مقاله با موضوع شرکتهای پذیرفته شده و اقلام تعهدی اختیاری

مطالعات اخیری که ازاطلاعات دردسترس جدیداستفاده می‌کنند، می‌کوشندتاتأثیرحق‌الزحمه‌های خدمات غیرحسابرسی براستقلال حسابرس رابررسی نمایند. این مطالعات درباب تناسب اقدامات قانونگذاران می‌باشند امانتایج متناقضی راارائه می‌نمایند. قابل توجه‌ترین مطالعه اولیه دراین زمینه، یعنی مطالعه‌ای که توسط فرانکل وهمکاران(2002)انجام شد، رابطه مثبتی بین میزان حق‌الزحمه خدمات غیرحسابرسی ودستکاری اقلام تعهدی اختیاری یافته است.
این موضوع نشان می‌دهدچنانچه حق‌الزحمه خدمات غیرحسابرسی درمقایسه باکل حق‌الزحمه‌هاافزایش یابد، حسابرسان کنترل کمتری برمدیریت سودانجام می‌دهند. امامطالعات مشابه بعدی ازاین فرضیه حمایت نمی‌کنند. لیبی وکینی(2002)چندین ضعف اصلی راکه درمطالعه فرانکل وهمکارانش وجوددارد، برمی‌شمارند.
Widget not in any sidebars

فرانکل وهمکارانش نظریه متناقضی رابکارمی‌گیرند. سؤالاتی که دررابطه باتعیین حق‌الزحمه خدمات غیرحسابرسی انجام شده است ازکنترل سایرعلل بالقوه‌ای که می‌توانندمحرک نتایج باشند، ناتواناست وهمچنین ازداده‌‌های مربوط به یکسال استفاده می‌نمایند.
رینولدزوهمکاران(2004)یافته‌های فرانکل وهمکارانش رادوباره آزمودندوبیان کردندکه نتایج تحت تأثیراولین عرضه عمومی سهام ونوع صنعت صاحبکاران قرارگرفته است. زمانیکه آنان این عوامل راتحت کنترل قراردادندشواهدی نیافتندکه اثبات نمایدحق‌الزحمه‌هایی که برای جبران خدمات غیرحسابرسی به حسابرسان پرداخت شده است به استقلال حسابرس آسیب می‌رساند.
دفاندوهمکاران(2002)دریافتندرابطه‌ای بین حق‌الزحمه‌خدمات غیرحسابرسی وگزارش نکردن تردیددرباره تداوم فعالیت، وجودندارد. کینی وهمکاران(2004)حق‌الزحمه‌خدمات غیرحسابرسی رابه حق‌الزحمه‌هایی که برای طراحی واجرای سیستم‌های اطلاعات مالی، حسابرسی داخلی، خدمات غیرحسابرسی عمومی، وخدمات مالیاتی پرداخت می‌شود، تقسیم نمودند. درحالیکه آنان روابط مثبتی رابین حق‌الزحمه‌خدمات غیرحسابرسی عمومی ومیزان‌استقلال حسابرس یافتند، یافته‌های آنان مشخص می کندکه رابطه مذکوربرای سایرمواردوجودندارد.
همچنین ممکن است شرایط خدمات غیرحسابرسی خاص به طورواقعی بتوانندکیفیت حسابرسی راازطریق ضوابط توانایی نظارت حسابرس افزایش دهند. همچنین مطالعات سیمونیچ(1984)حاکی ازاین است که هنگامی که یک مؤسسه حسابرسی خدمات غیرحسابرسی به حسابرسی شونده‌اش ارائه می‎نماید، دراین حالت وروددانش به شرکت صاحبکارمی‌تواندمولدبهره‌وری درحسابرسی(افزایش کیفیت حسابرسی)باشد. موضوع ارائه خدمات غیرحسابرسی به صاحبکاران حسابرسی واثرآن برکیفیت حسابرسی می‌تواندباانجام پژوهشهای دیگر آشکار گردد.
2-6-3) خلاصه پیامدهای کیفیت حسابرسی
مهمترین مفهوم مطالعات مورد بررسی دراینبخش، پیرامون موضوع مدیریت سود بود. مطالعات بررسی کنندهاعتباراطلاعات بیان می کنندکه ارزیابی‎های سرمایه گذاران ازفایده مندی سودگزارش شده برای پیش بینی جریانهای نقدی آیندهمیتواندتوسط حسابرسان دارای نام تجاری تحت تأثیرقرارگیرد.
مدیریت سودچنانچه باهدف اثرگذاری بردرک استفاده کنندگان برون سازمانی انجام شود، فایده‌مندی بکارگیری حسابرسان دارای نام تجاری و در عین حال دارای توانایی نظارت پایین را اثبات می‌نمایند. به هرحال، مطالعات بررسی کننده رابطه اجزای کیفیت سودمشخص می‌کنندکه اگرچه صاحبکاران حسابرسی شده توسط حسابرسان دارای نام تجاری می‌توانندانگیزه‌های بیشتری برای مدیریت سودداشته باشند، اماحسابرسان دارای نام تجاری مدیریت سود رامحدودمی نمایند.
2-7) پژوهش‎های انجام شده درداخل کشور
تحقیقات انجام شده درداخل کشورپیرامون کیفیت حسابرسی وعوامل مؤثربرآن درمقایسه باپژوهش‌های صورت گرفته درخارج از کشور محدوده کوچکتری راپوشش می دهد؛که دراینجا به اختصاربه آنهااشاره می‎شود.
آقایی وکوچکی(1374) معتقدند، کیفیت کارمؤسسه‎های حسابرسی متفاوت است وبه طورمستقیم نمی‌توان با مشاهده مؤسسات تشخیص دادکدام مؤسسه ازکیفیت کاری بالاتری برخوردار است. تحقیق‌هانشان می دهند اندازه، قدمت، شهرت ونام تجاری مؤسسه‎های حسابرسی می توانندمعیارهای متمایزکننده کیفیت حسابرسی باشند.
لنگری(1379)درپژوهش خود، رعایت15عامل کنترل کیفیت حسابرسی، درحسابرسی‎های انجام شده توسط سازمان حسابرسی رامورد بررسی قرارداده است. این عوامل شامل:(1)سرپرستی، (2)تقسیم کار، (3) آموزشهای حرفه ای، (4)صلاحیت حرفه ای، (5)ترفیعات کارکنان، (6)پذیرش تداوم کارباصاحبکار، (7)نظارت، (8)استقلال، (9)بی طرفی، (10)مشاوره، (11)ضوابط استخدامی، (12)امکانات کافی، (13)شرح وظایف حسابرسان، (14)ارزیابی کارکنان حرفه ای، و(15)بررسی هم پیشگان است. جامعه موردتحقیق، حسابرسی‎های انجام شده توسط سازمان حسابرسی بوده است. محقق برمبنای 15 عامل کنترل کیفیت، 15فرضیه درموردرعایت این عوامل طراحی نموده است. آزمون فرضیه‎هاازطریق توزیع پرسشنامه ومشاهده عینی پرونده‎های حسابرسی موجوددرسازمان حسابرسی انجام پذیرفته است. وی درخاتمه تحقیق نتیجه گیری می‎کند که عوامل کنترل کیفیت درحسابرسی‎های سازمان حسابرسی رعایت نمی‎شود.
آقایی(1381)عوامل مؤثربرکیفیت حسابرسی مستقل راازدیدحسابرسان مستقل واستفاده کنندگان خدمات حسابرسی موردبررسی قرارداده است. وی 28 عامل مؤثربرکیفیت حسابرسی مستقل راشناسایی وآنهارامبنای طراحی سؤالهای ابزار اندازه گیری قرارداد. روش ایشان درجمع آوری اطلاعات استفاده ازپرسشنامه بود. نتایج آزمون نشان دادکه پرسش شوندگان بروجود 24 عامل تأکید بیشتری دارند. جامعه آماری پژوهش متشکل ازدوگروه، استفاده کنندگان خدمات حسابرسی وحسابرسان مستقل بود.
مداحی(1383)به بررسی اثربخشی حسابرسی‎های انجام شده درایران پرداخته است. وی درپی یافتن پاسخ این پرسش بوده است که آیاحسابرسی‎های انجام شده درایران درکشف اشتباهات وتحریفات بااهمیت اثربخش است. وبرای این منظوردوفرضیه زیررامطرح می‎سازد:
1. فرآیندحسابرسی درکشف اشتباهات وتحریفات بااهمیت دربرآوردهای حسابداری وتحریفات ناشی ازعدم رعایت قوانین ومقررات اثربخش است.
2. تفاوت معنی داری میان مبالغ اشتباهات وتحریفات موجوددرصورتهای مالی ومبالغ کشف شده توسط حسابرس وجود ندارد.
محقق بابررسی صورتهای مالی حسابرسی شده شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران فرضیه اول راتأییدوفرضیه دوم راردمی‎کند. نتایج تحقیق نشان میدهدکه حسابرسی‎هابه طورمعناداری منجربه کشف تحریفات موجوددرصورتهای مالی میشود، اماتفاوت معنی داری بین تحریفات کشف شده وتحریفات موجوددرصورتهای مالی وجود دارد.
جعفری(1385)درموردکیفیت حسابرسی اعضای جامعه حسابداران رسمی‎ایران تحقیق نموده است. درتحقیق وی این موضوع که آیاحسابداران رسمی‎ ایران ازاستقلال وشایستگی لازم درحسابرسی‎های صورتهای مالی برخورداربوده اند یانه بررسی گردیده است. درتحقیق وی کیفیت حسابرسی به عنوان شایستگی حسابرسان درکشف تحریفات بااهمیت وگزارش آن درنظرگرفته شده است. محقق عواملی نظیرتخصصگرایی حسابرسان، وجودقوانین ومقررات وهمچنین اندازه مؤسسات حسابرسی عضوجامعه حسابداران رسمی‎ایران رابررسی نموده است. این تحقیق درچهارمرحله انجام شده است: نخست، شناسایی عوامل مؤثربرکیفیت حسابرسی اعضای جامعه ازطریق مطالعه کتابخانه ای. دوم، کسب نظرمتخصصان حسابداری وحسابرسی درمورد تأثیرعوامل شناسایی شده برکیفیت حسابرسی اعضای جامعه. سوم، بررسی کیفیت واقعی حسابرسی حسابداران رسمی‎ایران. چهارم، ارائه پیشنهادات لازم برای بهبوددرکیفیت حسابرسی حسابداران رسمی‎عضوجامعه حسابداران رسمی‎ایران. یکی ازفرضیات تحقیق ایشان این بودکه بین اندازه مؤسسه حسابرسی عضوجامعه وانگیزه آن اندرحفظ بی طرفی برای گزارش تحریفات کشف شده، رابطه معنی داری وجوددارد. ازطریق آزمونtفرضیه فوق ثابت ودرنهایت محقق پیشنهادکردمقرراتی تدوین شودتامؤسسات حسابرسی کوچکترادغام شوندوتشکیل مؤسسات حسابرسی بزرگتری رادهندتادرکیفیت حسابرسی بهبودحاصل شود.
آذینفر(1386)رابطه میان کیفیت حسابرسی واندازه حسابرس راموردمطالعه قرارداده است. مؤسسات به لحاظ اندازه دردودسته کوچک وبزرگ طبقه بندی شده اند. سازمان حسابرسی به علت پرسنل بیشتروقدمت زیادبه عنوان حسابرس بزرگ ومؤسسات حسابرسی عضوجامعه حسابداران رسمی بهعنوان حسابرس کوچک (غیربزرگ) انتخاب شده ودرصدتحریفات کشف شده معیارسنجش کیفیت حسابرسی تعیین شده است. درنهایت وی به این نتیجه رسیده است که مؤسسات حسابرسی عضوجامعه حسابداران رسمی‎نسبت به سازمان حسابرسی ازکیفیت حسابرسی بالاتری برخوردارمی باشند.
ابراهیمی وسیدی(1387)درتحقیق خود در 71شرکت پذیرفته شده دربورس اوارق بهادارتهران به بررسی تأثیرنوع مؤسسه حسابرسی (سازمان حسابرسی وسایرمؤسسات)ونوع اظهارنظرحسابرس درگزارش حسابرسی برروی اقلام تعهدی اختیاری پرداختندوبه این نتیجه رسیدندکه تنهانوع مؤسسه حسابرسی بااقلام تعهدی اختیاری ارتباط دارد.