مفهوم استراتژی

در چهارمین P و یا چهارمین تعریف از راه هدف دار ، منیزبرگ روش هدف دار رو به عنوان زاویه نگاه تعریف می کنه. یعنی معنی روش هدف دار روش و راه های ریشه ای انجام کار تو یه بنگاهه. در این مورد تلاش درجهت پیدا کردن موقعیت و یا جایگاهیه که در اونجا محصول و مشتری همگرا می شن. در پنجمین P و یا پنجمین برداشت از راه هدف دار ، این معنی به عنوان کلک و یا مانوری تعریف می شه که هدف اون ایجاد مانع و پیشگیری از ورود رقبا در صحنه فعالیت های بنگاهه. یعنی اینجا روش هدف دار به عنوان یه تهدید و یا یه عامل بازدارنده واسه حریف در میاد. ( منیزبرگ،۱۹۹۸)

 

۱-۳-۲- تعریف کامل مدیریت هدف دار:

پروسه همیشگی اطمینان از تناسب برتر رقابتی یه سازمان و محیط در حال تغییره. مدل تجویزی ریچارد ال. دفت در شکل ۲-۱ نشون دهنده معنی مدیریت استراتژیکه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۱-۲- مدل تجویزی مدیریت هدف دار (محقر و همکاران،۱۳۸۴ ،۵۶ )

۲-۳-۲- وجود و اهداف روش های هدف دار

هر چند روش هدف دار تنظیم رفتار سازمان / فرد در تعامل با محیطه و فرد / سازمان باید از رفتارای متنوعی در رابطه با محیطای فعالیتی خود استفاده کنه، از دیدگاه دیگه، روش هدف دار تشخیص فرصتای اصلی و متمرکز کردن منابع سازمان در جهت تحقیق مناتفع نهفته در اون هستش. فرصتا درون مایه اصلی حرکتای هدف دار هستن. فرصت در محیط ، از نیاز تامین نشده شکل میگیره. عمر روش هدف دار محدود به اعتبار عوامل پایه ای اون هستش و با تغییر این عوامل، موثر اون تموم میشه. روش هدف دار هنر خلق ارزش و هم چهارچوبای هوشمند، مدلای مفهومی و اداره ایده هاست. روش هدف دار مدیران سازمانا رو مجاز به شناسایی فرصتای کشف ارزش واسه مشتریان و تحقق اون ارزشا در سطح منافع می کنه؛ از این رو راهیه که سازمانا زمینه فعالیت  و کار و کاسبی خود تعریف می کنن و اون رو فقط با منابعی در رابطه میسازن که در اقتصاد امروز اهمیت زیادی داره. این منابع عبارتند از: ارتباطات، شایستگیا و مشتریان سازمان.

اقتصاد

روش های هدف دار و سیاستای سازمان، رابطه بسیار نزدیکی با همدیگه دارن و بستر هم چهارچوب و قلمرو تدوین برنامه ها و پروژه های عملیاتی رو تعیین کرده، بر همه بخش های اداره یه سازمان و قلمرو مدیریت تاثیر میذاره. روش هدف دار به روش های جور واجور تعریف و موشکافی می شه و واسه برنامه ریزی استفاده میشن. به هر حال، روش هدف دار به پروسه تعیین ماموریت، مقاصد و هدفای اساسی و دراز مدت سازمان می پردازه (تامپسون، ۱۹۹۵، ۱۶-۲۱).

برنامه ریزی

 

۴-۲- روش هدف دار تکنولوژی:

روش هدف دار تکنولوژی، تصمیم گیری متعهدانه در مورد تکنولوژیای لازم بنگاه در چارچوب روش هدف دار کسب وکار بنگاهه. منابع بنگاه ها محدود بوده و انتخاب یه گزینه تکنولوژی به معنی نبود توانایی درجهت تعقیب بقیه گزینه ها هستش. پس انتخاب و اراده کردن درست چیزی لازمه. تحقیقات نشون می دهد که بنگاه هایی که از راه هدف دار متمرکز و برابر در مورد تغییرات تکنولوژیک بهره می برند ، احتمال موفقیت اونا درجهت رسیدن به مزیت رقابتی بیشتره و اونایی که از نداشتن روش هدف دار رنج می برند ممکنه در کوتاه مدت موفقیتایی بدست بیارن ولی درجهت حفظ و نگهداری این موفقیتا ضعیف هستن.

اراده کردن

شرکت مایکروسافت مثال خوبی در این زمینه س. این شرکت با ارائه سیستم عامل DOS در اوایل دهه ۱۹۸۰ و سیستم عامل ویندوز در دهه ۱۹۹۹۰، دیرزمانیه که بر بازار نرم­افزار کامپیوترای شخصی تسلط داره. بدلیل فروش خیره کننده اجناس، سود زیادی عاید شرکت شده. شاید ادامه روش هدف دار شرکت در ساخت نرم­افزار واسه صنعت کامپیوترای شخصی، تصمیمی منطقی به نظر برسه. اما، ظهور و رشد اینترنت، روش استفاده مردم از کامپیوترای شخصی رو عوض کرد. مایکروسافت عزمشو جزم کرد تا جهت­گیری هدف دار خود رو عوض کنه و تلاش زیادی رو صرف ساخت نرم­افزارهایی کرد که با محیط اینترنت موافق باشن. این تصمیم تکنولوژیکی واسه تضمین موفقیت دائمی مایکروسافت بسیار با ارزش بوده (خلیل، ۲۰۰۰).

نمونه هایی مثل این تحولات رو می توان در رشته های جور واجور تولیدی و خدماتی دید. در واقع در مثل این موارد موفقیت به شکل خودکار و یا غیرمنظم حاصل نمی شه. همه دلایل موجود نشون دهنده این نکته س که روش هدف دار تکنولوژی، فرآیندی برنامه ریزی شده. اینکه فقطً آخرین نتیجه کار تکنولوژی رو مهم بدونیمش ، نمی تونه ً منتهی به روش هدف دار تکنولوژی مناسبی شه. از طرف دیگه نبود وجود تجربه قبلی در شرکت هم مزید برعلت می شه و احتمال شکست فعالیت های تکنولوژیک شرکت رو شدید شدن می کنه. مثلا تغییر رشته فعالیت یه شرکت صنایع فلزی به رشته بیوتکنولوژی با شعار ایجاد تنوع در فعالیت ها روش هدف دار مناسبی به نظر نمی رسد. (خلیل، ۲۰۰۰)

۱-۴-۲- روش هدف دار تکنولوژی در سطح بنگاه:

روش هدف دار تکنولوژی بنگاه براساس توانایی اساسی اون شکل میگیره. این ویژگی، همون نقطه قوت داخلیه که روش هدف دار روی اون بنا می­شه. توانایی اساسی بنگاه، می ­تونه در تکنولوژی محصول، پروسه یا روش کامل­سازی دارایی­های تکنولوژیکی باشه. ساخت محصول یا خدمتی که واسه مشتریان، ارزش منحصر بفردی داشته باشه، مثالی از یه توانایی فنی محوریه. ممکنه توانایی اساسی بنگاه، در بازاریابی و توان اون در دسترسی و سرویس دهی منحصر به فرد به بازار باشه. مثال دیگری از توانایی­های اساسی سازمان، زیرساخت اون هستش که زمینه موثر و موثر مدیریت عملیات رو جفت و جور می­آورد. هم اینکه توانایی اساسی می ­تونه علم مدیریت یا مهارت کارکنان سازمان باشه. شرکت بویینگ (یکی از غول­های هواپیماسازی)، فعالیت­های تولیدی و کسب وکار بسیار موفقی داره. این شرکت توانایی اساسی خود رو در کامل­سازی سیستم­های بزرگ، طراحی و تولید موثر و علم مشتریان خود متمرکز کرده. هم اینکه توانایی اساسی هوندا هم اونقدر که در تولید موتوره در خودروسازی نیس. (خلیل، ۲۰۰۰)

توانایی­های اساسی، مجموعه ­ای از علم، مهارت و تکنولوژی­هاییه که سازمان از اونا واسه ایجاد ارزش واسه مشتریانش استفاده می­ کنه، این همون چیزیست که توان رقابتی شرکت رو تعیین می­ کنه. هر شرکتی می ­تونه با تبدیل شدن به سازمانی یادگیرنده، توانایی رقابتی خود رو زیاد کنه. این یعنی یادگیری همیشگی و ایجاد توانمندی­هایی که: اول اینکه به آسونی به وسیله رقبا قابل تقلید نباشه وثانیا اجناس وخدمات جدیدی رو فرآهم آورد و بدین وسیله مزیت هزینه­ای و ارزشی واسه مشتریان خود فرآهم آورد.

با در نظر گرفتن توانایی اساسی بنگاه، روش هدف دار تکنولوژی در مرتبه اول بدنبال اون هستش که مشخص کنه چیجوری سازمان، تکنولوژی رو واسه رسیدن به مزیت روش هدف دار انتخاب و استفاده می کنه . این بحث سه وجه اصلی داره (یونیدو، ۲۰۰۵):

تجزیه وتحلیل هدف دار: ما چیکار می تونیم بکنیم و به چه دلیل؟

انتخاب هدف دار: ما چه کاری می خواهیم انجام بدیم و به چه دلیل؟

برنامه ریزی هدف دار: چیجوری می خواهیم گزینه های مورد نظر خود رو به شکل موفقی به مرحله اجرا درآوریم؟

در واقع تدوین روش هدف دار تکنولوژی نیاز به جواب گوئی به این سوالات داره ولی همزمان آموخته های گذشته و تجارب کسب شده رو هم نباید  از یاد برد.

۲-۴-۲- روش هدف دار تکنولوژی واسه شرکتای خدماتی

در منابع جور واجور روشای مختلفی واسه تدوین روش هدف دار تکنولوژی بیان شده که بعضی از اونا عبارتند از: هکس ، لیتل، پورتر و فورد

روش هدف دار تکنولوژی در همه سطوح کلیدی بنگاه شکل میگیره : شرکت، کار و کاسبی و سطوح وظیفه ای در مرحله اول، مدیران ارشد به عنوان بخشی از راه هدف دار شرکتی بنگاه مجبورند که تصمیم بگیرن که تکنولوژی چه نقشی رو در پیشرفت توانمدیای رقابتی شرکت بازی می کنه، چه مقدار منابع باید به تکنولوژی بدن و تکنولوژی باید در پروسه کرد یابد و یا در محصول. باید توجه کرد که یه تکنولوژی بدست اومده در همه کسب و کارا و سطوح شرکت استفاده میشن.

دوم، روش های هدف دار تکنولوژی در سطح کسب وکار تدوین می شن. طی تدوین روش هدف دار کار و کاسبی ما نیازمند شناسایی چیزای مهم تکنولوژیک اون کار و کاسبی هستیم تا مزیت رقابتی رو واسه اون کار و کاسبی بوجود بیاره و یا اونو تقویت کنه. که این روش های هدف دار تکنولوژی در ماموریتای شرکت و برنامه های هدف دار فعال مربوط به اون مشخص می شه.

در آخر در سطح تکنولوژی باید همه احتیاجات بوجود اومده در سطح شرکت و کار و کاسبی رو واسه تدوین روش هدف دار تکنولوژی تفسیر کرد. در این مرحله باید سبد تکنولوژیای مخصوصی که شرکت واسه پشتیبانی از راه هدف دار کار و کاسبی به اون نیاز داره شناسایی شه. این موضوع منتهی به تشکیل واحدای روش هدف دار تکنولوژی[۱] می شه که کانون توجه در پیشرفت روش هدف دار تکنولوژی هستن. واحدای روش هدف دار تکنولوژی مهارت ها و اصول استفاده شده تو یه محصول و یا پروسه به خاطر دست پیدا کردن به مزیت رقابتی، هستن. واحدای روش هدف دار تکنولوژی باید همه تکنولوژیای کلیدی الان و یا لازم در آینده در سراسر سازمان رو شامل شن.

واحدای روش هدف دار تکنولوژی واسه انجام اسکن محیطی تکنولوژی و برسی داخلی که وظیفه بعدی پروسه برنامه ریزیه، لازم هستن. اسکن محیطی تکنولوژی با هدف دست پیدا کردن به درکی از روندهای تکنولوژیای کلیدی،  آزمایش جذابیت هر واحدای روش هدف دار تکنولوژی و شناسایی فرصتا و تهدیدهای تکنولوژیکی بکار میره. به این شکل از تحلیل ما هوشمندی تکنولوژی می گیم. که هدف اون ایجاد همه اطلاعات مربوط به وضعیت فعلی و آینده پیشرفت کارکرد تکنولوژیه.

هوش

با بررسی دقیق داخلی در کنار شناسایی قوتا و ضعفای مربوط به هر واحد روش هدف دار تکنولوژی ما باید شایستگیای تکنولوژیکی مخصوصی که واسه دست پیدا کردن به مزیت رقابتی باید ایجاد شن رو تعیین کنیم. ما این تحلیل رو با  طبقه بندیای هدف دار تصمیمات مربوط به کارکرد تکنولوژی هدایت می کنیم. (خلیل، ۲۰۰۰)

۵-۲-  آزمایش تکنولوژی

آزمایش یکی از وسایل متدولوژیک در سیاستگذاری عمومی و از جمله در سیاست تکنولوژیکه که امکان وارد کردن متغیرها و ابعاد جورواجور رو جفت و جور می سازه. آزمایش به سیاست گذاران در تدوین و اتخاذ تصمیم کمک کرده و در واقع مشخص می کنه که یه کشور از نظر تکنولوژیکی در کجا وایس تاده است؟ چه تکنولوژیهای در حال و آینده مهم هستن و باید روی اونا سرمایه گذاری کرد؟ قوت و ضعف در چه زمینه هایی و چه تکنولوژیهاییه؟ نتیجه های هر کدوم از سناریوها و گزینه های یه سیاست تکنولوژیک چیه؟ آزمایش یا یعنی تخمین، ابزاریه که آگاهی ما رو نسبت به ابعاد یه تکنولوژی و رابطه اون با زنجیره وسیع تری از تکنولوژیا سروسامون می دهد تا بشه تصمیمای بهتری رو اتخاذ کرد. شاید بشه گفت آزمایش ابزاریه که در تشکیل هرم مدیریت علم ما رو کمک میرسونه. یعنی میشه به کمک اون داده ها رو به اطلاعات و بعد به علم و در آخر به خرد سازمانی (که ابزاری اساسی واسه اتخاذ تصمیمه) پیشرفت بخشید. «آزمایش تکنولوژی در معنی کلی به فرآیندی گفته می شه که طی اون به روش ای منظم اثرات حاصل از معرفی، پیشرفت، تغییر و اصلاح یه تکنولوژی رو تو یه بنگاه اقتصادی و یا یه جامعه مورد بررسی و امتحان قرار می دهد».(طباطبائیان، ۱۳۸۴)

آزمایش تکنولوژی ابزاریه واسه آینده نگاری مخصوصا اون وقت که واسه اتخاذ روش های هدف دار کلان به تحلیل روند مبادرت می ورزیم و فرصتا و تهدیدها رو بررسی می کنیم. آزمایش به شکلی فنی تر واسه محاسبات کمی در وسعت ای از پروژه های عمرانی به کار میره. ارزیابیای هزینه فایده از جمله شایع ترین این آزمایش هاست. (ویلیام دان،۱۳۸۰)

کشورای در حال پیشرفت باید آزمایش از نیازای تکنولوژیک و آزمایش از توانمندیهای تکنولوژیک خود به عمل بیارن. آزمایش نیازا ابزاریه که به تشخیص توانائیای لازم واسه اجرای اولویت های تکنولوژی طراحی شده. بعد دیگری از آزمایش عبارتست از پرداختن به قابلیتهای تکنولوژیکی.  قابلتیهای تکنولوژیکی یه معنی گسترده س که معطوف به “توانایی استفاده مؤثر از تکنولوژیها و توانایی ایجاد تغییرات و نوآوری در تکنولوژیها” است.(کیانوای،۲۰۰۳) طبقه بندی زیر عوامل یا گونه های توانایی تکنیکی رو بررسی می کنه:

الف) تولید یا توانایی استفاده: که به علم و مهارتهای لازم واسه تولید اشاره داره. از اون جمله میشه توانایی در پروسه های تولید، ماشین آلات، مدیریت تولید و مهندسی رو نام برد.

ب) قابلیتای سرمایه گذاری: قابلیتهای سرمایه گذاری شامل نیروی انسانی آموزش دیده که مهارتهای لازم رو منتقل کرده و توانایی موشکافی سرمایه گذاری مناسب تو یه پروژه مشخص و توانایی اجرا کردن پروژه ها رو دارن، می باشه.

ج) سازگاری یا توانایی تغییرات کوچیک: به علم و مهارتهای لازم واسه تنظیم و تطبیق تکنولوژیهای انتقال یافته و انجام تغییرات جزیی واسه بهتر شدن پروسه های موجود به خاطر جواب دادن به شرایط جورواجور اشاره داره.

د) نوآوری یا توانایی تغییرات اساسی: که به قابلیتهای لازم واسه انجام تحقیق و پیشرفت داخلی (R&D) در پروسه های اساسی واسه اصلاح اجناس و روندهای موجود اشاره داره. قابلیتهای تغییرات اساسی رو می توان شامل ایجاد و نوآوری و توانایی بهبود تکنولوژی موجود به اون طرف پارامترهای طراحی شده اولیه و اصلی دونست.(هابدی،۲۰۰۲).

«بررسی و آزمایش تکنولوژی»به این منظور صورت می‏گیرد که بشه تکنولوژی مّد نظر رو خوب شناخت،بررسی کرد،اثرات اون رو فهمید و هم‏اینجور اون رو با دیگه تکنولوژی‏های استفاده شده در سازمان‏های مشابه مقایسه کرد.در واقع این روش، ابزاریه که به سازمان‏ها کمک می‏کنه تا تکنولوژی‏های موجود خود رو خوب‏ بشناسن و فرصت‏ها و تهدیدات پیش‏رو رو خوب تشخیص بدن و واسه اونا برنامه‏ ریزی‏ کنن. در این پروسه، به کمک مقایسه با دیگه سازمان‏ها و تکنولوژی‏ها، نقاط قوت و ضعف نمایان می‏شه و هم‏اینجور دقیق شدن و فوکوس کردن بر مشکلات و مسائل به وجود اومده توسط کاربرد یه‏ تکنولوژی خاص مدّ نظره‏. در اصل این روش، متمرکز بر نقاط قوتیه که باید به اونا تکیه کرد و در رفع نقاط ضعف کوشید.کلا در «آزمایش تکنولوژی»، با نگاهی هدفدار به تغییرات‏ تکنولوژی مدّ نظر هستش و در صدد شناسایی وضعیت موجود در تکنولوژی و کمک‏ به مدیریت و پیشرفت اون هستش.( فلوید،۱۳۷۸)

آزمایش تکنولوژی یه تیکه از یه تلاش جهانی واسه برخورد سیستماتیک با سوال” چیجوری پیش رفتن” در مورد تکنولوژیه(مهر،۱۹۹۹)

آزمایش تکنولوژی باید به تحلیل و آزمایش نتیجه های خواسته و ناخواسته، فرصتا و ریسکای تکنولوژیا، مثل تکنولوژیای جدید و یا اثبات یافته،بپردازه. شعار” آزمایش تکنولوژی” اینه که یه تکنولوژی جدید باید بهتر از تکنولوژی قبلی باشه، وگرنه احتیاجی به اون نیس.”بهتر بودن” فقط به جنبه علمی یه تکنولوژی اشاره نداره بلکه به ابعاد اجتماعی- اقتصادی و زیست محیطی هم توجه داره. (مهر،۱۹۹۹)

نیاز به آزمایش تکنولوژی در اواخر دهه ۱۹۶۰ کم کم احساس شد. اسمیت و لیجتن به سه عامل مهم در این باره اشاره کردن:(ون دن ان،۱۹۹۸)

  1. نگرانی درباره نتیجه های تکنولوژیای جدید
  2. نیاز به آزمایش پروژه های تکنولوژیکی دولتی قبل از شروع
  3. نیاز به مشارکت بیشتر طرفای ذی نفع و مردم

با مطالعه پیشرفت آزمایش تکنولوژی در شش کشور (آمریکا، سوئد، آلمان، انگلیس، هلند و فرانسه) هشت اثری که آزمایش تکنولوژی باید داشته باشه، مشخص شده است.

۱-    گسترش منابع اطلاعاتی سیاستگذاران

۲-    کمک به سیاستگذاری کوتاه مدت و میان مدت در قوای مجریه و مقننه

۳-    کمک به ایجاد و پیشرفت سیاست بلندمدت با ارائه اطلاعات درباره پیشرفته ها و گزینه های احتمالی

۴-  اخطار زودتر از موعد متعارف، با هدف ارائه اطلاعات درباره نتیجه های بد احتمالی پیشرفت تکنولوژیکی در ابتدایی ترین مرحله ممکن

۵-  تقویت تصمیم گیری در مورد تکنولوژی از راه کمک به گروه های اجتماعی واسه اتخاذ روش هدف دار در مورد پیشرفت تکنولوژیکی

۶-    تشخیص، تنظیم و پیشرفت کاربرده های تکنولوژیکی به درد بخور و مطلوب واسه جامعه

۷-    تشویق بیشتر مردم به پذیرش تکنولوژی

۸-    افزایش آگاهی محققان از مسؤولیت اجتماعی خود(ون دن ان،۱۹۹۸)

اینم بگیم که در طول زمان، تأکید برابری بر این کارکردها وجود نداشته است. مثلا کارکرد اخطار زودتر از موعد متعارف تقریبا” در تموم کشورها ضعیف شده و به جای اون کارکرد پشتیبانی از سیاستگذاری تکنولوژی تقویت شده است.

آزمایش تکنولوژی تاثیر قابل توجه ای بر سیاست گذاری، در هر دو بخش دولتی و خصوصی داشته. (OTA ،۱۹۷۷)

با در نظر گرفتن این کارکردها و این آزمایش در چه سطحی( خرد یا کلان) انجام می شه، تعاریف متفاوتی ار” آزمایش تکنولوژی” ارائه شده. مثلا تازگیا آزمایش تکنولوژی در سطح کلان به عنوان یه منبع اطلاعاتی، که اطلاعاتی رو به پروسه سیاست گذاری تزریق می کنه معرفی می شه. شکل دادن سیاستهای کلان درباره تکنولوژی، چه واسه پشتیبانی و چه واسه کنترل اون سخت و مهمه و نیاز به اطلاعات ادراکی و آینده نگر داره.(قاضی نوری، ۱۳۸۳)

۱-۵-۲  شکل های جور واجور آزمایش تکنولوژی :

    این آزمایش تکنولوژی علم گرا بوده و بیشتر در دانشگاه ها انجام می شه و بیشتر شامل کارای پایه مانند پژوهشای نظری و متدولوژیکی و هم اینکه بررسی آزمایش تکنولوژی، مدیریت آزمایش تکنولوژی و فعالیتایی از این دسته. (قاضی نوری، ۱۳۸۳)

    1. آزمایش تکنولوژی شرکتی

    در صنعت، آزمایش تکنولوژی به عنوان ابزاری واسه برنامه ریزی هدف دار در نظر گرفته می شه. ” کنفدراسیون صنایع شیمیایی اروپا[۲]” (CEFIC) در سال ۱۹۹۲، آزمایش تکنولوژی رو به صورت زیر تعریف می کنه:

     

    «آزمایش تکنولوژی، بخش ای گسترده از تکنیکای تحلیلی واسه بررسی اثر اجناس و فرایندهای صنایع بر  سلامتی و رفاه مردم و محیطای طبیعی زمینه.»

    در کنار تحقیقات امکان سنجی اقتصادی، روش هدف دار نوآوری تکنولوژیکی یه شرکت با بهره گرفتن از آزمایش تکنولوژی آزمایش می شه. “سازمان مهندسین آلمان[۳]”  در سال ۱۹۹۱ ارزشای اصلی رو که پروسه آزمایش تکنولوژی با اون سرو کار داره به صورت زیر نام می بره: (قاضی نوری، ۱۳۸۳)

    • کارایی فنی
    • کارایی اقتصادی
    • کیفیت بهداشت،ایمنی، امنیت و محیط زیست
    • برتری اقتصادی و اجتماعی
    • پیشرفت فردی
    1. آزمایش تکنولوژی پارلمانی

    آزمایش تکنولوژی نشون داده که یکی از مهم ترین شکلای حمایتی، واسه روند اراده کردن سیاسیه. آزمایش تکنولوژی مخصوصا واسه پشتیبانی و مشاوره با قوه مقننه واسه پاسخگویی به پرسشای مربوط به علم و تکنولوژی مهمه. خیلی از پارلمانای دنیا، در شکلای سازمانی جور واجور، نهادهایی رو واسه مطالعه پرسشای خاص با یه روش سیستماتیک و ارائه اطلاعات و مشاوره، در اختیار دارن. (قاضی نوری، ۱۳۸۳)

    1. پشتیبانی از قوه مجریه

    بعضی دولتا و قوای مجریه دیگه( مانند کمیسیون اروپایی) انواعی از واحدهای پژوهشی رسمی پشتیبان رو واسه روبرو شدن با مسائل علم و تکنولوژی تاسیس کردن. مانند:

    • آمریکا: OSTP
    • کمیسیون اروپایی:IPTS در سویل

    [۱] STU

    [۲] European Confedreation of Chemical Industries

    [۳] German organization of engineers