معیارهای ارزیابی عملکرد و مدیریت و ارزیابی عملکرد


Widget not in any sidebars

روش تحقیق
مقدمه
1-3. بیان مسئله و هدف پژوهش
امروزه اغلب سازمان ها در محیطی رقابتی وپویا در حال فعالیت هستند‍؛ محیطی که متغیرهای داخلی وخارجی ان به طور دائم در حال تغییر بوده و امکان پیش بینی این تغییرات نیز بسیار سخت و مشکل است و از طرفی ،سازمان ها هزینه های فراوان و زمان زیادی را صرف تهیه ، تدوین استراتژی هایی می کنند که تا بتوانند به اهدا بلند مدت و چشم اندازهای سازمان دست یابند ؛بنابراین ،آگاهی از اینکه عملکرد سازمان تا چه حد در جهت رسیدن به این اهداف بوده و موقعیت سازمان در محیط پیچیده وپویای امروز کجاست برای مدیران و سازمان ها اهمیت فراوانی دارد .ارزیابی عملکرد، از مهمترین فرایندهای رهبری است که ضمن ارتقای پاسخ گویی ، میزان تحقق اهداف وبرنامه های سازمان را مشخص میکند.در این میان نکته قابل توجه این است که سازمان ها نسبت به این موضوع بسیار مهم ، شناخت کامل پیدا کرده و با برداشت تصویر واحدی از ان ،زمینه های لازم را برای دست یابی به برنامه های توسعه ای واخذ بازخورد های لازم از اجرای برنامه ها فراهم کنند و همچنین اقدامبه بهبود عملکرد وطی مسیر تعالی نمایند.سازمان هادر هر محیطی که فعالیت می کنند به طور دایم نیازمند بهبود عملکرد بوده و باید تمام تلاش خود را در جهت دستیابی به تعالی عملکرد به کار گیرند که این امر نشان دهنده این واقیت است که ارزیابی عملکرد همواره از موضوعات چالش بر انگیز مدیریت سازان هاست و تعیین و تبیین شاخص های مناسب برای ارزیابی عملکرد سازمان ها در راه رسیدن به اهداف و چشم اندازها ی سازمان از اهمیت فراوانی برخوردار است.
صنعت بیمه به عنوان یک بخش خدماتی ،نقشی جبران کننده و محافظتی در اقتصاد هر کشوری دارد؛به طوری که عملیات موفقیت امیز این صنعت ،انگیزه ومحرکی برای دیگر صنایع و توسعه آن اقتصاد ایجاد می کند ؛بنابراین برای نایل شدن به این امر در هر اقتصادی ،شرکت های بیمه نیز مانند هر شرکت دیگری باید عملکرد قوی وموفقیت آمیز در انجام رسالت ،اهداف واستراتژی های خود داشته باشند. سازمان های بیمه ای برای بقائ ونیل به اهداف خود باید از تغییرات محیطی آگاه شوند و هماهنگی لازم را به عمل آورند که کنترل،وسیله این آگاهی است ؛به عبارت دیگر به کمک مدیریت و ارزیابی عملکرد ،مدیریت می تواند نسبت به تحقق اهداف و انجام عملیات آگاهی یافته و قدرت پیگیری و در صورت لزوم سنجش و اصلاح آنها را پیدا کند.
صنعت بیمه ،بیش از هر صنعت دیگری ممکن است از طریق ارتباط دادن ارزیابی عملکرد با نتایج و برون داده ها ،سود و منفعت کسب کند ؛زیرا بنیاد صنعت بیمه بر این اساس است که فاصله زمانی میان اخذ تصمیمات عادی و نتایج مورد نظر ،طولانی و دارای تاخیر زیاد است ؛به عنوان مثال ،تاثیر و اثر بخشی رویداد تحلیل ریسک و صدور بیمه نامه تازمانی که حوادث و خسارت های ایجاد شده حل و فصل گردند ؛مشخص نیست .وقوع حوادث بیمه ای و حل فرایند خسارت ها می تواند بین دو تا پنج سال به طول بینجامد و حتی تحت شرایط خاصی این فرآیند می تواند یک دهه نیز به طول انجامد و این گونه است که اهمیت ارتباط دادن معیارهای ارزیابی نتایج به هدایت کننده های عملکردی شاید مهم ترین شاخصه ای باشد که در صنعت بیمه مطرح میگردد .در گذشته باتوجه به شرایطی فعالیت شرکت های دولتی و عدم حضور بخش خصوصی در بازاز ،وضعیتی به وجود آمد که موجب شد بخشی از رقابت یا کیفیت ارائه خدمات و حداقل حق بیمه در میان نباشد ؛بنابراین بیمه گذار حق اتنخابی نداشت و ناچار به پذیرش شرایطی بود که تعیین شده بودند . این مسئله ،وجه خوبی در بازار بیمه ایجاد نمی کرد وبا توجه به محدودیت های موجود بر سر راه گسترش صنعت بیمه و بازارهای انحصاری آن ، ایجاد اصلاحات اساسی به خصوص در قوانین و مفررات ،نحوه مالکیت ،شکستن انحصار و ایجاد فضای رقابتی از طریق اجازه تأسیس شرکت های بیمه خصوصی و… جهت رشد و توسعه صنعت بیمه ضروری و اجتناب پذیر به نظر می رسید تا اینکه در تاریخ شهریور سال هشتاد ،مجوز تأسیس و فعالیت های شرکت های بیمه خصوصی صادر شد .در ابتدای این امر ،وبا توجه به سابقه شرکت های بیمه دولتی در صنعت بیمه و جدیدالتأسیس بودن شرکت های بیمه خصوصی و عدم شناخت انها ،مسائل و مشکلاتی گریبان این شرکت های نوظهور گردید که برخی ازآنها عبارتند از:
– نوپابودن شرکت های بیمه خصوصی
-ناچیز بودن سرمایه اولیه
-شبکه فروش محدود
نام و نشان تجاری ناشناخته و…
بنابراین با توجه به مشکلات ذکر شده و سیاست های دولت مبنی بر ارتقا و بهبود صنعت بیمه کشور و ایجاد محیطی رقابتی در کشور ،شرکت های بیمه خصوصی علاوه بر اینکه باید بر این مشکلات غلبه نمایند باید در جهت رسیدن به موقعیتی هم ردیف و حتی بالاتر از شرکت های بیمه دولتی تلاش کنند و این امر اتفاق نمی افتد مگر با مدیریت عملکرد صحیح و بهبود دائمی فرایندهای آن.
سیستم های ارزیابی عملکرد به عنوان ابزاری برای سنجش میزان دستیابی سازمان ها به اهداف و تعیین نقاط ضعف و قوت سازمان ها در جهت انجام اقدامات اصلاحی به منظور بهبود فرایندها از اهمیت فراوانی برای مدیریت سازمان ها برخوردارند و هر سیستم ارزیابی عملکرد دارای شاخص هایی به منظور ارزیابی عملکرد است که توانایی و مناسب نمودن این شاخص ها در اثر بخشی و کارایی مدل ،تأثیر فراوان واهمیت زیادی دارد.مولفه های هر سیستم ارزیابی عملکرد ، شاخص ها و معیارهای آن سیستم است زیرا ارتباط بین مدل های ارزیابی عملکرد با محیط بیرونی و درونی سازمان توسط شاخص ها و معیارها برقرار می شود ؛در واقع ،مجموه شاخص های عملکرد و ارتباط بین نتایج حاصل از انها ،تشکیلدهنده یک مدل ارزیابی عملکرد است .اهمیت نقش شاخص ها در ارزیابی عملکرد مناسب و صحیح سازمان کاملا مشهود است.سازمان های باید در طراحی و انتخاب معیارهای ارزیابی عملکرد باید اصول و چها ر چوب هایی را رعایت کنند،معیارها باید به گونه طراحی وانتخاب شوند که بتوانند کارایی و اثر بخشی سیستم ارزیابی عملکرد را تضمین کنند ؛اما در اغلب موارد ،سازمان ها دراین مرحله دچار غفلت شده و اغلب معیارهایی را انتخاب می کنند که توانایی سنجش و ارزیابی ابعاد مختلف سازمان اعم از داخلی و خارجی را ندارند و نمی توانند مشکلات اساسی و طولانی مدت سازمان را که تاکنون از نظر ها دور بوده است آشکار کنند.روش امتیازی متوازن از جمله ابزارهای جدیدی است که سازمان ها را در اندازه گیری عملکردشان یاری می کند. سیستم های سنجش عملکرد در واقع قوی ترین و ضروری ترین سیستم های مدیریتی در مدیریت سازمان هستند. بدون این سیستم ها تصمیم سازی های استراتژیک و سنجش سطح اجرای استراتژی ها و نیز ارزیابی عملکرد فرایندهای سازمان غیر ممکن است .در برنامه ریزی استراتژیک،سیستم های سنجش عملکرد تنها ابزار برنامه ریزان برای ایجاد و تفاهم بین سطوح و واحدهای مختلف سازمان و انتقال این استراتژی به سطوح پایین سازمان هستند ؛لذا در این تحقیق سعی بر ان است تا با توجه اهمیت خدمات ارائه شده و فعالیت شرکت های بیمه خصوصی بر اساس چهار وجه BSC (مالی،بازارو مشتری،فرایندهای داخلی و رشد و توسعه) به بررسی و شناسایی شاخص ها و معیارهای عملکردی سازمان ها و شرکت های بیمه با توجه به درجه اهمیت هریک ازآنها جهت ارائه الگوی ارزیابی عملکرد این سازمان ها پرداخته شود
3-2. روش ارزیابی متوازن
باتوجه به محدودیت هایی که به برخی از انها اشاره شد روش های سنتی ارزیابی عملکرد که اغلب بر معیارهای مالی استواربودند ،نه تنها در انعکاس کامل دلایل توفیق یا عدم توفیق شرکتها کفایت لازم را ندارند ،بلکه ارتباطی منطقی و علت و معلولی نیز بین عوامل محرکه توفیق و دستاورد های به دست آمده برقرار نمی کنند.به ترتیب کاپلان و نوترون اعلام کردند که برای انجام یک ارزیابی کامل از عملکرد یک سازمان باید این اعملکرد از چهار منظر یا زاویه مورد بررسی قرار بگیرد:
-منظر مالی
-منظر مشتری
-منظر فرایند های داخلی
-منظر یادگیری و رشد
BSC به جای تمرکز بر ابزارهای کنترل مالی که رهنمود های اندکی در زمینه تصمیم گیری های بلند مدتی ارائه می کنند.اندازه گیری را به عنوان ابزاری جدید برای توصیف عناصر کلیدی نیل به استراتژی به کار می گیرد.علاوه بر معیارهای مالی ،عملکرد سازمان را از طریق سه وجه متفاوت سازمان اندازه گیری می شود : مشتری ،کسب و کارهای داخلی و رشد یادگیری ؛البته با توجه به شرایط سازمان می توان وجوه مورد بررسی را نیزتوسعه داد.
3-3. تاریخچه بیمه ایران
تا سال 1314 هجری شمسی، در ایران شرکت بیمه داخلی و یا نیمه داخلی وجود نداشت و بازار بیمه کشور، کاملاً در اختیار نمایندگی های بیمه های خارجی بود. این نمایندگی ها، بیمه های مورد نظر خود را با نرخ ها و شرایطی که خود صلاح می دانستند، به مردم عرضه و عواید حاصله را از کشور خارج می کردند.