دانلود پایان نامه درباره اطلاعات اولیه و عملکرد محصول

دانلود پایان نامه

2-15-4-1- مزایا و معایب نشانگرهای RAPD

  • یکی از مزایای ان عدم نیاز به اطلاعات اولیه درمورد ردیف DNA برای طراحی و ساخت اغازگرها و دومین مزیت عمده این گونه نشانگرها ان است که یک اغازگر واحد چند نوکلئوتیدی را می توان در مورد هر گونه یا موجود بکار برد امکان بررسی همزمان چندین جایگاه در ژنوم نمونه ها پس از4-2 ساعت تکثیر چند شکلی حاصله را می توان به طور مستقیم بر روی ژل مشاهده نمود عدم نیاز به کاوشگر ومواد پرتوزا –نامحدود بودن تعداد نشانگرها- نیاز به مقدار کمی DNA البته این نشانگر ها دارای معایبی نظیر حساسیت بسیاربه الودگی – غالب بودن وعدم امکان تشخیص سیستم اللی در انها که موجب می شود تا کاربردهای این نشانگربه موارد خاص محدود شود احتمال مهاجرت همزمان باندها و اشکال در تکرار پذیری می باشند نامعلوم بودن جایگاه نشانگرهای رپید بروی نقشه های ژنتیک براساس مطالعات انجام گرفته توسط پادل و همکاران 1996 نشان می دهد که نشانگرهای رپید در مقایسه با نشانگرهای دیگر فاصله ژنتیک بین افرادی را که بسیار از هم دورند کمتر از مقدار واقعی نشان می دهد از ین رو استفاده از این نشانگرها برای مطالعات تاکسونومی در سطح گونه ها جای تامل دارد همچنین نامعلوم بودن قرابت وشباهت باندهایی که روی ژل الکتروفورز مهاجرت مشابهی دارند.
    2-16-بررسی منابع:
    عملکرد پنبه از پارامترهای کمی است که به وسیله ژن های متعددی که در حالت تفکیک از هم دارای ارزش های متفاوتی هستند ، کنترل می شود (رائوف و همکاران ، 2005 ) . افزایش عملکرد و کیفیت پنبه دو فاکتور مهمی است که تحت تاثیر اجزای زیادی از فاکتورهای ژنتیکی و محیطی قرار می گیرند . در تلاقی درون گونه ای پنبه های تتراپلوئید ، تعداد و وزن غوزه از اجزای مهم عملکرد گزارش شده است . (بلیچ و همکاران ، 2005 و سینگ (1998) . چود هری و همکاران (1988) ). بیان داشتند که تعداد غوزه ، تعداد شاخه های زایای هر بوته و درصد کیل بزرگترین تاثیر را روی عملکرد محصول پنبه داشتند . فتحی سعدآبادی (1377 )گزارش نمود که میزان زودرسی در سطح فنوتیپی با طول شاخه رویا و تعداد شاخه رویا همبستگی منفی از خود نشان داده و در سطح ژنتیکی نیز میزان زودرسی با ارتفاع بوته و تعداد شاخه رویا همبستگی منفی دارد . و همبستگی آن با طول دمبرگ و وزن غوزه منفی و معنی دار است .
    چود هری و همکاران (1988 ) بیان داشتند که تعداد قوزه ، تعداد شاخه زایای هر بوته و محصول و الیاف از وراثت پذیری بالایی برخوردارند .
    محاسی و همکاران (2009) به بررسی میزان چندشکلی ژنتیکی در 36 نمونهی گلرنگ عرضه شده از 6 کشور مختلف، با استفاده از پرایمر رپیدپرداختند. با استفاده از 14 پرایمر بکار برده شده 61 الگوی باندی تشکیل شد که توسط تجزیه و تحلیلهای انجام شده نمونههای گیاهی به 8 گروه تقسیم شدند. نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر، نشان دهندهی چندشکلی ژنتیکی بین نمونههای گلرنگ مورد مطالعه بوده و تایید میکند که چندشکلی بر اساس نشانگر رپید در آشکار کردن ارتباط ژنتیکی بین نمونههای گلرنگ مورد مطالعه مفید بوده است. همچنین دندروگرام حاصله از نشانگر رپید نشان داد که مکانهای جغرافیایی نزدیک ، روابط ژنتیکی نزدیکی دارند.
    کوسالی راودرن (1996) دریافتند که روزهای کوتاه تر برای گلدهی عملکرد محصول پنبه را کاهش می دهند .
    لاری و همکاران (1999) اعلام کردند که غوزه های هر گیاه همبستگی مثبت معنی داری را با شاخه های زایا در هر دو سطح فنوتیپی (568 / 0 ) و ژنتیکی 975/0 ) نشان دادند و همچنین نتایج تجزیه علیت نشان داد که صفت تعداد غوزه اثرات مستقیم و غیر مستقیم و زیادی روی عملکرد محصول پنبه در مقایسه با سایر صفات داشتند .
    آموتا و همکاران(1996)اعلام نمودند که، در هیبریدها، تعداد غوزه والیاف بیشترین صفات با اهمیتی بودند که عملکرد را به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر قرار دادند. در والدین تمام صفات مورد مطالعه به غیر از صفات تعداد روز برای باز شدن اولین غوزه و شاخص بذر همبستگی فنوتیپی و ژنوتیپی مثبت و معنی داری را با عملکرد پنبه نشان دادند. در واریته های هیبرید، ارتفاع گیاه، تعداد شاخه های زایا، تعداد غوزه و وزن غوزه، همبستگی مثبت با عملکرد محصول پنبه در هر دو سطح فنوتیپی و ژنتیکی داشتند.
    مالک (1986) نشان داد که عملکرد محصول پنبه بزرگترین همبستگی مثبت معنی دار را با تعداد غوزه دارد. ضریب تجزیه علیت آشکار نمود که تعداد غوزه حداکثر اثر مستقیم مثبت روی عملکرد محصول پنبه را داشته و تعداد روزها تا آغاز گلدهی حداقل و سهم منفی در عملکرد محصول پنبه را داشت.
    زنگی (1377) گزارش نمود که تاریخ گلدهی با تاریخ غوزه دهی (73% )، با باز شدن غوزه ها(83%) و طول دوره گلدهی(72%) همبستگی دارد.
    ماری و رائو بیان داشتند که تنوع ژنتیکی برای تعداد غوزه، وزن غوزه، شاخص الیاف و عملکرد پنبه زیاد بود. انتخاب بر اساس وزن غوزه توصیه شده زیرا این صفات وراثت پذیری ژنتیکی زیادی دارند. همبستگی مثبت بین عملکرد محصول پنبه و تمام صفات مورد مطالعه به جز طول الیاف وجود دارد.
    حسین و همکاران (1998) بیان داشتند که درصد کیل و شاخص الیاف همبستگی مثبت و معنی داری با یکدیگر داشتند. طول الیاف با عملکرد محصول پنبه همبستگی نشان داد. ضریب تجزیه علیت آشکار نمود که شاخص الیاف بزرگترین اثر مستقیم مثبت (592/.) روی عملکرد پنبه داشت. شاخص الیاف همچنین روی عملکرد محصول پنبه از طریق درصد کیل، طول الیاف و شاخص دانه موثر بودند و نتیجه اینکه انتخاب برای شاخص الیاف و طول الیاف برای اصلاح عملکرد محصول پنبه در مواد گیاهی مطالعه شده ممکن است مفید واقع شود.
    اش و همکاران در سال 2002 به بررسی تنوع ژنتیکی پنبه استرالیا با استفاده از نشانگر آیاساسآرپرداختند. آنها در این مطالعه 29 نمونه دیانای پنبه را توسط 100 نشانگر آیاساسآرمورد ارزیابی قرار دادند که 7 پرایمر تنوع ژنتیکی نشان داد. ژنوتیپهای پنبه مورد مطالعه در دو گروه شمالی و جنوبی به ترتیب با تنوع کمتر از 22 و 33 درصد بر اساس شاخص تنوع ژنتیکی شانون قرار گرفتند. هم چنین ژنوتیپ زراعی با فاصله ژنتیکی زیادی در گروهی مجزا قرار گرفت (اش و همکاران، 2002). نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان داد که که نشانگرهای بین ریزماهوازهای از توانایی بالایی برای ارزیابی تنوع ژنتیکی برخوردار هستند.
    باولز و همکاران (2010) با استفاده از روش بررسی توالی و دادههای ریزماهوارهای به بررسی روابط درون جنس کارتاموس پرداختند. توالی هستهای و کلروپلاستی 37 نمونه از 16 گونه گیاهی توسط 23 جایگاه و پرایمر ریزماهوارهای مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیلها نشان داد که گونههاییکه به طور سنتی به رسمیت شناخته شده بودند وابسته به یک اصل و ریشه نبودند. جنس کارتاموس به دو بخش کارتاموس و آتراتیلیس تقسیم شد.رابطهی نزدیکی بین گونهی لاناتوس و گونههای سرتیکوس و ترکستانیکوس2 مشاهده شد و در نهایت گونهی پالاستینوس3 در نزدیکترین فاصله با گونهی زراعی قرار گرفت.
    ارزیابی ژنتیکی و روابط درون گونه پنبه بر اساس نواحی بین توالیهای تکراری ساده (آیاساسآر) توسط یانگ و همکاران در سال 2007 تجزیه و تحلیل شد. در این ارزیابی تنوع ژنتیکی میان 48 نمونه گلرنگ جمع آوری شده از 32 کشور مختلف با استفاده از 30 پرایمر آیاساسآر مورد بررسی قرار گرفت که از 30 پرایمر تکثیر شده 22 پرایمر چندشکلی نشان دادند. نتایج چندشکلی بالایی را در سطح دیانای در ژرمپلاسم گلرنگ نشان داد (یانگ و همکاران، 2007). در این مطالعه تنوع ژنتیکی نمونههای نشات گرفته از آسیا بالاتر از نمونه های جمع آوری شده از اروپا بود. همچنین تنوع ژنتیکی نمونههای مراکز تنوع گلرنگ در هند و خاورمیانه نسبتا بالاتر از سایر مراکز بود. نتایج حاصله از این مطالعه بیان میدارد کهآیاساسآرسیستم نشانگر موثر و امیدوار کنندهای برای تشخیص تنوع ژنتیکی در میان گلرنگ است و برخی از اطلاعات مفید در مورد روابط فیلوژنی آن را ارائه میکند.
    در مطالعهای دیگر بر روی انواع زراعی، 16 لاینانتخاب شده از جمعیتهای مختلف محلی گلرنگ در حال رشد در شرایط مختلف آب و هوایی ایران همراه با چهار ژنوتیپ به دست آمده از کانادا و آلمان مورد مطالعه قرار گرفت (امینی و همکاران، 2008). از 50 پرایمررپید استفاده شده در این مطالعه، 15 پرایمر چندشکلی نشان دادند. درجهی بالایی از چندشکلی شناسایی شده توسط نشانگر رپید و امکان نمایش تعداد بالاتر از جایگاههای ناشناس، این مفهوم را می رساند که نشانگر رپید می تواند به طور موثر و کارآمد ژرم پلاسم گلرنگ را طبقه بندی کند (امینی و همکاران، 2008).
    به منظور یافتن منشأ گلرنگ زراعی چاپمن و بروک (2007) به بررسی تنوع توالی دیانای با استفاده از هفت منطقهی ژنی هستهای پرداخته و بیان کردند که بین گلرنگ و گونهی وحشی پالاستینوس رابطهی خویشاوندی بسیار نزدیکی وجود دارد. با توجه به اینکه به نظر میرسد دو گونهی اکسیاکانتوس و پرسیکوس فاصلهی ژنتیکی زیادی با گلرنگ زراعی داشته باشد به این دلیل پیشنهاد شد که گونهی پالستینوس جد وحشی گلرنگ زراعی میباشد.
    با استفاده از 102 نشانگر ایافالپی 96 نمونهی گلرنگ جمعآوری شده از 8 منطقه مختلف در جهان توسط جانسون و همکاران در سال 2007 تعین خصوصیت شد. نتایج به دست آمده نشان دادند که نشانگرایافالپی جمعیت گلرنگ را متمایز میکند و گلرنگ از مناطق مختلف جهان، ساختار ژنتیکی متفاوتی دارد (جانسون و همکاران، 2007). تجزیه و تحلیلهای این مطالعه نشان داد که ژرمپلاسم گلرنگ اجزای ساختاری مهمی را به خود اختصاص داده که باید در تحقیقات و بهرهبرداری آینده در نظر گرفته شود.
    روپا (2007) به بررسی تنوع ژنتیکی و مورفولوژیکی در گونههای مختلف گلرنگ پرداخت. برای این منظور از 21 نشانگر رپید استفاده شد که همهی آنها باندهای چندشکل تولید کرده و میان بالایی از چندشکلی را بین ژنوتیپهای زراعی و گونههای وحشی نشان دادند. گونهی کارتاموس ناشناخته تنوع بسیار بالایی را نه تنها با ارقام زراعی، بلکه با دیگر گونه های کارتاموس نشان داد. در میزان چهار گونهی وحشی استفاده شده، از آنجایی که دو گونهی اکسیاکانتوس و پالاستینوس همراه با ژنوتیپهای زراعی در یک گروه قرار گرفتند، به ارقام زراعی نزدیکتر بوده و رابطهی خویشاوندی نزدیکتری دارند.
    تنوع ژنتیکی 23جمعیت ازکارتاموس تینکتوریوس و دو جمعیت کارتاموس لاناتوس (زراعی و وحشی) در چین با استفاده چندشکلی تکثیر شدهی مرتبط با توالی(اسرپ ) توسط پنگ و همکاران در سال 2008 مورد بررسی قرار گرفت.تمامی جمعیتها توانستند به صورت منحصر به فردی، توسط 30ترکیب آغازگر که 9 تا از آنها چند شکلی نشان دادند باند چندشکل تولید کنند. که میزان چندشکلی ایجاد شده 57 درصد تشخیص داده شد. نتیجهی به دست آمده نشان میدهد که گونههای زراعی و وحشی کارتاموس لاناتوس ارتباط نزدیکی با یکدیگر و رابطه دوری باکارتاموس تینکتوریوس داشتند (پنگ و همکاران، 2008). این نتایج نشان میدهد که نشانگر اسرپ قادر به شناسایی تعداد زیادی چندشکلی است و روشی کارآمد میباشد. مهمتر آنکه، توانست گونهی لاناتوس را به وضوح از گونهی زراعی تینکتوریوس شناسایی کند.همچنین این نشانگر توانست جمعیت تینکتوریوس را به 5 گروه تقسیم کند که بیانگر سطح بالایی از تنوع ژنتیکی درون این جمعیت میباشد.
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.