مقاله با موضوع قتل عمد، قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی

. بنابراین اگر کسی پسرخوانده خود را به قتل برساند قصاص خواهد شد.
جنسیت فرزند، سن او و همچنین تساوی در دین نیز موثر در قضیه نبوده و صِرف بودن رابطه پدری و فرزندی مانع قصاص خواهد بود اگر چه پدر کافر بوده و فرزند مسلمان خود را به قتل برساند. دوران جنینی طفل نیز احکام خاص خود را دارد. در قانون مدنی ایران و فقه اسلام طفل باید از رابطه مشروع به وجود آمده باشد تا فرزند قانونی محسوب شود و اگر طفلی از رابطه نامشروعِ زن و مردی متولد گردد با پدر و مادر طبیعی خود رابطه کامل حقوقی نخواهد داشت مثلا طفلِ حاصل از رابطه نامشروع و زنا هرچند از جهت حرمت نکاح مثل فرزند حاصل از نکاح صحیح است ولی از پدر و مادر طبیعی خود ارث نمی برد.
1-1-3- قتل
درباره قتل گفته اند که سلب حیات از انسانی دیگر بصورت غیر قانونی. عمد در قتل زمانی حاصل می شود که شخصِ قاتل قصد انجام فعل مجرمانه را داشته باشد و همینطور قصد نتیجه ای را که از انجام فعل مجرمانه حاصل می شود. بنابراین قصد عنصر روانی قتل عمد را تشکیل می دهد.
مرتکب قتل عمدی که مجازات آن مرگ است احترام جان خود را از دست می دهد و اصطلاحاً مهدورالدم می شود.
1-1-4- حقوق ایران
قانونگذار در ماده 220 ق.م.ا میگوید: ” پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمیشود و به پرداخت دیه به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد”.
تعزیری که به آن اشاره شده در ماده 612 ق.م.ا فصل هفدهم جرایم علیه اشخاص و اطفال به شکل سه تا ده سال حبس تعزیری است: ” هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از 3 تا 10 سال محکوم مینماید”.
1-1-5- فقه امامیه
در فقه امامیه به پدیده فرزندکشی اشاره شده و فقیهان پس از برشمردن شرائط قصاص، به شرط انتفاء ابوت در قصاص اشاره مینمایند. آنها معتقدند که بر اساس روایات صحیحالسند و واضحالدلاله در صورتی که پدری فرزند خود را به قتل برساند، از قصاص معاف میشود و تنها مکلف به پرداخت دیه به ورثه مقتول، تعزیر و.. . میباشدومستند این حکم را روایتی از امام جعفر صادق (علیه السلام) میدانند که میفرمایند: «لایقتل الوالد بولده و…»
1-1-6- فقه عامه
علمای اهل سنت نیز همچون فقه امامیه بر عدم قصاص پدر درقتل فرزند تاکید دارند واین حکم را از حدیث نبوی (ص)اتخاذ کرده اند که در جواب پسری که از ظلم پدرش شکایت داشت میفرماید: «انت ومالک لابیک».
1-2- تاریخچه فرزند کشی ومجازات آن
در مورد تاریخ فرزند کشی میتوان گفت که از قبل از اسلام فرزند کشی در جوامع بدوی اعراب بادیه نشین رایج بوده که کشتن فرزند دختر را افتخاری برای خود میدانستند وحال با توجه به این مطلب آنرا به چهار دسته تقسیم نموده که عبارتند از1) دوران جاهلیت قبل از اسلام 2) دوران بعد از اسلام 3) دوران قبل از انقلاب 4) دوران بعد از انقلاب .
1-2-1- دوران جاهلیت قبل از اسلام
فرزندکشی پدیدهای است که از گذشتههای دور در جوامع مختلف انسانی رایج بوده است و تنها اختصاص به جاهلیت قبل از اسلام ندارد. لوید دوماژ در کتاب «تاریخ طفولیت» خود نشان میدهد که کشتن نوزاد مشروح و نامشروع یک قاعده معمول در عهد عتیق بوده است. موضوع فرزندکشی در تورات و قبل از آن وجود داشته و مردمان به طور واهی فرزندان خود را در پای بتان قربانی میکردند.
فرزندکشی یکی از وحشیانهترین و شنیعترین اعمالی است که در مکان امن خانواده میتواند رخ دهد. با این وجود نمیتوان از وقوع این امر در طول تاریخ چشم پوشید. صاحبان قدرت و منصب، فرزندان خود را برای جلوگیری از رقابت در سلطنت به قتل میرساندند، به نحوی که فرزندکشی به امری توجیهپذیر تبدیل شده بود.
اما در جاهلیت، فرزندکشی از رشد فزایندهایی برخوردار بوده است. اعراب جاهلی که به صورت جاهلی زندگی میکردند از همان آغازین روزها به تصور مالکیت زن به زندگی خود ادامه میدادند و لذا نه تنها برای زنان و فرزندان شخصیت حقوقی که حتی شخصیت حقیقی قائل نبودند و با توجه به چنین
پیشفرضها و تصورهایی کشتن فرزند و زنان برای آنان چندان غیرمعقول و غیرمنطقی جلوه نمیکرد. اعراب جاهلی زنده به گور کردن دختران را برای حفظ آبروی خود و نیز عدم کارایی اقتصادی و جنگی، جزو فرهنگ خود میدانستند.
امروزه قتل در هر نوع امری مذموم و ناپسند است. فرزندکشی به جز بعد منفی آن جنایتی است که هیچ توجیه عقلانی و منطقی ندارد چرا که کودکان در درون خانه خود که به عنوان یکی از امنترین و سالمترین اماکن برای آنهاست انتظار دارد که تحت حمایت والدین خود قرار گیرند، اما وقتی قتل، توسط پدر و مادر طفل رخ دهد تهدید جدی برای کودکان به شمار میرود.
1-2-2- دوران بعد از اسلام
وجود همین رسم شنیع فرزندکشی شان نزول آیاتی چند از قرآن کریم است که فرزندکشی را به عنوان امری منفور نهی فرموده و آن را «خطایی بزرگ» قلمداد کرده است.خداوند متعال در آیه 31سوره مبارکه اسرا می فرماید:«ولاتقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایاکم ان قتلهم کان خطا کبیرا»هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل نرسانید که مارازق شما و آنها هستیم زیرا قتل فرزندان، بسیار گناه بزرگی است.
همانطور که در فوق ملاحظه می شود خداوند متعال در مقابله با رسم شنیع فرزند کشی به صراحت تامین امنیت جانی فرزندان را مورد سفارش قرار د
اده است و فرزند کشی را «گناه و خطای بزرگ »و « عمل حرام »دانسته است. فایده ای که مطالعه آیات مربوطه در قرآن کریم در بحث ما دارد آن است که از آیات مزبور استنباط می شود بر خلاف توهمی که در آن در مورد تساحل و تسامح اسلام در مورد حمایت از فرزندان در خانواده پیش آمده، خداوند متعال به «تامین امنیت جانی فرزندان اعم از دختر پسر» تاکید بسیار دارد. بنابر این با توجه به تاکیدات فراوان قرآن برحفظ جان و امنیت جسمی فرزندان قوانین و مقرراتی که در مجلس شورای اسلامی به عنوان قوه قانون گذاری ایران وضع می شود، نباید به نحوی باشد که سبب تشویق یا لااقل تایید عمل فرزندکشی تلقی گردد زیرا همان طور که ملاحظه فرمودید جرم فرزندکشی به شدت مورد نهی قرآن کریم قرار گرفته و هم ردیف اعمال شنیع دیگری مانند شریک آوردن برای خدا قلمدادشده است.
با آغاز نبوت حضرت محمد (ص) وشروع اسلام ایشان به شدت فرزند کشی را نهی کردند و آنرا از گناهان بزرگ میدانستند و در برابر همه دختر بزرگوار خودشان بی بی فاطمه زهرا(س) رامیبوسیدند و احترام زیادی برای ایشان قائل میشدند.
1-2-3- دوران قبل از انقلاب
اما تاریخچه قتل عمد نشان میدهد که از حدود قرن 13 به بعد در بیشتر کشورهای جهان مجازات اعدام برای قتل عمد پیشبینی شده است. در ایران نیز پس از تصویب قانون مجازات عمومی در سال 1304 ماده 107 این قانون مقرر میداشت که: «مجازات مرتکب قتل عمدی» اعدام است مگر مواردی که قانوناً استثناء شده باشد. مطابق ماده 192 قانون مذکور، کسان مقتول تنها از تخفیف مجازات برخوردار بودند. و چون در قبل از انقلاب به لحاظ عدم اجرای مجازات قصاص بحث شرط انتفاء ابوت در قانون مجازات عمومی منتفی بوده وجایگاهی در این قانون نداشته است وپدری اگر فرزند خودرا به قتل میرساند همانند بقیه قاتلین دیگر مجازات میشد.
1-2-4 – دوران بعد از انقلاب
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران وبراساس قانون اساسی مصوب جمهوری اسلامی ایران کلیه قوانین ازجمله قوانین جزایی که براساس فقه اسلامی وفقه جزایی اسلام مدون وپس از تصویب جایگزین قوانین قبلی شدند، قانون حدود وقصاص ومقررات آن وقانون دیات وقانون تعزیرات ونیز قانون مجازات اسلامی در سال 1361 و1362 برای مدت پنج سال به صورت آزمایشی مورد تصویب قرار گرفتند.
بعد از پایان مهلت مقرره لایحه مزبوردرجلسه 8/5/1370 مورد تصویب کمیسیون امورقضایی وحقوقی مجلس شورای اسلامی قرار گرفت وبا پنج سال مدت آزمایشی آن موافقت گردید از آنجا که ماده 5 این لایحه مورد اختلاف مجلس شورای اسلامی وشورای نگهبان بود، لذادر جلسه روز پنج شنبه 7/9/1370 مجمع تشخیص مصلحت نظام ماده فوق الذکر عینا به تصویب رسیدوبه صورت قانون مجازات اسلامی ابلاغ گردید (روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، چهارشنبه 11/5/1370، سال چهل وهفتم، شماره 1364)
1-3- مبانی جرم فرزند کشی
ماده205 قانون مجازات اسلامی مقرر داشته:«قتل عمد برابر مواد این فصل موجب قصاص است.»
همچنین ماده257مقرر داشته: «قتل عمد موجب قصاص است…»بنابراین به طور کلی بر اساس مقررات فقه اسلامی و قانون مجازات اسلامی، مجازات اصلی جرم قتل عمد«قصاص» است منتهی براساس همان مقررات فقه اسلامی و قانون مجازات اسلامی، در برخی از مواقع، علی رغم این که قتل ارتکابی عمدی است مجازات قصاص ثابت نمی گردد. در واقع بر حکم کلی قصاص قتل عمدی استثنائاتی وارد می شود یا استثنائی خیلی بزرگ که در راه ثبوت قصاص وجود دارد «رابطه ی ابوت»بین قاتل و مقتول است. یعنی اگر پدری فرزند خود را بکشد به رقم احراز عمدی بودن جنایت مجازات پدر قصاص نخواهد بود بلکه در اینجا مجازات اصلی مشتمل بر پرداخت دیه و تعزیر است. این حکم براساس روایات اسلامی در ماده 220 قانون مجازات اسلامی منصوص گردیده است.البته این تنها موردی نیست که با احراز عمدی بودن جنایت نمی توان حکم به قصاص قاتل داد بلکه در موارد دیگر مانند برخی از صور عدم تساوی دین قاتل و مقتول هم به رغم عمدی بودن جنایت، مجازات قصاص ثابت نمی گردد.برای مثال چنانچه کافری عمدا یک مسلمان را به قتل برساند مجازات قصاص به لحاظ کافر بودن قاتل ثابت نمیگردد ولی آنچه در این تحقیق مورد بحث قرار می گیرد همان «رابطه ی ابوت»است که در ذیل به سه قسمت تقسیم شده اند که عبارتند از:
1) حرمت خون انسان 2) کرامت انسان 3)اعتقادات دینی واسلامی.
1-3-1- حرمت خون انسان
اصل اولی درباره انسان های دیگر احترام به خون آن ها و حفظ حیات همگان است و حیاتی که انسان مانند هر موجود زنده دیگری دارد حق اوست و دیگران باید این حق را محترم بشمارند و حفظ کنند. به همین جهت در ماده دو اعلامیه اسلامی حقوق بشر آمده است: زندگی موهبتی است الهی و حقی است که برای هر انسان تضمین شده است و بر همه افراد و جوامع و حکومت ها واجب است که از این حق حمایت و در مقابل هر تجاوزی علیه آن ایستادگی کنند و کشتن هیچ کس بدون مجوز شرعی جایز نیست. در ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز آمده است که هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت دارد. قرآن کریم احیای یک انسان را حیات همه و مرگ و قتل یک انسان را کشتن همه می داند و می فرماید: « من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا» (مائده، 451) (هر کس انسان را بدون ارتکاب قتل و بدون فساد در روی زمین به قتل برساند گویی همه انسان ها را کشته است و کسی که انسانی را از مرگ نجات دهد گویا همه انسان ها را از مرگ نجات داده است).
بر اساس این آیه اهمیت حیات و مرگ یک انسان از نظر
قرآن کاملا آشکار می شود، که حیات یک انسان همانند حیات همه انسان ها و مرگ یک انسان هم مرگ همه انسان هاست.به عنوان نمونه به تعدادی از آیات قرآن که درآن به قصاص نفس تاکید زیادی شده است اشاره میکنیم :
مائده، آیه 32
« مِن أجلِ کَتَبنا علی بنی اسرائیل أَنَّه مَن قَتَل نَفساً بغیرِ نفٍس اَو فَسادٍ فی الارضِ فکمأنَّا قَتَل النّاسَ جمیعاً وَ مَن اَحیاها فَکَاَنَّما اَحیا النّاسَ جمیعاً»
« برای این بر بنی اسرائیل نوشتیم که هرکسی دیگری را بکشد – نه در برابر قتل کسی یا تبهکاری در زمین – مانند آن است که همه مردم را بکشد و آن کسی که او را زنده کند، گویا همه مردم را زنده ساخته است.»
از دیدگاه آیه شریفه، کشتن نابحق فرزند از سوی پدر و مادر، گناهی بزرگ و دارای کیفر و مجازاتی بسیار سنگین بوده و در نزد خداوند به منزله کشتن همه مردم است. از دیدگاه الهی مقتول اگر چه فرزند قاتل

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *