مدح پیامبر ص در شعر شعرای عصر عباسی- قسمت ۲۵

خیارُ الوَرَی ما إن سَمِعنا بِمِثلِهِ

 

 

بهُ زَیِّنَت دُنیا و اُخرَی و بَرزَخُ

 

 

 

خَصائِصه لَم یُؤتِها اللهُ مُرسَلاً

 

 

خصائِصُهُ اَعلَی و أسمَی و أشمَخُ

 

 

 

خلیلٌ حَبیبٌ مُصطفیً سَیِّدُ الوَرَی

 

 

بَدَا فضلُهُ فی العالَمینِ یُوَرّخُ

 

 

 

خَلََا بِمقامِ ما رآهُ مُقَرَّبٌ

 

 

و لا هُوَ فِی فَضلٍ لِرُسلٍ مُورَّخُ[۲۸۸]

 

 

– او بهترین مردم است و هنوز نشنیده ام که کسی مثل او باشد که دنیا و آخرت و برزخ بواسطه ی او مزین شود.
– خصائص و ویژگیهای او را خداوند به هیچ یک از مخلوقاتش نداد در حالیکه او را فرستاد و ویژگی هایش برتر و نامی تر و والاتر است.
– دوست، محبوب، و برگزیده و سرور مردم است و فضل و بزرگی اش در جهان شروع به ماندگاری و جاودانگی نمود.
– او به مقامی دست یافت که هیچ مقربی آن را ندید و هیچ فضلی در پیامبران نیست مگر اینکه در وجود او ثبت شده است.
«مهیار دیلمی» نیز پیامبر اکرم (ص) را مایه ی فخر خدا معرفی می کند و می گوید:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هذا الکتاب و اَعجازه عَلی مَن؟ و فی بیتِ مَن؟ نُزِّلا
بِمَن بِاهل اللهُ اعداءَهُ فکان الرسولُ بهم أبهلا[۲۸۹]

 

– این کتاب (قرآن) و اعجازش بر چه کسی و در خانه ی چه کسی نازل شد.
– و خداوند به چه کسی بر دشمنانش افتخار کرد، آن کس پیامبر (ص) بود که بر آنها برتری داده شد.
«صرصری» در این باره می گوید:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نبیُّ الهُدَی لیثُ العدِی سُحُبُ النّدی مُزیلُ الرَّدَی شافی الصّدی کامل المَعَنَی
و بَوّاهُ الرحمنُ حَضرَهَ قدسِهِ و ادناهُ مِنهُ قابَ قوسینِ اَو ادنیَ[۲۹۰]

 

-پیامبر هدایت و شیر مرد جنگ، ابرهای بخشش، زایل کننده مرگ، شفا دهنده تشنگی و کامل کننده ی معناست.
– خدای رحمان جایگاه قدسی و پاکش را جایگاه او قرار داد و او را به اندازه ی دو قوس یا کمتر به خود نزدیک کرد.
۴-۲-۲- خاتمت پیامبر (ص)
«خاتم» از ریشه ی «ختم» گرفته شده است و به معنی پایان چیزی است. نام خاتم بر وسیله ی مهر زدن، گذارده شده است که با آن پای نامه ها، اسناد و دفاتر را مهر می زدند. در قرآن مجید، ماده ختم و مشتقات آن، در هفت مورد به کار رفته است و بدون استثناء به معنی پایان دادن به چیزی و یا مهری که در پایان می زنند، آمده است و این نیز مفهومی جز این ندارد که پیامبر خاتم (ص) پایان بخش سلسله انبیاست و مهری است که در پایان دفتر رسالت خورده است. و قرآن در سوره احزاب به خاتمیت پیامبر (ص) اشاره کرده است و می گوید: «مَا کانَ مُحَمَّدٌ أبَآ أحَدِ من رِجالکُم و لکنِ رسُولَ الله ِ و خَاتَمَ النَّبینَ و کانَ الله بِکُلِّ شَیءٍ عَلیماً»[۲۹۱] محمّد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست لیکن او رسول خدا و خاتم انبیاست؛ و خدا همیشه بر همه ی امور عالم آگاه است.
«صرصری» درباره ی خاتمیت پیامبر چنین سروده است:

 

 

 

 

 

 

 

یا خاتَم الُرسُلِ الکِرامِ و فاتِحَ بخیرات، یا مُتواضعاً شَمَّاخا[۲۹۲]

 

– حضرت محمّد (ص) خاتم بزرگ پیامبران و گشاینده ی نیکی هاست، فروتن و متواضع است اما در مقابل ظلم و ستم از خود تواضعی نشان نمی دهد.
و این شاعر در قصیده ی دیگرش به خاتمیت پیامبر (ص) و عنایت خدا نسبت به او اشاره می کند و می گوید:

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *