سازمان بهداشت جهانی و ورزشکاران حرفه ای

دانلود پایان نامه
  • طرح تحقیق

    1-1-مقدمه
    فعالیت جسمانی و حرکت بخش جدایی ناپذیر زندگی است، و هر انسانی با توجه به ویژگی ها و تواناییهای خاص خود به فعالیت جسمانی ویژه ای رو می آورند)اسماعیلی، 1386 (.
    از نظر سازمان بهداشت جهانی تندرستی صرفا نداشتن بیماری و ضعف نیست بلکه منظور از آن، سلامتی کامل جسمی، ذهنی، اجتماعی و روحی است. در حقیقت دو هدف عمده تندرستی، به تاخیر انداختن مرگ و پیشگیری از بیماری است. سلامت جسمی، به معنای فقدان بیماری و ناتوانی، همراه با زنده دلی و داشتن انرژی کافی برای انجام کارهای روزانه و بهره مندی از تفریحات فعال ، بدون خستگی بی مورد است (گائینی، 1384). برای رسیدن به سطح بالاتری از سلامتی باید از نظر بدنی فعال باشید و هیچ جانشین مناسبتری برای آن وجود ندارد.یکی از صدماتی که گاه موجب دور شدن افراد مبتدی و حتی ورزشکاران حرفه ای از محیط ورزش می گردد کوفتگی عضلانی است. کوفتگی به دنبال فعالیت غیرمعمول ایجاد می گردد (دمیرچی و همکاران، 1379؛ رحمانی نیا و همکاران، 1382؛ مایر و همکاران، 2006). کوفتگی عضلانی یکی از عوارض شایع ناشی از فعالیت بدنی است که به دو صورت حاد و تاخیری پس از فعالیت بدنی عارض می شود. کوفتگی عضلانی یک حالت ناخوشایند همراه با احساس درد، سفتی، ضعف و گرفتگی در عضلات است. این عارضه اکثرا متعاقب انقباض برونگرا رخ می دهد.(رحمانی نیا ،86). اگر هنگام انقباض طول عضله افزایش یابد، این نوع انقباض را برونگرا یا (اسنتریک ) میگویند(رابرتس واسکات، 1985). بررسی ها نشان می دهد ورزشکاران و مربیان، علاقه مند به انجام تمرینات متوالی و شدید هستند بدون آنکه در تنظیم بازیافت مناسب دقت کنند .به علاوه نسبت به بروز آسیب ها و آزاد شدن آنزیم های مختلف ناشی از بیش تمرینی که نشان دهنده تغییرات مهمی در داخل بدن است توجه ندارند از سوی دیگر، انجام فعالیت های ورزشی بر اندام های داخلی بدن مانند کبد، کلیه و مغز تاثیرگذاراست (گایینی،رجبی، 1387(. ورزش شدید با تغییرات ایمنی شناختی شامل، رهاسازی میانجی های التهابی، فعالیت انواع زیر واحدهای سلول های سفید خونی، فعالیت پروتئین های فاز حاد، افزایش فعالیت سیتوکین های پیش التهابی و ضد التهابی و تغییراتی در شاخص های آسیب عضلانی همراه است. برخی محققین علوم ورزشی معتقدند فعالیت های بدنی با شدت بالا و طولانی مدت می توانند با افزایش رادیکال های آزاد، باعث آسیب سلول شده و روند پیری را تسریع کنند (کانن و بلومبرگ ، 2000).
    به منظور بهینه سازی اجرای ورزشی، ورزشکاران می بایست به طور مطلوبی تمرین کنند. ورزشکارانی که به اندازه کافی تمرین نمی کنند، ممکن است در حد قابلیت های بالقوه خود ظاهر نشوند، از طرف دیگر ورزشکارانی که بسیار زیاد و با شدت خیلی بالا بدون توجه به زمان بازگشت به حالت اولیه به تمرین بپردازند ممکن است موجبات اختلال آنزیمی در پلاسما _ که ناشی از آسیب بافت هاست _ را تجربه کنند. اگرچه تمایز بین بیش تمرینی و تمرین مطلوب مشکل است ولی تا حدودی توسط برخی فاکتورها ازحجم تمرین و جلسات تمرین قابل کنترل است(گایینی ،1385 ).
    از آنجا که، انجام فعالیت ورزشی بر اندام های داخلی بدن مانند کبد ،کلیه و مغز تاثیر گذار است. برخی پژوهش ها تاثیر ورزش برکبد را مورد بررسی قرار داده ند، کبد در تعامل ویژگی های هورمونی و متابولیکی، با استفاده از آنزیم های مختلف، هنگام استراحت، تمرین و بازسازی منابع انرژی در مرحله بازیافت فعالیت های ورزشی از اهمیت فوق العاده ای برخورداراست . به همین دلیل بررسی و مطالعه این اندام هنگام فعالیت های ورزشی از اهمیت انکار ناپذیری برخورداراست. در عین حال به دلیل ظرفیت ذخیره ای قابل ملاحظه کبد، صدمه به این عضو ممکن است بر روی فعالیت آن تاثیر قابل ملاحظه ای داشته باشد. ورزش و فعالیت بدنی دستگاه ایمنی بدن را تحت تاثیر قرار می دهد. این تاثیر هم در کارکرد و هم در در تعداد اجزائ سیستم ایمنی مشهود است. بسیاری از این تاثیرات گذرا و منعکس کنندۀ تغییرات دینامیک خون با ورزش کوتاه مدت است. از نقطه نظر فیزیولوژیک می توان استرس را به عنوان هرگونه اختلال در هموستاز در نظر گرفت. اختلالات ایجاد شده به وسیله استرس میتواند در هریک از سطوح سلولی، بافتی، ارگانی، سیستم ارگانی و یا کل ارگانیسم در نظر گرفته شود. گسترش اختلال در هموستاز به هردوی شدت و مدت استرس وابسته است. در سطح سلولی، بررسی پاسخ سلولی به استرس و پروتئین های بیان شده به وسیله این پاسخ که پروتئین های استرسی و یا همچنین پروتئین های شوک گرمائی(HSPs) هستند به عنوان یکی از زمینه های تحقیقی به صورت خوبی بنا نهاده شده است (لوک و نوبل،2002).
    HSP70 در بطن زندگی سلولی قرار دارد و بخش مهمی از بازوی حمایتی پاسخ استرسی را تشکیل می دهد HSP70 در عملکرد ایمنی تومور های سرطانی نیز نقش مهمی دارد . بدین ترتیب که کسب آنتی ژن های سلولی و عرضه آن ها به سلول های موثر ایمنی را تسهیل می کند. HSP70 علاوه بر استرس گرمایی در برابر سایر تحریکات استرس زایی که عموما در واکنش با سلول های سرطانی از سلول محافظت می کند. مطالعات نشان می دهد که کاهش تظاهر HSP70 به شکل ویژه ای هم در مدل کشت سلولی و هم در مدل پیوندی تومور باعث مرگ سلول های سرطانی می شود .افزایش بیان این پروتئین در سلول های توموری نیز با افزایش تکثیر این سلول ها، کاهش میزان تمایزپذیری، افزایش متاساز گره لنفاوی و کاهش بهبود سرطان سینه انسانی همراه است.پژوهشگران بر این باورند که HSP70 نماد بقایای سرطان است. ورزش و فعالیت بدنی دستگاه ایمنی بدن را تحت تاثیر قرار می دهد، این تاثیر هم در کارکرد و هم در تعداد اجزاء سیستم ایمنی مشهود است(موسلی ، 2000).
    تمرین در آب و حرکات ملایم برای حفط تعادل و تحریک بیشتر حس عمقی مناسب است. انجام تمرین در آب سبب تلاش بیشتر بدون ترس، افزایش اعتمادبه نفس، کاهش اضطراب و افزایش سطح عملکرد قلبی ریوی می گردد(جان ای بلیو،1388) . همچنین به واسطه خاصیت آب در کاهش نیروهای وارد بر مفاصل و احساس کاهش وزن، انجام تمرینات حرکتی در آن سبب افزایش میل به حرکت، کاهش درد، و متعاقب آن کاهش اسپاسم (گرفتگی عضلانی)، افزایش انعطاف پذیریری، کنترل و اصلاح حرکات، بدون عواقب خطرناک (مانند خطر سقوط یا آنچه در خشکی تجربه می شود) می گردد.
    مقاومت ایجاد شده در برابر حرکت در آب 5 تا 45 مرتبه بیشتر از هواست که این مسئله، بستگی به سرعت حرکت در آب دارد( بردی و همکاران،2008). همچنین نیروی شناوری علاوه بر کاهش وزن به افزایش دامنه حرکتی مفاصل کمک می کند و به طور همزمان در مقابل حرکت در جهات مختلف مقاومت ایجادمی نماید که تمامی این موارد به جبران کوتاهی عضلات و تقویت عضلات کمک شایانی میکند(تامی و تایلور،1987).
    در این پژوهش به تاثیر یک جلسه تمرین برونگرا در دو محیط خشکی و آب برمقادیر HSP70 و آنزیم های کبدی در دختران ورزشکار پرداخته شد.
    1-2- بیان مسأله
    موجودات زنده از راههای مختلفی در مقابل آثار مخرب مواجهه با استرس، محافظت می شوند. یکی از راههایی که سلول ها می توانند در قبال آسیب یا مرگ سلولی ناشی از استرس مقاومت می کنند، سنتز مجموعه ای از پروتئین های شوک گرمایی (HSP) می باشد که مقادیر آن در برابر استرس، گرما و ورزش افزایش می یابد ( فبرایو و همکاران، ،2002 ، کیم کی بوم و همکاران، 2004) . HSPها که به پروتئین های استرسی نیز معروفند (تامپسون و همکاران، 2001) دسته ای از پروتئین ها هستند که نقش کاملاً حفاظتی داشته و در تمام موجودات زنده وجود دارند (آسی و همکاران ، 2002).
    پاسخ HSP70 می تواند به عنوان یک شاخص استرس سلولی مورد توجه قرار گیرد و این تغییرات در سلول ها می تواند اطلاعات قابل دسترسی را برای نظارت بر تمرین و نوع محیط(گرما) فراهم نماید (لیو و همکاران، 2004). تاثیر فعالیت بدنی بر مقادیر 70hsp نمونه های انسانی و حیوانی نیز در برخی پژوهشها گزارش شده است. نتایج تحقیق فبرایو (2000) و فرنباچ (2000) نشان دادکه ورزش نیز به مانند سایر محرکها به تغییرات متابولیکی و تولید70hsp می انجامد. هیچ گونه توافقی مبنی بر اینکه چه ورزشی می تواند روی پارامترهای شیمیایی اثر بگذارد و یا اینکه این تاثیر به چه میزان است، وجود ندارد. بررسی های متعددی که بیان کننده بالا رفتن آنزیم ها در پاسخ به دویدن وجود دارد، در حالیکه تعداد کمی گزارش راجع به اثر ورزش های قدرتی شدید و وزنه برداری وجود دارد. تاثیر ورزش های قدرتی روی پارامترهای شیمیایی کلینیکی ممکن است بسته به جنسیت افراد، میزان آمادگی جسمانی شخصی آنها متفاوت و تغییر پذیر باشد. به هر حال با توجه به معلومات ما هیچ تحقیقی روی تاثیر گذار بودن وزنه برداری روی پارامترهای شیمیایی کلینیکی، انجام نشده که به طور معمول برای بالا بردن عملکرد کبد و مدت این تاثیر گذاری استفاده شود( سینار و همکاران ، 2006). فعالیت آنزیم های کبدی پلاسما، تحت تاثیر فعالیت های ورزشی، تشدید می شود که با توجه به مدت، شدت، نوع و شیوه تمرین تحت تاثیر قرار می گیرد .فعالیت بدنی، به ویژه اگر شدید وطولانی باشد، بر فعالیت آنزیم ها تاثیر قابل ملاحظه ای دارد.
    ALT , AST به عنوان شاخص آسیب کبدی و در درجه دوم آسیب تارهای عضلانی بکار می رود ( وسیلیس موگلویس ،1388)کراکس و همکاران (2002) با اندازه گیری مقادیر AST وALP دوندگان ماراتون قبل و24 ساعت پس از پایان مسابقه، افزایش معنی داری مشاهده کردند.
    کلارک سون و همکاران ) 2006 ( با بررسی 50 انقباض بیشینه اکستنریک در عضله خم کننده آرنج، قبل و پس از تمرین آزمودنی ها، دریافتند مقادیرAST,ALT پس از تمرین افزایش یافته است، هرچند این تفاوت معنی دار نبود. همچنین سینار و همکاران) 2006 ( با مطالعه بر روی 27 زن و مرد مبتلا به بیماری کبدی غیر الکلی دریافتند که رژیم غذایی و ورزش ( پیاده روی و دوی نرم) به مدت سه ماه، موجب بهبود مقادیر آمینوترانسفرازها می شود. از سوی دیگر شواهد پژوهشی زیادی در حمایت از آسیب سارکومری ناشی از تمرینات برونگرا وجود دارد و نشان می دهد با رویدادهای ورزشی که در طی آن عمل برونگرایی به وقوع می پیوندد، مقادیر Hsp72 افزایش می یابد ( والش و همکاران ، 2001 ، تامپسون ، اسکوردیلس و کلارک سون و لوهر 2001 ). با این وجود گزارش هایی مبنی بر عدم افزایش یا حتی کاهش این پروتئین ها پس از تمرینات برونگرا نیز وجود دارد. از طرفی با توجه به این که گرما نیز باعث تحریک این پروتئین ها می شود ، تحقیقاتی نیز تاثیر گرما یا فعالیت بدنی در محیط گرم را بررسی کرده اند. اسکیدمور نشان داد تمرین مستقل از تغییرات دمای مرکزی نیز می تواند ظهور HSP ها را افزایش بدهد. چگونگی تنظیم پاسخ التهابی در پروتکل های مختلف ورزشی و در افراد مختلف که دارای سطح آمادگی بدنی متفاوتی هستند، ناشناخته مانده است و به شدت، مدت، نوع فعالیت ورزشی انجام گرفته و ظرفیت استقامتی شخص بستگی دارد. همچنین میزان این پاسخ التهابی در افرادی که فعالیت های ورزشی منظم انجام میدهند در مقایسه با افراد بی تحرک بطور قابل ملاحظه ای متفاوت است (ترتیبیان، آزادپور ،1387). مسأله اصلی این تحقیق این است که انجام یک جلسه تمرینات برونگرا در خشکی و آب چه تأثیری بر شاخص های HSP70 ,AST,ALT,ALP دارد؟
    1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
    در رویارویی با استرس و بازیابی هموستاز سلولی، مسیرهای درونی متعددی درگیر می‌باشند. در سطح سلولی تعدیل‌های گذرایی در بیان ژن‌های پروتئینی و همچنین تغییر در عملکرد ساختمان سلولی برای مقابله با شرایط نامطلوب و بقاء در قبال تغییرات محیطی صورت می‌گیرد(کرگل،2002). ). یکی از مشخص‌ترین پاسخ‌های سلولی به استرس، تغییر سریع در بیان ژنی یک گروه از پروتئین‌ها می‌باشد که که معروف به پروتئین‌های شوک گرمایی است افزایش میزان این پروتئین‌ها در پی استرس با هدف برگرداندن هموستاز سلولی، ترمیم موفقیت‌آمیز آسیب سلولی و حفاظت از سلول در قبال آسیب‌های بیشتر است( فبرایو و کوکولاس،2000 ). این نوع پروتئین‌ها در سال 1962 توسط فروچیو ریتوزا و همکارانش کشف شد. آنها متوجه شدندکه شوک گرمایی سبب ایجاد الگوی عجیب و نمای غیرعادی ظهور ژن در کروموزوم‌های غدد بزاقی می شود. با این حال در سال 1974 اولین محصولات این ژن‌ها شناسایی و واژه HSP شکل گرفت (پوکلی و گراهام،2003). پروتئین‌های استرسی به خانواده چند ژنی تعلق دارند که از نظر مولکولی در دامنه 10 تا 15 کیلو دالتونی قرار دارند و در همه اجزای مهم سلولی یافت می‌شوند) هیروس و همکاران،2004).
    دامنه عملکرد پروتئین‌های شوک گرمایی حفظ تمامیت سلولی و ثبات بخشیدن به هموستاز است. از طرف دیگر فعالیت ورزشی بویژه تا حد واماندگی در شرایط نامطلوب ممکن است باعث آسیب و صدمه به واکنشهای دستگاه ایمنی شود (دهینگرا و همکاران،2006). به علت ارتباط بین و آسیب عضلانی و با توجه به این نکته که به لحاظ بالینی قابل ایجاد است و با روش های خاص قابل پیشگیری است، میزان کوفتگی اغلب به عنوان الگویی برای مطالعه آسیب عضلانی مورد استفاده قرار می گیرد (رحمانی نیا ،بابایی،روحی، 86).
    کوفتگی عضلانی در انقباضات برونگرا اتفاق می افتد، جالب اینجاست که بر خلاف تصور، این عارضه میتواند در ورزشکاران حرفه ای هم اتفاق می افتد و بروز این عارضه می تواند به ادامه فعالیت ورزشکار لطمه وارد می کند و سبب محرومیت ورزشکار یا لطمه به اجرای ورزشی شود. با توجه به موارد ذکر شده به نطر می رسد در درجه اول پیشگیری و در مرحله بعد درمان این نوع آسیب باید یکی از مهمترین ملاحظات ورزشکاران و مربیان قلمداد می شود. متاسفانه هنوز راهکار مناسبی که مورد اجماع تمامی محققین در جهت پیشگیری از بروز و درمان کوفتگی عضلا نی باشد، وجود ندارد( رحمانی نیا ، 86). کوفتگی عضلانی را با توجه به زمان بروز آن به دو نوع کوفتگی عضلانی حاد و کوفتگی عضلانی تاخیری تقسیم کرده اند. کوفتگی حاد در هنگام و بلافاصله پس از تمرین ایجاد می شود و عقیده بر آن است که مربوط به فقدان جریان خون در عضلات فعال (کم خونی موضعی) می باشد.کوفتگی تاخیری ( DOMS)، استرین درجه یک عضلانی محسوب می شود و در آن حساسیت به لمس و درد عضلانی وجود دارد که معمولا به هنگام لمس یا حرکت احساس می شود و می تواند هر عضله اسکلتی را تحت تاثیر قرار دهد (رحمانی نیا ،بابایی،روحی، 86). تقریبا تمامی نظریه ها ی موجود، اعمال برونگرا را عامل اصلی کوفتگی عضلانی تاخیری می دانند. حضور آنزیم های عضلانی در خون پس از تمرین شدید دلالت بر برخی آسیب های ساختمانی در غشاء سلول های عضلانی دارد ( ویلمور و کاستیل ،87). اوج درد بین 72-48ساعت پس از فعالیت بروز می‌کند که 7-5روز بعد ازبین می رود یا اینکه به حداقل خود می رسد(کلوز و همکاران،2005). از طرفی پژوهش‌ها بهترین روش تمرین را برای به حد مطلوب رساندن قدرت عضلانی نشان می دهند. بیشترین افزایش قدرت با انقباض های عضلانی درون گرا و برون گرا حاصل می آید. هنوز معلوم نشده است که چرا یک جزء برون گرایی برای به حد مطلوب رساندن قدرت عضلانی در انقباض درونگرا ضروری است. با این وجود ، فرض بر اینکه آسیب های ریز وارده به عضله اسکلتی به هنگام مراحل برونگرا می تواند تحریک سلولی بیشتری را برای هیپرتروفی عضله به ارمغان آورد (رابرت، اسکات ، 85).
    از آنجایی که کبد بزرگترین عضوداخلی بدن محسوب می شود و در فرد بالغ با اندام متوسط حدود دو درصد وزن کل بدن را تشکیل می دهد و نقش مهمی در متابولیسم کربوهیدرات، چرب و پروتئین، به ویژه در هنگام ورزش، دارد.اعمال مختلفی مانند پالایش و ذخیره سازی خون، سم زدایی، متابولیسم هورمون ها، تولید صفرا، ذخیره سازی ویتامین ها، تولید آهن وتولید فاکتورهای انعقادی را بر عهده دارد .از سوی دیگر کبد دارای اهمیت حیاتی در ترکیبات واسطه ای متابولیسم و حذف مواد سمی درون زا و برون زا است (گایتون وهال ، 1384). مطالعات نشان می دهد نتایج حاصل از تمرینات ورزشی نه تنها تحت تاثیر وضعیت کبد رخ می دهند، بلکه تحت تاثیر سایر ارگان ها وکل بدن شخص نیز هستند. پژوهش ها نشان می دادند که بهترین شاخص ها برای ارزیابی وضعیت کبد، آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلانین آمینو ترانسفراز (ALT)، آلکالین فسفاتاز (ALP) گاما گلوتامیل ترانس پپتیداز نوکللئوتیداز – می باشند. بررسی ها نشان می دهند که AST به ترتیب غلظت) در کبد، قلب، عضله، مغز، لوزالمعده، ریه ،گویچه های سفید خون و در اریتروسیت ها( ، ALT در کبد وکلیه به مقدارکمتر در قلب و عضله، وALP در کلیه، کبد، استخوان، جفت، روده کوچک، ولکوسیت ها یافت می شود.GGT ونوکلئوتیداز -5 بیشتر در کبد یافت می شود(فیمن ، 2001 ) .
    فعالیت آنزیم های کبدی پلاسما، تحت تاثیر فعالیت های ورزشی، تشدید می شود که با توجه به مدت، شدت ، نوع و شیوه تمرین تحت تاثیر قرار می گیرد .فعالیت بدنی، به ویژه اگر شدید وطولانی باشد، بر فعالیت آنزیم ها تاثیر قابل ملاحظه ای دارد .مطالعات انجام شده در این زمینه نشان می دهد فعالیت های آنزیمی سرم در حین تمرین افزایش می یابد. یکی از این پژوهش ها حاکی است فعالیت آلدولاز سرم وAst در افرادی که فقط پنج دقیقه روی نوارگردان راه رفتند، افزایش یافت .سوزوکی و همکارانش نشانه های آسیب عضله والتهاب وHsp70 ، بعد از مسابقات سه گانه مردان آهنین را مورد بررسی قرار دادند .این مسابقات شامل8/3 کیلومتر شنا ، 180کیلومتر دوچرخه سواری و 2/42 کیلو متر دویدن بود .نتایج نشان داد فعالیت پلاسمایی ALT,AST و روز بعد از مسابقه بالا رفت اما فعالیتALP پلاسما بلافاصله بعد از مسابقه نسبت به قبل از آن کمتر بود. مطالعات مذکور نشان داد فعالیت پلاسماییALT,AST بعد از مسابقات سه گانه فوق نسبت به ماراتن کمتر بود .این پژوهشگران پیشنهاد کردند که احتمالا مدت تمرین، بر این متغییرها اثر گذار بوده است.
    با توجه به اینکه مطالعات زیادی افزایش فعالیت بسیاری از آنزیم ها را در طول تمرین و پس از آن را مورد تائید قرار داده اند این امر موید نقش آنزیم ها به ویژه آنزیم های کبدی به عنوان شاخص بسیار خوبی در ارزیابی عملکرد این بافت و نیز آسیب احتمالی آن و نیز بافت عضلانی، اسکلتی، قلب و سلول های خونی بدن است. همچنین اگرچه پروتئین های شوک گرمایی ملکول های داخل سلولی هستند، ولی در پاسخ به آسیب بافتی یا شرایط فیزیولوژیک می توانند به محیط خارج سلولی آزاد شوند (لانکاستر ، 2005).
    با توجه به اینکه تحقیقات انجام شده روی زنان نادر است و همچنین این موضوع که معلوم نیست آیا تمرین برونگرا در آب و خشکی می تواند باعث تغییر این شاخص ها در زنان جوان فعال شود به بررسی این موضوع پرداخته می شود.
    1-4- اهداف تحقیق
    1-4-2- هدف کلی

    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.