مشکلات یادگیری و مسئولیت‌پذیری

متانت و صبوری، قبول معنویت در مقابل مادی گرایی و مفهوم خویشتن به عنوان بخشی از جهان و پیرامون آن که در زیرمجموعه‌های تأثیر گرفته از بعد خودفراروی هستند می‌توانند به عنوان تبیینی جهت این مطلب باشند. از دیگر سو معلمی که یک سال تحصیلی را با دانش آموز بطور مداوم و با همه کاستی‌ها و فراز و نشیب‌ها أعم از مشکلات یادگیری، آموزشی، خانوادگی دانش‌آموز، مدرسه و خانواده سپری می‌کند می‌تواند از آن تأثیر گرفته و صبر و بردباری بیشتری را در پی داشته باشد. همچنین ارتباط با دانش‌آموزان در سنین مدرسه علی‌الخصوص سال‌های ابتدایی تحصیل، روحیه لطیفی را می‌طلبد که در فرد بی‌تأثیر نخواهد بود. اما با این حال با وجود همه آنچه ذکر گردید مجدداً عدم وجود تفاوت‌های معنادار در این دو شغل را می‌توان به مسائل مرتبط به انتخاب شغل، عدم دسترسی به آزادی انتخاب مشاغل دلخواه برای همه افراد و یا حتی توجه به توانایی‌های فرد در گرایش به یک حرفه و دیگر دلایل مرتبط دانست.
Widget not in any sidebars

2ـ5 یافته‌های جانبی
همانطور که در جدول 11ـ4 یافته‌های جانبی مربوط به همبستگی بین متغیرهای ویژگی‌های سرشت و داده‌های جمعیت شناختی در کل گروه نمونه ملاحظه گردید، همبستگی منفی بین سن با تحصیلات می‌تواند به کمبود افراد دارای تحصیلات عالی و دانشگاهی در دهه‌های قبل و در نتیجه استخدام افراد بدون نیاز به مدارک دانشگاهی اشاره نمود. بنابراین هر چه افراد شاغل در این دو شغل در سنین بالاتر را مورد بررسی قرار می‌دهیم سطح تحصیلات دانشگاهی پایین‌تری را ملاحظه می‌نماییم کمااینکه برخی از افراد شاغل در این رشته‌ها نیز پس از استخدام به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر پرداخته‌اند.
همبستگی منفی بین سابقه شغلی با تحصیلات نیز حاکی از این همین مطلب است که افراد با سابقه شغلی بیشتر، اغلب طی دورانی استخدام شده‌اند که داشتن مدارک دانشگاهی و تحصیلات اهمیت کمتری داشته وضمن آنکه افراد کمتری به دانشگاه‌ها راه یافته بودند.
همچنین همبستگی مثبت سابقه شغلی با سن حاکی از این است که افراد از سنین خاصی به بالا امکان اشتغال و استخدام را دارا می‌شوند بنابراین پس از استخدام هرچه سابقه شغلی فرد بیشتر بوده باشد سن وی نیز بالاتر خواهد رفت و این دو یک رابطه‌ی مثبت را خواهند داشت.
بر اساس نتایج مربوط به جدول 12ـ4 همبستگی منفی بین سن با تحصیلات؛ همبستگی منفی بین سابقه شغلی با تحصیلات و همبستگی مثبت سابقه شغلی با سن شرح آن در بالا آمده.
اما همبستگی مثبت بین همکاری با خودراهبری را می‌توان این چنین تبیین کرد که افراد دارای سطح بالای خودراهبری ویژگی‌هایی همچون مسئولیت‌پذیری، هدفمندی، احترام، عزت، تأثیربخشی و دیگر ویژگی‌ها برخوردار می‌باشند. در بعد همکاری نیز گرایشات اجتماعی، هم‌حسی و یاری‌دهندگی وجود دارد بنابراین این دو بعد در راستای یکدیگر می‌توانند عمل کنند و افراد دارای این ویژگی‌ها به‌طور همسو در دو بعد حرکت می‌کنند.
درخصوص تبیین همبستگی مثبت بین خودفراروی با سن می‌توان چنین گفت که شاید افراد در سنین بالا‌تر بیشتر راغب به خود فراموشی خلاق و ایمان و گرایشات مذهبی، فروتنی، انصاف و بدون ادعا بودن و در کل کمتر مادی‌گرا می‌باشند تا در سنین پایین‌تر.
همبستگی مثبت بین خودفراروی با سابقه شغلی از دو حیطه قابل تبیین است. البته این دو تبیین بیشتر بر همبستگی مثبت سابقه شغلی با خود‌فراروی تأکید می‌کند. اولین تبیین اینکه داشتن سابقه شغلی خود می‌تواند در فرد احساسی از امنیت شغلی و آرامش بیشتر را بوجود آورد، اکنون تا حدودی زمان گذر از دغدغه‌های جانبی‌ای است که در جهان مادی ذهن فرد ر به خود درگیر نموده است بنابراین فرد آسوده‌تر با جهان و منابع پیرامون آن ارتباط برقرار می‌کند که این خود به گرایش و تمایل بیشتر به بعد خودفراروی اشاره دارد. در تبیین دیگر به رابطه سابقه شغلی و سن و همبستگی مثبت میان آن‌ها اشاره می‌شود که سابقه شغلی بیشتر سن بالاتر را به دنبال دارد و همانطور که در سطرهای قبل به این مورد اشاره شد در سنین بالاتر احتمال اینکه گرایشات و خصوصیات فرد بعد خودفراروی را در وی تقویت نماید بیشتر است.
همبستگی مثبت بین خودفراروی با همکاری را می‌توان شرح داد؛ با توجه به اینکه خودفراروی بر پایه مفهومی از خویشتن به عنوان بخشی از جهان و منابع پیرامون آن مطرح شده است که با پندارهای حضور رازگونه، ایمان مذهبی، متانت و صبوری غیر مشروط همراه است و از سوی دیگر همکاری که بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان بخشی از جهان انسانی و جامعه قرار دارد که از آن حس اجتماعی، رحم و شفقت، وجدان و تمایل به انجام امور خیریه مشتق می‌شود. جنبه‌ی مثبت و احساس لطیف و خوشایندی که از وجود هریک از این دو در فرد پدید می‌آید می‌تواند بعد دیگر را نیز در وی پررنگ‌تر نماید و بنابراین موجبات همبستگی مثبت میان این دو بعد یعنی خودفراروی با همکاری را فراهم آورد.
بر اساس نتایج جدول 13ـ4 می‌توان چنین استنباط کرد که همبستگی منفی بین خودراهبری با نوجویی گویای این است هنگامی که فرد به شناخت از خویشتن و وحدت و استقلال می‌رسد از تنوع طلبی خود کاسته و به نوعی به ثبات بیشتری می‌رسد. در این حالت فرد می‌داند که چه می‌خواهد و قصد انجام چه کاری را دارد.
در جهت تبیین همبستگی منفی بین خودراهبری با آسیب پرهیزی به این اشاره خواهیم کرد که خود‌راهبری بر پایه‌ی پنداشت از خویشتن به عنوان یک فرد مستقل و با زیر مجموعه‌های وحدت، احترام، رهبری و… می‌باشد و از سوی دیگر احساس مرتبط با آسیب پرهیزی احساس ترس است. بنابراین می‌توان چنین تبیین نمود که هرگاه اعتماد به خویشتن، عزت و احترامی که فرد برای خود قائل می‌شود، امید و خود‌باوری فرد پایین باشد احساس ترس و آسیب پذیر بودن در او افزایش می‌یابد و بالعکس.
همبستگی منفی بین همکاری با نوجویی: افرادی که در جمع قرار می‌گیرند و به همکاری با دیگر افراد تمایل نشان می‌دهند پیوند بیشتری با گروه پیدا نموده و خود را متعهد‌تر به آن می‌دانند بنابراین احتمال انتخاب‌های متعدد به دلخواه فرد در هر زمان که او بخواهد کاهش یافته و فرد نمی‌تواند هر وقت که بخواهد دست به انتخاب تازه‌ای بزند. احتمالاً این یکی از دلایلی است که افراد با نمرات بالا در همکاری نمرات پایین‌تری در نوجویی کسب می‌کنند. همبستگی منفی بین همکاری با آسیب پرهیزی را می‌توان چنین تبیین نمود که همکاری با سایر افراد به فرد احساسی از حمایت و پشتیبانی می‌بخشد بنابراین افرادی که خود را تنها نمی‌بینند اینها آدم‌هایی با انرژی بیشتر هستند که شرمی هم از روبرو شدن با غریبه‌ها ندارند و معمولاً به ترس کمتری که احساس مرتبط با آسیب پرهیزی است دچار می‌شوند.
همبستگی مثبت بین همکاری با وابستگی به پاداش: رابطه دو سویه همکاری با وابستگی به پاداش گویای این است که مزایا و امتیازاتی که فرد در نتیجه همکاری کسب می‌کند باعث تقویت رفتار شده و تا زمانی که تأثیرات بطور مثبت عمل می‌کنند همکاری ادامه می‌یابد در غیر اینصورت با عدم دست‌یابی به نتیجه مطلوب یا همان عدم تقویت، رفتار همکاری رو به نزول می‌گذارد. این مسئله ذهن پژوهشگر را به یادآوری جایگاه تقویت و بازخورد هدایت می‌کند.
همبستگی مثبت بین همکاری با پشتکار می‌تواند علتی دو جانبه داشته باشد چرا که هر دو مقوله دارای خصایص مثبتی هستند که می‌توانند حمایت کننده یکدیگر باشند. پشتکار که از جمله ابعاد سرشتی می‌باشد به فرد در راه رسیدن به اهداف و به انجام رسانیدن یک عمل یاری‌ می‌رساند، از سوی دیگر همکاری که یکی از ابعاد منش را در بر می‌گیرد دارای جنبه‌های مثبتی است که از جمله احساس حمایت و پشتیبانی به فرد می‌بخشد و زمینه استفاده از کار گروهی را فراهم می‌آورد و بنابراین همکاری نیز اغلب فرد را در دستیابی به هدف با سرعت عمل بیشتری مواجه می‌کند. افراد با وجود یکی از این دو خصیصه زمینه بیشتری را برای وجود خصیصه دوم خواهند داشت.
همبستگی مثبت بین همکاری با خود راهبری شرح آن در مطالب مربوط به 12ـ4 آمده.
جهت تبیین همبستگی مثبت بین خودفراروی با وابستگی به پاداش لازم است به ویژگی افراد در بعد خودفراروی مجدداً اشاره نمود: در یک سوی این طیف افرادی منصف، واجد بصیرت، بدون ادعا و فروتن و در سوی دیگر افرادی مادی، عمل‌گرا، واقع‌گرا و پر‌مدعا قرار گرفته‌اند. چنانچه از جهت خصایصی همچون صبور، با متانت، فروتن، با ایمان مذهبی و ویژگی‌هایی از این دست به آن بنگریم پاداش برای این افراد در ازای رفتارشان دریافت بازخورد مثبت از سوی اطرافیان است اما احتمالاً بیشترین تقویت برای آن‌ها پاداش درونی است که به وسیله‌ی ایمان مذهبی، اعتقاد و حس خوشایند درونی آن‌ها باعث تقویت رفتار می‌شود.
همبستگی مثبت بین خودفراروی با پشتکار را می‌توان با شرح مرتبط با همبستگی مثبت بین خودفراروی با وابستگی به پاداش تبیین نمود. در واقع چنین فردی در عمل و رفتار خود استمرار و پایداری بیشتری به خرج می‌دهد.
همبستگی مثبت بین خودفراروی با همکاری، شرح آن در صفحات قبل آمده.
3ـ5 محدودیت‌های پژوهش
پژوهش حاضر دارای محدودیت‌هایی به شرح ذیل می‌باشد:
ـ پژوهش حاضر فقط بر جامعه پرستاران و معلمان شهر اهواز متمرکز بوده است و بدین خاطر در تعمیم نتایج بایستی احتیاط نمود.