مقاله درباره عدم تقارن اطلاعاتی و افشای اطلاعات مالی


Widget not in any sidebars

به ندرت اطلاعاتی را می‌توان تهیه کرد که کاملا مربوط، قابل اتکا، قابل مقایسه و قابل فهم باشد. یکی از محدودیت‌ها این است که اغلب نوعی موازنه یا مصالحه بین خصوصیت‌های کیفی ضرورت دارد. به طور مثال اطلاعاتی که قابل اتکاتر است اغلب از درجه مربوط بودن کمتری برخوردار است و به عکس عموما هدف، دستیابی به نوعی توازن بین انواع خصوصیات به منظور پاسخگویی به اهداف صورت‌های مالی است. اهمیت خصوصیت‌های کیفی در موارد مختلف امری قضاوتی است.
2-2-2-3-1) منفعت و هزینه
توازن بین منفعت و هزینه به جای اینکه خصوصیت کیفی باشد محدودیتی مهم است. منفعت حاصل از اطلاعات باید بیش از هزینه تهیه و ارائه آن باشد. معهذا ارزیابی منفعت و هزینه اساسا فرایندی قضاوتی است و مضافا هزینه‌ها بر عهده استفاده کنندگانی قرار نمی گیرد که از منافع اطلاعات بهره نمی‌برند.
نمونه دیگری از تضاد بالقوه بین خصوصیات کیفی، تضاد بین بی طرفی و احتیاط است که هر دوی آنها از خصوصیات مربوط و قابلیت اتکا محسوب می‌شود. بی طرفی عبارت از عاری بودن از تمایلات جانبدارانه است، بنابراین، اعمال احتیاط بیش از حد معمول، منجر به بیان کمتر از واقع دارایی‌ها و بیان بیشتر از واقع بدهی‌ها و هزینه‌ها می‌شود.
2-2-3) افشای داوطلبانه
افشای داوطلبانه، افشای اطلاعاتی فراتر از تعهدات قانونی است که بوسیله نهادهای قانونگذار تدوین شده است. افشای اطلاعاتی فرایند تهیه اطلاعات از شرکت گزارشگر به بازار‌های مالی است، شرکت‌هایی که بطور داوطلبانه اطلاعاتی را افشا می‌کنند که بوسیله مراجع قانونگذار اجباری برای آنها وجود ندارد، برای شکل دادن توقعات مشارکان بازار تلاش می‌کنند و از این رو بواسطه افشای اطلاعات اضافی از شرایط معامله با این اشخاص منفعت می‌برند (مدهانی، 2009).
افشای اطلاعات اختیاری: از دیدگاه تئوری نمایندگی، افشای بیشتر اطلاعات به منظور کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و ایجاد تعادل بین منافع مدیران و سرمایه گذاران انجام می‌شود. همچنین شرکت‌ها خواهان این هستند که ارزش خود را از طریق افزایش افشای اطلاعات، بیشتر کنند (لوبو و ژو، 2001 ).
کارایی بازار سرمایه به جریان اطلاعات بین واحد اقتصادی و سهامداران بستگی زیادی دارد، شفافیت و افشای اطلاعات در سطح بالا به مفهوم افزایش قابلیت داد و ستد سهام، تصویری روشن تر از واحد اقتصادی و کاهش هزینه‌های سرمایه ای را سبب می‌گردد (میک و همکاران، 1955).
شرکت هایی که صرفا اطلاعات را در حداقل ممکن افشا می‌کنند نمی توانند تاثیر مثبتی در جهت بهبود تصویر خود بجا گذارند (چوی، 1973). با این حال افشای اطلاعات توسط شرکت‌ها مقوله ای است که بیشتر تحت تاثیر چارچوب‌های قانونی قرار دارد (الام، 1989؛ کریم وهمکاران، 1998).
به عقیده برون لی و همکاران (1990) مراجع قانونگذاری به جای پرداختن به روش‌های خاص حسابداری جهت اندازه گیری مبادلات تجاری، باید توجه اصلی خود را به افشای کامل و منصفانه اطلاعات معطوف نمایند.
محققان معتقدند عوامل زیر به دلایلی متکی بر مفاهیم و تئوری‌های بازار سرمایه، بر تصمیمات مربوط به افشای داوطلبانه اطلاعات توسط مدیریت تاثیر می‌گذارند:
فرضیه رقابت برای به دست گرفتن شرکت، فرضیه پاداش برای سهام، فرضیه هزینه دعاوی حقوقی که تفسیر موارد 1 و 2 به شرح ذیل می‌باشد.
1- فرضیه رقابت برای به دست گرفتن شرکت:
بر اساس این فرضیه مالکان و اعتبار دهندگان، مدیریت را در قبال سود و قیمت سهام مسئول و پاسخگو می‌دانند (وارنر و همکاران، 1998). وایزبیچ (1999) معتقد است گردش و تغییر هیات مدیره با عملکرد ضعیف قیمت سهام مرتبط است. همچنین عملکرد ضعیف قیمت سهام احتمال تصاحب خصمانه و متعاقبا تغییر هیات مدیره را افزایش خواهد داد. بر اساس تئوری افشای داوطلبانه، احتمال از دست دادن شغل به جهت عملکرد ضعیف در سود آوری و قیمت سهام سبب می‌شود که مدیریت با افشای داوطلبانه اطلاعات ضمن توجیه عملکرد ضعیف مانع از سقوط سهام شرکت شود. یکی از نقایص این استدلال عدم لحاظ ملاحظات چند دوره ای می‌باشد یعنی اگر مدیران انتظار داشته باشند که افشای گسترده آنان موجب پاسخگوتر شدنشان برای دوره‌های آتی شود، در این صورت افشا داوطلبانه صورت نخواهند داد.
2- فرضیه پاداش برای سهام:
مدیران بر اساس طیف متنوعی از طرح‌های پاداش مبتنی بر سهام مورد قدر دانی قرار می‌گیرند. این طرح‌های جبران خدمات، مدیران را به چند دلیل تشویق به افشای داوطلبانه اطلاعات می‌نمایند. اول، مدیران برای معامله سهام شان، انگیزه کافی برای اطلاعات خصوصی دارند تا از این طریق موانع ایجاد شده بوسیله سفته بازان رفع و نقدشوندگی سهام افزایش پیدا کند. دوم به طرح‌های پاداش مبتنی بر سهام برای کارکنان جدید مربوط می‌شود. در این حالت مدیر هنگام با منافع سهامداران از طریق افشای داوطلبانه اطلاعات هزینه‌های عقد قرارداد را کاهش می‌دهد.
2-2-3-1) هدف افشای اطلاعات مالی
غالبا از سه هدف برای افشا در گزارشگری مالی نام برده می‌شود: ارزیابی عملکرد واحد اقتصادی، ارزیابی در مورد نحوه بهره برداری از منابع و پیش بینی روند سود آوری برای سال‌های آتی.
2-2-3-2) حجم اطلاعات
در رابطه با میزان اطلاعاتی که باید افشا شود، حسابرسان از واژه هایی نظیر کافی، مناسب و کامل استفاده می‌کنند. با وجود برخی اختلاف نظر ها، این توافق عمومی وجود دارد که گزارش‌های مالی باید بطور کامل ارائه شود. اما در عین حال نباید حاوی اطلاعاتی بیش از حد کم اهمیت باشد. بطور کلی می‌توان گفت اگر حذف اطلاعات معینی باعث شود که گزارش‌های مالی گمرا کننده باشد، افشای آن اطلاعات ضروری است به هر حال قضاوت در این مورد به شناخت مدل‌های تصمیم گیری سرمایه گذاران بستگی دارد.
تجربه و تحقیق ها نشان داده که در کشور‌های مختلف واحد‌های تجاری غالبا بدون فشار‌های قانونی یا الزامات حرفه ای تمایلی به افزایش میزان افشای اطلاعات مالی ندارند. به همین دلیل در بسیاری از کشور ها، نهادهای نظارتی بر معاملات بورس اوراق بهادار با اعمال مقررات خاص شرکت‌ها را ملزم به بهبود کیفیت و افزایش کمیت در افشای اطلاعات مالی نموده اند.
2-2-3-3) مخاطبان افشای اطلاعات
بحث در مورد مخاطبان افشای اطلاعات مالی، یعنی اینکه اطلاعات مالی برای چه اشخاصی باید افشا شود، به طور سنتی برای آن سوال به این ترتیب پاسخ داده شده است که گزارش‌های مالی اساسا برای سرمایه گذاران واعتباردهندگان تهیه و ارائه می‌شود.