فرهنگ زادبوم شاعران فارسی زبان(تولدنامه) از ابتدا تا پایان قرن ششم- قسمت …

منابع:
ایمان، رحمعلیخان، تذکره ی منتخب اللطایف، ص ۲۷/ آذر، لطفعلی بیگ بن آقاخان، آتشکده، جلد سوم، ص۱۱۰۱

ابومنصور بن احمد دقیقی

اسم او محمد بن احمد، یا محمد بن محمد و یا منصور بن احمد است. اواسط قرن چهارم زندگی می کند . در زادگاه او تردید وجود دارد. او را بلخی، سمرقندی، بخارایی و توسی نوشتهاند. او زردشتی مذهب است. عقیدهی خود را با کمال صراحت اظهار میکند و به داشتن این مذهب برخود میبالد.
از اشارهی ناصرخسرو در سفرنامهاش برمیآید که اشعار زیادی داشته و دیوانش تا نیمههای قرن پنجم در دست بودهاست. استاد بزرگ قصیده و غزل است، قطعهی معروف او: «به دو چیز گیرند در مملکت را/ یکی پرنیانی یکی زعفرانی» مورد استقبال شاعرانی چون فرخی، عنصری، معزی قرارمیگیرد. دومین ناظم شاهنامه است. سرایش شاهنامه را شروع میکند اما بعد از سرودن پادشاهی گشتاسب (حدود هزار بیت) عمرش وفا نکرد. در جوانی حدود سی و چند سالگی در سالهای(۳۶۷ تا ۳۷۰ ه. ق) به دست غلامی کشتهشد. مثنوی گشتاسبنامهی او در بحر متقارب در شاهنامهی فردوسی آمدهاست.
سلاطین معاصر او: ۱- ابوصالح منصور بن نوح سامانی (۳۵۰ تا ۳۶۵ ه. ق) ۲- امیر رضی ابوالقاسم نوح بن منصور بن نوح (۳۶۵ تا ۳۸۷ ه. ق) علیالظاهر به امر همین سلطان به سرودن شاهنامه دست زدهاست. ۳- امیر فخرالدوله احمد بن محمد از آل محتاج ۴- امیر ابوسعید مظفر از امرای چغانی ۵- ابونصر
از اوست:

گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد آری دهد و لیک به عمر دگر دهد
من عمر خویش به صبوری گذاشتم عمری دگر بیاید تا صبر بر دهد

منابع:
فروزانفر، بدیعالزمان، سخن و سخنوران، ص۲۸/ اسلامیندوشن، محمدعلی، از رودکی تا بهار، جلد اول، ص ۶۱/ نظمی تبریزی، علی، دویست سخنور، ص۱۰۴/ صفا، ذبیحالله، گنج سخن، جلد اول، ص ۲۹/ موحدی، محمدرضا، سلسلهی سخنوران، ص ۲۸/ صفا، ذبیحالله، تاریخادبیات در ایران، جلد اول، ص ۴۰۸/ مدرس، میرزامحمدعلی، ریحانهالادب، جلد دوم، ص ۲۲۴/ دفتر تحقیق و پژوهش آدینهی سبز، زندگینامهی شاعران ایران و جهان، ص ۶۷ / ریپکا، یان، تاریخادبیات ایران، جلد اول، ص ۲۸۸ /
http://biographyha.com/cat/biography/persian-poets

ابومحمّد منصور بن علی منطقی

شاعری از مردم ری است. در اواخر قرن چهارم هجری زندگی میکند. معاصر با صاحب بن عباد است. شاید بتوان، او را قدیمیترین شاعر پارسیگوی عراق عجم دانست. ادوارد بروان او را شیفتهی صنایع بدیعی بهویژه حسن تعلیل میداند. وفاتش بین سالهای ۳۶۷ تا ۳۸۰ هجری اتفاق افتادهاست.
از اوست:

مه گردون مگر بیمار گشتهاست بنالید و تنش بگرفت نقصان
سپر کردار سیمین بود و اکنون