دانلود پایان نامه درباره رگرسیون گام به گام و ارزیابی عملکرد


Widget not in any sidebars

1. بررسی اثر سالیسیلیک اسید بر عملکرد و اجزای عملکرد جو.
2. مشخص کردن میزان و تأثیر سالیسیلیک اسید بر عوارض ناشی از تنش خشکی در گیاه جو.
3. شناخت اصلی ترین جزء از اجزاء عملکرد که تحت تأثیر سالیسیلیک اسید قرار می گیرد.

فصل دوم
مروری بر پژوهش های
2-1- تأثیرتنش خشکی بر عملکرد و اجزاء عملکرد جو و گندم
خشکی یکی از عوامل مهم محیطی است که عملکرد دانه جو را در نواحی نیمه خشک کاهش
می دهد. به منظور بررسی اثرخشکی روی برخی صفات موروفولوژیک جو و نیز بررسی ارتباط این صفات با شاخص حساسیت به تنش خشکی، 8 ژنوتیپ جو شامل رگه های بومی و ارقام تجارتی ایران، تحت شرایط دیم و فاریاب کشت شدند. بین ژنوتیپ های مورد مطالعه از نظر تمامی صفات ارزیابی شده به جز تعداد پنجه اختلافات معنی داری مشاهده شد. رگه های بومی و ارقام تجارتی مورد ارزیابی، دامنه وسیعی از حساسیت به خشکی را نشان دادند. بین شاخص حساسیت به تنش و عملکرد پتانسیل همبستگی دیده نشد. بنابراین به نظر می رسد این دو، اجزای مستقلی باشند که هر دو نیز در ایجاد سازش به تنش دخالت دارند. همبستگی شاخص حساسیت به تنش با عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک در شرایط دیم منفی بود. بر اثر خشکی، عملکرد و اجزاء عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک، کاهش، ولی تراکم روزنه در سطح رویی برگ پرچم افزایش یافت. همچنین، در بین اجزای عملکرد، تعداد سنبله در هر بوته کمتر از همه و تعداد دانه در سنبله بیشتر از همه تحت تاثیر خشکی قرار گرفتند. نتایج آزمایش بیانگر وجود ژرم پلاسم های مفید و متحمل به خشکی در کلکسیون جو های ایران است (نبی پور و همکاران، 1381).
فرنچ و شولز (1984) با استفاده از نتایج61 آزمایش مزرعه‌ای در استرالیا گزارش کردند که هرچه سهم آب مصرفی پس از گرده ‌افشانی در گندم، کمتر از30 درصد کل آب مصرفی گیاه در طول دوره رشد گردد، به همان نسبت، عملکرد دانه نیز کاهش می یابد.
در آزمایشی تحت عنوان بررسی اثر کمبود آب بر شاخص های فلورسانس کلروفیل و میزان پرولین در شش ژنوتیپ جو و رابطه آن با دمای آسمانه و عملکرد نتایج نشان داد محدودیت آبی شاخص های فلورسانس کلروفیل یا کارآیی فتوشیمیایی فتوسیستم II را به دلیل افزایش فلورسانس مبدا و کاهش فلورسانس ماکزیمم کاهش داد. با افزایش شدت تنش، تجمع پرولین در برگ گیاهان تحت تنش افزایش یافت، ولی ارقام از این نظر با هم اختلاف داشتند. کمبود آب موجب کاهش محتوای نسبی کلروفیل گردید. با این حال، در بین سطوح تیماری 75 و 100 درصد آبیاری، اختلاف آماری معنی داری مشاهده نگردید. محدودیت آبی موجب شد عملکرد دانه کاهش به طور معنی داری افزایش یابد. هر چند ژنوتیپ هایی که در شرایط آبیاری کافی دارای سایه انداز خنک تری بودند، در شرایط تنش شدید، عملکرد بهتری نسبت به سایر ژنوتیپ ها داشتند. مقایسه میانگین های اثر متقابل محدودیت آب در ژنوتیپ های جو نشان داد که بیشترین عملکرد دانه در کرت هایی بر آورد گردید که ژنوتیپ های کارون × کویر و کویر×بادیا بدون محدودیت آبی به کار برده شدند و کمترین آن در کرت هایی برآورد گردید که ژنوتیپ گرگان-4 تحت تنش یا با محدودیت کامل آبیاری به کار برده شدند (ممنوعی و سید شریفی، 1389).
آزمایشی با عنوان ارزیابی عملکرد دانه و اجزای عملکرد ژنوتیپ های جو در دو شرایط تنش و عدم تنش خشکی نتایج نشان داد تأثیر مکان بر تعداد دانه در سنبله، وزن هزاردانه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت معنی دار شد. همچنین ژنوتیپ آزمایشی نیز بر تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت تأثیر معنی دار داشت. عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت نیز به طور معنی داری تحت تأثیر اثر متقابل ژنوتیپ و مکان قرار گرفتند. وزن هزار دانه و عملکرد دانه در شرایط عدم تنش به ترتیب برابر با 15/41 گرم و 8/5361 کیلوگرم بر هکتار گردید که این میزان در شرایط تنش برابر 37/37 گرم و 7/4491 کیلوگرم در هکتار گردید. پیری و ریزش برگ های گیاه تحت شرایط تنش خشکی دلیل اصلی در کاهش وزن خشک گیاه و در نهایت عملکرد بیولوژیک می باشد (شفیعی و همکاران، 1389).
کومار و همکاران (1996) در گیاه کنجد گزارش کردند که تحت شرایط تنش بالای رطوبتی، به دلیل توسعه عمیق‌تر سیستم ریشه‌ای، حداکثر تخلیه رطوبت از لایه 90-60 سانتیمتر خاک صورت می‌گیرد، در حالی‌که در تیمارهای با تنش کمتر رطوبتی، حداکثر توسعه ریشه و جذب رطوبت خاک از لایه‌های بالایی است. همچنین پراساد و همکاران (1990) در نیشکر گزارش دادند که در رژیم‌های خشک ترآبیاری نسبت به رژیم‌های مرطوب تر، نسبت جذب آب از لایه‌های پایینی خاک، بیشتر از لایه‌های بالایی است.
در مناطق مدیترانه‌ای، عمدتاً تولید گندم با محدودیت آب در طی پرشدن دانه مواجه است. در این مناطق، در شرایط عدم امکان استفاده از آبیاری، عملکرد دانه و نیز کارآیی مصرف آب ممکن است کم یا متغیر باشد. اوایس و همکاران (2000) گزارش کردند که تولید یک کیلوگرم دانه گندم در شرایط آبیاری کامل، به 2-1 متر مکعب آب، در حالی که در شرایط بدون آبیاری، به 3-1 متر مکعب آب بارندگی نیاز دارد. از آنجا که آب محدودیت اصلی تولید در این مناطق است، لذا توجه به کارآیی مصرف آب، که آب مصرفی و عملکرد دانه را به همدیگر مرتبط می‌سازد، از اهمیت عمده‌ای برخوردار است. مطالعات اولیه در ایکاردا نشان داده است که استفاده از 3-2 بار آبیاری تکمیلی (مجموعا″ 200-80 میلیمتر آب)، باعث افزایش عملکرد گندم به میزان450-36 درصد گردید، که معادل یا بیشتر از عملکرد دانه در شرایط آبیاری کامل است (اوایس، 1994). در صورتی که آبیاری تکمیلی همراه با تاریخ کاشت زود و مصرف مناسب نیتروژن باشد، عملکرد دانه بالایی حاصل می‌شود. تنها انجام یک آبیاری تکمیلی در مناطق شمال سوریه، جهت افزایش عملکرد دانه مناسب توسط اوایس و همکاران (2000) پیشنهاد شده است.با استفاده از ارزیابی نتایج عملکرد 14 مزرعه مختلف توسط این محققان، مشخص گردید که عملکرد دانه با استفاده از یک آبیاری تکمیلی تنها منجر به از دست دادن 15-10 درصد عملکرد دانه نسبت به آبیاری کامل گردید، که با توجه به محدودیت آب (و نه زمین) کاملاً بدیهی است که این مقدار صرفه‌جویی در مصرف آب، می‌تواند باعث توسعه کشت گندم در سطح وسیع‌تر گردد. البته بایستی سهم عوامل مدیریتی را در این باره جدا نمود، یعنی مشخص نمود که بخشی از کاهش عملکرد مربوط به بهینه نبودن فاکتورهای مدیریتی است تا کمبود بارندگی (آنگوس و وان هرواردن ، 2001).
آزمایشی تحت عنوان اثر نسبت های مختلف کودهای دامی و شیمیایی و تنش خشکی انتهای فصل رشد بر خصوصیات کمی و کیفی جو نتایج نشان داد اعمال تنش خشکی در مرحله ی پر شدن دانه در زراعت جو بر کلیه ی صفات عملکرد و اجزای عملکرد دانه، به جز صفت وزن سنبله اثر معنی داری داشت. در بین تیمارهای نسبت های کودی، بیشترین مقدار عملکرد دانه در تیمارهای 3N و 4N و بیشترین مقدار عملکرد بیولوژیکی در تیمار 3N به دست آمد. در بین صفات مورد بررسی، صفات تعداد دانه در سنبله و وزن سنبله تحت تأثیر تیمارهای کودی قرار نگرفتند. تنش خشکی در مراحله ی پر شدن دانه هیچ اثر معنی داری بر غلظت عناصر موجود در دانه ی جو نداشت، اما نسبت های کودی اثر معنی داری بر غلظت عناصر روی و منگنز دانه جو داشت به طوری که بیشترین مقدار غلظت دو عنصر روی و منیزیم دانه ی جو در تیمار 100 درصد کود دامی (1N) به دست آمد (بابائیان و همکاران، 1388).
به منظور ارزیابی برخی از صفات مورفولوژیک ارقام مختلف جو تحت شرایط آبیاری معمولی و تنش خشکی در مرحله سنبله دهی انجام شد نتایج حاصل از تجزیه مرکب دو محیط نشان داد که بین ارقام در مورد تمامی صفات اختلاف معنی داری وجود دارد. اثر محیط نیز برای صفت طول سنبله غیر معنی دار و در بقیه صفات معنی دار بوده که بیانگر تأثیر منفی روی صفات در اثر اعمال تنش در مرحله سنبله دهی می باشد. اثر متقابل ژنوتیپ محیط برای صفات عملکرد دانه و مدت زمان رسیدگی معنی دار شد که نمایانگر واکنش متفاوت ارقام در محیط های مختلف است. مقایسه میانگین صفات نشان داد که در شرایط بدون تنش بیشترین عملکرد مربوط به رقم شماره 5 و در شرایط تنش خشکی مربوط به رقم شماره 4 می باشد (بخشی خانیکی و همکاران، 1386).
زارع فیض آبادی و قدسی (1379) عکس العمل لاین ها و ارقام گندم را نسبت به تنش خشکی مورد ارزیابی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که متوسط عملکرد دانه ارقام مورد بررسی در تیمار شاهد (آبیاری کامل) 4777 و در تیمار قطع آب آخر و قطع دوبار آبیاری آخر به ترتیب 4290 و 3397 کیلوگرم در هکتار بود.
در بررسی با عنوان ارزیابی ژنوتیپ های متحمل خشکی جو H. spontaneum ایران در منطقه کرج نتایج نشان داد که ژنوتیپ ها از لحاظ صفات ارتفاع بوته، کل دانه، بیوماس، طول سنبله و شاخص برداشت در شرایط نرمال آبیاری معنی دار بودند. همچنین در شرایط تنش خشکی بین ژنوتیپ ها از لحاظ صفات تعداد کل دانه، عملکرد دانه و طول سنبله اختلاف معنی داری وجود داشت. در شرایط نرمال و تنش خشکی اثر متقابل ژنوتیپ در محیط در صفات ارتفاع بوته، بیوماس، طول سنبله و عملکرد دانه تفاوت معنی داری وجود داشت که این مهم نشان دهنده تفاوت واکنش ژنوتیپ ها به شرایط آبیاری می باشد. در شرایط آبیاری نرمال و تنش خشکی تمام صفات مورد ارزیابی به غیر از صفت شاخص برداشت با عملکرد دانه دارای همبستگی مثبت و معنی داری بودند. صفات تعداد کل دانه، بیوماس و ارتفاع گیاه بعنوان صفات مؤثر بر عملکرد دانه در این ژنوتیپ ها شناسایی شد (افضلی فر و همکاران، 1390).
کیم و کرانستاد (1981) ده رقم گندم زمستانه را در جهت ارزیابی عملکرد و اجزای عملکرد آنها تحت تنش رطوبتی طی دوره پر شدن دانه، در سه منطقه کشت کردند. نتایج نشان داد که همبستگی مثبت معنی داری بین پتانسیل اسمزی برگ و عملکرد وجود دارد.
به منظور ارزیابی تغییرات عملکرد دانه و اجزای آن و همچنین برخی صفات زراعی ژنوتیپهای گندم در شرایط تنش خشکی، سه آزمایش مستقل بر اساس آبیاری 100% نیاز آبی گیاه به عنوان شرایط مطلوب، 75% نیاز آبی گیاه به عنوان تنش ملایم و 50% نیاز آبی گیاه به عنوان تنش سخت با شش ژنوتیپ گندم بهاره شامل ارقام فونگ، چمران، استار، استورک، شوا و گرین اجرا گردید. تجزیه واریانس مرکب داده ها نشان داد که بین ژنوتیپهای مورد مطالعه از نظرعملکرد و اجزاء عملکرد تفاوت معنی داری وجود داشت. نتایج همبستگی عملکرد دانه با اجزاء آن نشان داد که عملکرد دانه با عملکرد بیولوژیک در همبستگی مثبت داشت، در حالی که همبستگی عملکرد دانه با وزن هزار دانه و شاخص برداشت دانه معنی دار نبود. با توجه به نتایج بدست آمده و در یک جمع بندی کلی، ارقام فونگ و چمران در شرایط مطلوب، استورک و چمران در تنش ملایم و استورک و گرین در تنش سخت از عملکرد دانه بالاتری برخوردار بودند(بخشنده و همکاران، 1382).
به منظور ارزیابی صفات مؤثر بر وزن دانه ارقام گندم تحت شرایط تنش خشکی، آزمایشی در دو منطقه کرج وتربت جام با 9 رژیم مختلف آبیاری روی سه رقم گندم نان اجرا شد. نتایج نشان داد که عملکرد دانه و اجزاء عملکرد در منطقه کرج بیشتر از منطقه تربت جام بود. اثر تیمار تنش خشکی معنی دار بود. نتایج همبستگی نشان داد که عملکرد دانه با مدت پر شدن دانه و حداکثر وزن دانه همبستگی مثبت و با سرعت رشد دانه همبستگی منفی دارد. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که طول دوره پر شدن عمده ترین صفت در توجیه تغییرات وزن نهایی دانه است و پس از آن سرعت پر شدن دانه بخش عمده ای از بقیه تغییرات وزن نهایی دانه را تعیین می نماید (پاک نژاد و همکاران، 1386). دشماخ و همکاران (1993) ارقام گندم را تحت سطوح مختلف آبیاری بر حسب تبخیر از تشتک تبخیر با مقادیر 50 ، 75، 100 و 125 میلی متر قرار دادند و گزارش کردند که عملکرد دانه از 07/2 تن در هکتار با آبیاری در 125 میلی متر تبخیر از تشتک تبخیر تا 23/3 تن در هکتار با 50 میلی متر تبخیراز تشتک تبخیر، افزایش یافت. جذب نیتروژن، فسفر و پتاسیم با آبیاری افزایش یافت.
در آزمایشی تنش خشکی موجب کاهش کلیه صفات مورد ارزیابی مخصوصاً عملکرد دانه، عملکرد کاه وعملکرد بیولوژیک گردید. اگرچه وجود شرایط دیم باعث کاهش عملکرد دانه در ارقام مختلف نسبت به شرایط آبی شد، ولی مشاهده گردید که بعضی از ارقام در شرایط دیم، تنش خشکی را تحمل کرده و عملکرد نسبتا بالایی داشتند. (محمدی و همکاران، 1385).
اینز و همکاران (1981) ضمن بررسی هایی در مورد پنجه دهی در گندم و جو، گزارش دادند که در محیط های با آبیاری کامل، عملکرد بیشتر با گزینش ژنوتیپهای با تعداد پنجه های زیاد، حاصل می شود. ولی در شرایطی که آب محدود باشد، بیشترین عملکرد در ژنوتیپهایی دیده می شود که تعداد پنجه کمتری تولید می نماید.