مقاله درمورد کودکان و نوجوانان و مکتب روابط انسانی


Widget not in any sidebars

بنا به تعریف جدید، زوج خوشبخت بر این باورند که پختگی به معنای آن است که هم در هنگام خوشبختی و هم در هنگام مشکلات همدلانه در کنار هم باشند.
از نظر زوج خوشبخت این که خود آنها ( زن و شوهر) چه احساسی دارند، مهمتر است. آن ها برای خویشتن خویش و ارتباط میان خود ارزشی بیشتر از تأییدات بیرونی قائل اند روشن است که تلاش در جهت تبدیل شدن به این چنین زوج کاملی آسان نیست. اما نتایجی که این تلاش می آورد ارزش به جان خریدن این سختی را دارد ( گودی، 1998؛ به نقل از آقاجانی و همکاران، 1392).
2-1-7- مقایسه باور ها و عقاید زوج های سالم و غیر سالم:
1- آرزو داشتن، میل داشتن در مقابل اجبار گرایی: زوج های سالم از خواسته ها، آرزو ها و تمایلات خود در روابط زناشویی مطلع اند اما اصرار و الزامی در خواسته ها و انتظارات خود ندارند. وقتی این آرزو ها و امیال برآورده نشوند در آنها احساس نارضایتی و ناخشنودی ایجاد خواهد شد و به دنبال آن هر یک تلاش می کند فعالیت سازنده ای برای کاهش ناخشنودی به عمل آورند. اما زوجین آشفته این آرزو ها، امیال و خواسته ها را به قطعیت، الزام و اجبار تبدیل می کنند و با ارضا شدن آنها دچار آشفتگی شدید عاطفی و رفتاری خواهند شد(یاکیلن، 2010)
2- ارزیابی در مقابل وحشتناک سازی: زوجین عادی حوادث ناخوشایند را بد تلقی می کنند و عقیده دارند حادثه بد یا خیلی بد اتفاق افتاده آنها می گویند: خیلی بد شد و فعالانه در جستجوی راه حل بر می آیند. اما زوجین غیر عادی اگر یک حادثه غیر قابل انتظار و خلاف ارزش های استبدادی خود بیابند آنرا وحشتناک، خوفناک، مایه آبروریزی و نابود شدن خودشان یا ازدواجشان می دانند(یانگ، 1999).
3- پذیرش و تحمل کردن در مقابل غیر قابل تحمل بودن: در زوجین سالم وقوع یک حادثه بد یا انجام یک رفتار خلاف انتظار از همسرشان موجب احساس ناخشنودی می گردد اما حادثه، رفتار و گفتار همسرشان را قابل تحمل می دانند، گاهی آنرا طبیعی اما بد تلقی می کنند، اما زوجین آشفته رفتار خلاف انتظار یا حادثه بد را غیر قابل تحمل و غیر قابل قبول می دانند. آنها می گویند : من اصلاً تحمل این را ندارم که ببینم تو این رفتار را انجام دهی(رایس، 1995)
4- پذیرش در برابر الزام: در زوج سالم هر یک می دانند طرف مقابلشان یک انسان است و او نیز جایزالخطاست و این خطاهای او ممکن و قابل پذیرش است. به طور طبیعی امکان خطا و اشتباه برای هر انسانی وجود دارد. آنها این حالت همسر خود را به طور طبیعی و بدون قید و شرط می پذیرند، اگر خطایی یا رفتاری از همسر خود مشاهده کردند سعی می کنند به همسرشان کمک کنند تا آن رفتار را انجام ندهد و اگر لازم باشد در برداشت های خود تجدید نظر می کنند زیرا احتمال این را می دهند که ممکن است موضوع را اشتباه بفهمند یا اصلاً این باور که این کار و عمل همسر اشتباه است را در صورت لزوم برای خود زیر سوال می برند (الیس،1999).
یکی از مهمترین منابع تعارض چه در سطح درون فردی و چه در سطح میان فردی و گروهی ارزش ها هستند. ارزش ها عبارت است از شیوه یا عملی که یک شخص یا یک جمع به عنوان آرمان می شناسد و افراد یا رفتارهایی که بدان نسبت داده می شوند مطلوب و مشخص می سازد. رابینز اشاره می کند که مهمترین متغیر و شاید هم فراموش شده ترین آن در مطالعه تعارض اجتماعی نظامهای ارزشی متمایز از یکدیگر می باشد (رابینز، 1986).
شواهد زیادی وجود دارد که مؤید این نکته است که راهبردهای مبتنی بر تشریک مساعی در برابر پدیده تعارض، عاقلانه ترین و اثربخش ترین راه برای برخورد با آن است. تأکید مکتب روابط انسانی بر جنبه های روان شناختی تعارض می باشد که نتیجه رابطه متقابل غلط بین افراد و یا سوء تفاهمات و ادراکات می باشد و به تعبیری تضاد یک بیماری به حساب می آید که می باید با ارتباطات بهتر و یا وسایل مشابه بهبود یابد( میرکمالی، 1381).
2-1-8- هرم تعارض
اگر تعارض حل نشود، به رشد خود ادامه می دهد. در این قسمت بر فرایند سلسله مراتبی تعارض تمرکز کرده و در مورد ارزش تصمیم گیری سر یع در پیش گیری از مشکلات و بحران ها، صحبت خواهیم کرد. برای درک بهتر مراحل تعارض به شکل الف نگاه کنید، تعارض را م ی توان به صورت یک پیوستار از دامنه بحث درباره مسایل روزانه تا بحران ها در نظر گرفت . سه سطح پایینی در هرم تعارض، دلایل شایعی که افراد را در بحث و ارتباط با هم قرار می دهد، مثل گپ زدن درباره وقایع روزانه، بحث کردن درباره عقاید خود، بیان احساسات خود و نظیر آن نشان می دهد. این بحث ها عموماً دارای سطح پایینی از تنش است و برای هر نوع تصمیم گیری فشار کمی وجود دارد. با چهار سطح بعدی هرم، تنش افزایش می یابد و نیاز به تصمیم گیری به وجود می آید و آگاهی از نیاز به تصمیم گیری مقدم بر تصمیم گیری است. اگر تصمیمی که باید گرفته شود، اتخاذ نشود، می تواند باعث ایجاد مشکلی شود که نیاز به حل دارد. اگر مشکل حل نشود، منجر به بحرانی می شود که حل آن دشوارتر می شود(السون، 1995؛ به نقل از صحت، 1393).
2-1-9- عوارض تعارض:
اولسون و همکاران(1999؛ به نقل از نعیمی، 1392) در زمینه چگونگی مبارزه منصفانه در روابط عاشقانه و ازدواج چنین بحث می شود که تعارض کلامی اگر سازنده باشد نه تنها قابل پذیرش است، بلکه مطلوب هم می باشد. طبق گفته های ایشان آن زوج هایی که با هم می جنگند در کنار هم می مانند زیرا می دانند که چطور با یکدیگر معقولانه تر بجنگند. زوج هایی که نمی جنگند و مسائل شان را حل نمی کنند. ممکن است از نظر هیجانی از یکدیگر فاصله بگیرند. زمانی که همسران از تعارض و احساسات همراه با آن مثل خشم، حسادت، تنفر برای توجه به جنبه هایی از رابطه شان که نیاز به تأمل و کار دارد استفاده کنند این تعارض می تواند پشتیبان آن ها باشد. اگر همسران روش سازنده ای را برای مقابله با تعارض به کار نگیرند، ممکن است به تدریج از یکدیگر جدا شوند.
2-1-10- تعارض و هیجانات مربوط به آن
هرچه روابط صمیمانه تر باشد تعارض بیشتری محصول آن است. اما اکثر زوج ها از تعارض و هیجانات منفی همراه با آن خشم، رنجش، حسادت، دلخوری، آزار، تنفر، انزجار، می ترسند و مشکلاتی در یادگیری چگونگی مقابله با آن دارند. یک روش رایج برای مقابله با این هیجانات، فرونشانی آنها با این آرزو است که خود هیجانات در طول زمان ناپدید می شوند. دو دلیل قدرتمند برای فرونشانی هیجانات منفی وجود دارد، یکی دلیل اجتماعی و دیگری دلیل روان شناسی.
دلیل اجتماعی: بسیاری از فرهنگ ها دارای تابوهایی علیه ابراز خشم هستند. این پیام چه کلامی و چه غیر کلامی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است و می گوید «افراد شایسته و خوب خشمشان را نشان نمی دهند خشم غلط است و نشان می دهد که برای رابطه اتفاقی وحشتناک رخ داده است» با این پیام لازم است که افراد احساسات درست و خالص شان را انکار کنند و آن را دور از دسترس نگه دارند.
دلیل روان شناسی: فرونشانی هیجانات منفی با عدم اعتماد به نفس و نا ایمنی انسان مرتبط است افراد فکر می کنند «اگر اجازه بدهم دیگران بدانند واقعاً چه فکر می کنیم و واقعاً چه کسی هستیم، ما را دوست نخواهند داشت و حتماً طرد می شویم» و از این جهت خشم و تعارض خود را نشان نمی دهند. در روابط صمیمانه همسران برای یافتن یک تعادل ظریف بین وابستگی به یکدیگر و استقلال از یکدیگر در حال کشمکش اند. برخی ناظران آن را تعادل وابستگی متقابل نامیده اند. در خانواده ها نیز کودکان و نوجوانان برای افتراق خودشان از والدین و همشیرانشان و برای مراقبت از قلمرو و اعتقاداتشان کمشکمش می کنند. افراد در جستجوی فردیت اند و در همان حال سعی می کنند روابط صمیمانه شان را حفظ کنند. به طور کلی افراد به دلیل این فرض مشهور که عشق متضاد تنفر است، نسبت به تعارض دارای نگرش منفی هستند ولی حقیقت این است که هم عشق و هم تنفر دو احساس شدیدند به جای تضاد آن ها بیشتر شبیه به دو روی سکه اند. مرز میان آن دو بسیار ظریف است ولی احساسات عشق اغلب مقدم بر احساسات تنفر است. بنابراین هنگامی که احساسات منفی سرکوب شوند احساسات مثبت نیز می میرند( شیری، 1387).
2-1-11- مسائل مولد تعارض
هنگامی که تعارضی به وجود می‌آید، در پس پرده زوجین در زمینه‌های مختلفی با یکدیگر تفاهم کامل را ندارند که عوامل زیادی در بروز مشکل دخیل است اما مهم‌ترین موارد عبارتند از: عوامل مذهبی؛ شامل تفاوت‌های مذهبی (غالباً تضاد مذهبی)، رفتار و عقاید خلاف اعتقادات مذهبی.
عوامل فرهنگی؛ شامل تفاوت‌هایی در نوع نگاه به زندگی مشترک، تفاوت‌های قومی یا شهری- روستایی.
عوامل زیستی؛ شامل نازایی، وضعیت چهره و مشکلات مربوط به سلامت و بیماری
عوامل عاطفی؛ شامل عواطف خشک و سرد و عدم درک یکدیگر، مشکلات در روابط جنسی، تندخویی و پرخاشگری.