دانلود پایان نامه درباره روش های اندازه گیری و اندازه گیری

ب- اندازه دهانه تار بالایی باید به حداقل برسد
Widget not in any sidebars

ج- اندازه دهانه تار پائینی باید تا آنجا که ممکن است بزرگ باشد
اگر زاویه دهانه تار پائینی خیلی کوچک باشد عوامل محدودیت زا عبارتند از:
نیازهای فاصله، دسترسی برای ترمیم پارگی های نخ تار و چسبیدگی تارها
هندسه دهانه تار با توجه به عامل دهانه تار مشخص می شود که این عوامل عبارتند از:
موقعیت تمپل (متریس) برای حاشیه پارچه
موقعیت مجموعه میل لنگ ها برای بازکردن دهانه تار
موقعیت غلتک راهنمای چله برای دهانه تار پائینی
ساده ترین راه برای تنظیم هندسه دهانه تار این است که غلتک راهنمای چله را حرکت داده تا به طور واضح و آشکار بر روی کشش و بارگیری تارها اثر بگذارد.
هنگامی که غلتک راهنمای چله به صورت افقی حرکت می کند هندسه دهانه تار پائینی تنظیم می شود و اندازه کلی دهانه تار بالایی و دهانه تار پائینی به صورت متناوب کم و زیاد می شود. البته محدودیت های تکنولوژیکی برای کم کردن ارتفاع دهانه تار وجود دارد.
3-5- اثرات میزان کشش نخ تار بر روی ساختمان پارچه
یک چله بافندگی شامل چندین نخ تار است که کشش های مختلفی دارند و اغلب دارای عرض قابل توجهی می باشند. کشش نخ های تار معمولاً از الگوی یکسانی پیروی نمی کند به طوری که تارهای قسمت میانی کش بیشتری نسبت به تارهای کناری دارند و منحنی یکنواختی به وسیله چندین عامل، تحت تأثیر قرار می گیرد. به هر حال، رسیدن به یک میزان کشش در تمام عرض پارچه یعنی در همه تارها غیر ممکن است.
در گذشته، به نایکنواختی کشش تارها در تمام عرض چله توجه کمتری می شد. اگرچه این امر از بسیاری جهات تأثیرات منفی دارد. به طوری که تفاوت زیاد در کشش نخ های تار، منجر به تفاوت در انعکاس نور از سطح پارچه می شود. از این رو این اختلاف را هرگز نمی توان در موقع تشکیل پارچه تشخیص داد. همچنین هرچه ناهمواری در سطح پارچه بیشتر باشد کیفیت در تمام عرض چله نایکنواخت تر خواهد بود. توزیع یکنواخت کشش نخ های تار در تمام عرض چله بدون شک مفید است و باید در این باره کوشش شود.
3-6- تأثیر اصطکاک روی کشش تار
اندازه هایی را که برای سرعت، فاصله و اصطکاک از تحقیقات به دست آمده، نشان می دهد. سایش و کشش های تناوبی طول، بیش از ده هزار بار برای هر نخ تار رخ می دهد که بستگی به نخ تار و پود و نخ ازاد دهانه تار در یک دستگاه بافندگی دارد.
میزان کشش با توجه به افزایش تراکم پود در رابطه با طول نخ آزاد به دست می آید. طول نخ آزاد، از نقطه ای است که نخ، نورد تار را به سمت لبه تشکیل پارچه ترک می کند. تغییر سایش می تواند به خودی خود باعث پارگی نخ شود. اما پیشرفت در تکنولوژی آهار زنی، باعث شده که دیگر اصطکاک به عنوان تنها عامل حساس در کشش مطرح نباشد. کشش ها در رابطه با سایش و اصطکاک می تواند با استفاده از آهارهای بهتر و عناصر کنترل به حداقل برسد (دقت در مصنوعات، لبه های گرد در چشم های میل میلک و لامل). می توان احتمال چسبیدگی و درهم فرورفتگی تار را با استفاده از اندازه های احتمالی به صفر رساند. به عبارت دیگر کشش تناوبی طول در نخ تار توسط اصول بافندگی مشخص شده و روش های سنتی قادر به جلوگیری از آن نمی باشد. اگر دستگاه بافندگی به صورت صحیح تنظیم نشده باشد میزان کشش وارده بر نخ های تار کاهش نیافته و باعث بالا رفتن میزان پارگی نخ های تار می شود، که این امر در نهایت بر روی راندمان و کیفیت محصول اثر نامطلوبی بر جای می گذارد.
3-7- ارزیابی و توسعه کشش سنج
اولین اندازه گیری دینامیکی کشش نخ تار، توسط وسیله ساخته شده Stein در سال 1936 گزارش شده است. از این پس، تعداد زیادی از روش های مختلف اندازه گیری کشش نخ تار به کار برده شده است. این روش های اندازه گیری اساساً می توانند به انواع مکانیکی و الکتریکی تقسیم شوند که تعدادی از آنها در این بخش شرح داده می شود.
Kohlhass روش های اندازه گیری قبلی را مورد بررسی و مطالعه قرار داد. او متوجه گردید که ثبت دیتا های پیزو الکتریک بدلیل نوسانات ناشی از سر میله کشش سنج مناسب نمی باشد. بنابراین، به دست آوردن دیتاهایی کاملاً صحیح و درست از روی کشش سنج امکان پذیر نبود. خصوصیات اندازه گیری کشش نخ تار در این روش، مشاهده مینیمم کشش تار در دهانه تار بسته، ماکزیمم کشش تار در هنگام دفتین زدن و کشش های متفاوت در موقعیت های بالا و پائین دهانه تار بودند.