مقاله با موضوع پایگاه اطلاعات و بیماران سرطانی


Widget not in any sidebars
مولکول her2 /neu یک عضو از خانواده رسپتو فاکتور رشد اپیدرمال می‌باشد که هم برای تشخیص و هم پیش آگهی بیماری سرطان پستان مورد استفاده قرار میگیرد. بیان بالای her2 /neu نشاندهنده وجود یک فاکتور بیماریزا در تومورهای پستان میباشد. بیان بالای her2 در نزدیک به 30% از بیماران سرطانی مشاهده شده و وابسته به یک بیماری بدخیم میباشد و افزایش آن باعث عود بیماری در بیماران میشود (58 , 59 )
2-3-9-3: C – Met
سطح زیاد و بیان بالای C – Met مرتبط با پیشرفت تومور و بیماری (بدخیم) در بیماران سرطان پستان به اثبات رسیده است. به عبارت بهتر C – Met یک فاکتور بیماریزا و وابسته در سرطان پستان میباشد که سطح بالای بیان C – Met مرتبط با پیشرفت تومور و بیماری بدخیم در بیماران سرطان پستان میباشد (58 ) .
2-3-9-4: ماموگلوبین انسانی (hMAM)
اخیراً به عنوان یک مارکر ویژه جدید و وابسته به سرطان پستان تشخیص داده شده است. این مارکر در سلولهای اپی تلیال پستان با بیان بالا در سرطان پستان پیدا شد. mRNA این ژن در 70 الی 80 درصد از بیماران در مراحل اولیه و بیوپسی شده که دچار متاستاز شدهاند بیان شده است. بنابراین ماموگلوبین کاندید مناسبی به عنوان یک مارکر تشخیصی برای سرطان پستان میباشد (58 ) .
2-4: آنتی ژنهای سرطانی- بیضه ایی
ژنهای سرطانی- بیضه‌ایی گروه هتروژنی از پروتئین‌های ایمونوژنیک (آنتی ژن‌های سرطانی- بیضه ایی) را بیان میکنند که اغلب در بافت نرمال بیضه و درصدی از انواع تومورهای متفاوت بیان میشوند. البته برخی از آنها در تخمدان و تروفوبلاست جنس ماده هم بیان میشوند. بر اساس اختصاصیت بافتی و ایمونوژنیسته آنها، میتوان از آنتی ژنهای سرطانی – بیضه‌ایی به عنوان مولکولهای هدف برای درمان سرطان استفاده نمود. در بیضه محل حضور این آنتی ژنها به طور معمول در فضای بینابینی بیضه بوده و این سلولها هیچ وقت در توبولهای semin ferous دیده نمی شوند.
2-4-1: کلاسه بندی ژنهای سرطانی-بیضه ای
برطبق اطلاعاتی که در پایگاه اطلاعاتی ژن‌های سرطانی- بیضه ایی وجود دارد تاکنون بیش از 150 عضو از این خانواده ژنی سرطانی- بیضه‌ایی شناسایی شده است که تعداد زیادی از این ژنها بر روی کروموزوم X قرار دارند که به آنها آنتی ژن‌های CT –X میگویند. از آنجائیکه CTAG‌ها در بافت نرمال بیان نمیشوند، بنابراین در صورت بیان احتمالی آنها در بافت توموری میتوان از آنها به عنوان کاندیدای مناسبی برای ایمونوتراپی سرطان و تهیه واکسن براساس این آنتی ژنها استفاده کرد(60 ) .
این ژنهابه طور کلی به 3 دسته تقسیم می شوندکه شامل :
1-testis-restricte: شامل 39 ژن می باشد که 35 ژن آن بر روی کروموزوم x (CT- Xgene و4ژن non-CT-Xgeneهستند
2-testis / brain – restricted : شامل 14 ژن بوده که 12 ژن CT-X geneو 2 ژن nonCT-Xgeneمی باشند.
3 selective-testis- : که شامل 85 ژن بوده که 26 ژن CT-X gene و 59 ژن nonCT-Xgene می باشند.
nonCT-Xgene : مشخص شده است که این ژنها از خانواده CT ژنها نبوده و در بیضه به طور غالب در مرحله اسپرماتوگونی بیان می شوند و به همین دلیل عملکرد آنها متفاوت به نظر می رسد. بر اساس توزیع CT ژنها در بافتهای سرطانی با توجه به رده انواع سرطانهاو موقعیت آناتومیکی آنها به 2 دسته تومورهای غنی از CT-gene و فاقد CT-gene تقسیم می شوند . ملانوما ،سرطان ریه آدنوکارسینومای هپاتوسلولار و سرطان مثانه بیان بالایی از CT ژنها داشته و سرطان پستان و پروستات بیان متوسط و لوسمی ، لنفوم،و سرطان کلیه نیز بیان کمی ازCT ژنها دارند.(61 ) .
2-4-2:تنظیم بیان آنتی ژنهای سرطانی – بیضه ایی
بیان آنتی ژنهای سرطانی– بیضه‌ایی اغلب محدود به سلولهای زایای مرد در بیضه و بدخیمیهای متنوع میباشد. سوال مهم در مورد بیان آنها، چگونگی مکانیسم خاموش بودن رونویسی در بافت نرمال به غیر از بیضه و بیان شدن آنها در بدخیمیها میباشد. پذیرفته شده است که تنظیم متیلاسیون نقش مهمی در کنترل بیان آنها دارد. برای مثال، چندین مطالعه نشان داده است که متیلاسیون یک مکانیزم خاموشسازی اولیه در ژن MAGE –A1 میباشد و دمتیله شدن برای بیان آن ضروری و کافی می باشد (62 ) .
2-4-3: عملکرد ژنهای سرطانی-بیضه ای
عملکردهای بیولوژیکی این ژنها چه در سلولهای زایشی و چه در بافت توموری هنوز کاملا شناخته نشده است اما عملکردهای رایج آنها به 8 گروه تقسیم بندی می شود(60 ) که شامل :
1- شرکت در ترکیبات ساختمانی اسپرماتوزوا مانند :TSGA10
2- تنظیم نسخه برداری مانند: HOM-TESMAGE-A , SSX ,
3- انتقال پیام مانند: MAGEPI,SGY1, LI
4-نقش هلیکازی مانند : CAGE, HAGE
5- اتصال سلول به سلول مانند :SPA17 , TPX 1 , ADAM2
6- عملکرد آنزیمی مانند : TSP50, ADAM2, LIPI
7- نقش احتمالی در مهار آپوپتوزیس مانند : CAGE
8-شرکت در ساختار کمپلکس سیناپتونمی مانند : SCP1 , SPO1 .