مقاله اقدامات سازمان ملل متحد و مفهوم موسع پیشگیری


Widget not in any sidebars

2-1-واژه‌شناسی پیشگیری
ابتدا به مفهوم شناسی لغوی پرداخته، سپس مفهوم اصطلاحی پیشگیری را مطرح خواهیم نمود.
2-1-1-تعریف لغوی
واژه پیشگیری در مفهوم متداول آن در معانی پیش‌دستی کردن، پیشی گرفتن و به جلوی چیزی شتافتن و همچنین آگاه کردن، خبر چیزی را دادن و هشدار دادن است( معین: 1364، 1045).
اما در جرم‌شناسی پیشگیرانه، پیشگیری در معنی اول آن مورداستفاده واقع می‌شود، یعنی با کاربرد فنون مختلف به‌منظور جلوگیری از وقوع بزهکاری، به جلوی جرم رفتن و پیشی گرفتن از بزهکاری است(گل محمدی: 1385، 5).
2-1-2-تعریف اصطلاحی پیشگیری
در استنباط مفهوم پیشگیری و مصداق‌های آن دو جهت‌گیری کلی دیده می‌شود. برخی از جرم‌شناسان مفهوم موسعی برای تدابیر پیشگیرانه قائل شده و گروهی دیگر پیشگیری را در مفهومی محدود و مضیق بکار می‌برند. اینک هر یک از این دو تعبیر را به‌طور مختصر توضیح می‌دهیم.
2-1-2-1-تعریف مضیق
در جرم‌شناسی پیشگیرانه، پیشگیری مفهوم مضیقی پیداکرده است. در این مفهوم پیشگیری به مجموعه وسایل و ابزارهایی اطلاق می‌شود که دولت برای مهار بهتر بزهکاری از طریق حذف یا محدود کردن عوامل جرم‌زا و یا از طریق اعمال مدیریت مناسب نسبت به عوامل محیط فیزیکی و محیط اجتماعی موجد فرصت‌های جرم، مورداستفاده قرار می‌دهد( نجفی ابرندآبادی: 1389، 740).
2-1-2-2-مفهوم موسع پیشگیری
مطابق این مفهوم، انجام هر اقدامی که علیه جرم بوده و آن را کاهش دهد، پیشگیری محسوب می‌شود. بر اساس این برداشت انواع تدابیر کیفری و غیر کیفری چه مربوط به قبل و چه مربوط به بعد از وقوع جرم، پیشگیری محسوب می‌شوند. فلذا در این تعبیر، حتی تعقیب و دستگیری بزهکاران، اعمال مجازات یا تعلیق اجرای آن، الزام آنان به جبران خسارت مجنی علیه و فردی کردن مجازات توسط قاضی نیز پیشگیری به شمار می‌آیند. لذا این مفهوم طیف وسیعی از اقدامات کیفری و غیر کیفری را در برمی‌گیرد(پیشین، 737).
2-2-تعاریف پیشگیری از جرم
تعاریف متعددی از پیشگیری ارائه‌شده است. آقای گسن، جرم‌شناس فرانسوی، برای تشخیص اقدامات پیشگیرانه چهار معیار در نظر گرفته است. به نظر وی:
1. اقدامی پیش‌گیرنده تلقی می‌شود که هدف اصلی آن اقدام مؤثر علیه عوامل یا فرایندهایی است که در بروز بزهکاری و انحراف، نقش تعیین‌کننده دارند.
2. اقدام‌های پیشگیرانه، جمعی هستند یعنی مخاطب آن‌ها کل جامعه یا بخش و گروه معینی از جامعه هستند.
3. اقدام‌های پیشگیرانه خوانده می‌شوند که قبل از ارتکاب اعمال بزهکارانه یا کج روانه اعمال شوند و نه بعد از ارتکاب آن‌ها.
4. اقداماتی پیشگیرانه تلقی می‌شوند که قهرآمیز و سرکوبگر نباشند( پیشین، 106).
آقای گسن با توجه به معیارهای ذکرشده، پیشگیری را شامل مجموع تدابیر سیاست جنایی (جزء تدابیر نظام کیفری) می‌داند که نتیجۀ آن‌ها کاهش امکان وقوع انحراف و بزهکاری از طریق غیرممکن کردن، دشوارتر کردن یا کاهش احتمال وقوع است.( پیشین، 249).
به نظر المراچ جانسون پیشگیری از جرم بر چهار پدیده مبتنی است:
1. اینکه عمل زشت، ناهنجار و تقبیح شده‌ای (جرم) در شرف وقوع باشد؛
2. اینکه چنین کاری توسط ادراک و حواس انسان قابل پیش‌بینی باشد؛
3. اینکه بیشتر اقدامات پیشگیرانه خارج از مرزهای سیستم عدالت کیفری است؛
4. اینکه مداخلات قبل از وقوع عمل مجرمانه انجام شود. این تعریف از دو جهت مفید است. نخست اینکه پیشگیری از جرم را وابسته به مشارکت جامعه می‌داند و امتیاز دوم این تعریف آن است که جنبۀ پیش کنشی اقدامات پیشگیری را پررنگ می‌کند. در تعریف دیگری که توسط مرکز پیشگیری از جرم در استنفورد انگلستان ارائه‌شده و توسط مرکز ملی پیشگیری از جرم ایالات‌متحده موردپذیرش قرارگرفته است، در رابطه با اهداف رهنمودهای حاضر، پیشگیری از جرم شامل راهبردها و تدابیری است که درصدد کاهش خطر وقوع جرائم و کاهش تأثیرات مضر بالقوه آن‌ها بر اشخاص و جامعه (شامل ترس از جرم) از طریق تحت تأثیر قرار دادن عوامل متعدد مؤثر در آن‌هاست(نیک گهر: 1369، 57).
اعمال قوانین، مجازات و اقدامات اصلاحی و تربیتی، هرچند که نقش پیشگیرانه هم دارند، با فرض پوشش جامع موضوع در سایر اقدامات سازمان ملل متحد، از قلمرو این رهنمودها خارج‌شده‌اند. واحد پیشگیری از جرم دادگستری استرالیا نیز پیشگیری از جرم را به‌عنوان کاهش خطر وقوع و شدت بالقوه جرم از طریق مداخله در علل آن تعریف کرده است( پیشین).
به نظر مرکز مذکور به دلایل متعدد ارائه تعریف از پیشگیری دشوار است. ازجمله دلایل این دشواری می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. واژه پیشگیری ازنظر اصطلاحی معانی متعدد و مفهوم شناوری دارد.