معیارهای طراحی و فرایند آموزش

دانلود پایان نامه
  • لایه دوم (لایه فازی ساز)
    اگر یک متغیر بتواند واژه‌هایی از زبان طبیعی را به عنوان مقدار خود بپذیرد، متغیر زبانی است. یکی متغیر زبانی بوسیله 4 پارامتر (X,T,U,M) مشخص می‌گردد:
    X نام متغیر زبانی است.
    T مجموعه مقادیر زبانی است که X اختیار می‌کند.
    U دامنه فیزیکی واقعی است که در آن متغیر زبانی X، مقادیر کمی‌(عددی) خود را اختیار می‌کند.
    M یک قاعده لغوی است که هر مقدار زبانی در T را به یک مجموعه فازی در U مرتبط می‌سازد.
    فازی ساز بعنوان نگاشتی از یک نقطه به یک مجموعه فازی A در U تعریف شده است. در این لایه میزان تعلق هر ورودی به مجموعه فازی نظیر خود، محاسبه می‌شود. در این لایه بسته به تعداد توابع تعلق مورد استفاده برای هر مجموعه فازی یک یا چند نرون قرار می‌دهیم و خروجی این نرون‌(ها)، میزان عضویت ورودی را به آن مجموعه فازی نشان می‌دهد. از معیارهای طراحی فازی‌ساز می‌توان به سه مورد زیر اشاره نمود:
    توجیه‌پذیری: فازی ساز باید این واقعیت را در نطر بگیرد که ورودی در نقطه قطعی است، یعنی مجموعه فازی A در نقطه مقدار بزرگی دارد.
    حذف نویز: اگر ورودی سیستم فازی بوسیله نویز خراب شود، فازی ساز بایستی تاثیر نویز را کاهش دهد و یا اینکه آن را حذف کند.
    سادگی محاسبات: فازی‌ساز بایستی بتواند در ساده‌تر کردن محاسبات مربوط به موتور استنتاج فازی نقش داشته باشد.
    با توجه به ویژگی های گفته شده برای فازی سازها و با توجه به اینگه تابع گوسین تقریبا می تواند تمامی این ویژگی ها را داشته باشد اکثرا از این تابع در لایه دوم استفاده می شود. پس با در نظر گرفتن تابع گوسین برای این لایه، رابطه ورودی و خروجی را می توان بصورت زیر نوشت:
    (4-3)
    که در آن و به ترتیب، مرکز(میانگین) و پهنای (انحراف استاندارد) توابع گوسی مورد نظر می‌باشند. که عبارت ij بیانگر j– امین تابع تعلق از ورودی i– ام می باشد. همچنین (ورودی لایه دوم)، خروجی لایه اول می باشد. در این لایه پارامترهای و دارای قابلیت تنظیم می باشند.
    لایه سوم (لایه استنتاج)
    در این لایه به ازاء هر قانون یک نرون قرار دارد. بسته به اینکه چگونه می‌خواهیم در قسمت مقدم قوانین عمل کنیم، از نرونهای مختلفی استفاده می‌گردد. (مینیمم، ضربی یا AND و…) از جهت سادگی پیاده‌سازی (و نهایتا سادگی در فرایند آموزش) و از آنجایی که تمامی‌اطلاعات مورد نیاز است، معمولاً از نرون‌های ضربی استفاده می‌گردد:
    (4-4)
    در این لایه وزن اتصالات برابر یک در نظر گرفته می‌شود. در واقع تابع فعالیت، خطی در نظر گرفته می‌شود و خروجی نرون‌های این لایه ، بیانگر میزان تحریک قاعده l- ام هستند. در این لایه l بیانگر تعداد قواعد است که با در نظر گرفتن n ورودی برای شبکه و همچنین تعداد m تابع تعلق برای هر ورودی، تعداد قوانین برابر خواهد بود.
    لایه چهارم (نرمالیزاسیون)
    در این لایه قدرت افروختگی نتیجه شده از لایه سوم نرمالیزه می شود. خروجی این لایه بر حسب ورودی بصورت زیر نوشته می شود:
    (4-5)
    بطوریکه می باشد.
    لایه پنجم (لایه غیرفازی ساز)
    غیر فازی‌ساز بعنوان یک نگاشت از مجموعه فازی B در ( که خروجی موتور استنتاج فازی است ) به یک نقطه قطعی تعریف می‌گردد. سه معیار برای انتخاب غیر فازی‌ساز وجود دارد:
    توجیه‌پذیری: نقطه از نظر شهودی باید نشان دهنده مجموعه فازی B باشد. بعنوان نمونه در وسط B قرار گرفته باشد یا با درجه بالا به B تعلق داشته باشد.
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.