محمدیان و همکاران و سطح آمادگی جسمانی

دانلود پایان نامه
  • فرضیه اول این پژوهش بیان میدارد، بین ترکیب بدنی و سطح فعالیت بدنی دانشجویان دختر ارتباط معنی‌داری وجود ندارد.
    نتایج بدست آمده نشان داد بین سطح فعالیت بدنی با شاخص توده بدن و نسبت دور کمر به دور باسن هیچ رابطه برقرار نیست به عبارت دیگر با کاهش یا افزایش سطح فعالیت بدنی روزانه افراد، BMI و WHR آنها تغییرنیافت.
    برخلاف آنچه که در قبل از شروع پژوهش تا حدی انتظار میرفت سطح فعالیت بدنی دانشجویان با ترکیب بدنی آنها ارتباطی را نشان نداد. این نکته قابل تأمل است که فعالیت بدنی تنها یکی از فاکتورهایی است که میتواند روی ترکیب بدنی افراد اثرگذار باشد و موارد دیگری شامل ژنتیک، نژاد، نوع تغذیه و حتی خلق و خوی افراد از عوامل تأثیرگذار مهم در ترکیب بدنی شخص میباشند که به سبب گسترده بودن دامنه این مطالعه هیچ یک از این عوامل در این پژوهش مورد بررسی قرار نگرفتند. از طرف دیگر اگر چه شاخص توده بدنی و نسبت محیط کمر به محیط باسن از شاخص‌های معتبر در زمینه سنجش ترکیب بدنی است اما این شاخص‌ها را نمیتوان دقیقترین شاخصهای سنجش دانست. به عبارت دیگر میتوان عنوان نمود که با استفاده از روشهای دیگر برآورد ترکیب بدنی احتمال میرود نتایج پژوهش نیز تغییر نماید کما اینکه فیاض و همکاران (1390) در نتیجهای قابل تأمل نشان دادند سطح فعالیت بدنی افراد، با تمام شاخصهای تن سنجی از جمله وزن، قد، توده بدون چربی، توده چربی نسبت دور کمر به دور باسن و درصد چربی بدن ارتباط داشت اما ارتباط آن با شاخص توده بدنی معنیدار نبود.
    نحوه سنجش فعالیت بدنی نیز میتواند بر نتیجه بدست آمده تأثیرگذار باشد. اگر چه پرسشنامه فعالیت بدنی که در این مطالعه جهت جمعآوری اطلاعات سطح فعالیت بدنی دانشجویان در طول هفته استفاده گردید از جمله پرسشنامههای معتبری است که در بسیاری از پژوهشهای مشابه از آن استفاده گردیده است (عبدالملکی و همکاران، 1389) اما با لحاظ کردن تمامی این موارد و توضیح کامل پرسشنامه برای دانشجویان، شاید نحوه پر کردن پرسشنامه و برداشت شخصی از سؤالات درج شده در آن، در دست یافتن به نتایج واقعی خللی هرچند اندک ایجاد کرده باشد. اگر چه سنجش فعالیت بدنی با استفاده از روشهای دقیق آزمایشگاهی، با توجه به هزینههای سنگین و دسترسی کم برای بیشتر پژوهشگران میسر نیست اما مسلما نتایج بدست آمده از این پژوهشها از این حیث، از اعتبار بالاتری برخوردار خواهد بود.
    با وجود تمامی‌موارد ذکر شده در بالا در بررسی مطالعات انجام شده پژوهشهایی نیز نتایج همخوان با پژوهش حاضر بدست آوردند میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
    مقدم و همکاران (1392) در مطالعهای بر روی دختران دبیرستانی اعلام کردند همبستگی شاخصهای تنسنجی با فعالیت فیزیکی دانشآموزان از نظر آماری معنیدار نبود اگر چه میزان فعالیت بدنی آنها با افزایش پایه تحصیلی کاهش یافت. بروغنی و همکاران (1389) نیز ارتباطی بین میزان فعالیت بدنی و شاخص توده بدن مشاهده نکردند. مقدم و همکاران (1390) نیز ارتباط معنیداری میان فعالیت بدنی و ضخامت چربی زیر پوست و پشت بازو مشاهده نکردند. اگر چه آنها نشان دادند کاهش فعالیتبدنی با افزایش وزن همراه بود. قنبری و همکاران (1392) از ارتباط مثبت نمایه توده بدن با میزان ساعتهای تماشای تلویزیون، ساعت پرداختن به ورزش و میزان پیادهروی در طول هفته سخن گفتند اما این ارتباط از لحاظ آماری معنیدار نبود.
    همچنین در بررسی پژوهشهایی که در گذشته انجام گرفته است، موارد ذیل نتایجی را نشان دادند که با یافتههای مطالعه حاضر مغایرت داشت:
    دیدارلو و همکاران (1392) ارتباط معکوس و معنی‌دار بین سطح فعالیت بدنی و BMI گزارش کردند.رحمانی نیا و همکاران (1383)نشان دادند بین شیوع اضافه وزن و سطح فعالیتبدنی رابطه معنیداری وجود دارد از طرفی بین شیوع چاقی و سطح فعالیت بدنی نیز رابطه معنیداری مشاهده کردند.آرا و همکاران (2007) ، نشان دادند سطح فعالیت بدنی دختران با شیوع کمتر چاقی در آنها همراه بود. ضخامت چربی زیرپوست در گروه دخترانی که فعالیت بدنی بیشتری دارند نسبت به گروهی که فعالیت بدنی کمتری دارند، به صورت معنیداری کمتر بود.
    فرضیه دوم این پژوهش به بررسی رابطه آمادگی جسمانی و سطح فعالیت بدنی دانشجویان دختر پرداخته است.
    جهت بررسی این فرضیه نیز از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده گردید. یافتههای حاصل نشان داد بین سطح فعالیت بدنی دانشجویان و استقامت قلبی و عروقی، چابکی و استقامت عضلات شکم رابطه مثبت و معنیداری مشاهده شد. در حالیکه سطح فعالیت بدنی افراد با انعطاف‌پذیری آنان ارتباط معنیداری نداشت. این نتیجه نشان میدهد فعالیت بدنی افراد به صورت مستقیم میتواند بر فاکتورهای مرتبط با سلامتی افراد اثر مستقم بگذارد. به عبارت دیگر تشویق دانشجویان به ویژه دختران به داشتن فعالیت بدنی و فراهم آوردن امکانات مناسب جهت ورزش و تحرک بیشتر میتواند تضمین کننده بهبود وضعیت سلامت و شادابی افراد باشد.
    اگرچه به نظر میرسد زنان شاغل تحصیلکرده جامعه با وجود آگاهی از فواید فعالیت فیزیکی، سبک زندگی نامناسبی دارند شاید بتوان با ایجاد شرایط و تسهیلات بیشتر برای انجام فعالیت فیزیکی و بهبود فاکتورهای روانشناختی در محیط تحصیل و کار، به بهبود انجام فعالیت فیزیکی و ارتقای سلامت زنان جامعه که نقش به سزایی در سلامت خانواده و جامعه دارند اهتمام ورزید. از طرف دیگر با توجه به تأثیر دختران دانشجو می‌توانند بر سبک زندگی خانواده، لزوم فرهنگ تحرک و ورزش همگانی در دانشگاهها ضروری به نظر میرسد.
    عدم معنیداری رابطه فعالیت بدنی با شاخص انعطافپذیری دانشجویان را نیز میتوان به نوع ورزشهای انجام شده در این سن توسط دختران مربوط دانست. به عبارت دیگر بیشترین نوع فعالیت دختران شرکت کننده در این پژوهش پیادهروی عنوان شده است که در بین شاخصهای اندازهگیری شده کمترین تأثیر را بر انعطاف پذیری افراد دارد.
    در مقایسه پژوهش‌های پیشین، حاجی نیا و همکاران (1392) در پژوهش خود بین سطح فعالیت بدنی و آمادگی قلبی– عروقی ارتباط مستقیم و معنیداری را مشاهده کردند. جکوئلین و همکاران (2014) نیز گزارش کردند در هر دو گروه مردان و زنان رابطه معکوسی بین زمان غیرفعال بودن و آمادگی قلبی و عروقی افراد برقرار میباشد.آیرس و همکاران (2010) نشان دادند از میان شاخصهای آمادگی جسمانی، تنها آمادگی قلبی و عروقی با سطح فعالیت فیزیکی افراد رابطه معنیداری را نشان میدهد. آیکزو و همکاران (2013) نشان دادند موقعیت‌های مختلف فعالیتهای روزانه فرد شامل راه رفتن، ایستادن، نشستن و خوابیدن میتواند بر برخی از شاخصهای آمادگی جسمانی افراد مؤثر باشد.
    در بررسی پژوهش‌های ناهمخوان، رحمانینیا و همکاران (1389)، نشان دادند بین میزان آمادگی جسمانی و ساعات تماشای تلویزیون و انجام بازی‌های رایانه ای رابطه معنی‌داری مشاهده نشد. محمدیان و همکاران (1391)، در یافته‌های خود گزارش کردند بین نمره آمادگی جسمانی کلی، قبل و بعد از گذراندن درس تربیت بدنی عمومی‌یک، تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد اما در مولفه‌های دراز و نشست و چابکی این تفاوت معنی‌دار بود. داسیلوا و همکاران (2005) نیز در پژوهش خود نتیجه گرفتند بین سطح فعالیت بدنی و آمادگی جسمانی زنان 40 تا 65 ساله رابطه معنی داری وجود ندارد. آرمسترانگ و همکاران (2011) در نتایج خود اشاره کردند، رابطه معنیداری بین آمادگی هوازی ومیزان فعالیت معمول افراد وجود ندارد.
    در ادامه بررسی یافتههای پژوهش، رابطه بین شاخص توده بدنی و آمادگی جسمانی دانشجویان مورد بررسی قرار گرفت که بر اساس نتایج بدست آمده شاخص استقامت قلبی و عروقی با شاخص توده بدنی ارتباط قوی معکوسی دارد. به عبارت دیگر هرچقدر BMI افراد بالاتر بوده است آنها قادر به دویدن مسافتهای کمتری بودند. این نتیجه، یافتههای گائینی (1379)، را تصدیق میکند. با توجه به اینکه استقامت قلبی و عروقی با آزمون 12 دقیقه راه رفتن و دویدن کوپر اندازهگیری شد، در آن تحمل وزن نقش اساسی را بر عهده دارد و ارتباط آن با BMI مورد انتظار میباشد. با توجه به نقش اساسی استقامت قلبی و عروقی در سلامت بدن و به ویژه سلامت سیستم قلبی و تنفسی افراد، مخصوصا در افراد جوان به جهت تأثیر گذاری آنها در جامعه توصیه میشود از سنجش ترکیب بدنی آنها برای بررسی اولیه استقامت قلبی و عروقی استفاده شود. مقدسی و همکاران (1389) نیز در پژوهش خود نشان دادند بین شاخص توده بدن و درصد چربی بدن با شاخص استقامت قلبی و عروقی که با زمان اجرای آزمون 540 متر دویدن سنجیده می شد ارتباط مثبت و معنی داری مشاهده گردید. این یافته با نتایج اورتگا و همکاران (2007)، آرا و همکاران (2007)، اورتگا (2010)،آیرس و همکاران (2010) و سوارز و سومرز (2011) نیز همخوان بود.
    در بررسی رابطه میان شاخص توده بدنی و دیگر شاخص‌های آمادگی جسمانی نتایج قابل توجهی حاصل شد. یافته‌ها نشان داد چابکی و استقامت عضلات شکم رابطه معنیداری با شاخص توده بدنی دارد به عبارت دیگر با افزایش BMI افراد، زمان اجرای تست چابکی آنها نیز افزایش یافت و با افزایش BMI افراد، استقامت عضلات شکم کاهش معنیداری را نشان داد. این در حالیست که شاخص توده بدنی با شاخص انعطافپذیری ارتباط معکوسی را نشان داد اگر چه این ارتباط به لحاظ آماری معنیدار نبود. نتایج مقدسی (1389) و همکاران نیز نشان داد بین شاخص توده بدنی و انعطاف‌پذیری در هیچکدام از گروههای سنی 14، 15 و 16 سال رابطه معنیداری مشاهده نشد. در برخی پژوهش‌ها عنوان شده است که کاهش سطح آمادگی جسمانی در افراد چاق، به دلیل وزن اضافی است که باید حین فعالیت بدنی توسط آنها حمل شود، که موجب کاهش عملکرد ورزشی در آنان میشود، از طرفی سرافکندگی آنها در فعالیت‌های ورزشی موجب دور شدن بیشتر از شرکت در این فعالیت‌ها می گردد (بووت و همکاران ، 2007).
    در ادامه بررسی ارتباط شاخصهای آمادگی جسمانی با شاخصهای تن سنجی، نتایج مطالعه حاضر حاکی از ارتباط معنیدار و معکوس استقامت عضلات شکم با نسبت دور کمر به دور باسن داشت به عبارت دیگر با افزایش نسبت دور شکم به دور باسن و افزایش چاقی مرکزی استقامت عضلات شکم نیز کاهش یافت. در حالی که بین WHR و دیگر شاخص‌های آمادگی جسمانی سنجیده شده در این پژوهش ارتباط معنیداری حاصل نشد. اگر چه با توجه به نوع ارزیابی این شاخص، وجود ارتباط آن با استقامت عضلات شکم امری منطقیتر به نظر می رسد. این نکته قابل تأمل است که در بیشتر پژوهش‌های انجام شده از شاخص توده بدنی به عنوان شاخص تن سنجی استفاده شده است اما بحرالعلوم و همکاران (1389) از WHR به عنوان یک شاخص مهم در ارزیابی خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی یاد میکنند.
    ضیایی و همکاران (1386) در ارائه یافتهای مشابه نشان دادند بین نمره آمادگی جسمانی و نسبت دور کمر به دور باسن، درصد چربی بدن و شاخص توده بدنی ارتباط معکوس و معنیداری برقرار بود. از طرف دیگر گائینی و لامعی (1382) ارتباط معنیداری را بین WHR با درصد چربی بدن و شاخص توده بدنی نشان دادند. در بسیاری از پژوهشها نمره آمادگی جسمانی به عنوان یک نمره کلی لحاظ گردیده است که این مورد بررسی و مقایسه دقیقتر مطالعات همخوان و ناهمخوان را مشکل میسازد.
    اگر چه یافته‌های این پژوهش نشان داد تمام شاخص‌های ترکیب بدنی با شاخص‌های آمادگی جسمانی ارتباط معنیداری ندارد اما در مجموع نتایج میتوان عنوان نمود شاخص توده بدنی ارتباط معنیداری با شاخصهای آمادگی جسمانی دارد. به صورت مجموع سطح آمادگی جسمانی دانشجویان دختر با توجه به نورم‌های استاندارد موجود که برخی از آنها در فصل سوم آمده است در شرایط مطلوبی قرار نداشت که شاید از مهمترین دلایل آن بتوان به نبود ساعت تربیت بدنی در سال آخر دوره تحصیلی متوسطه، کاهش میزان فعالیت بدنی در دوره قبل از برگزاری کنکور، نبود علاقه و انگیزه کافی اشاره نمود. نتایج حاصل شده از این پژوهش با یافتههای رحمانینیا و همکاران (1388)،مقدسی و همکاران (1389)، فوگلوم و همکاران (2008) و رونر و همکاران(2013) همخوان بود.
    پژوهش حاضرنیزمانندهرمطالعه دیگری ازمحدودیتهایی برخوردار بوده است که شاید تا حدی نیز روی نتایج آن تأثیرگذاربوده وتعمیم نتایج آن را با جوامع شبیه با احتیاط همراه سازد از جمله این محدودیت‌ها میتوان به تفاوتهای نژادی وقومیتی ودقت ابزاراندازهگیری در مقابل ابزارهای آزمایشگاهی اشاره نمود.
    5-3- پیشنهادات پژوهش
    پیشنهاد می گردد این پژوهش با توجه به قومیت و سطح اجتماعی و اقتصادی افراد انجام پذیرد.برای داشتن اطلاعات دقیقتر، پیشنهاد میگردد ترکیببدنی و آمادگی جسمانی با استفاده از تستها و ابزار یشریرد تا صحت یافتههای حاضر مورد آزمون قرار گیرد.

      کشورهای توسعه یافته و سازمان بهداشت جهانی

    منابع فارسی

    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.