دانلود پایان نامه رفتار سرمایه گذاران و فرآیند تصمیم گیری

گرایشات را می‌توان به طرق مختلف کسب کرد. ببینید چطور تبلیغات‌چی‌ها از شرطی‌سازی کلاسیک برای تاثیر گذاشتن بر گرایشات شما نسبت به یک محصول خاص استفاده می‌کنند. در یک تبلیغ تلویزیونی افرادی جوان با ظواهری آراسته را می‌بینید که در یک ساحل گرمسیری مشغول خوشگذرانی هستند و در عین‌حال از یک نوشیدنی انرژی‌زا خنک لذت می‌برند. این تصویرسازی جذاب و خوش‌نما باعث می‌شود با این نوشیدنی خاص ارتباط مثبت برقرار کنید.
Widget not in any sidebars

از شرطی‌سازی موثر همچنین می‌توان در تاثیر گذاشتن بر طریقه شکل‌گیری گرایشاتمان استفاده کرد. مرد جوانی را تجسم کنید که به‌تازگی سیگار کشیدن را شروع کرده است. هر زمان که سیگاری روشن می‌کند، اطرافیان شکایت می‌کنند و از او می‌خواهند که این عادت بد را ترک کند. این فیدبک منفی از اطرافیان او باعث می‌شود که سرانجام نظر نامطلوبی درمورد سیگار کشیدن پیدا کرده و تصمیم بگیرد که این عادت را کنار بگذارد.
و آخر اینکه، آدمها همچنین گرایشات را با مشاهده افراد پیرامون خود کسب می‌کنند. وقتی کسی که تحسینش می‌کنید یک گرایش خاص از خود نشان می‌دهد، احتمال اینکه شما نیر اعتقاد یکسانی پیدا کنید بیشتر است. بعنوان مثال، بچه‌ها زمان زیادی را به تماشای گرایشات والدینشان می‌گذرانند و معمولاً دیدگاه‌های آنها را پیدا می‌کنند.
2-10- گرایشات چطور بر رفتار تاثیر می‌گذارد؟
تصور ما بر این است که آدمها براساس گرایشات و نگرش‌هایشان رفتار می‌کنند. اما روانشناسان اجتماعی دریافته‌اند که گرایشات و رفتار واقعی همیشه کاملاً هم‌سو نیستند. ازاینها گذشته، افراد زیادی از یک کاندیدا یا حزب سیاسی خاص حمایت می‌کنند اما رای نمی‌دهند.
محققان کشف کرده‌اند که افراد تحت برخی شرایط خاص بیشتر برطبق گرایشاتشان رفتار می‌کنند:
وقتی گرایشات شما ناشی از تجربیات شخصی‌تان باشد.
وقتی در آن زمینه ماهر و متخصص باشید.
وقتی نتیجه مطلوبی را انتظار داشته باشید.
وقتی گرایشات مکرراً ابراز شوند.
وقتی بخاطر آن موضوع برای برد یا باخت می‌ایستید.
در برخی موارد، افراد برای هم‌سو کردن بهتر گرایشات با رفتارهایشان، گرایشات خود را تغییر می‌دهند. ناهمسانی شناختی  پدیده‌ای است که در آن فرد بخاطر افکار و اعتقادات متعارض دچار پریشانی روانی می‌شود. برای کاهش این فشار، افراد سعی می‌کنند برای منعکس کردن اعتقادات دیگر خود یا رفتارهای واقعی‌شان، گرایشات خود را تغییر دهند.
2-11- متغیرهای احساسی‌
متغیرهای احساسی شرایط روانی فعالان بازار بورس را مورد بررسی قرار می‌دهند (فردی و جمعی). باید توجه داشت که خرید یا فروش براساس متغیرهای احساسی می‌تواند به نتیجه مطلوب منجر شود. اما ممکن است شرایط کلی حاکم بر بازار به‌گونه‌ای پیش رود که نتیجه عکس به وقوع بپیوندد.
در استفاده از این متغیرها فرض بر این است که چون بازار سهام کاملا کارا نیست، این ناکارایی به وسیله علوم روانشناسی و اجتماعی قابل توصیف است. به عنوان مثال یکی از فروضی که در این متغیرها وجود دارد، این است که برای سرمایه‌گذاران مقدار مشخصی ضرر خیلی دردناکتر از همان میزان سود است.
در مجموع سرمایه‌گذاران کوتاه مدت معمولا از متغیرهای تکنیکی برای انتخاب سهام مورد نظر استفاده می‌کنند در حالی که سرمایه‌گذاران بلندمدت از متغیرهای بنیادی برای تصمیم‌گیری بهره می‌برند. البته ممکن است این سرمایه‌گذاران از متغیرهای تکنیکی در کنار متغیری بنیادی استفاده نمایند.
2-12- عوامل احساسی و تاثیرات درونی
عوامل احساسی و درونی نقش عمده ای در تصمیمات فردی دارد ومی تواند تاثیراتی بر بازارمالی از خود به جای بگذارد(رومر و لئونشتاین ، 2000). به عنوان مثال نقش آب و هوا و الگوی خواب معامله کنندگان بازار در قیمت سهام اثرگذار است که این تاثیر به موقعیت احساسی و تاثیرات درونی باز می گردد (کرامر و کامسترا ، 2000،ص1011- 1005؛ ساندرز،1993). تحقیقات نشان داده است روزهای ابری ، بارانی و برفی تاثیرمنفی بر قیمت سهام دارد، ولی آفتابی بودن بر قیمت سهام تاثیری ندارد.موقعیت احساسی و تاثیرات درونی نیز تاثیر مهمی در تفسیر و ادراک وضعیت ریسک و شرایط مبهم دارد و اصولا باعث تشدید یا ضعف سایر تورشهای شناختی می شود (لئونشتاین ،2001).به عنوان مثال فرض کنید در شرایط فعلی خبرهای خوبی از سوددهی یک فرصت سرمایه گذاری به دست آورده اید و مصمم هستید شما نیز از این فرصت سرمایه گذاری استفاده کنید.پس از یک هفته بررسی یکی از افرادی که در این فرصت ، سرمایه گذاری کرده به شما می گوید : راستی این فرصت سود چندانی ندارد یا به هرحال خبر منفی از وضعیت سوددهی آن فرصت در اختیار شما قرار می دهد . در این شرایط عوامل درونی شما در ادراک ریسک تفاوت کرده و بر تصمیم گیری شما اثر خواهد گذارد .تئوری مطلوبیت مورد انتظار بیان می دارد که عامل اقتصادی به شکلی مجرد از زوایای شناختی با ریسک و عدم اطمینان مواجه می شود و در ضمن حالتهای احساسی تاثیری بر تصمیم گیری وی ندارد. درحالی که در تمامی شرایط جنبه احساسی بخشی از عکس العمل کلی انسان است و او را نمی توان از احساساتش جداکرد. برخی پدیده های غیرمعمول در بازار مالی به رابطه متقابل بین نیازهای موقعیت و حفظ خودباوری و اعتماد به نفس به عنوان یک احساس خوب از خود است .نیازهای موقعیت به تصمیم گیری عقلایی با هدف بیشینه کردن ارزشهای آتی باز می گردد.حفظ خودباوری نیز به حالتی گفته می شود که فرد مراقب این است که اشتباه نکند یا در بازار مالی زیان نبیند که حس خوشایند خودباوری و اعتماد به نفس او ازبین نرود. پدیده تمایل ، به همین موضوع اشاره دارد که افراد، سهام زیان دیده را نمی فروشند تا زیان محقق و شناسایی نشود . به بیان دیگر فرد با نفروختن سهم و عدم شناسایی زیان ، می تواند حس درونی خود را ارضاء کند ؛ چرا که فروش سهم و تحقق زیان به قیمت از بین رفتن اعتماد به نفس اوست . البته این موضوع در بین افراد مختلف ، متفاوت است که آیا زیان مادی رنج بیشتری ایجاد می کند یا زیان از بین رفتن خودباوری و اعتماد به نفس.این موضوع بر اساس مشاهدات محققان از جمله «ادن ، شفرین و استت من » باعث می شود سهام زیان دیده به صورت طولانی نگهداری شوند.احساس مشابهی باعث می شود نوعی ثبات در باورها یا «تورش تایید» ایجاد شود . این تورش باعث می شود افراد از نظرات نادرست گذشته خود به راحتی خارج نشوند یا بر فرضیات اولیه خود پافشاری کنند . در این شرایط فرد به دنبال شواهدی است که فرضیه اولیه او را تایید کند (رابین و اسکراگ ،1999).چرا که در صورت رد شدن فرضیه او هزینه از بین رفتن خودباوری در مقابل است . همین امر است که برخی از محققان را بر آن می دارد تا بر اساس ارزش های فردی به تحقیق بپردازد و به دنبال تایید فرضیه های خود باشند . نکته مهم اینکه حفاظت از خودباوری به فرااطمینان منتهی می شود و این هنگامی رخ می دهد که فرد با برخی موفقیتها مواجه می شود ، آنگاه خود را از دیگران بافراست تر می پندارد و در نهایت به توانایی های خود بیش از حد باور پیدا می کند . این نکته باعث می شود افراد از گذشته خود یادآوری کمی داشته باشند و این با فرض وجود نیروهای بازار (یادگیری و تکامل) در تضاد است . در حقیقت هراس افراد از زیان در بازارهای مالی ، نه فقط به علت زیان مادی است؛ بلکه بخشی از رنج زیان به این علت است که فرد خود را از دیگران کم فراست تر می یابد و از خودباوریش کاسته می شود (گریفن و تورسکی ، 1992).حال اینکه چه کسری از کل رنج به زیان مادی و چه بخشی به زیان خودباوری است در شاخه جدیدی از اقتصاد با عنوان «اقتصادعصبی» مطالعه می شود . البته وجود برخی احساسات و حالات انسانی حتی بعداز شکست به کمک می آیند و از این قبیل می توان به نسبت دادن شکستها به عوامل بیرونی از جمله شانس بد و بدخواهی سایرین اشاره کرد.
2-13 – عوامل روانی تأثیر گذار بر سرمایه گذاری
یکی از جدیدترین پژوهشهای صورت گرفته در رابطه با شناسایی عوامل تاثیر گذار بر رفتار سرمایه گذاران ، پژوهشی است که توسط حسن ا لتمیمی در بازار سرمایه امارات صورت گرفت. وی متغیرهای تاثیر گذار بر رفتار سرمایه گذاران را در پنج گروه از عوامل طبقه بندی کرد. این عوامل عبارتند از : اطلاعات مالی و حسابداری، اطلاعات خنثی ، توصیه های جانبدارانه ، انطباق تصویر خود با شرکت و نیازهای شخصی سرمایه گذار . یافته های این پژوهش حاکی از این است که متغیرهای مرتبط با نظریه حداکثر کردن مطلوبیت از قبیل : رشد سودآوری ، سود نقدی پرداخت شده به سهامداران و سود هر سهم پیش بینی شده از مهمترین متغیرهای تاثیرگذار در قصد خرید یک سهم در بازار خواهد بود.
(2003 ،Tamimi – Hasan Al)
به طور کلی شواهد تجربی به دست آمده از مطالعات صورت گرفته در بازارهای سرمایه، گویای این واقعیت است که فرآیند تصمیم گیری سرمایه گذاران و رفتار آنها بسیار پیچیده بوده، امکان ارائه یک الگوی واحد برای پیش بینی رفتار آنها در بازار، به راحتی میسر نخواهد بود. در بسیاری از مواقع رفتار سرمایه گذاران در بورس غیر‌عقلایی است و شناسایی دقیق محرکهای رفتاری امکان پذیر نخواهد بود.
به طورکلی می توان گفت که عوامل روانی تاثیرگذار بر قصد افراد به سرمایه‌گذاری در بورس اوراق بهادار به این شرح هستند:
۱) عوامل بیوریتمی؛