مقاله با موضوع اقلام تعهدی اختیاری و مؤسسات حسابرسی


Widget not in any sidebars

بکروهمکاران(1998)وفرانسیس وهمکاران(1999) اظهار داشتند در شرکت‎هایی که از حسابرسان بزرگتر استفاده می‎کنند، انگیزه کمتری برای رفتارهای فرصت طلبانه وجوددارد و این امر منجربه گزارش سطح کمتری ازاقلام تعهدی اختیاری شده واحتمال مدیریت سودکاهش می‎یابدواین، به معنای کیفیت بالای حسابرسی انجام شده می‎باشد. مطابق با دیگر تحقیقات، نلسون وهمکاران(2002) به این نتیجه رسیده اند که حسابرسان بزرگتر، تلاش‎های فرصت طلبانه برای مدیریت سود (ازطریق افزایش اقلام تعهدی درآمد) راکشف وشرکتهاراملزم به اصلاح ویاتعدیل آنها می‎کنند.
2-4-2-1) قیمت گذاری حسابرسی‎های نخستین به مبلغی کمترازبهای تمام شده
نگرانی ازرویه قیمت گذاری‌های نخستین که به طورمعناداری کمترازبهای تمام شده‌حسابرسی می‌باشدبه پژوهش‌درباره رابطه بین عرضه کیفیت حسابرسی وحق‌الزحمه‌های حسابرسی انجامیده است. این نوع قیمتگذاری می‌تواندبه فشارهای بودجه‌ای وزمانی منجرگرددکه ممکن است به استقلال حسابرس آسیب رسانده ونیزسهمی درکاهش کیفیت حسابرسی داشته باشد.
اگر چه این مطالعات، استدلال‌های نظری ومدل‌های تحلیلی رادرحمایت ازقیمت‌گذاری حسابرسی‌های نخستین به مبلغی کمترازبهای تمام شده ارائه نموده‌اند، امادرعین حال ثابت نموده‌اندکه چنین رویه‌هایی ضرروتاً استقلال حسابرس راکاهش نمی‌دهند و موجب کاهش کیفیت حسابرسی نمی‌گردند. به هرحال ارائه شواهد تجربی درباره این موضوع ساده نیست.
سیمونیچ(1980)، فرانسیس(1984) و پالمروس(1986) دریافتند که شواهد مهمی از کاهش حق‌الزحمه‌های حسابرسی‌های اولیه وجود ندارد، امافرانسیس وسیمون(1987)، سیمون و فرانسیس(1988)، واترج و گرینبرگ(1990) شواهدی را درباره کاهش حق‌الزحمه‌ها در اولین سال‌های حسابرسی‌ها ارائه نموده‌اند. توضیح‌های احتمالی که می‌توان برای این تناقض بیان کرد، عبارتنداز:
1)سه مطالعه اخیرآزمون‎های مستقیمی برای کاهش حق‌الزحمه‌هاارائه می‌نماینددرحالی که مطالعه سیمونیچ (1980)چنین آزمونهایی راارائه نمی‌کند.
2)فرانسیس(1984)کاهش حق‌الزحمه‌هارادربازاراسترالیا، یعنی جایی که اطلاعات حق‌الزحمه‌های حسابرسی کالایی عمومی هستند، آزموده است.
3) فقط6% ازنمونه پالمروس(1986) نمایانگرحسابرسی‌های نخستین بوده است.
تحقیقاتی که چندی پیش انجام شده است، مانندگرسول وفرانسیس(1999)، شواهدی ازکاهش حق‌الزحمه‎های حسابرسی‌های اولیه رابیانمی‌کنند، امااین شواهدصرفاًدرجهت ترفیع حسابرسان فاقدنام تجاری به حسابرسان دارای نام تجاری بوده است. شواهدتجربی ازاثرات قیمت گذاری حسابرسی‎های اولیه به مبلغی کمترازبهای تمام شده برروی استقلال حسابرس وجودندارد. این امر، درکناراستدلال‌های نظری متفاوتی که پیرامون آن وجوددارد، ارزیابی منطق این گونه قیمت‌گذاری ازکیفیت حسابرسی رامشکل ساخته است.
2-4-2-2) تخصص گرایی درصنعت
نظریه‌های اقتصادی بیانگرآن است که حرفه حسابرسی بایافتن راه‌های جدیدبرای تمایزقائل شدن بین خدمات خاص درمؤسسه‌های حسابرسی به بلوغ وپیشرفت رسیده است. یکی ازاین ابزارهاتخصص‌گرایی درصنعتی خاص است. هوگان وجتر(1999) دریافتند که مؤسسه‌های حسابرسی دارای نام تجاری تلاش‎هایی را برای افزایش سطح تخصص‌خودانجام می‌دهند. آنهاسعی می‌کنندتابرروی مقررات صنعت و ویژگی‌های صنعتی که ریسک دعاوی حقوقی نسبتاًکم، رشدسریع، یاصاحبکاران نسبتاًبزرگی دارند متمرکز گردند. واژه تخصص اغلب معادل کیفیت فرض می‌شود. انتظارمی‌رودمتخصصین درمقام مقایسه با غیر متخصصین، کیفیت بالاتر و خدمات بیشتری را به همراه حسابرسی عرضه نمایند (دفاند وهمکاران، 2000؛ فرگوسن وهمکاران، 2003).
تخصص‌گرایی صنعتی تلاشی ارزشمند است. چندین نظریه پیرامون چگونگی جبران سرمایه‌گذاری‌های متخصصین ارائه شده است. گرسول وهمکاران(1995)شواهدی راپیرامون این که چنین سرمایه‌گذاری‌هایی می‌توانندباحق‌الزحمه‌های حسابرسی بیشترجبران شوند، ارائه نموده‌اند. مطالعه آنان مشخص کردکه حسابرسان دارای نام تجاری ومتخصص درصنعتی خاص درمقایسه باحسابرسان دارای نام تجاری وغیرمتخصص، 34%حاشیه حق‌الزحمه‌بیشترکسب نموده‌اند. این پژوهش می‌تواندتوضیحات بیشتری رابرای حق‌الزحمه‌اضافی گزارش شده حسابرسان دارای نام تجاری درمطالعات خاص، بیان نماید.
اما نتایج فرگوسن واستاکس(2002) از نتایج تحقیق گرسول و همکاران(1995) حمایت نمی‌نماید. آنان توضیحات بیشتری راارائه نمودندکه نشان می‌دهدمتخصصین درصنعت خاص چگونه می‌توانندمبلغی رابه عنوان حاشیه حق‌الزحمه‌ای (درآمداضافی) دریافت نمایند. آنان معتقدندموقعیت اقتصادی مناسب برای حسابرسان می‌تواندازعرضه مشترک خدمات حسابرسی وغیرحسابرسی که سبب کاهش حاشیه حق‌الزحمه می‌شوند، بوجودآید. همچنین، متخصصین صنعت می‌توانندمعادل حاشیه حق‌الزحمه راازطریق حق‌الزحمه‎های حاصل ازخدمات غیرحسابرسی بدست آورند. نگرانی احتمالی ازافزایش تمرکزعرضه کننده برعرضه مشترک خدمات حسابرسی و غیرحسابرسی وجوددارد.
هوگان وجتر(1999)بااثبات رابطه مؤسسات معتبرحسابرسی ومتخصص درصنعت خاص وافزایش سهم بازارآنهادرطول زمان، توضیحات بیشتری رادرباره تخصصگرایی درصنعت ارائه نموده‌اند. همچنین آنان درتلاش برای افزایش کیفیت حسابرسی به طورضمنی به تخصص گرایی درصنعتی خاص اشاره کرده‌اند. چندین مطالعه شواهدی برای حمایت ازاین نظریه ارائه کرده‌اند. کریشنان(a2003)وهمچنین بالسام وهمکاران(2003)شواهدی رایافته‌اندمبنی براینکه سطح اقلام تعهدی اختیاری صاحبکاران حسابرسان متخصص درصنعت خاص به طورمعنی‌داری کمترازحسابرسان غیرمتخصص درصنعت خاص می‌باشد. به علاوه، بالسام وهمکاران(2003)به ارائه شواهدی پرداخته‌اندکه براساس آن ضریب واکنش سودصاحبکاران حسابرسان متخصص درصنعت خاص بیشترازضریب واکنش سودصاحبکاران حسابرسان غیرمتخصص درصنعت خاص می‌باشد. این نتایج بیانگرآن است که حسابرسان متخصص توانایی نظارت بیشتری را دارند و بازار خدمات حرفه‌ای نیز، آنان رابه همین صورت می‌شناسد. سولومون وهمکاران(1999) در بررسی‎های خودبه ای ننتیجه رسیدندکه آشنایی بیشترباصنعت صاحبکار، قضاوت بهترودرنتیجه کیفیت حسابرسی بالاتری راسبب خواهدشد. کریشنان(a2004)نیزدرمطالعه خودبه این نتیجه دست یافت که سودی که توسط متخصصان، حسابرسی شده، محافظه کارانه تربوده واقلام تعهدی آن کمتراست که این، به معنی کیفیت حسابرسی بالاترومطالبه حق الزحمه بیشترخواهدبود.
2-4-3) خلاصه موضوعات عرضه
مطالعات کیفیت حسابرسی مربوط به طرف عرضه بیانگرآن است که حسابرسانی که باصاحبکاران پرریسک مواجه‌اند، تمایل به نپذیرفتن صاحبکارویاکناره‌گیری ازکارحسابرسی دارند. اگرآنان صاحبکاران پرریسک رابپذیرند، احتمالاًدامنه حسابرسی راافزایش داده ومبلغ حق‌الزحمه بیشتری رامطالبه خواهندکرد. شواهددرباره اینکه آیاحسابرسان دارای نام تجاری، به طورکلی خواهان حق‌الزحمه‌های بیشتری هستندیانه، مبهم وپیچیده است. اگرآنان حق‌الزحمه‌ بیشتری را مطالبه کنند، معلوم نیست که آیاحق‌الزحمه‌های بیشترلزوماًبه کیفیت بالاتر انجامیده است یا خیر.
از دیدگاه نظری مشخص است که قیمت‌گذاری خدمات حسابرسی به مبلغی کمترازبهای تمام شده، استقلال یا شایستگی حسابرس راکاهش نمیدهد. به طورواقعی شواهدی درباره رابطه بین قیمت‌گذاری کمتر از بهای تمام شده خدمات حسابرسی وکیفیت حسابرسی وجود ندارد.
برخی از مطالعات جدیدتر شواهدی را ارائه می‌کنندکه براساس آنها متخصص اندر صنعتی خاص، در مقایسه با غیرمتخصصان، حسابرسی‌های با کیفیت‌تری را ارائه می‌نمایند. با این توضیح که شاخص‌های کیفیت حسابرسی شامل سطوح اقلام تعهدی اختیاری وضریب واکنش سودمی‌باشد.
2-5) رابطه بین اجزای کیفیت حسابرسی
همانطورکه دربخش‎های پیشین مطرح شد، کیفیت حسابرسی رادردوبخش، یعنی توانایی نظارت حسابرس وحسن شهرت حسابرس، تعریف نمودیم. توانایی نظارت حسابرس به توانایی حسابرس برای بهبودکیفیت اطلاعات مربوط می‌شود، حال آنکه حسن شهرت حسابرس برمبنای شناخت ذینفعان قراردارد. ازدیدگاه نظری چندین دلیل برای رابطه مستقیم موردانتظاربین حسن شهرت حسابرس، که شاخص آن اندازه مؤسسه حسابرسی می‌باشدوتوانایی نظارت حسابرس وجوددارد.
یک استدلال این است که مؤسسات حسابرسی می‌توانند در تضمین نام تجاری سرمایه‌گذاری نمایند. به ویژه، مؤسسات معتبرتروبزرگتردرمقایسه بامؤسسات کم اعتبارتر و کوچکتر، حسن شهرت بیشتری را به وثیقه می‌گذارند و با احتمال کمتری از اشتباهات با اهمیت یا مخاطره دعاوی حقوقی چشم‌پوشی می‌کنند. از اینرو مراقبت حرف‎های بیشتری رابه کارمی‎بندند.