دانلود پایان نامه درباره ورزشکاران حرفه ای و فعالیت های روزانه

دانلود پایان نامه
  • 1-1-مقدمه
    در دنیای کنونی اهمیت و اعتبار علم تکنولوژی بر کسی پوشیده نیست و آگاهی علمی نسبت به وقایع و رویدادهای مختلف اساس و بنیان هر گونه برنامه ریزی فرهنگی اجتماعی است. حوزه تربیت بدنی و ورزش نیز ناگزیر باید بیشتر از گذشته به چنین ابزاری تجهیز شود تا بتواند به موازات سایر نهادها و حوزه های کشور در جهت نیل به اهداف عالیه خود و مسأله حساس سازندگی و توسعه، فعالانه تلاش نماید. لازمه این امر شتاب و تسریع در امر آموزش و پرورش است(موریس ، 1999).
    تربیت بدنی جریانی است تربیتی که هدف آن بهبود اجرا و عملکرد بشر و تکامل بخشیدن از طریق فعالیت جسمانی است؛ تربیت بدنی در جهان کنونی شامل کسب مهارت های حرکتی، حفظ آمادگی جسمانی، به منظور تندرستی همه جانبه، نیل به دانش و توسعه برداشت مثبت از فعالیت های جسمانی است و با توجه به تحولاتی که در فرهنگ کشورها به وجود آمده امروزه ما از یک سو، شاهد علاقه کلیه طبقات اجتماعی به ورزش و از سوی دیگر شاهد رشد دانش تربیت بدنی و پیدایش قلمروهای تخصصی در این رشته می باشیم (وست، آویوچر و چارلز ، 1935).
    به کار گیری اصول و مبانی روانشناسی جهت ارتقاء تعلیم و تربیت در هر مکانی امری لازم است. چرا که بدون آگاهی و شناخت خصوصیات و حالات روانی افراد، امکان استفاده صحیح از تعلیم و تربیت وجود ندارد (فراست ، 1965). همه این تلاش ها به منظور افزایش میزان یادگیری افراد است چرا که یادگیری اساس زندگی کنونی بشر و پایه پیشرفت های او در هر زمینه است و مربیان و معلمان ورزش و تربیت بدنی نیاز واقعی خویش را به آگاهی هر چه بیشتر درباره اصول و مبانی یادگیری حرکتی، رشد و تکامل، اهمیت پدیده های هیجانی – عاطفی – انگیزشی، تمرین مهارت های روانی برای نیل به نقطه اوج عملکردهای ورزشی، روابط درون شخصی و صفات شخصیتی دانش آموزان و ورزشکاران بیان نموده اند(مارتز ، 1990).
    روانشناسی ورزش با بررسی مهارت های مختلف روانی خدمات بسیار شایانی را در امر ورزش ارائه داده و دامنه تحقیقاتشان روز به روز در حال گسترش است. در این میان یکی از مهارت های روانی که بسیار اهمیت دارد خودگفتاری است، چرا که این از نافذترین راهبردهایی است که شامل فرایند ذهنی فعال است و استفاده از آن باعث تغییر یا اصلاح تفکر موجود در زمینه تکلیفی که در حال انجام است می شود(ِاکلاند و جکسون ، 1993).
    به طور کلی جدا از حیطه ورزش هر فردی در زندگی برای انجام فعالیت های روزانه کم و بیش از خودگفتاری به شکل ارادی و یا غیر ارادی استفاده می کند. از کودک تا بزرگسال از این راهبرد بهره می برند اما تحقیقات نشان داده که کودکان نسبت به بزرگسالان بیشتر از خودگفتاری با صدای بلند استفاده می کنند و هر چه سن افراد افزایش می یابد استفاده از خودگفتاری به شکل زمزمه با خود انجام می شود(گیبسون و فاستر ، 2007).
    درحیطه ورزش این راهبرد توسط ورزشکاران (مخصوصاً حرفه ای) در حین اجرای مهارت های ورزشی استفاده می شود و این تکنیک باعث افزایش تمرکز و دقت آنها در اجرا می شود(ِاکلاند و جکسون، 1993).
    همچنین خودگفتاری راهبردی است که فرد احساسات و ادراکات خویش را از طریق آن گزارش می کند و باعث تقویت و آموزش در اجرا می شود. در این راستا باندورا (1997) در نظریه خودکارآمدی از این نتایج حمایت و عنوان می کند که خودگفتاری نه تنها باعث افزایش اعتماد ورزشکاران می شود تا به اهداف ورزشی شان برسند، بلکه باعث آموزش به ورزشکاران می شود که چطور به این اهداف برسند(هاردی ، 2006).
    یکی از اقداماتی که توسط مربی در این راستا می تواند برنامه ریزی شود و نقش مهمی در فرایند یادگیری و آموزش حرکتی دارد، استفاده از راهبرد روانشناختی خود گفتاری است که در این تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد.
    1-2- بیان مسئله
    در سال های اخیر، تحقیقات در تربیت بدنی و علوم ورزشی، یک سری اطلاعات پایه و کاربردی را فراهم نموده است، ولی متأسفانه این دریافت ها هنوز هم جوابگوی نیازهای این رشته نیست و همچنان در جنبه های مختلف این رشته به تحقیقات بسیار نیاز است(موریس، 1999).
    به منظور تعدیل و افزایش سطح اجرای مهارت های ورزشی، عنصر تمرین ضروری است و به طور سنتی تصور می شود که تمرین تنها مرتبط به اجرای بدنی مهارت است اما اکنون به خوبی تأیید شده که عوامل روانشناختی نظیر خودگفتاری موجب بهبود اجرا و یادگیری مهارت می شود و یکی از نافذترین راهبرد های شناختی است که توسط ورزشکاران (مخصوصاً ورزشکاران حرفه ای) استفاده می شود(ِاکلاند و جکسون، 1993).
    خودگفتاری یعنی آنچه که ورزشکاران با خود می گویند تا به طور دقیق در مورد اجرایشان فکر کنند و بر این اساس، حرکاتشان را هدایت کنند؛ به عبارت دیگر آنچه که افراد با صدای بلند و یا با صدای کوتاه با خود تکرار و زمزمه می کنند که می تواند بصورت آشکار یا پنهان در قالب یک کلمه، تفکر، لبخند، اخم کردن و … آشکار شود، و بر این اساس فرد احساسات و ادراکات خویش را گزارش کند و باعث تقویت و آموزش در کار خویش شود (تئودوراکیس، ینبرگ و کازاکس ، 2000).
    خودگفتاری انگیزشی در جهت افزایش انرژی و تلاش بیشتر و با ایجاد انگیزش مثبت در اجرا باعث تسهیل کار می شود و برای کنترل انگیختگی و اضطراب بکار می رود و بیشتر برای تکالیفی که نیازمند قدرت و استقامت بیشتر و حرکات درشت هستند مؤثر است، خودگفتاری آموزشی به وسیله تمرکز بر حرکت، تکنیک درست و اجرای راهبرد مناسب، باعث بهبود در سطح اجرا می شود و بیشتر برای تکالیفی که نیازمند مهارت بیشتر، زمانبندی و دقت زیاد است مؤثر است(هاردی، 2006).
    شخصیت افراد می تواند در بکار بردن خودگفتاری تأثیر داشته باشد از جمله ویژگی های شخصیتی که تفاوت بین خلق و خو را نشان می دهد، درونگرایی – برونگرایی است. نظر غالب روان شناسان شخصیت بر این است که بعد درونگرایی- برونگرایی، گرایش ارثی دارد. بدین معنی که ژن ها عمدتاً مسئول تفاوت های موجود در گرایش های برونگرا و درونگرا هستند(اسفند آباد، 1392).
    آیزنک معتقد است که تفاوت های ژنتیکی در درونگرایی و برونگرایی ناشی از تفاوت های فیزیولوژیکی در منطقه ای از مغزشان ( ناحیه تنظیم کننده فعالیت) است. عدم حساسیت به سطح کم تحریک و واکنش پذیری به سطح زیاد تحریک، ویژگی برونگرایی است. برونگرایان برای برانگیختن ناحیه تنظیم کننده فعالیت خود به محرکهای بیرونی نیرومندی نیاز دارند. حساسیت و واکنش پذیری به سطح کم تحریک و عدم تحمل سطح زیاد تحریک، ویژگی درونگرایی است. درونگراها برای برانگیختن ناحیه تنظیم کننده فعالیت خود به محرک بیرونی با شدت کمتری نیازمندند. بر اساس این استدلال آیزنک پیشنهاد نمود که درونگراها همیشه از نظر مغزی بیشتر از برونگراها برانگیخته اند(ریو، 2005).
    آیزنک از طریق سطح بهینه انگیختگی، خلق و خو را به درونگرایی – برونگرایی ربط می دهد. درونگراها در سطح نسبتاً کم به سطح بهینه تحریک می رسند و از تحریک شدید دوری می کنند. برونگراها در سطح نسبتاً زیاد به سطح بهینه انگیختگی می رسند، و بنابراین، به اشکال نیرومندتر تحریک نزدیک می شوند و از آن لذت می برند.
    از نتایج برآمده مبنی بر استفاده از خودگفتاری انگیزشی، دلالت بر این مطلب دارد که استفاده از خودگفتاری انگیزشی باعث بهبود در سطح اجرا و اکتساب مهارت می شود، اما با توجه به ویژگی های شخصیتی افراد و ماهیت تکلیف اعم از مهارت باز و بسته، ساده و پیچیده، درشت و ظریف و تکالیفی که نیازمند قدرت و استقامت بیشتر هستند، ممکن است تأثیرات متفاوتی داشته باش (پرکوس و تئودوراکیس، 2002).
    تحقیقات نشان داده اند که خودگفتاری تاثیر مثبتی بر عملکرد دارد(تئودوراکیس و وینبرگ، 2001). نتایج برخی از تحقیقات انجام شده در این زمینه منجر به این فرضیه شده که، تکالیفی که نیاز به تمرکز بر جنبه های تکنیکی اجرا دارند از طریق خودگفتاری انگیزشی بهبود می یابند(هاردی، 2006). که حمایت در این زمینه اندک است در نتیجه نیاز به تحقیقات بیشتری دارد. تعدادی از تحقیقات نشان داده اند که خودگفتاری تأثیر مثبتی بر اجرا ندارد (اشمیت و جانستون ، 2000).

    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.