مقاله درمورد سبک‌های غیرمؤثر و مشکل‌ساز و برخورد منفعلانه


Widget not in any sidebars

به گزارش هال فورد و همکاران (2003) بررسیها و پژوهش های فراوانی درباره یآموزش افزایش ارتباط توسط فین چام (1990)، کریس تنس و هیوی (1999)، دیروهال فورد (1998)، گورنی و جکوب سون (1990) و مارک من (1998) انجام شده است، نشان می دهد همسرانی که در برنامه های مهارت آموزشی شرکت کرده اند، رضایت بیشتری در زندگی زناشویی خود گزارش نمودند (برگرفته از شفیعی نیا، 1384).
2-1-21- رعایت قواعد حل تعارض
هسون و همکاران( 2010؛ به نقل از حلیمه و همکاران، 1393) نکاتی که شایسته است توسط همسران برای حل تعارض به صورت گام‌به‌گام مورد توجه جدی قرار گیرند، از این قرار است:
1- همسران زمان و مکان مناسبی برای بحث در نظر گیرند. همسران با دقت مکانی را انتخاب کنند که بدون حواس پرتی و بدون مزاحمتی برای چاره‌اندیشی، بتوانند در مورد مسایل صحبت کنند. انتخاب زمان و ساعت معین با توافق قبلی طرفین نیز اهمیت دارد.
2- تعریف مسئله‌ی یا مشکلی که در مورد آن اختلاف نظر دارند. شفاف کردن مسئله به‌گونه‌ای که هر دو نفر بدانند، در مورد یک مسئله‌ی مشترک صحبت می‌کنند.
3- سهم هر یک از همسران در ایجاد مشکل مشخص شود. به‌ندرت فقط یک نفر مقصر است. مشارکت دوطرفه در مسئولیت‌پذیری، ایرادگیری از طرف مقابل را حذف می‌کند.
4- همسران تلاش‌های ناموفق گذشته را برای حل مشکل مرور کنند. مرور رویکردهای ناموفق گذشته به همسران کمک می‌کند که به طرح موضوع با راه حل‌های جدید تأکید کنند.
5- روش‌های جدید برای حل تعارض به بارش فکری گذاشته شود. در این مرحله شایسته است که همسران برای جالب شدن و خوشایند شدن جریان حل تعارض همه‌ی راه حل‌ها، حتی عقایدی را که ممکن است عجیب یا کوته‌بینانه به‌نظر رسد فهرست کنند. البته هنگام بارش فکری هیچ عقیده‌ای ارزیابی نمی‌شود. قدم بعدی بحث و ارزیابی عقاید است.
6- در مرحله‌ی بحث و ارزیابی راه حل‌های ممکن، جنبه‌های مثبت و منفی همه‌ی راه حل‌های پیش‌نهادی ارزیابی می‌‌شود.
7- یکی از راه حل‌هایی که هر دو زوج با آن موافق هستند، انتخاب می‌شود.
8- هر یک از زوجین برای انجام راه حل، مسئولیتی می‌پذیرد و در صورت امکان وظیفه‌ی خود را یادداشت می‌کند.
9- جلسه‌ی دیگری به منظور بحث درباره‌ی پیش‌رفت کار مشخص می‌شود. این مرحله توافق درباره‌ی زمان و مکان مناسب برای صحبت در مورد پیشرفت کار را می‌طلبد.
10- تشکر و تحسین همسران از یک‌دیگر برای مشارکت در حل مشکل، بهترین پاداش قدردانی است هسون و همکاران ( 2010؛ به نقل از حلیمه و همکاران، 1393).
2-1-22- سبک‌های غیرمؤثر و مشکل‌ساز
سبک‌های غیرمؤثر مدیریت تعارض، که موجب بروز مشکلاتی در روابط همسران می‌شود، اَشکال متعددی دارد که شایع‌ترین آن سبک‌های «رقابتی»، «اطاعت و تسلیم» و «اجتنابی» است.
سبک‌ رقابتی: برای همسرانی که در برخورد با تعارض‌ها از سبک رقابتی استفاده می‌کنند، زندگی زناشویی به مثابه میدان جنگ است. «هدف آن‌ها «کسب قدرت» و «برنده شدن» حتی به قیمت زیر پا گذاشتن حقوق و احترام دیگری است. آن‌ها بدون توجه به نظر همسرشان، به خواسته‌ی‌ خود اصرار می‌ورزند و معمولاً از روش‌های پرخاشگرانه مثل فریاد یا اعمال زور استفاده می‌کنند. پیامد چنین سبکی ایجاد خشم در رابطه است» (محمدپور و همکاران،1389).
سبک اطاعت و تسلیم: «سلطه‌پذیری» ویژگی همسرانی است که این سبک را در حل تعارض به کار می‌گیرند. آن‌ها هنگام بروز تعارض، از خواسته‌های خود به نفع علایق و نیازهای همسرشان می‌گذرند؛ به امید آن‌که تعارض خاتمه یابد و آرامش برقرار شود. هدف آن‌ها حفظ رابطه به هر قیمتی است. چنین سبکی ممکن است در کوتاه‌مدت مزایایی داشته باشد؛ اما پیامد آن احساس ناکامی، سرخوردگی و افسردگی است که در نهایت به ارتباط صدمه می‌زند.
سبک اجتنابی: «در این سبک، هنگام تعارض، همسران یا موضوع را تغییر می‌دهند و یا به‌طور ساده از آن کناره می‌گیرند و صحنه‌ی تعارض را ترک می‌کنند. حال آن‌که برخورد منفعلانه با تعارض‌ها، نتیجه‌ی عکس می‌دهد و موجب بروز تعارض‌های مکرر می‌شود(مهرابی زاده و همکاران، 1391)..
اجتناب همسران از گفت‌وگو در مورد تعارض‌ها، ممکن است به بی‌احساسی آن‌ها نسبت به هم -‌ نه احساس تنفر و نه عشق- منجر شود. بر اساس نتایج یک تحقیق در کشور، وجود تعارض‌های حل نشده موجب افزایش تبادلات رفتاری منفی و کاهش صمیمیت همسران نسبت به هم می‌شود. هم‌چنین اکثر تعارض‌ها در روابط همسران، مربوط به روابط با خانواده‌ی همسر و فرزندان است تا خود زوجین. در مواجهه با تعارض، بیش‌تر همسران، به‌ویژه زنان از روش انفعالی و اجتنابی برای حل تعارض استفاده می‌کنند و روش‌هایی مثل سکوت، فرار، انکار و تحریف، به‌ویژه برای زنان، روش مناسب تلقی شده و اطرافیان نیز به آن توصیه و تشویق می‌کنند (شفیعی، 1393).
به باور اولسون، تعارض انسان‌ها در بسیاری جهات شبیه به عملکرد اتومبیل است. او می‌گوید: «وقتی موتور ماشین در بزرگراه ایراد پیدا می‌کند، نمی‌توانیم به‌راحتی ماشین را رها کنیم و سه روز بعد به آن‌جا برگردیم و انتظار داشته باشیم که ماشین حرکت کند. هم‌چنان ‌که، نمی‌توانیم یک رابطه را به حال خود رها کنیم و موقع برخورد مجدد با آن، انتظار داشته باشیم که مسئله خودبه‌خود حل شده باشد. مسایل به مرور زمان ناپدید نمی‌شوند و بنابراین اگر به مسایل ارتباطی توجه نشود، آن‌ها به‌تدریج بزرگ می‌شوند» (اولسون و همکاران،1992؛ به نقل از نعیمی و همکاران، 1393).
2-2- ازداوج
2-2-1- مقدمه