مقاله آیین دادرسی مدنی و ادله اثبات دعوی

دانلود پایان نامه
  • گفتار اول: دلیل، اثبات و دعوی
    معنای لغوی ادله: ادله جمع دلیل است و دلیل عبارت است: ازآن چیزی که بدان استدلال میشود.
    جمع دیگر دلیل، دلایل است. دلیل را در لغت راهنما نیز گفتهاند و در اصطلاح عرفی به چیزی گفته میشود، که امری را اثبات نماید.
    برخی حقوقدانان در تعریف دلیل چنین میگویند: دلیل در اصطلاح عرف به چیزی اطلاق میشود که امر مجهولی را ثابت نماید یا عامل اثبات حقیقت امری است که مورد ادعا یکی از اصحاب دعوی و انکار دیگری باشد.
    معنای اصطلاحی دلیل:
    ابن منظور در لسان العرب میفرماید: «ادله و هو جمع دلیل، ای بما علموا فیدلون علیه الناس» ادله در علم حقوق بر دو قسم است:
    1-ادله احکام
    2-ادله اثبات دعوی.
    ادله احکام برای بدست آوردن احکام موضوعات بکار میرود و علم جداگانه را بنام اصول تشکیل میدهد.
    ادله اثبات دعوی از جنبه ارزشی که برای صاحب آن در اثبات دعوا دارا میباشد جزء حقوق مدنی به شمار میرود.
    معنای حقوقی ادله
    اما دلیل در اصطلاح حقوقی معنای محدودتری دارد. و آن آشکار ساختن صحت موضوعی است که مبنای یک حق مورد ادعا باشد آن هم به کمک وسایلی که قانون تجویز کرده باشد نه هر وسیله.
    دلیل به این معنی فقط در دادگاهها قابل اقامه کردن است و به همین لحاظ آن را دلیل قضایی یا ادله اثبات دعوی میخوانند.
    اثبات
    اثبات از باب افعال میباشد که در لغت به معنی تایید، تصدیق، دلیل قاطع معنی شده است، و کتاب المنجد آنرا به معنی ایجاب در مقابل سلب و نفی معنی کرده است، «الاثبات: الایجاب ضد سلب و النفی» و بطور واضحتر اثبات بمعنی تحقق بخشیدن، ثابت کردن و پابرجا کردن و استوار نمودن چیزی را میگویند.
    معنای اصطلاحی اثبات: در آیین دادرسی مدنی به چیزی که اصحاب دعوی برای اثبات دعوی یا دفاع از دعوی به آن استناد مینمایند، دلیل یا اثبات دعوی گفته میشود.
    اموری که ازآنها برای اثبات امری استفاده میشود دو گونهاند:
    1- دستهای از ادله که موجب حصول علم و یقین خواهند شد. مانند مشاهده که از طریق آن برای قاضی علم حاصل میشود و نسبت به دعوای خواهان یقین پیدا میکند.
    2- آنهایی که تنها مفید ظن خواهند بود. مانند سوگند، شهادت و اقرار که به آنها اماره نیز گفته میشود.
    این نوع ادله چون بر وجه قالب به واقع نزدیک بوده و کاشف از علم خواهند بود، لذا در امور قضایی و دادرسی به آنها اعتماد میشود.
    دعوی
    دعوی در لغت اسم مصدر است از ادعی، یدعی، ادعا، که چیزی را به خود نسبت دادن است و چیزی را ادعا نمودن به گمان اینکه آن چیز به خود او تعلق دارد، که گاه چنین ادعا، و در خواستی بحق و بجا، و گاه باطل و نادرست است، لذا دعوی که اسم مصدرادعا میباشد در بدو امر تا زمانیکه به مرحله اثبات نرسیده است (و دعوی، دعوای بدوی است) .
    ممکن است ادعائی درست و صادق، و ممکن است ادعایی کاذب باشد، که هیچ واقعیتی را در پی نداشته باشد.
    معنای اصطلاحی دعوی
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.