مقاله تعریف رهبری خدمتگزار و ویژگی های شخصیتی

در حقیقت می توان او را رهبر واقعی گروه دانست که در نقش خدمتگزار، هدایت گروه را به عهده داشته است (Sendjaya et al, 2002) . گرین لیف پس از خواندن این داستان و مطالعات بعدی با یک برداشت عالی از حقیقت بزرگی لئو عنوان می کند که رهبری واقعی از کسانی منشاء می گیرد که اولین انگیزه آنها میل عمیق برای کمک به دیگران باشد و رهبر بزرگ در درجه اول باید به دنبال خدمت به دیگران باشد.(Humphyeys , 2005)
Widget not in any sidebars

گرین لیف در سال 1970 کتاب معروف خود با عنوان خدمتگزاری به نام رهبر (خدمتگزار در نقش رهبر) را به همراه چندین مقاله منتشر کرد که هدف همه آنها ترویج مبانی رهبری خدمتگزار یعنی خدمت کردن بود. از آن زمان تاکنون هزاران نسخه از مقالات و کتاب های او در سراسر جهان فروخته شده که نشان از تأثیر عمیق و طولانی مدت این تفکر بر علاقمندان و خوانندگان دارد (Spears , 2005). اگرچه گرین لیف بنیانگذار فکری و فلسفی رهبری خدمتگزار نیست، اما تلاش کم نظیر او مبنای مطالعات اواخر قرن بیستم و سال های اخیر می باشد. در سال های اخیر علاقه نسبت به رهبری خدمتگزار هم در مطبوعات عامه پسند و هم در ادبیات علمی و آکادمیک روز به روز در حال افزایش است . زمان آن فرا رسیده است که شایستگی های این تئوری را از طریق حمایت های تجربی مورد بررسی قرار دهیم. (Anderson , 2009) .رهبری خدمتگزار مدلی است که روحیه اخلاقی و کارآفرینی پیروان را از طریق اولویت دادن به اهداف و نیازهای آنان ورای اهداف و نیازهای سازمان افزایش می دهد (Spears , 2005) .
2-2-3) تعریف رهبری خدمتگزار :
کلمه خدمتگزار در تئوری رهبری خدمتگزار اشاره به رویکردی اخلاقی داشته و تأکید بر توانمندسازی اخلاقی دیگران دارد. همیلتون (2008) بیان می دارد، گرین لیف هیچ گاه رهبری خدمتگزار را تعریف نکرد، در مقابل او بر روی رفتارهای خاص این گونه از رهبران و تأثیر آنها بر پیروانشان متمرکز بود (Anderson , 2009) . گرین لیف عنوان می کند که مهمترین عاملی که یک فرد به واسطه آن می تواند یک رهبر بزرگ شود این است که در درجه اول یک خدمتگزار بزرگ شود (Crippen , 2005). او عنوان می کند که در رهبری خدمتگزار، ‌اول خدمت کردن و بعد رهبری کردن حاکم است، به عبارت دیگر در حالی که رهبری در عرصه سازمانی بر مبنای هدایت پیروان جهت کسب اهداف خاص و از پیش تعریف شده سازمان می باشد، رهبری خدمتگزار انگیزه اول و اصلی خود را خدمت به دیگران معرفی می کند. گرین لیف (1977) در بیان فلسفه این عمل عنوان می کند : اهمیت دادن به مردم و خدمت به آنها موجب ایجاد یک جامعه خوب می شود. اگر جامعه ای خوب ساخته شود، محبوب تر شده و فرصت بهتری برای افزایش خدمت و عملکرد در اختیار مردم خواهد بود (Humphreys , 2005). رهبری خدمتگزار با حس طبیعی برای خدمت به دیگران آغاز شده و سپس به طور آگاهانه افراد را مشتاق به رهبری می نماید (Spears , 2005) . رهبری خدمتگزار از این جا شروع می شود که شخص احساس می کند می خواهد خدمت کند، سپس با یک انتخاب هوشیارانه به آن می رسد. پیش فرض رهبری خدمتگزار این است که رهبران این پیش فرض را قبول داشته باشند که آن ها دارای موقعیت های مناسبی برای خدمت به پیروان و کارکنان خود هستند (Anderson , 2009). گرین لیف تفاوت رهبری خدمتگزار را با دیگر مدل های رهبری در این می داند که در آن ها رهبری کردن در درجه اول قرار دارد اما در رهبری خدمتگزار ، خدمت کردن اولویت دارد نه رهبری کردن. رهبر خدمتگزار قبل از این که رهبر باشد، خدمتگزار است و به نیازهای دیگران بیش از علایق و خواسته های خود بها می دهد و تمام تلاش او بر این است که با فکر ، احساس و عمل خود ، مردم را به آنچه که می خواهند باشند، کمک کند. در رهبری خدمتگزار، نیازهای اعضای سازمان مقدم بر موفقیت سازمان است. رهبری خدمتگزار، رهبری را به عنوان یک موقعیت و مقام نگاه نمی کند بلکه آن را به عنوان فرصتی برای خدمت به دیگران می بیند (Smith et al 2004). گرین لیف معتقد بود هدف نهایی رهبری خدمتگزار کمک به دیگران است تا آن ها خدمتگزار شوند و بدین ترتیب تمامی جامعه نفع ببرد.
لوب(1999) عنوان می کند که رهبری خدمتگزار یک درک و عمل از رهبری است که منفعت دیگران را جایگزین منافع شخصی رهبر می کند. رهبری خدمتگزار، ارزشمندی دیگران را ارتقا می دهد و موجب رشد و توسعه افراد می شود، اجتماع سازی می کند، بر مبنای اخلاق و اصالت عمل می کند و قدرت و مقام را به نفع دیگران تقسیم می کند (Laub et al, 1999). پاترسون (2003) در تعریف رهبری خدمتگزار عنوان می کند که آن ها رهبرانی هستند که سازمان را به وسیله تمرکز بر پیروانشان رهبری می کنند. به عبارت دیگر توجه به پیروان مقدم بر توجه به سازمان است. در درون رهبری خدمتگزار، فضیلت وجود دارد که موجب کیفیت اخلاقی مثبت در یک فرد و تعالی اخلاقی در او می شود. رهبری خدمتگزار دربرگیرنده ویژگی نوع دوستی و عشق و محبت هستند. به دنبال اعتمادسازی هستند و نقش بصیرت دهی را برای پیروان دارند (Patterson et al, 2003). برکنمیر و دیگران (2003) در تعریف رهبری خدمتگزار اظهار می کنند که رهبران خدمتگزار تمایلات و منافع شخصی خود را کنار می گذارند و در پی تحققق نیازهای فیزیکی، عاطفی و معنوی دیگران برمی آیند (Brikenmeier et al , 2003) .
محققان بر این عقیده اند که رهبران خدمتگزار افرادی هستند که دارای خودپنداری بالایی هستند، خودپنداری به معنی خود تصویری، عزت نفس، خود ادراکی و خودآگاهی است. بنابراین رهبرانی که خودپنداری بالایی دارند از تفکرات،‌ اعتقادات و ارزش هایشان آگاه هستند. آنها به طریقی سازگار با خودپنداریشان رفتار می کنند. بنابراین نیت اولیه رهبران خدمتگزار یعنی خدمت کردن از خودپنداری آن ها به عنوان یک فرد اخلاق مدار و با فضیلت برمی خیزد (Sendjaya et al, 2002). بر اساس نظر همیلتون و بین نقطه اشتراک همه تعاریف مربوط به رهبری خدمتگزار تمرکز بر دیگران و برآورده کردن نیازهای دیگران و گروه و همچنین برای کسانی که با سازمان در ارتباط هستند، می باشد (Anderson , 2009) .
2-2-4)مدل های (ویژگی های) رهبری خدمتگزار :
مفهوم سازی در تحقیقات و مطالعات رهبری خدمتگزار از زمانی اهمیت یافت که گرین لیف علیرغم این که در مطالعات خود حداقل به بیست مورد از ویژگی های رهبر خدمتگزار رسیده بود، نتوانست مجموعه منسجمی از ویژگی ها را منتشر نماید. از نظر گرین لیف بیان ویژگی ها به چگونگی یادگیری افراد بستگی دارد(Russell et al , 2002). پس از او محققان مختلف درصدد برآمدند تا به مجموعه جامعی از ویژگی های رهبران خدمتگزار دست یابند و بنابراین مدل های مختلفی از رهبری خدمتگزار ارائه گردیده است. از آن جا که تشریح کامل تمامی این مدل ها در این نوشتار نمی گنجد، تنها به ذکر خلاصه ای از آنها اکتفا می شود.
اسپیرز که هم اکنون رئیس مرکز مطالعات رهبری خدمتگزار گرین لیف است با توجه به مطالعات گرین لیف روی ده ویژگی متمرکز شد که عبارتند از : شنوندگی / گوش دادن، همدلی، التیام دادن / دلجویی، آگاهی / مطلع کردن، دوراندیشی،‌ تعهد به رشد مردم، ساختن جامعه، ترغیب ، مفهوم سازی، نظارت (Spears, 2005).
راسل و استون ویژگی های رهبری خدمتگزار را به دو طبقه تقسیم می کنند. طبقه اول شامل مشخصات کارکردی است که عملیاتی بوده و قابل مشاهده از رفتار رهبر در محیط کار می باشند که شامل چشم انداز ، راستگویی و درستکاری،‌ اعتماد، خدمت، الگوسازی، پیشگامی، قدردانی از دیگران، ‌توانمندسازی می باشد و طبقه دوم تحت عنوان ویژگی های ضمیمه یا تکمیلی است که در کنار ویژگی های طبقه اول به تحقق آرمان های رهبری خدمتگزار کمک می کنند و در برگیرنده ارتباطات، اعتبار، شایستگی، ‌نظارت، همیشه در صحنه، مؤثربودن (نفوذ)، ترغیب، شنوندگی، تشویق وتفویض اختیار می باشند ((Russell et al , 2002 .
ونگ و پیج (2003) مشخصاتی را برای رهبری خدمتگزار ارائه کرده اند که از چهار بخش تشکیل می شود. هریک از این بخش ها نیز با متغیرهایی همراه هستند که وسیله تحقق آن بخش می باشند:
بخش اول: شخصیت مداری که مربوط به ویژگی های شخصیتی رهبران خدمتگزار است و دربرگیرنده ویژگی های درستکاری،‌تواضع و فروتنی و خدمت رسانی می باشد.
بخش دوم : مردم مداری که در برگیرنده ویژگی های توجه به مردم، توانمندسازی مردم و توسعه مردم می باشد.
بخش سوم : وظیفه مداری که در برگیرنده ویژگی های بصیرت دهی، هدف گذاری و هدایت گری می باشد.
بخش چهارم : فرآیندمداری که در برگیرنده ویژگی های الگوسازی، تیم سازی و تصمیم گیری مبتنی بر مشارکت است(Wong & Page, 2003) .
پاترسون (2003) در مطالعه خود مدلی را ارائه داد که در آن رهبران خدمتگزار با هفت ویژگی، رفتار خود را شکل می دهند. نقطه آغازین این مدل از خودگذشتگی است که در نهایت به خدمت منجر می شود . این ویژگی ها عبارتند از : از خودگذشتگی رهبر (عشق الهی)، تواضع و فروتنی،‌ نوع دوستی ، چشم انداز ، اعتماد ، توانمندسازی ، خدمت رسانی (Patterson , 2003) . با توجه به جامعیت مدل فوق،‌ این مدل مبنای پژوهش حاضر قرار می گیرد.
لاب معتقد بود که رهبری خدمتگزار ریشه در علم دین و خداشناسی دارد و حس خدمتگزاری در رهبری از فروتنی و نیات خیرخواهانه اوسرچشمه می گیرد و درنهایت به عشق مورد کلیدی می رسد که عبارتند از ارزش نهادن به افراد، توسعه مردم، ساختن جامعه، رفتارهای صحیح، آمادگی های رهبری و مشارکت در رهبری (Laub, 1999).
کن ملروز مدیر کمپانی تورو نقطه قوت شرک خویش را به مدل رهبری خدمتگزار نسبت می دهد و رهبری خدمتگزار را ابزاری می داند که نتایج موردنظر را از طریق فهم ارزش ها، چشم انداز و فرهنگ تحقق می بخشد.
او فرهنگ شرکت را به دو دسته ارزش های افراد و ارزش های عملکردی تقسیم می کند و این ارزش ها را اینگونه شرح می دهد:

جدول2-2) مدل رهبری خدمتگزار لاب (Laub, 1999)
ابعاد