دانلود پایان نامه وضعیت اقتصادی اجتماعی و تجزیه و تحلیل اقتصادی


Widget not in any sidebars

Roo و همکاران (2003) به منظور ارزیابی تأثیر تغییر کاربری بر ویژگیهای سیلاب در آبخیز Oder در کشور آلمان، با سه هدف کاهش حجم جریان در آبراههها، کاهش خسارت ناشی از سیل و ترکیب هر دو هدف مورد نظر تعداد 9 سناریو طراحی نمودند و با استفاده از مدل هیدرولوژیکی جریان سیلاب را در هر سناریو شبیهسازی نمودند و نتیجه گرفتند که گزینههای پیشنهادی باعث کاهش ریسک سیلاب خصوصاً در پاییندست آبخیز خواهد شد. همچنین عملیات مکانیکی پیشنهادی که زمان انجام آن تا سال 2030 ادامه خواهد داشت، بیشترین تأثیر را در کاهش سیلخیزی خواهد داشت.
Roshani (2003) با ارزیابی تأثیر سدهای اصلاحی بر پیک سیلاب در حوضه آبخیز کن تهران، در جهت بهینه ساختن عملیاتهای کنترل سیلاب برآمد. وی با اذعان به این که شیب مهمترین نقش را در زمان تمرکز بازی میکند، تأثیر سدهای اصلاحی بر شیب آبراهه و زمان تمرکز را قابل توجه ذکر کرد. وی در تحقیق خود از مدل HEC-HMS و روش کانوکس برای روندیابی جریان استفاده نمود. Verstraeten و همکاران (2003) ضمن اشاره به مسئله رسوب در رودخانهها و تخریب کیفیت آب، اظهار داشتند که استفاده از سدهای اصلاحی رسوبگیر، به عنوان یکی از راهکارهای حفاظت خاک و کنترل کیفیت آب خروجی از حوضههای آبخیز میباشد.
Cheng و Chau (2004) به بررسی سیستم مدیریت کنترل سیل با استفاده از مخازن پرداختند و نتیجه گرفتند که عملیات کنترل سیل مخازن میتواند نقش مهمی در کاهش خسارات سیل بازی کند.
Magilligan و Nislow (2005) به بررسی اثرات سدها بر رژیم هیدرولوژیکی رودخانهها پرداختند. ایشان از آمار 21 ایستگاه برای انجام تحقیق استفاده نمودند و اعلام کردند که تأثیر سدها در تنظیم رژیم هیدرولوژیکی رودخانهها بسیار معنیدار بوده و بیشترین تغییر در دبیهای حداکثر و حداقل مشاهده شده است.
Goff و Gentry (2006) در تحقیقی با هدف بررسی اثر تجمعی سازه های تاخیری در آبخیزهای فرضی بیان نمودند که بلافاصله دبی اوج در پایین دست سازه اجرا شده کاهش مییابد ولی ممکن است اثر عملیات اجرایی در کل آبخیز مثبت ارزیابی نشود.
Ashraf و همکاران (2007) با هدف ارزیابی نقش سدهای کوتاه در توسعه کشاورزی و تغییر سطح آب زیرزمینی در ایالت پنجاب پاکستان با انتخاب سه سد کوتاه و مقایسه سطح آب زیرزمینی در قبل و بعد از احداث نتیجه گرفتند که در اثر احداث سدها نوسان آب از 7 تا 39 متر به 6 تا 15 متر رسیده است.
Biox و همکاران (2007) با ارزیابی تأثیر احداث سازه اصلاحی، جنگلکاری و تغییر کاربری اراضی بر مورفولوژی رودخانه به این نتیجه رسیدند که در اثر کاهش منابع تولید رسوب، آب با نیروی بیشتری شروع به فرسایش نموده است و نیز عملیات اصلاحی بر واکنش هیدرولوژیکی و دینامیک حمل رسوب تأثیرخوبی گذاشته است.
Castillo و همکاران (2007) با هدف ارزیابی تأثیر سازههای اصلاحی بر مورفولوژی کانال در ایالت Murcia در اسپانیا با استفاده از ترکیب مواد بستری و شکل مقطع عرضی آبراههها دریافتند که سازهها باعث فرسایش در پایاب شدهاند و شیب آبراهههای سراب در اثر رسوبگیری کاهش پیدا کرده است.
Evrard و همکاران (2007) با هدف ارزیابی سازههای کنترل فرسایش بر جریانهای گلی با استفاده از مدل هیدرولوژیکی شبکهای (NHM) و بر اساس شبیهسازی جریان، کاهش 40 درصدی دبی اوج و رواناب را به دست آوردند که ناشی از اجرای عملیات حفاظتی در آبخیز بوده است.
Shokoohi (2007) در ارزیابی تأثیر 140 سازه گابیونی و 3 سد ذخیرهای در بالادست آبخیز شهری بهبهان در جنوب ایران، سامانه اطلاعات جغرافیایی را با مدل HEC-HMS تلفیق نمود و سه سناریوی وجود سازهها در موقعیتهای متفاوت را با هم مقایسه نمود. ایشان دو معیار هزینه احداث و حجم سیل را در وضعیت سیلاب طرح با هم مقایسه کرده و نتایج نشان داد که احداث سازههای ذخیرهای در آبخیزهای شهری به منظور کنترل سیل نسبت به اقدامات سنتی و عملیات مهندسی رودخانه ارجحیت دارد.
Hanson و همکاران (2008) با شبیهسازی رودخانه Tiza به چارچوبی برای ارزیابی استراتژی مدیریت سیل دست یافتند و جنبههای مدیریت سیل را در مورد این رودخانه بررسی کردند. نتیجه تحقیق ایشان بیانگر این مطلب بود که با مدیریت صحیح در زمان مناسب میتوان تلفات ناشی از آن را تا حد امکان کاهش داد.
Yoshikawa و همکاران (2009) به ارزیابی عملکرد کاهش خسارات سیل توسط اقدامات کنترلی پرداخته و برای این منظور با استفاده از تجزیه و تحلیل هیدرولوژیکی و روندیابی سیل، مدلی را شبیهسازی نمودند. در نهایت این مدل شبیهسازی شده در سطح کوچک را برای مدیریت مناطق وسیع پیشنهاد کردند.
2-3 تحقیقات صورت گرفته در داخل کشور
غلامی (1373) با بررسی نقش مدیریت پوشش گیاهی در شکل هیدروگراف سیل، با استفاده از روش هیدروگراف واحد مصنوعی SCS، تأثیر احیای پوشش گیاهی و عملیات مکانیکی آبخیزداری بر هیدروگراف سیل حوضه آبخیز درهشهر واقع در استان ایلام را پیشبینی نمود. وی با فرض انجام پروژههای مرتعکاری و جنگلکاری همراه با احداث بانکت، تراس و سدهای اصلاحی که باعث افزایش ضریب ذخیره و زمان تمرکز حوضه میشوند، هیدروگراف سیل حوضه را در دوره بازگشتهای مختلف بازسازی نمود. نتایج نشان داد که هر چه دوره تناوب سیل بیشتر باشد و مبارزه بیولوژیکی مستقلتر مطرح گردد، اثرات روش مکانیکی به سمت حداقل پیش میرود. همچنین دبی اوج سیلاب در دوره بازگشت 50 و 100 ساله قبل از انجام عملیات اصلاحی به ترتیب برابر 52/208 و 45/267 مترمکعب بر ثانیه بوده که پس از انجام عملیات اصلاحی به ترتیب به 28/100 و 85/134 مترمکعب بر ثانیه کاهش پیدا کرده است.
زرگر (1374) با استفاده از روشهای آماری نشان داد که در شش حوضه آبخیز واقع در دامنه شمالی الوند در غرب کشور، با کاهش سطح مراتع طبیعی و افزایش اراضی زراعی و باغی، مقدار رواناب سالیانه آبخیز کاهش مییابد. وی دلیل این امر را تنک بودن مراتع طبیعی منطقه ذکر کرده و پیشنهاد نموده است که برای کاهش رواناب و فرسایش حوضههای مورد بررسی، زراعت آبی گیاهان چند ساله به ویژه باغها گسترش یابند.
مهدوی (1375) در بررسی نقش پوشش گیاهی در سیلابهای شهر تهران به این نتیجه رسید که تخریب پوشش گیاهی به علت چرای مفرط، ساخت و سازهای بیرویه و جادهسازی غیر اصولی در اراضی اطراف تهران به ویژه دامنههای مشرف به بخش شمالی مانند حوضههای دارآباد، گلابدره، دربند، درکه و سولقان باعث افزایش خطر سیلهای درون و برون شهری تهران شده است و تغییر در بهرهوری از زمین باعث شده تا ضریب رواناب سطحی به شدت افزایش یافته و به 5/2 تا 3 برابر مقدار اولیه خود برسد.
اسدا لهی (1376) طرح خود را تحت عنوان، ارزیابی اقتصادی اجتماعی طرح پخش سیلاب گربایگان فسا ارائه نموده اند. این طرح با استفاده از هزینه تجزیه و تحلیل اقتصادی شده و هزینه های سرمایه گذاری متغییر، وابسته و ضمنی طرح همراه با منافع حاصل از اجرای طرح شامل منافع مستقیم، غیر مستقیم و ضمنی طرح تعیین شده است محاسبات انجام شده، نسبت بالای فایده هزینه 20 B/C= را نشان داده است.
فرهادی (1377) ارزیابی تأثیرات عملیات آبخیزداری بر رسوبگذاری و عمر مفید سد اکباتان را مورد بررسی قرار داد. وی دو نوع اقدام جهت کنترل رسوبگذاری در مخزن را مورد ارزیابی قرار داد که عبارتند از مدیریت رسوب در مخزن و مدیریت رسوب در حوضه آبخیز سد که اقدام اول به عنوان درمان و اقدام دوم به عنوان پیشگیری مطرح میباشد.
گلرنگ (1377) در ارزیابی طرح آبخیزداری سد لار از شاخصهای تغییرات وضعیت رسوبدهی حوضه و تغییرات پوشش گیاهی استفاده کرده است. وی برای بیاثر کردن تأثیر بارش بر روی تولید رسوب با یافتن رابطه بین رسوب ماهانه و بارش در قبل و بعد از اجرای طرح، سعی در مقایسه تولید رسوب حوضه در دو مرحله مختلف نموده است. نتایج حاصله از این ارزیابی و مقایسه رسوب تولیدی بعد از عملیات نشان میدهد که میزان رسوب به صورت معنیداری کاهش یافته است.
پارسامهر (1378) با تحقیق روی عملکرد اقدامات سازهای در حوضه آبخیز غازمحله کردکوی، به این نتیجه رسید که سازهها، شرایط هیدرولوژیکی جریان را تغییر داده و وضعیت مطلوبتری برای جریان فراهم کردند. وی همچنین بیان داشت که سازههای اصلاحی، با تله اندازی رسوبات در بالادست حوضههای آبخیز، مانع افزایش ارتفاع کف بستر آبراهه اصلی در پایین دست حوضه آبخیز شده و با حفظ و تثبیت ظرفیت انتقال، از بروز سیلاب در پایین دست جلوگیری کرده است و بعد از احداث سازههای اصلاحی مقطع عرضی آبراهه پهنتر شده و شیب کاهش یافته است.
قدوسی (1378) در ارزیابی عملیات آبخیزداری اظهار میدارد که در بسیاری از موارد به دلیل انتخاب اشتباه نوع سازه، احداث غیراصولی سازهها بدون توجه به مشخصات فنی پیشبینی شده برای آنها، عدم تلفیق، ترکیب و تکمیل سازهها با اقدامات بیولوژیک و بالاخره عدم حفاظت و نگهداری از اقدامات انجام گرفته توسط بهرهبرداران، عملیات سازهای نه تنها باعث مهار فرسایش خاک و هدررفت آب نمیشود، بلکه باعث تشدید تخریب و هدررفت خاک از یکسو و افزایش فراوانی وقوع سیلابهای مخرب از سوی دیگر میشود.
عفتی (1379) در تحقیق خود با عنوان ” اثرات اجرای طرحهای آبخیزداری بر بهبود وضعیت اقتصادی اجتماعی ساکنین روستاهای حوضه آبخیز” عملیات آبخیزداری را در جلوگیری از وقوع سیل موثر ارزیابی کرده است.
اوجاقلو (1380) در تحقیقی تحت عنوان بررسی سازههای کوچک آبی بر روی سیلابها، مشخصات سیلاب نظیر دبی اوج، حجم و زمان رسیدن تا اوج در حوضه باروت آغاجی را مورد ارزیابی قرار داد و برای این منظور شبیهسازی هیدروگراف سیل نسبت به نقطه اوج در حوضه را انجام داد و برای شبیهسازی هیدرولوژیکی حوضه از مدل ریاضی HEC-HMSاستفاده نمود. وی با انجام مطالعات فیزیوگرافی، هواشناسی، هیدرولوژی، زمینشناسی، خاک و پوشش گیاهی اطلاعات لازم برای مدل را فراهم کرده و پس از شبیهسازی و ارزیابی تأثیر سازهها، نتیجه گرفت که عملیات آبخیزداری در کاهش سیلابها مؤثر بوده است.
جهان تیغ (1380) به بررسی نقش فعالیتهای آبخیزداری در حوضه آبخیز تفتان پرداخت و چنین نتیجهگیری کرد که با انجام فعالیتهای آبخیزداری، انواع فرسایش از حوضه آبخیز حذف شده و فقط در مناطق شیبدار، روند مذکور ادامه داشته و عملکرد سازهها سبب افزایش کمّی و کیفی محصولات کشاورزی و دامی شده است.
حشمتپور (1380) عملکرد عملیات آبخیزداری در کنترل سیلاب حوضه آبخیز غازمحله کردکوی در استان گلستان را با فرض ثابت بودن خصوصیات فیزیکی حوضه بررسی نمود. نتیجه مطالعه نشان داد که علت وقوع سیل عوامل اقلیمی و فعالیتهای بشری مرتبط با تغییر کاربری میباشد. در این مطالعه از دبیهای اوج سیلابهای 2، 5، 10، 20، 50 و 100 ساله استفاده شده و نقش اقدامات افزایش پوشش گیاهی، عملیات مکانیکی و سازهای بر آن مؤثر بوده است.