رفتار درمانی دیالکتیکی و برانگیختگی فیزیولوژیکی

دانلود پایان نامه
  • 2-2 پیشینه پژوهش
    در سال ( 2015)، تحقیقی توسط ماتوس و همکاران در بررسی راهبردها ی نظم جویی شناختی هیجان و نشانه های افسردگی و اثر تعدیل جنسیت انجام شد. در این مطالعه 319 نوجوان بین 13 تا 15 سال شرکت کردند. در این پژوهش از دو پرسشنامه نشانه های افسردگی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان استفاده شد.رابطه معناداری در اثر تعدیل جنسیت در رابطه میان ارزیابی مثبت و نشانه های افسردگی یافت شد که بیانگر اهمیت ارتقای ارزیابی مثبت در مواجهه با اتفاقات تلخ زندگی به ویژه برای دختران است.
    شماری از پژوهش ها نشان داده است که استفاده از راهبردهای ناسازگارانه ی تنظیم شناختی هیجان با مشکلات سلامت روان رابطه دارد. یافته های مشترک تحقیقات موجود، نشان می دهد از میان راهبردهای ناسازگارانه، سرزنش خود، نشخوار ذهنی و فاجعه آمیز پنداری همبستگی نیرومندی با هیجانات منفی اعم از افسردگی، اضطراب، استرس و خشم دارند( گارنفسکی، تیردز، کرایج، لیگرستی و وان دن کومر، 2004؛ ارول اُنگن، 2010؛ زلومک و هاهن، 2010؛ مارتین و داهلن، 2005). بدتنظیمی هیجانی یک عامل کلیدی در سبب شناسی اختلالات اضطرابی است پژوهش های اخیر نشان داده است که افراد مضطرب در تنظیم هیجان های منفی خود دشواری های بیشتری دارند( آمستادر، 2008؛ بندر، رینولت، دان، ازبرن و همکاران، 2012).
    پژوهشها برکین، ابرت، کویچپرز وهافمن،( 2013)، ، حاکی از نقش راهبردهای ناسازگارانه ی نظم جویی شناختی هیجان در تداوم اختلال افسردگی است. این داده ها مطرح می کند که اصلاح راهبردهای ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان می تواند علایم اختلال افسردگی را کاهش دهد.
    عبدی، باباپور، فتحی( 1391)، در تحقیقات خود در بررسی رابطه تنظیم شناختی هیجان و سبک های ارتباطی با سلامت روان دانشجویان دانشگاه، نشان دادند راهبردهای، تمرکز مجدد مثبت، ارزیابی مجدد مثبت، پیش بین مستقیم و همچنین راهبردهای فاجعه انگاری و سرزنش خود، پیش بین معکوس سلامت عمومی است.
    صفری و همکاران( 1392)، تحقیقی در ارزیابی میزان نظم جویی شناختی هیجان و ارتباط آن با افسردگی، اضطراب و استرس دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام دادند..نتایج نشان داد که بین اضطراب، استرس و افسردگی با نظم جویی شناختی هیجان، رابطه معنادار آماری وجود داشت .(r= 0/15), (p=0/004) همچنین بین دو جنس از نظر اضطراب، استرس، افسردگی تفاوت معنی دار آماری وجود داشت (p=0/009) ، ولی در مورد نظم جویی، این تفاوت معنی دار نبود. همچنین بین دانشجویان مجرد و متاهل در متغیرهای نظم جویی شناختی و اضطراب، استرس، افسردگی تفاوت معنی، دار نبود.
    شماری از پژوهش ها نشان داده است که استفاده از راهبردهای ناسازگارانه ی تنظیم شناختی هیجان با مشکلات سلامت روان رابطه دارد. یافته های مشترک تحقیقات موجود، نشان می دهد از میان راهبردهای ناسازگارانه، سرزنش خود، نشخوار ذهنی و فاجعه آمیز پنداری همبستگی نیرومندی با هیجانات منفی اعم از افسردگی، اضطراب، استرس و خشم دارند( گارنفسکی، تیردز، کرایج، لیگرستی و وان دن کومر، 2004؛ ارول اُنگن، 2010؛ زلومک و هاهن، 2010؛ مارتین و داهلن، 2005).
    تحقیق امیری( 1393)، در بررسی رابطه رجحان نیمکره با اضطراب اجتماعی و خجالت زدگی، با توجه به نقش واسطه ای راهبردهای نظم جویی هیجان و سیستم های مغزی رفتاری نشان داد که رجحان نیمکره در کنار سرکوبی بیانی، در پیش بینی اضطراب اجتماعی، نقش تعدیل کننده و بازداری رفتاری در رابطه بین رجحان نیمکره و اضطراب اجتماعی نقش واسطه گر دارد.
    یافته های پژوهش روبرتون، دافرن و باکس( 2012) که به بررسی اثر نظم جویی هیجان بر خشم و پرخاشگری می پردازد، نشان داده است، افرادی که در نظم جویی هیجان و کنترل خشم و دیگر هیجانات مشکل دارند ممکن است به صورت پرخاشگرانه ای رفتار کنند. همچنین بیش نظم جویی هیجان ممکن است به وسیله افزایش عاطفه منفی، کاهش بازداری بر ضد پرخاشگری، کاهش شبکه ها و حمایت های اجتماعی، افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی منجر به رفتار پرخاشگرانه شود، بنابراین آموزش راهبردهای نظم جویی هیجان می تواند در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه تأثیر گذار باشد.
    در مطالعه اکسلرود، پریلتیکوا، هولتزمن و سینها( 2011) که به بررسی نظم جویی هیجان و فراوانی سوء مصرف مواد در زنان مبتلا به سوء مصرف مواد و اختلال شخصیت مرزی دریافت کننده رفتار درمانی دیالکتیکی پرداخته اند، به این نتیجه رسیدندکه نظم جویی هیجان بهبود یافته نه تنها موجب بهبود خلق بلکه همچنین با کاهش فراوانی سوئ مصرف مواد مرتبط بود.
    تحقیقات سیاح، اولی پور و همکاران( 1393)، باهدف بررسی راهبردهای شناختی تنظیم هیجان به عنوان پش بینی کننده های سلامت روان و عملکرد تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شد. نتایج نشان داد از میان راهبردهای تنظیم هیجان شناختی سازگار، پذیرش و از میان راهبردهای تنظیم هیجان شناختی ناسازگار، فاجعه انگاری بهترین پیش بینی کنندگان سلامت روان می باشند. نتایج نشان داد که هیچکدام از راهبردهای شناختی تنظیم هیجان با عملکرد تحصیلی دارای رابطه ی معنادار نیستند. راهبرد شناختی فاجعه انگاری بیشترین عامل تبیین کننده ی سلامت روان را به خود اختصاص داده بود. پسران بیش از دختران از راهبردهای ملامت خود و فاجعه انگاری استفاده می کردند.
    مداخله گروهی تنظیم هیجان مبتنی بر پذیرش تأثیر مثبتی بر کاهش آسیب رساندن به خود، عدم تنظیم هیجان و نشانه های ویژه ی اختلال شخصیت مرزی و کاهش نشانه های افسردگی، اضطراب و استرس دارد( گراتس و گاندرسون ، 2006 به نقل از جهانیان، 1392).
    تحقیق بهرامی( 1391)، که با هدف تبیین نقش واسطه گری تنظیم شناختی هیجان برای سبک های تفکر و سلامت روان بود. نتایج این تحلیل حاکی از عدم تایید نقش واسطه گری تنظیم شناختی هیجان بود، اما می تواند در کنار سلامت روان قرار گیرد و با متغیرها ی نشخوار فکری و پذ یرش رابطه معنادار داشته باشد .بنابراین نشخوار فکری و پذ یرش دارای اثر مستقیم بر متغیر سلامت روان می باشند.
    تحقیقات مشهدی و همکاران( 1393) در بررسی نقش حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجانی در پیش بینی اضطراب اجتماعی دانشجویان نشان داد که ارزیابی مجدد به عنوان یکی از مؤلفه های تنظیم هیجان ها به صورت منفی و معنادار و حساسیت اضطرابی به صورت مثبت و معنادار به پیش بینی اضطراب اجتماعی در بین دانشجویان بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که ارزیابی مجدد و حساسیت اضطرابی سازه ای روان شناختی در پیش بینی اضطراب اجتماعی هستند.
    امانی و همکاران( 1392)، تحقیقی در بررسی نقش حساسیت به اضطراب ونظم جویی شناختی هیجان در اضطراب و افسردگی انجام دادند. یافته ها نشان داد که حساسیت به اضطراب و نظم جویی شناختی هیجان به عنوان عامل مهم در آسیب روانی، افسردگی و اضطراب نقش دارند.
    زلومکی و هان در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که ارزیابی مثبت، پذیرش و دیدگاه وسیع تر نسبت به دیگران به عنوان راهبردهایی از تنظیم هیجانی، سهم معناداری در پیش بینی میزان اضطراب و استرس در دو جنس )زنان و مردان) ندارند( زلومکی و هان، 2010؛ به نقل از مشهدی، 1393).
    در مطالعه مارتین و داهلن( 2005)، در بررسی نقش نظم جویی هیجان شناختی در پیش بینی افسردگی، اضطراب، استرس و خشم پرداخته اند، به این نتیجه رسیدند که بین نظم جویی هیجان شناختی با افسردگی، اضطراب، استرس و خشم رابطه وجود دارد.
    فصل سوم
    روش شناسی پژوهش
    1-3 طرح پژوهش
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی، همبستگی، بنیادی خواهد بود.
    2-3 جامعه نمونه و روش نمونه گیری
    جامعه آماری شامل کلیه زنان شهر کرج در سال 1394 می باشد. نمونه آماری شامل 150 نفر مادران، کودکان و نوجوانان 8 تا 14 ساله آموزشگاه زبان پارسیان فرهنگ خواهد بود. روش نمونه گیری در این پژوهش نمونه در دسترس می باشد.
    3-3 شیوه اجرای پژوهش
    شیوه اجرا در این پژوهش بر اساس 3 پرسشنامه خواهد بود. پرسشنامه افسردگی، اضطراب ، استرس DASS- 21،پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان و پرسشنامه سلامت عمومی GHQ-28 . پرسشنامه ها بین مادران کودکان و نوجوانان 8 تا 14 ساله ، توزیع خواهد شد، پرسشنامه و سئوالات و نحوه پاسخگویی برای افراد توضیح داده خواهد شد. در نهایت پس از انجام آزمون، نمره گذاری آن ها انجام خواهد شد و اطلاعات پژوهشی با استفاده از نرم افزار SPSS 15 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار خواهد گرفت.
    4-3 ابزار پژوهش
    در این پژوهش از 3 پرسشنامه استفاده خواهد شد:
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.