مقاله درمورد افزایش درآمد و مکان کنترل

دانلود پایان نامه
  • از طرف دیگر، به استناد ادعای پانچنکو (Panchenko, 1975) Fusarium Orobanche اولین بار در سال 1930 توسط Jacevskij از گل جالیز در روسیه جدا شد. در سال 1951 آزمایشاتی در همین کشور انجام شد و کارایی قارچ F. Orobanche jac. را در کاهش آلودگی به گل جالیز در مزارع توتون بین 86 تا 100 درصد نشان داد (Kott, 1969).
    بنابر گزارش بارلوی و پلهاتی (Barloy & Pelhate, 1962) این گونه (F. Orobanche ) روی O. ramose نیز بیماریزا بوده است. این قارچ روی بذور استریل شده جو یا یک محیط محتوی آرد و کلش ذرت قابل کشت بود. این ماده به عنوان «محصولF » شناخته شد و برای 80 روز بقا پیدا میکرد (Fomin, 1954). قارچ مذکور توسط بیلاج (Bilaj, 1955) بعنوان (Appel & Wollenw) Bilaj Fusarium oxysporum Var. orthoceras نامگذاری و معرفی شد (Panchenko, 1975).
    به استناد گزارش ناراسیمهان و تیرومالاچار (Narasimhan & Thirumalachar, 1954) عامل بیماری اسکلروتینیایی گل جالیز (O. cernua) در هند، گونه Sclerotinia orobanche میباشد. همچنین یک گونه قارچ عامل سفیدک پودری به نام Sphaeroteca fuliginea روی گل جالیز (Orobanche spp) بیماریزا میباشد (Poletaeva et al., 1963).
    در سالهای 1970-1968 نژادهای مختلفی از F.oxysporum f.sp.Orobanches از سه ایالت شوروی ربای کنترل گل جالیز چلیپائیان تهیه شد. یک نژاد مهاجمتر قارچ در حفرههای محل کشت نشاء کلم به میزان 500kg/ha قبل از کشت بکار رفت. این عمل باعث پوسیده شدن ساقههای گل جالیز به میزان 44 تا 67 درصد گردیده در حالیکه به میزبانهای خود (خانواده چلیپائیان و گوجه فرنگی) حمله نمیکرد (Timchenko, 1972). حاصل این مطالعات بدست آمدن نژادی از F. oxyrporum f. sp. Orobanches Appel & Wollenw. Bilaj) بود که تحت عنوان محصول F» نام گرفت و بکار گرفته شد (Nalepina, 1917; Panchenko, 1975). همچنین به استناد گزارش سزارد (Cezard, 1973) در بعضی موارد جنینهای بذر گل جالیز به پاتوژنهایی مثل Pytium spp, Fusarium spp. فوق العاده حساس هستند.
    استانکویچ (Stankevich, 1971) نیز یک فرم مخصوص از گونه Colletotrichum lagenarium را از O.aegyptiaca جدا کرده که تنها روی این انگل بیماریزا میباشد.
    در زمینه کنترل بیولوژیک گل جالیز گونه O. aegyptiaca در مزارع توتون مطالعات کابولوف و خالیموف (Kabulov & khalimov, 1974) نشان داد که کاربرد F. Orobanche بههنگام کاشت توتون باعث پوسیده شدن ساقههای گل دهنده و غدههای گل جالیز شده ولی به گیاه میزبان (توتون) صدمهای وارد نمیکند. قارچ روی آگار- سیب زمینی در ارلن برای مدت 2 تا 3 سال قابل نگهداری بود. برای کاربرد قارچ در خاک، ابتدا مخلوطی از خوراک کنسانتره دام با کلش خرد شده غلات مخلوط شده و در آب خیس خورده و بوسیله اشعه استریل نسبی گردیده و سپس با کالچر قارچی مخلوط میگردید. کاربرد این مایه تلقیح در حفرههای محل کشت توتون، در عمق 12 تا 25 سانتیمتری، از ظهور ساقههای گل جالیز جلوگیری کرد.
    در آن سالها بیشترین تحقیقات توسط پانچنکو (Panchenko, 1974; Panchenko, 1975) انجام گردید. آزمایشات مزرعهای وی در خاکهای شنی در سال 1971 نشان داد که کاربرد قارچ F. oxysporum var. orthoceras به میزان 100 گرم در هر متر مربع، تعداد ساقههای گل جالیز (O. aegyptiaca) را از 90 تا 97 درصد کاهش داده و همچنین درصد قند هندوانه را نیز افزایش داد. در یک بررسی دیگر در روسیه شش گونه زیگومیست، چهارگونه آسکومیست و 18 گونه دوترومیست از گل جالیز جدا شد. در این میان قارچهای F. latritium, F. gibbosum, و Verticillium microsporum بعنوان پاتوژن O. mutelii شناخته شدند. همچنین F. latritium از O. cumana و O. ramose جدا گردید و F. sambucunum نیز بعنوان پاتوژن O.cernua شناخته شد (Taslakhyan & Grigorian, 1978).
    دوآفالا و همکاران (Duafala et al., 1975; Duafala et al., 1976) از ساقه نکروز شده گل جالیز گونه O. ramose قارچ Rhizoctonia solani جدا کردند. آنها نشان دادند که جدا شده R. solani باعث کاهش جمعیت گل جالیز به میزان 78 درصد شده و به مدت یک ماه باعث تأخیر در ظهور گل جالیز میگردد و همچنین قدرت گل جالیز را در حمله به میزبان کاهش داده و منجر به عدم موفقیت بذرها جهت پارازیتاسیون میگردد.
    در مجارستان هودوسی (Hodosy, 1981)از گونه O. ramose قارچها F. solani, F. oxysporum و F. equiseti را جدا کرد که از این میان، F. solani گونه غالب بوده اما در تستهای بیماریزایی بجز یکی از جدایههای F. Oxysporum بقیه بعنوان پارازیتهای اختیاری عمل کردند.
    در سالهای1981 نیز مطالعات در خصوص کنترل بیولوژیکی گل جالیز در روسیه ادامه یافت. پانچنکو (Panchenko, 1981)امکان کنترل بیولوژیک O. aegyptiaca را در مزارع هندوانه و گوجه فرنگی توسط قارچ F. Oxysporum Var orthoceras بررسی کرد. گل جالیز در مرحله تولید غده و قبل از آنکه ساقهای تولید نماید کنترل گردید.
    کارهای تحقیقاتی المنوفی (Almenoufi, 1986) در مصر روی آلودگی تخمدانهای O. crenata متمرکز بود. وی از تخمدانهای پوسیده شده این گونه گل جالیز، قارچهای F. oxysporum , F. solani, Alternaria, Sclerotinia spp., Gliocladium sp. را جدا کرد که تستهای بیماریزایی نشان داد که تعدادی از جدایههای چهار گونه اول روی تخمدانها به شدت بیماریزا بودند. مشاهدات وی نشان داد که بیشتر تخمدانهای آلوده باز نشده و بنابراین نمیتوانستند بذوری تولید و منتشر کنند. جوانهزنی بذور این تخمدانها در مقایسه با تخمدانهای سالم نیز، 21 تا 85 درصد کاهش یافته بود. این جدایهها در محصولاتی مثل گندم، گوجه فرنگی و لوبیا بیماریزا نبودند.
    مطالعات بدی (Bedi, 1991 & 1992) و بدی و دونچف (Bedi & Donchev, 1991 & 1992) در زمینه کاربرد قارچ F. oxysporum f .sp orthoceras جهت کنترل بیولوژیک انگل O. cumana در مزارع آفتابگردان نشان داد. که کاربرد 10 گرم از این قارچ به ازای هر کیلوگرم خاک در گلخانه، انگل مزبور را در حدود 84 درصد کنترل نموده و کاربرد آن به میزان 80 گرم بر متر مربع در مزرعه همین انگل را به میزان 74 تا 90 درصد کنترل مینماید.
    لینکه (Linke et al., 1992) از انگلهای O. crenata و O. minor در سوریه، مراکش و فرانسه 16 گونه قارچ جدا کرده این 16 گونه متعلق به 9 جنس بود که 11 گونه آن تا آن زمان گزارش شده بود.
    غالبترین جنسهای قارچی جدا شده متعلق به جنسهای Ulocladium, Fusarium, Alternaria بود در بلغارستان بزوکوف و کوزومانوا (Bozoukov & Kouzmanova, 1994) برای مبارزه با انگهای O. mutelii, O. ramosa از گونه F.latrifium استفاده کردند. از سه شکل ماده آلوده کننده آنتاگونیست شامل، شکل میسیلیومی، شکل کنیدیومی و شکل کلامیدوسپوری، اینوکولوم اخری مؤثرتر بوده و بقای بیشتری داشت. همچنین کاربرد قارچ در آب آبیاری در مزرعه توتون نیز باعث حفاظت طولانی و پایدار گردید. در این آزمایشات گونههای مختلف انگل بیشتر در مرحله زیرزمینی (hypogeal) و بهویژه بین مرحله جوانه زنی و تشکیل غده حساس بوده و سطح حفاظت در مقایسه با شاهد 62 تا 68 درصد برآورد گردید.
    از کشور هند، بدی (Bedi, 1994) در پی تکمیل آزمایشاتش، دامنه میزبانی F. oxysporum جدا شده از گل جالیز را نیز بررسی کرد. در این آزمایشات، گیاهان زراعی، آفتابگردان، گندم، ذرت، گوجه فرنگی، توتون و هویج بررسی شدند که از آن میان هیچ یک به این قارچ حساس نبوده اما گونههای O. aegyptiaca و O .ramose به این آنتاگونیست حساسیت نشان دادند.
    همچنین مطالعات وی نشان داد که این آنتاگونیست برای مدت 25 ماه روی محیط مصنوعی بقا پیدا میکند و بیماریزایی قارچ آنتاگونیست بعد از گذشت 6 ماه کاهش پیدا میکرد اما با عبور دادن از گل جالیز گونه O. cumana مجدداً توانایی بیماریزایی خود را باز مییافت. نامبرده با استفاده از یک تکنیک جدید که عبارت از قرا دادن برگهای لیموی بالغ روی یک محیط آگاردار به نام هوستان آگار (Houstans agar) بود، اقدام به تولید ماکروکنیدی از این قارچ کرد که می توانست برای کنترل بیولوژیکی انگل O. cumana بخوبی استفاده گردد (Bedi, 1995).
    در روسیه نیز موراشوا (Murasheva, 1995) قارچ F.oxysporum f. ap. Orthoceras را به عنوان عامل پژمردگی آوندی گل جالیز معرفی کرده و در یک آزمایش بیماریزایی 20 گونه میزبان را نیز مورد بررسی قرار داد نتایج آن حاکی از اختصاصی بودن گونه مذکور روی گل جالیز کرد.
    گونه Fusarium oxysporum f.sp.orthoceras در روسیه به طور موفقیت آمیزی به علف کش قارچی تبدیل شده است.در این کار قارچ بر روی محیط غذایی متشکل از گیاه و آرد ذرت تکثیر و مصرف گردیده است و توانسته گل جالیزرا در توتون بین 85-100% و در خربزه84-88%کاهش دهد. محصول خربزه هم 6-9 تن در هکتار افزایش داشته است رخنه قارچ فوزاریوم به داخل تورم‌های ریشه گل جالیز 12 ساعت پس از تلقیح شروع می‌شود و تا 48 ساعت به مرکز گره‌ها می‌رسد و بعد از 72 ساعت همه سلول‌های اطراف را آلوده می‌سازد (Cohen et al., 2002). در مجارستان مجموعه‌ای از قارچ‌ها از جمله Fuzarium oxysporum علیه گل جالیز را کار برده‌اند و بیش از 90% Orobanche ramosa را در گوجه فرنگی کنترل کرده است. همچنین با استفاده از برخی آمینواسیدها بواسطه اختلال فیزیولوژیکی در جوانه زنی بذر در گل جالیز در مدیریت گل جالیز بررسی‌هایی صورت گرفته است و نتایج حاصل از این مطالعات نشان داد که این آمینواسید‌هااز جوانه‌زنی همه بذور گل جالیز (O. ramosa) ممانعت بعمل آمد(Vurro et al., 2005). همچنین در بلغارستان آزمایشات موفقیت آمیزی با استفاده ازقارچFusarium oxysporum var.orthoceras برای کنترل O. cenua روی آفتابگردان انجام شده است (Thomas et al, 1999)
    2-2- مروری بر تحقیقات انجام شده در ایران
    در خصوص تحقیقات انجام شده در زمینه مبارزه بیولوژیک با گل جالیز اولین بار بنی هاشمی و احمدی در سال 1365، مطالعاتی را در زمینه پراکندگی پارازیتها و پاتوژنهای گل جالیز در استانهای فارس و بوشهر انجام دادند. به استناد این گزارش، از قسمت تحتانی ساقه O. aegyptiaca در ناحیه خفر (میزبان خربزه) قارچ Pytium aphanidermatum و در ناحیه کازرون (میزبان گوجه فرنگی) قارچ Fusarium oxysporum جدا گردید که فقط قارچ اولی روی کدوئیان بیماریزا بود.
    آزمایشات مظاهری و همکاران منجر به جدا کردن و شناسایی قارچ F.solani از اندامهای آلوده گل جالیز در مزارع توتون گردید. بنابر همین گزارش، جهت مبارزه بیولوژیک با گل جالیز مزارع توتون بوسیله F.solani پس از تکثیر قارچ، آزمایشات گلدانی و صحرایی انجام گرفت. در این بررسی دو آزمایش گلدانی ترتیب داده شد. در یک آزمایش خاک ضدعفونی شده با برومور دومتیل و در آزمایش دیگر خاک به شکل طبیعی بکار برده شد. قبل از پر کردن گلدانهای نیمی از خاک با بذرO. cernua آلوده گردیده و در نیمه بالایی گلدان ریخته شد. پس از پر کردن گلدانها عمل آبیاری انجام و سپس در جایگاه مخصوص نشاء، فرمولاسیونی از قارچ بکار رفته و به کشت نشاء توتون مبادرت گردید. در دوره رشد توتون تعدادی از گلدانها که برای بررسی پیشرفت حملات قارچ و اندامهای زیرزمینی پارازیت تخصیص یافته بود در فواصل مشخص واژگون و بوته های توتون با ریشه از آنها خارج گردید و پس از شستشو مراحل مختلف رشد و نمو پارازیت و قارچ مشخص گردید. در آخرین برگچینی پس از خارج کردن بوتههای توتون و شستوشوی ریشهها، اندامهای زیرزمینی و هوایی پارازیت و همچنین ریشههای توتون جداگانه خشک و توزین و ارزیابی لازم روی آنها به عمل آمد. در آزمایش صحرایی در قطعه زمینی 700 بوته توتون کشت و محل نشاء آلوده به قارچ گردید. در قطعه شاهد نیز همین تعداد نشاء توتون کشت گردید و 30 روز پس از کشت هر 10 روز یکبار، یکصد بوته توتون از زمین خارج و اندامهای زیرزمینی پارازیت از نظر آلودگی به قارچ مورد شمارش قرار گرفته و تعداد اندامهای مرده و بیمار و سالم ثبت گردید.
    همچنین بنی هاشمی در سال 1370، طی تحقیقی به منظور بررسی امکان مبارزه بیولوژیکی با گل جالیزO. aegyptiaca از گل جالیزهای بیمار، غالباً قارچ فوزاریوم در برخی موارد قارچ ریزکتونیا جدا کرد.
    تعدادی از جدا شدههای فوزاریوم مربوط به گونه F. oxysponum بود و جدا شدههای ریزوکتونیا نیز همگی گونه Rhizoctonia solani بودند. از بین 100 جدا شده فوزاریوم، 16 تای آن مورد تست بیماریزایی قرار گرفت. در آزمایشات مقدماتی گلخانهای جدا شده ریزوکتونیا تولید از پاافتادگی و یا زخم ریشه روی کدو، طالبی، خربزه، خیار، هندوانه، چغندر لبویی، باقلا، نخود، لوبیا چشم بلبلی، لوبیا چیتی و گوجه فرنگی نمود؛ ولی علایمی روی ذرت و توتون ایجاد نکرد.
    جهت اثبات بیماریزایی، جدا شدههای فوزاریوم و ریزوکتونیا، از گیاه تنباکوی شیرازی و گل جالیز جمع آوری شده از مزارع کدوییان استفاده گردید. نصف گلدان 10 لیتری خاک استریل و نصف دیگر خاک آلوده، به بذر گل جالیز (100 میلی گرم بذر در هر گلدان) و یکی از جدا شدههای قارچ اضافه گردید و در وسط آن یک عدد نشاء تنباکو با خاک گلدان چسبیده به آن قرار داده شد. اینوکولوم ریزوکتونیا به صورت آلوده کردن ورمیکولیت آغشته به عصاره سیب زمینی و دکستروز و نگهداری آنی به مدت 4 هفته، تهیه و به نسبت 1:50با هر گرم خاک مخلوط شد و جدا شدههای فوزاریوم به میزان 5000 پروپاگول در هر گرم خاک مخلوط گردید. نتایج حاصل نشان داد که جدا شده های فوزاریوم روی ریشه میزبان رشد کردند، اما اثر سویی روی تنباکو نداشتند ولی مانع سبز شدن مقدار قابل ملاحظهای گل جالیز شدند. R. solani به تنهایی اثر سویی روی ریشه تنباکو نداشت ولی همراه با گل جالیز اثر تشدید کنندهای نشان داد و باعث پوسیدگی ریشه تنباکو و ساقه های گل جالیز گردید (بنی هاشمی، 1370).
    آزمایشات مظاهری در سالهای 1368 تا 1371 با استفاده از فرمولاسیونی از قارچ F. solani (که روی چوب ذرت با غلظت Spores/gr 106 تهیه شده بود) انجام گردید. در این آزمایشات پودر مزبور در آب حل و به میزان نیم گرم برای هر سوراخ همزمان با کشت نشاء توتون در سوراخهای مخصوص کشت بکار برده شد و در فاصله 40 تا 80 روز پس از کشت هر دو روز یک مرتبه، تعداد ده بوته از زمین خارج و پس از شستشوی ریشهها، غده و ساقههای سالم و مرده گل جالیز شمارش گردید. پس از آخرین برگچینی باقیمانده بوته های توتون در تیمارها از زمین خارج و پس از قطع ساقههای گیاه از محل طوقه اندامهای زیرزمینی گل جالیز از ریشه جدا گردید. ریشه گیاه و اندامهای زیرزمینی و هوایی پارازیت جداگانه شست و شوی در اتو خشک و سپس توزین شد.
    نسبت وزن خشک پارازیت به وزن خشک ریشه تعیین و سپس میزان کاهش پارازیت مشخص شد. پس از رنگآوری و خشک کردن محصول چینهای مختلف وزن خشک محصول در هر یک از تیمارها معین گردید. در چهار آزمایش مربوط به کنترل O. aegyptiaca میزان کاهش تراکم پارازیت تا 23/75 درصد و میزان افزایش وزن مخصوص تا 5/80 درصد و مقدار افزایش درآمد ریالی تا 83 درصد بالغ گردید. در مورد 5 آزمایش مربوط به O. cernua میزان کاهش تراکم پارازیت 3/91 درصد و میزان افزایش وزن محصول تا 42 درصد و مقدار افزایش ریالی تا 94 درصد ارزیابی شد. در کلیه آزمایشات، آثار و علائم سویی از نظر تأثیر قارچ روی بوته های توتون مشاهده نگردید. (مظاهری و همکاران، 1372).
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.