رفتار شهروندی سازمانی، تجزیه و تحلیل رگرسیون


Widget not in any sidebars
2-1- 4- 3- 6- مکتب عصب شناختی
نظریه عصب شناختی را شاید بتوان یکی از جدیدتری دیدگاه های خلاقیت دانست. در این دیدگاه رابطه خلاقیت با مغز و امواج مغزی مورد بررسی قرار می گیرد.پژوهش های زیادی راجع به نقش نیمکره های مغز در زمینه های فکری انجام گرفته است. تحقیقاتی که وظیفه مغز چپ و راست را جست و جو می کنند دو فرآیند فکری را مشخص کرده اند. نیمکره چپ با اطلاعات شفاهی سروکار داشته و تفکر انتقادی را تنظیم می کند و مسئول رموز خواندن، زبان، ریاضی به شیوه منطقی، تحلیلی و محتوایی است. نیمکره راست با اطلاعات تصویری، شنوایی سروکار داشته و مسائل و عقاید قدیمی را به شیوه جدید دوباره تنظیم می کند. مغز راست با استعاره، شکل، شهود، تحلیل عمل می کند.افراد خلاق هر دو فرآیند فکری را با یکدیگر ترکیب می کنند. زیرا در خلاقیت به هر دو جنبه فکری نیاز است. هرچند بعضی از محققان معتقدند در تفکر خلاق نیمکره راست نقش اصلی را دارد و ادغام وظایف دو نیمکره الزامی ندارد و حتی می تواند اثر منفی داشته باشد زیرا تفکر خلاق و منطقی به طور همزمان نمی توانند در بالاترین سطح عمل کنند. بنابراین خلاقیت با تقویت نیمکره راست مغز شکوفا می شود.بعضی از محققان اعتقاد دارند، نمی توان با صراحت توانایی های یادگیری و یا بینش و استدلال را به نیمکره راست و یا چپ نسبت داد، هرچند پژوهش های زیادی نشان داده است نیمکره چپ در استدلال و منطق و نیکره راست در مسائلی از قبیل ادراک فضایی و بازشناسی نقش دارد. اما در مسائل زیادی باید تعامل دو نیمکره صورت گیرد (حسینی، 1387).
این تحقیق اگرچه از کلیه مکاتب بهره گرفته است اما بیشتر بر مکتب انسان گرایی که معتقد است همه افراد دارای قوای خلاقانه هستند و خلاقیت نه تنها دستاوردها، بلکه فعالیت ها و فرآیندها و نگرش ها را در برمی گیرد تأکید می کند.
2- 2- پیشینه تحقیق:
2- 2- 1- تحقیقات داخلی
گنجی و فراهانی (1388) تحقیقی با عنوان ” رابطه استرس شغلی و خودکارآمدی با رضایت از زندگی در امدادگران حوادث گاز استان اصفهان” انجام دادند. نمونه مورد مطالعه شامل 337 نفر از امدادگران شرکت گاز بود که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج تحلیل با برنامه لیزرل نشان داد منابع استرس شغلی که یکی از آن ها نقش بود با خودکارآمدی ارتباط منفی و معناداری دارد.
ادیبی، گل پرور و مصاحبی(1390) تحقیقی با عنوان “نقش تعدیل کننده کنترل شغلی در رابطه گرانباری، ابهام و تعارض نقش با پیامدهای رفتاری مثبت و منفی” انجام دادند. پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش کارکنان یک سازمان وابسته به وزارت نفت در بندرعباس بود که از میان آنها،187 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند.یافته ها نشان داد که ابهام و تعارض نقش با خلاقیت رابطه منفی و معناداری دارند.
تحقیق مهدی زاده، پوررضا، وردی پور و دوپیکر (1391) با عنوان “بررسی ارتباط بین استرس های کاری با خودکارآمدی وتطابق درکارکنان بیمارستان های آموزشی– درمانی شهر تبریز” انجام شد، جهت نمونه گیری ابتدا هفت بیمارستان از مجموع بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهر تبریز به روش تصادفی ساده انتخاب شد و سپس 288 نفر از کارکنان اداری و درمانی به روش تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. آزمون همبستگی پیرسون، رابطه منفی بین استرس شغلی با خودکارآمدی را نشان داد.
ایروانی، صبحی و مهرافزوان (1392) تحقیقی با عنوان “اثربخشی آموزش مؤلفه های خودکارآمدی بر افزایش خلاقیت دانش آموزان” انجام دادند، که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40دانش آموز در دو کلاس به صورت گروه آزمایش و کنترل مورد پژوهش قرار گرفتند. در مرحله اول پس از اجرای پیش آزمون خلاقیت از هر دو گروه، بسته آموزشی مؤلفه های خودکارآمدی طی جلسه به گروه آزمایش ارائه شد و گروه کنترل آموزش خاصی دریافت نکرد. در مرحله دوم، پس آزمون خلاقیت از دو گروه گرفته شد، پس از جمع آوری و استخراج داده ها، نتایج آزمون T زوجی نشان داد خلاقیت دانش آموزانی که از آموزش خودکارآمدی استفاده می کنند، نسبت به دانش آموزانی که استفاده نمی کنند، بیشتر است.
محسنی، موسوی و جمالی (1392) تحقیقی با عنوان “نقش آموزش کارآفرینی در نگرش کارآفرینانه و باور خودکارآمدی عمومی دانشجویان” انجام دادند، روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بدون گزینش تصادفی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دوره کارشناسی گروههای آموزشی مدیریت صنعتی، علوم کامپیوتر و ریاضی دانشگاه شهید بهشتی که مجاز بودند درس کارآفرینی را در نیمسال دوم تحصیلی89-1388 انتخاب کنند بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و به روش T مستقل و همبسته و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش کارآفرینی بر نگرش کارآفرینانه و باورهای خودکارآمدی عمومی دانشجویان تأثیر مثبت دارد و بین نگرش کارآفرینانه و باور خودکارآمدی عمومی دانشجویان رابطه معنادار وجود دارد.
زراعت، حسنی، رشیدی، حدیدی و پیری (1393) تحقیقی با عنوان “بررسی نقش تعدیل کننده خودکارآمدی در رابطه بین استرس شغلی با رفتار شهروندی سازمانی و رضایت شغلی اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه” انجام دادند. نمونه این تحقیق 149 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از فن های آمار توصیفی مانند میانگین، انح
راف از استاندارد و آمار استنباطی مانند ضریب همبستگی، آزمون T،F، آزمون ناپارامتریک کولموگرف – اسمیرنف و تحلیل واریانس چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد متغیر خودکارآمدی شغلی در رابطه بین استرس و رفتار شهروندی و همچنین استرس و رضایت شغلی نقش تعدیل کنندگی دارد.
2- 2- 2- تحقیقات خارجی
تحقیق جکس و بلیس (1999) با عنوان “باور به خودکارآمدی به عنوان یک تعدیل گردر تأثیر عوامل استرس زای شغلی” در بین 2273 نفر از سربازان 36 گروهان از ارتش ایالات متحده انجام شد، تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد، افرادی که ساعت کاریشان طولانی است چناچه خودکارآمدی بالایی داشته باشند نسبت به افرادی که خودکارآمدی پایینی دارند کمتر آسیب جسمانی و روانی را تجربه می کنند و خودکارآمدی رابطه بین استرسورها و تنش را تعدیل می کند. همچنین نتایج نشان داد افرادی که خودکارآمدی بالایی داشتنداثرات منفی کمتری را از نظر استرسورهای فیزیکی و روانی ناشی از محیط کار دریافت کرده بودند و میزان رضایت از زندگی بالاتری را داشتند.
پریو و همکاران(2002) تحقیقی با عنوان “آیا تنش های شغلی فراگیرند؟” در نمونه ای 923 نفری از 8 کشور انجام دادند، تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد که استرس زاهای محیطی با حس پایین خودکارآمدی مرتبط هستند.
تحقیق (لو، سیو و کوپر، 2005) با عنوان “استرس شغلی مدیران در چین: نقش خودکارآمدی” در بین 450 مدیر از 8 شهرستان خلق چین انجام شد، نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون سلسه مراتبی نشان داد خودکارآمدی نقش تعدیل کننده ای در رابطه استرس و آسیب جسمانی دارد.
تحقیق تانگ و چانگ (2010) با عنوان “تأثیر ابهام و تعارض نقش بر خلاقیت کارکنان” در بین 202 نفر از کارکنان شرکت های تایوانی انجام شد. نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد ابهام و تعارض نقش رابطه منفی با خلاقیت کارکنان دارد و خودکارآمدی نقش تعدیل گری در روابط فوق دارد.
2- 3- مدل مفهومی
مدل مفهومی روابط پیشنهادی مطابق با شکل 1 را نشان می دهد که برگرفته از تحقیق تانگ و چانگ (2010) است؛ مدل به بررسی تأثیر عوامل استرس زا (ابهام نقش و تعارض نقش) بر خلاقیت کارکنان و همچنین بررسی نقش تعدیل گری خودکارآمدی بر تأثیر بین ابهام و تعارض نقش بر خلاقیت کارکنان می پردازد.
در مطالعات (ادیبی، گل پرور و مصاحبی 1390؛ گل پرور، واثقی و جوادیان 1390؛ ی.دهقانی، م.دهقانی، مظاهری، 1392و تانگ و چانگ 2010)نشان داده شد که ابهام و تعارض نقش با خلاقیت کارکنان رابطه دارد؛ چرا که براساس الگوی استرس- عدم تعادل – جبران، هنگامی که فرد با ابهام و تعارض نقش مواجه می شود، دچار حالات عاطفی و رفتاری منفی می شود و از تعادل خارج می شود، این عدم تعادل، در فرد انگیزه ایجاد می کند که تعادل از دست رفته را جبران نماید؛ در نتیجه وی با افزایش رفتارهای منفی و کاهش رفتارهای مثبت نظیر خلاقیت درصدد جبران آن برمی آید.
مطالعه تانگ و چانگ (2010) نشان داد که خودکارآمدی رابطه ابهام و تعارض نقش با خلاقیت کارکنان را تعدیل می کند. چرا که فرد خودکارآمد در موقعیت های فشارزادچار استرس و نگرانی نمی شود، وی باور دارد که می تواند تهدیدها را کنترل کند، در نتیجه عوامل آشفته ساز را به ذهن خود راه نمی دهد و آشفته نمی شود ولی افراد دارای خودکارآمدی پایین چون به توانایی های خود اطمینان ندارند در مواجهه با تهدیدها، اضطراب بالایی را تجربه می کنند و نمی توانند خلاقانه عمل نمایند.
ابهام نقش
تعارض نقش
خودکارآمدی
خلاقیت