستگی معناداری را گزارش کردند.آنها دریافتند که افراد تیپ A سخت کوش،ترس کم از شکست در امتحان دارند.در حالیکه افراد تیپ A تحریک پذیر و بی قرار زیادی از شکست در امتحان می ترسند.نتایج بیانگر این است که اضطراب امتحان با مولفه تلاش برای پیشرفت تیپ شخصیتی A همبستگی مثبت معناداری بین اضطراب امتحان و مولفه تحریک پذیرتر بی قرار تیپ شخصیتی A می باشد (فیدرو و ولک مر1990)پارک،بروک،ذرکا(1982) دریافتند که مولفه تلاش برای پیشرفت تیپ شخصیتی A با ترس از شکست ارتباط منفی دارند.اما مولفه تحریک پذیر تیپ شخصیتی A با ترس از شکست رابطه مثبت دارد.
    و پس،هال و استوت(1990)فیرو و ولک مر(1990) بین اضطراب امتحان و منبع کنترل درونی همبستگی منفی معناداری بدست آوردند.
    یوهانس،ترینوس،آسکرم(1979) در پژوهش دریافتند که بیماران دارای سطح پایین آندروفین بطور معنی داری،نمره بالاتری در هیجان خواهی داشتند تا بیمارانی که دارای سطوحبالای آندروفین بودند.رتیمن(1978) ملاحظه کرد ترشح هورمونهای آندروژن وتستوسترون در افراد هیجان خواه نسبت به افراد دیگر بیشتر است و مورفی و همکاران بین هیجان خواهی و پلاکت خونی و پلاکت خونی همبستگی منفی بدست آوردند به عبارتی هیجان خواه ها میزان کم ضد سطح پلاکت خونی را دارا هستند دیوید و همکاران (1983) با بررسی هیجان خواهی و مصرفی مواد در دانشجویان کارشناسی بدست آوردند که مصرف دارو با نمرات بالا در هیجان خواهی ارتباط مثبت داشت نتایج حاکی است که هیجان خواهی به عنوان یک همبسته و تقویت کننده ای مصرف مواد در دانشجویان است.
    بررسی ویلز(1994) نشان داد هیجان خواهی با ویژگیهای شخصیتی برونگرایی ارتباط دارد.پژوهش های زاکرمن و همکاران (1992) نیز نشان داده است که فشار خون اشخاص برونگر هیجان خواه و تیپ A در مقایسه با کسانی که این ویژگی های شخصیتی را ندارند بالاتراست.گاورا(1990) عقیده داشت که برون گرایی با هیجان خواهی رابطه دارد.
    مورفی و همکارانش بین هیجان خواهی و پلاکت خونی همبستگی متی بدست آوردند به عبارتی هیجان خواه ها میزان کمی از سطح پلاکت خونی را دارا هستند.
    ومبروسکی در سال(1977) مشخص می کند افراد بلند پرداز و خوداعمال سنخ A دو برابر بیشتر از سنخ افراد B به بیماری کروفری قلبی مبتلا شده اند در سنین 49-39 سالگی از 1000 مرد سنخ A 5/10مرد سنخA 7/18مورد به بیماری کروفر قلبی مبتلا می شوند در حالی که 9/8مورد از این بیماری در مردان سنخ B مشاهده می شود.به عقیده گرانتز و گلاس(1984) رفتار سنخ A مطابق با دقیق ترین معیار علت شناسی مطرح شده از طرف همدیگر شناسان است به این معنی که شخصیت A زمینه ساز شروع بیماری کروفرقلبی است و آن اینکه سنخ رفتاری بطور قطعه در علت شناسی این بیماری نش دارد و یا لااقل در تسریع مشکلات بالینی این دخیل است.
    ویلیامیز،اوبرین و کولدن(2004) در طی پژوهشی به این نتیجه رسیدند که در بعد روان رنجوری افرادی که روان رنجوری بالا دارندتلاش کمتری برای رفتارهای مربوط به سلامتی دارند.این افراد بیشتر درگیر رفتارهای پرخطر می شوند.
    (هاروات،زاکرمن 1997) این مسائل را نشان می دهند که نوعی آمادگی شخصیتی برای رفتارهای پرخطر جنسی وجود دارد.افرادی که از مسئولیت پذیری بالایی برخوردارند،کارکرد خوبی در اجتماع دارند و کمتر به رفتارهای پرخطر روی می آورند. هنسن و بروک(2001) در طی بررسی مطلبی بیان کردند که شخصیت مهمترین عامل زیرساز در ابتلا به رفتار پرخطر است و این تصور وجود دارد که این افراد دارای ضعف های شخصیتی هستند که آنها را نسبت به این اتفاقات آسیب پذیر می سازد.
    پژوهشهای مختلف نشان داده اند که میزان نوروزگرایی (کرایرک،راکرمن،مک کورمیک(1998) برونگرایی رجک بنس و ماتئوی 1998 نقل از عبدالله 1386)وتکانش وری در افراد معتاد به مواد مخدر بالا است.
    پژوهش گر یون ،چامورو پریمازیک،آرتچ و فورنهام(2008) نشان داد که برون گرایی ،انعطاف پذیری و توافق پذیری با سلامت روانی ارتباط مثبت دارند.هم چنین بین روان رنجورخویی و سلامت روانی ارتباط منفی وجود داشت.
    پژوهش دنیو و کوپر (1998) گزارش کرده است که از بین 5 عامل ،برون گرایی و وظیفه شناسی قوی ترین عامل پیش بینی کننده سلامت روان است.فونتانا(1998) که به بررسی رابطه بین سلامت عمومی و ویژگی های شخصیتی دانشجویان پرداخت،نشان دادکه سلامت عمومی با برون گرایی رابطه مستقیم و با روان رنجورخویی رابطه معکوس دارد.
    مطالعه فاسینو و همکاران(2001) تفاوتهایی را در سرشت و منش افراد مبتلا به اختلالات خوردن نشان داد.در این مطالعه گروه بی اشتهایان عصبی سطوح بالایی از آسیب پرهیزی نسبت به گروه کنترل و پر اشتهایان عصبی سطوح بالایی از نوجویی را نشان دادند.همچنین هر دو گروه سطوح پایینی از خود راهبری وهمکاری نشان دادند.
    در مطالعه اندرسون و همکاران(2002) درمان شناختی رفتاری به طور مثبت بر مولفه های خود راهبری و آسیب پرهیزی سرشت و منش بیماران مبتلا به پرخوری عصبی تاثیر گذار بود.
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.