دانلود پایان نامه رشته روانشناسی با موضوع: مکانیسم دفاعی

دانلود پایان نامه

است . به گفته فروید،خاستگاه آفرینشگری، در تعارضی است که در ذهن ناخود آگاه نهاد وجود دارد. ذهن ناخوداگاه ،دیر یا زود راه حلی را برای این تعارض می یابد.
اگر که راه حل ، خود برونگرا باشد ، یعنی اگر فعالیتی را تقویت کند که توسط خود و یا بخش آگاه شخصیت تعیین شده است ،نتیجه آن در رفتار خلاق آشکار می شود .
شوخ طبعی و خلق تخیلات ویژه ی شخص خلاق نیز از باز پس گرایی سرچشمه می گیرد .ابداع و ابتکاری که در این دو جلوه گری می کند . از ذهن ناخود اگاه سرچشمه می گیرند نه ذهن آگاه و در زمانی رخ می دهند که (خود) در راحتی است و اجازه می دهد اشراق های ناخود اگاه در سطح آگاهی ظاهر شود .
با انجام آزمونهای تفکر خلاق ،در مورد برخی از پریشان شخصیت های رو به بهبودی ،تأیید شد که روان نژند ها و روان پریش ها ،مایلند به جای ابراز آفرینشگری مانع از بروز آن شوند. ( نلر،1379،ص33)
فروید معتقد است که فکر تازه به سبب برخورد به تضاد ایجاد می شود و این همان مکانیسم دفاعی است .در واقع خلاقیت نیز نوعی رفتار دفاعی است . یعنی فعالیت های هنری و عملی عبارت از تمایلات ارضا نشده است که به شکل هدف عالی تر در آمده اند .پس فرد برای ارضا سائقه های خاصی دست به خلاقیت می زند تا تعادلی را که آن سائقه به هم زده دوباره برگرداند. (حسینی ،1378 ،ص36)

زیگموند فروید
از نظر فروید ،شخص همان گونه که به خوردن و خوابیدن نیاز دارد ، برای ارضای سائقه های معینی دست به آفرینشگری می زند. او کاوش می کند، به حل مسائل می پردازد و خلاقانه فکر می کند تا به حالت تعادلی باز گردد که سائقه آن را به هم زده است . بنابراین آفرینشگری وسیله ای برای کاهش تنش است.

روان کاوی جدید
دیدگاه فروید در مورد آفرینشگری به ویژه به وسیله نئو فروید گرایان تغییر یافته است سهم عمد ه ایشان در روان کاوی ، این اصل است که آفرینشگری محصول ذهن نیمه آگاه است ،تفاوت ذهن نیمه آگاه با ناخوداگاه در این می باشد که هنگامی که (خود) در راحتی است ،ذهن نیمه آگاه برای یادآوری باز است .
تفکر خلاق هنگامی بروز می کند که (خود) به طور اختیاری و موقت از برخی از نواحی نیمه آگاه عقب نشینی می کند تا بعداً آن را به گونه ای مؤثر کنترل کند . آفرینشگری ،بازگشتی است که به مصلحت و اختیار (خود) صورت می پذیرد و آفرینشگر کسی است که می تواند نسبت به دیگران ، با آزادی بیشتری از ذهن نیمه آگاه بهره برداری کند .(نلر،1379،ص36)
روان کاوان جدید معتقدند بسیاری از اوقات افراد خلاق از قضاوت دیگران در رابطه با اثرشان در اضطرابند و چون وجود خویش را به واسطه اثرشان می دانند نیازمند عرضه و پذیرفته شدن آنها هستند. (حسینی، 1378،ص36)

ای جی اسکاکتل
در برابر دیدگاه روان کاوی که آفرینشگری را ابراز سائقه های درونی می داند اسکاکتل عقیده دارد که آفرینشگری ،حاصل پذیرا بودن نسبت به دنیای بیرون بوده و بنابراین نتیجه ی قدرت پذیرش بیشتری برای تجربه است .به گفته اسکاکتل ،بشر نیازمند آن است که خلاق باشد ،نه به دلیل ارضای سائقه های خود بلکه به این دلیل که نیاز دارد با دنیای اطراف خود رابطه برقرار کند.(نلر،1379) برای رضایت بخش بودن این کار ،بایستی از مفاهیم خود مداری فرار کند تا دنیا را از نو ببیند.

انسان گرایی (( کارل راجرز))
به اعتقاد راجرز ،آفرینشگری نوعی خودشکوفایی و انگیزه ی آن خود فرهیختگی است . وی می گوید :آفرینشگری عبارت است از تمایل به ابراز و فعال کردن تمامی استعدادهای موجود زنده ،به حدی که چنین فعالیتی موجود زنده و یا خود را تعالی می بخشد .(نلر ،1379،ص42)
راجرز اصطلاح آفرینشگری را یکی به معنای محدود و دیگری به معنای وسیع عنوان می کند ، در معنای محدود آفرینشگری به معنی نوع معینی از رفتار است که با ویژگی هایی مانند شهود و خود جوشی مشخص شده ، به اضافه ی کارهای هنری و فکری که نتیجه و محصول این رفتار است .
در معنای وسیع آفرینشگری به معنی چیزی فرا گیرنده تر یعنی تمایل به خود شکوفایی است . در این معنا، شخص تا آن اندازه خلاق است که می تواند به عنوان یک انسان نیروهای بالقوه ی خود را به فعل در آورد . (نلر ،1379،ص42)
انسان گرایان تأکید خاصی بر ارتباط خلاقیت با سلامت روانی ، خود شکوفایی و کمال انسان دارند . راجرز برای تحقق خلاقیت سه شرط اصلی را دارای اهمیت می داند:
1) باز بودن به تجربه و انعطاف در برابر پندارها ، باورها ، ادراک ها و فرضیه ها.
2)ارزیابی درونی اساس ارزشیابی فرد خلاق در درون خودش است هرچند نیز به نظریات دیگران توجه دارد.
3)قدرت بازی با عناصر و مفاهیم ، قرار دادن ماهرانه عناصر در کنار ناممکن ها ،طراحی فرضیه های نامعقول ، بیان مسائل خنده دار و انواع بازی ها که منجر به نوآوری می کند. (حسینی ،1378،ص45)
انسان گرایان اهمیت مطلقی که به نقش فردی انسان می دهند ،نظریه آنها را تا حدی خدشه دار می سازد آنها معتقدند توانایی بالقوه خلاق در همه ی انسان ها نهفته و جامعه باید با دادن آزادی به افراد امکان تجربه و عمل را بدهد تا خلاقیت در آنها شکوفا گردد.
در مسیر ،هرگونه محدودیت یا ارزیابی که توسط محیط اعمال می شود مانعی بر سر راه خلاقیت است اما اگر به همه ی افراد آزادی مطلق داده شود تنها به واسطه ی همین عامل همه به خلاقیت دست می یابند.
آیا برای تحقق خلاقیت نیاز به عوامل دیگر اجتماعی نیست؟
آیا آزادی مطلقی که انسان گرایان از آن یاد می کنند همیشه می تواند سازنده باشد ؟
آزادی مطلق بسیاری از مواقع ممکن است منجر به اثرات منفی شده و انسان و جامعه را به ضد ارزش ها بکشاند ،باید توجه داشت برای این که افراد جامعه توانایی های بالقوه خویش را به بهترین نحو پرورش دهند،لازم است جامعه ی سالمی مبنی بر ارزش های انسانی وجود داشته باشد . در این راستا باید آزادی عمل داشته باشند تا به تکامل وخلاقیت واقعی دست یابند. انسان گرایان به جایگاه اجتماعی خلاقیت توجهی ندارند،اما چه بسا جوامع پویا و سازنده ای که محرکی برای فعالیت افراد کم تلاش باشد تا بتواند از خلاقیت خویش بهره برداری نمایند.

  دانلود پایان نامه روانشناسی درباره پیشرفت تحصیلی

مکتب روان سنجی
این مکتب به خلاقیت از زاویه آزمون ها می نگرد و تلاش می کند با مقیاس های کمی، خلاقیت را در افراد اندازه گیری کند . از پیش روان مهم این مکتب گیلفورد است ، او خلاقیت را عبارت از تفکر واگرا (یک جستجوی ذهنی که به دنبال تمام راه حل های ممکن برای یک مسئله است ) می داند.

وا کاوی عوامل گیلفورد
گیلفورد از پیشگام ترین و منتفذترین روان شناسی است که سعی کرد آفرینشگری را اندازه گیری کند.
به نظر وی ذهن باهوش در برگیرنده 120 عامل و یا توانایی مختلف می باشد.

توانایی های ذهن:

توانایی همگرا را به کارگیری تفکری گویند که به سوی پاسخی قراردادی یا معین حرکت می کند.
توانایی واگرا از طریق تفکری انجام می شود که به سوی پاسخی نامشخص ،جهت ها ی گوناگون را می پوید.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که تفکر همگرا هنگامی به کار می آید که راه حل استاندارد و شناحته شده ای برای متفکر وجود دارد و راه یابی را می توان در مراحل معینی تضمین کرد.
تفکر واگرا زمانی به کار می آید که مسئله ی مورد نظر هنوز به درستی معلوم نیست و راه حل مشخصی برای آن وجود ندارد . تفکر همگرا، فقط یک راه حل مناسب را فراهم می کند.(نلر،1379،ص44)
گیلفورد برحسب شخصیت به خلاقیت می نگرد و معتقد است خلاقیت مجموعه ای از توانایی ها و خصیصه هاست که موجب تفکر خلاق می شود.(حسینی،1378،ص29)
گیلفورد برای تفکر خلاق ویژگی هایی قائل است که آزمون های خویش را براساس آن تنظیم می کند:
1) سیالی (روانی) : توانایی برقراری رابطه ی معنی دار بین فکر ، اندیشه و بیان است .
این توانایی افراد را قادر می سازد راه حل های متعددی در حل مسئله ارائه دهند.
2) اصالت (ابتکار): توانایی تفکر به شیوه ی غیرمتداول و خلاف عادات رایج اصالت و ابتکار مبتنی بر ارائه جواب های غیر معمول و عجیب و زیرکانه به مسائل است.
3)انعطاف پذیری : توانایی تفکر به راه حل های مختلف برای حل مسئله جدید است .
4)بسط : توانایی توجه به جزئیات در حین انجام یک فعالیت است .(حسینی،1378،ص47)
در رابطه با آزمون ها در مکتب روان سنجی دو اشکال عمده مطرح است :
اشکال اول: مربوط به نمره گزاری آزمون هاست ، که وقت بسیار زیادی می گیرد.
اشکال دوم:سؤالی است که بسیاری از محققان طرح نموده اند و هنوز بی جواب مانده است و آن این که ،آیا آزمون ها به راستی قادرند خلاقیت حقیقی یک فرد در انجام امور واقعی را بسنجند؟

  خرید پایان نامه روانشناسی :واقعیت درمانی

آرتور کوستلر
تز اصلی این است که تمامی فرایندهای خلاق ،الگوی مشترکی دارند که وی آن را ارتباط دو وجهی می نامد که آن پیوند دادن سطوح تجربه های بی ارتباط پیشین با مبناهای داوری است . شخص هنگام تفکر خلاق،همزمان به بیش از یک زمینه ی تجربه می اندیشد ،حال آنکه در تفکر معمولی ،راه هایی را دنبال می کند که تداعی های گذشته را در بر می گیرند.
تمامی فعالیت های خلاق ، متضمن ساختاری از عادات منظم رفتار و اندیشه است که پیوستگی و ثبات را برقرار می کنند،اما فضایی را برای نوآوری باز می گذارند. کوستلر،کنش خلاق را در شوخ طبعی ،علم و هنر توصیف می کند.(نلر ،1379،ص47)
ساختمانیان (1374) به نقل از زیو (1988) به تحقیقاتی اشاره دارد که به کارگیری شوخ طبعی باعث رشد خلاقیت می گردد.

مکتب عصب شناختی
مکتب عصب شناختی را شاید بتوان یکی از جدیدترین دیدگاه ها درباره خلاقیت دانست.در این دیدگاه رابطه ی خلاقیت با مغز و امواج مغزی مورد بررسی قرار می گیرد .
بعضی از محقققان معتقدند در تفکر خلاق نیمکره راست نقش اصلی را دارد و ادغام وظایف دو نیمکره لزومی ندارد و حتی می تواند اثر منفی داشته باشد زیرا تفکر خلاق و منطقی به طور همزمان نمی توانند در بالاترین سطح عمل کنند.بنابراین خلاقیت با تقویت نیمکره راست مغز شکوفا می شود.
بعضی از محققان نیز اعتقاد دارند ، نمی توان با صراحت توانایی های یادگیری و یا بینش و استدلال را به نیمکره راست ویا چپ نسبت داد،هر چند پژوهش های زیادی نشان داده است نیمکره چپ در استدلال و منطق و نیمکره راست در مسائلی از قبیل ادراک فضایی و بازشناسی نقش دارد. اما در مسائل زیادی تعامل دو نیمکره تأثیر دارد.ویژگی های نیمکره راست که خلاقیت و بهره وری حاصل آن است ،عبارت است از :
تصور و تجسم ،تخیل و رؤیا،شناخت رنگ و شناخت موسیقی.
عوامل مذکور که از عمده ترین خصوصیات مستقل و یا مشترک نیمکره راست می باشد،کلیدهایی است که با پرداختن به هر یک از آنها ،افزایش نیمکره راست مغز و شکوفایی استعدادها را موجب خواهیم شد.
ورود نیمکره راست به عرصه یادگیری ، به معنای دو برابر شدن توان یادگیری به جهت فعالیت نیمکره ای دیگر نیست،یادگیری با بهره گیری از نیمکره راست در کنار نیمکره چپ ، توان یادگیری را به چندین برابر افزایش می دهد،چرا که نیمکره راست با خلاقیت ،تفکر و کیفیت ارتباط دارد و ارزش میزان یادگیری در این حالت به صورت تصاعدی افزایش می یابد.(شجری ،1378،ص213-212)
عصب شناسی به نام کارل پریبرم معتقد است که اگر روزی بتوانیم با کالبد شناسی ساده مغز به تقسیم بندی آن از لحاظ ارتباط بخش هایش با خلاقیت پی ببریم ،متوجه خواهیم شد که بخش های نقل پیشین وپسین در خلاقیت نقش دارند ،نه بخش های راست و چپ.(حسینی ،1378،ص49)
تحقیقات روی امواج مغزی نیز نشان داده است برحسب میزان خلاقیت ،امواج تغییر می یابند.
چنانچه موقع استراحت امواج الفا کاهش می یابند و زمانی که شخص مشغول انجام کار خلاق گردد این امواج افزایش پیدا می کند.(حسینی ،1378) با توجه به این که تحقیقات در شرایط آزمایشگاهی انجام گرفته در تعمیم این شرایط به موقعیت واقعی باید احتیاط نمود .ضمن این که تحقیقاتی در رابطه با میزان خلاقیت و تفاوت های فعالیت نیمکره های مغز انجام می شود و صفاتی که در خصوص این افراد عنوان شود را با آزمون ،صحت و سقم آن بررسی شود .

جمع بندی نظریه ها
با وجود نبودن نظریه ای قطعی در آفرینشگری ،باید با بینش ناشی از نظریه های ویژه موجود ،چاره سازی کنیم.
برای تبیین متافیزیکی و کیهانی آفرینشگری ،ممکن است از فیلسوفان، نظریه ی تکاملی و متجددانی مانند وایت هد کمک بخواهیم .
برای پی بردن به نقش ناخوداگاه در آفرینشگری ،بایستی به فروید رجوع کنیم .
برای آگاهی از اینکه آفرینشگری تا چه حد پاسخی به محیط خارجی ما است مدیون اسکاکتل هستیم.
بهترین کوشش که تاکنون برای قرار دادن آفرینشگری در کل شخصیت ،انجام گرفته است متعلق به راجرز می باشد.
برای سنجش منظم واکاوی توانایی های ذهنی موجود در آفرینشگری به کار گیلفورد مراجعه می کنیم . برای جامع ترین ترکیب های سال های اخیر به سراغ نوشته های کوستلر می رویم و بالاخره در مواردی ادعای عصب شناسان را مد نظر قرار می دهیم .هر چند که به تنهایی به یک مکتب و دیدگاه خاص درباره خلاقیت نمی توان متکی بود.

  یادگیری اجتماعی

منشأ خلاقیت
یکی از مهم ترین موضوعاتی که می توان در زمینه خلاقیت مطرح نمود،این است که خاستگاه و منشأ خلاقیت چیست؟ بر این اساس در فصل حاضر مهمترین منابع منشأ خلاقیت از دیدگاه صاحب نظران مورد بررسی قرار می گیرد.
1- اطلاعات ذهنی:
بنابر نظر افلاطون هر یک از اعضای جهان مادی دارای یک همتای انتزاعی تحت عنوان ایده یا اندیشه است که علت آن شی به حساب می آید. مثلاً اندیشه انتزاعی صندلی با ماده کنش متقابل می کند تا آنچه را که ما صندلی می نامیم بوجود آورد. همه اشیاء مادی دارای چنین سر چشمه ای هستند بنابراین آنچه ما از حواسمان تجربه می کنیم یک صندلی یا درخت است نه صندلی یا درخت به معنی مطلق. همه انسانها در ذهن خود دانش کاملی از همه اندیشه هایی که جهان را می سازند در اختیار دارند بنابراین ذهن انسان تصویری از جهان است. بر این اساس تمامی دانش و افکار جدید یادآوری تجاربی است که روح ما در آسمانی که فراسوی آسمانهاست داشته است.
به پیروی از افلاطون، فلاسفه ای چون رنه دکارت و ایمانوئل کانت معتقدند که منشا ایده های تازه ذهن می باشد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2- اطلاعات حسی:
ارسطو یکی از شاگردان افلاطون بود که ابتدا نظرات او را دقیقاً پذیرفت اما بعدها به مخالفت با آنها برخاست. بر عکس نظر افلاطون ،ارسطو بر این عقیده است که منبع افکار و اندیشه های جدید اطلاعات حسی است که از طریق حواس پنجگانه به واسطه تعامل با محیط تجربه و کسب می شوند. به پیروی از ارسطو فیلسوفانی چون هابز و برکلی معتقدند که منشا ایده های جدید اطلاعات حسی و تجربه می باشد.
3- تعارض :
زیگموند فروید از دو نوع فرآیند اولیه فکر یا ناخود آگاه و فرآیند ثانویه فکر یا خودآگاه نام می برد. او معتقد است که خلاقیت از تعارض درون شخصی خصوصا فرآیندهای ناخودآگاه برانگیخته می شود. فرد خلاق از تفکر نوع اولیه جهت تولید ایده های تازه استفاده کرده و فرآیند ثانویه را جهت تحقق ایده های حاصل از تفکر اولیه بکار می گیرد. درنتیجه خلاقیت باعث کاهش اضطراب ناشی از تعارض می شود. پس با این وجود از دیدگاه روانکاوان می توان نتیجه گیری کرد:
الف – منبع خلاقیت ناشی از تعارض درون فرد خصوصاً ضمیر ناخودآگاه است.
ب – ناخودآگاه باعث تولید ایده ها و راه حلهای بدیع و تازه شده و خودآگاه باعث عملیاتی شدن این ایده ها می شود.
ج- تولید ایده های تازه و جامه عمل پوشاندن به آنها باعث کاهش اضطراب ناشی از تعارض می شود.
4- افرادسالم و محیط سالم:
روانشناسان انسان گرا نظیر مازلو، فروم و راجرز عقیده دارند که زمانی خلاقیت بروز می کند که هیچ تعارضی در درون شخص وجود نداشته و محیط مناسب فراهم باشد.
5- ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژنتیک:
از دیدگاه بعضی از جمله گیلفورد، خلاقیت استعداد طبیعی است که در محیط مساعد بروز می نماید . اما میزان این استعداد بستگی به ویژگیهای ژنتیکی دارد.
6- معصومیت و اشتباه:
دبونو مهمترین منابع خلاقیت را معصومیت و اشتباه می داند. منبع معصومیت برای دستیابی به خلاقیت استفاده از افرادی است که آشنایی و تجربه لازم را با سازمان ندارند.تازگی ایده های این افراد به حدی است که شاید نتوان آنها را از افراد شاغل در سازمان با هر مقدار تجربه به دست آورد. طبیعی است که هنگام ورود به حوزه ای جدید،باید تمام چیزهای مربوط به آن

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید