دانلود پایان نامه توسعه اقتصادی و اجتماعی و عملیات آبخیزداری

حقگو (1380) با ارزیابی تأثیر اقدامات آبخیزداری روی خصوصیات هیدرولوژیکی رودخانه غازمحله کردکوی، اعلام داشت که ارزیابی میانگین خطای نسبی دبی اوج بعد از عملیات آبخیزداری به قبل از عملیات آبخیزداری، حاکی از آن است که به طور متوسط، حدود 47 درصد دبی اوج کاهش یافته و این رقم نشان دهنده موفقیت طرح آبخیزداری در حوضه آبخیز مورد نظر بوده است.
خوبفکر (1381) به بررسی اثرات اجتماعی – اقتصادی و فنی اجرای فعالیتهای آبخیزداری در حوضه آبخیز تفتان اقدام نموده است. نتایج این تحقیق که به روش میدانی و با استفاده از شیوه نمونهگیری تصادفی در 30 روستای تحت تأثیر مستقیم فعالیتهای آبخیزداری صورت گرفت، حکایت از رضایت صددرصد مردم و همچنین تمایل صددرصد به مشارکت در فعالیتها و افزایش تمایل به ماندگاری مردم از 65 درصد به بیش از 95 درصد و از بین رفتن اختلافات محلی دارد.
Widget not in any sidebars

سرور (1381) نیز با استفاده از روشهای قیاسی و مشاهدات میدانی به نقش آبخیزداری در توسعه اقتصادی و اجتماعی استان گیلان پرداخته و اشاره نموده که اجرا و انجام طرحهای آبخیزداری ممکن است در رشد نواحی مؤثر باشد اما انتخاب زیرحوضهها از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و به نظر نمیرسد وسعت حوضههای انتخابی در حد سه تا پنج هزار هکتاری و حجم کارهای انجام شده در سطح استان، نقش به سزایی در توسعه زیر نواحی در ناحیه خزری داشته باشد.
فرازجو و خلیلیزاده (1381) به بررسی تأثیر سدهای اصلاحی توری سنگی روی بار معلق حوضه آبخیز زیارت پرداختند. آنها با استفاده از روشهای آماری، میزان بارمعلق حوضه را در دو دوره زمانی قبل و بعد از احداث سازهها مورد مقایسه قرار دادند. نتایج این مطالعه مشخص میکند که در حوضه آبخیز زیارت، سازههای گابیونی برای کاهش بار معلق آبراهه کارایی زیادی نداشته است.
احمدی و همکاران (1382) با اتخاذ روش کیفی و کمی طرحهای آبخیزداری از مرحله تدوین تا بعد از اجرا با استفاده از روشهای بررسی اسناد، مشاهده مستقیم، مصاحبه و پرسشنامه، مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که دو عامل وضعیت طرح تهیه شده و عدم ارزیابی اقتصادی، به عنوان مهمترین عوامل در عملکرد طرح قلمداد میشوند.
حسینی (1382) با ارزیابی طرحهای مطالعاتی و اجرایی آبخیزداری در حوضه آبخیز رامیان استان گلستان، وضعیت طرح را ضعیف دانسته و کاستیهایی از جمله عدم جلب مشارکت و استقبال مردم از طرحها، سنتی بودن دیدگاه آبخیزداری مراکز اجرایی و تعدد مراکز مطالعه و اجرا در منابع طبیعی اعلام نمود.
صادقی و همکاران (1383) به ارزیابی کمی اقدامات آبخیزداری در بخشی از حوضه آبخیز کن با استفاده از روش منحنی جرم مضاعف، میانگین متحرک، تداوم جریان و رژیم هیدرولوژیکی پرداختند و نتیجه گرفتند که اقدامات آبخیزداری منجر به کاهش دبیهای بالا، افزایش تداوم جریان، کاهش خشکسالی هیدرولوژیک و آرام شدن پاسخ هیدرولوژیکی حوضه آبخیز شده است.
قریشیراد (1383) با هدف ارزیابی طرحهای مهار سیل در رودخانههای استان گلستان از دیدگاه فنی و اقتصادی نتیجه گرفته است که عمدهترین مشکلات آنها عدم انتخاب سازه مناسب، مکانیابی غیر اصولی، عدم ثبت نتایج در قالب استاندارد مناسب و عدم نظارت مستمر بوده است.
نصیری مقدم (1383) در حوضه آبخیز گلابدره و دربند تهران و با استفاده از مدل هیدرولوژیکی HEC-HMS اقدام به ارزیابی اثر بخشی عملیات آبخیزداری بر دبی پیک جریان و سیلاب واریزهای نمود. وی با در نظر گرفتن دبی پیک سیلاب در شرایط قبل و بعد از اقدامات آبخیزداری نتیجه گرفت که اثر عملیات آبخیزداری بر پارامترهای سیلاب شامل حجم، زمان اوج و دبی اوج سیلابها با افزایش دوره بازگشت کاهش مییابد. در مجموع نتایج حاصل از ارزیابی به عمل آمده اثر عملیات آبخیزداری را در مهار سیلابها به ویژه سیلابهای واریزهای مؤثر و مفید نشان داد.
حشمتی و همکاران (1384) در یک طرح تحقیقاتی، سازههای کنترل سیل شهرستان هرسین در استان کرمانشاه را مورد ارزیابی قرار دادند؛ آنها با تهیه پرسشنامه و بازدیدهای میدانی از سازههای اجرا شده نتیجه گرفتند که ارزیابی اقدامات کنترل سیل علاوه بر منشأیابی علل اولیه و طبیعی وقوع سیل، میتواند علل ثانویه مانند تغییر کاربری را نیز مشخص سازد. همچنین بر اساس تحقیق آنان ماهیت ارزیابی کارهای انجام شده به تحول مثبت در اقدامات گذشته و اطلاع رسانی به مدیران اجرایی برای کنار گذاشتن به موقع طرحهای پرهزینه و فاقد کارایی، خواهد انجامید.
صانعی و همکاران (1384)، طرحهای اجرا شده مهار سیل در استانهای کرمانشاه (23 طرح)، گلستان (6طرح) و اصفهان (21 طرح) را برای تعیین نقاط ضعف و قوت آنها مورد ارزیابی قرار دادند. آنها تحقیقات خود را در سه مرحله شامل بررسی مطالعات پایه، ارزیابی وضع موجود در قالب بازدید میدانی و تنظیم پرسشنامه و مقایسه وضع موجود با شرایط پیشبینی شده انجام دادند. ارزیابی انجام شده نشان داد سازههای اجرا شده در طی 15 سال اخیر تقریباً دارای طرحی مدون بوده و از پایداری مناسبی برخوردار بودهاند، اما از نظر اقتصادی و به خصوص توسعه پایدار، در دراز مدت جوابگو نبوده و لازم است در مطالعه این گونه سازهها به جز مطالعات هیدرولوژی در بالادست سازه، کل اکوسیستم از سراب تا پایاب حوضه و تأثیر اجرای سازه مورد نظر بر بهرهبرداری مستمر از منابع آب، خاک و گیاه نیز در نظر گرفته شود.
ساری صراف و رحمانی (1384)، در مقاله ای تغییرات رسوب در دوره زمانی قبل و بعد از انجام عملیات آبخیزداری در حوضه آبخیز عنبران چای نمین- اردبیل بررسی کردند و نتایج حاکی از کاهش چشمگیر و معنی دار میزان رسوب بعد از عملیات آبخیزداری است، به گونه ای که در میزان رسوب و فرسایش ویژه 35 درصد سطح حوضه کاهش یافته است . مهمترین دلیل آن را می توان اعمال مجموعه عملیات مکانیکی انجام شده در حوضه که شامل احداث سازه های گابیونی، سدهای خشکه چین و همچنین عملیات بیولوژیکی انجام شده شامل: علوفه کاری، بوته کاری، نهال کاری و بذرپاشی می باشد دانست.
رهبر (1385) با هدف ارزیابی نتایج عملکرد طرحهای آبخیزداری در آبخیز میانکوه یزد با مقایسه وسعت عرصه عملیات پیشنهادی و اجرایی، نتیجه گرفت که 50 درصد بندهای گابیونی تخریب شده و بندهای خشکهچین و ملاتی در کنترل رسوب خروجی از آبخیز، 91 درصد کارایی داشته است.
فتح الهی (1385) در پایان نامه خود با عنوان ارزیابی تاثیر اقدامات آبخیزداری در کاهش رسوبدهی حوضه آبخیز سد تهم، به این نتیجه رسید که اختلاف معنی داری در میزان کاهش فرسایس وتولید رسوب نسبت به زمان قبل از اجرای عملیات مشاهده نگردید.
آذری (1386) به ارزیابی اقدامات آبخیزداری در حوضه آبخیز کبود گنبد در استان زنجان با استفاده از نرمافزار HEC-HMS اقدام نمود. ایشان با شبیهسازی رفتار سیلاب برای بارشهای با دوره بازگشت مختلف در قبل و بعد از اقدامات آبخیزداری، عملکرد این اقدامات را بررسی کرد. نتایج تحقیق ایشان حاکی از آن است که اقدامات آبخیزداری در کاهش دبی اوج و حجم سیلاب مؤثر است.
تاجیکی (1386) با ارزیابی اقدامات آبخیزداری و میزان اثربخشی این اقدامات در کاهش دبی اوج جریان و کاهش میزان فرسایش و تولید رسوب را با استفاده از نرمافزار HEC-HMS و روش تجربی EPM در حوضه آبخیز رامیان استان گلستان را مورد بررسی قرار داد. وی با شبیهسازی وضعیت قبل و بعد از اجرای اقدامات آبخیزداری به این نتیجه رسید که اجرای اقدامات باعث کاهش دبی سیلاب به میزان 45 درصد شده است و کاهش ضریب تغییرات جریان حاکی از منظم شدن رژیم هیدرولوژیکی رودخانه است. همچنین کاهش میزان رسوب ویژه در دوره زمانی قبل و بعد از اقدامات آبخیزداری معنیدار میباشد.
کبیر و همکاران (1386) در بررسی احداث سازههای اصلاحی بر روی زمان تمرکز در آبخیز رودبار قشلاق استان گلستان با استفاده از رابطه کرپیچ به این نتیجه رسیدند که سازههای احداث شده تأثیر چندانی در افزایش زمان تمرکز آبخیز نداشته و میزان افزایش زمان تمرکز در همه موارد کمتر از یک درصد بوده است.
کلهر (1386) در مطالعهای تحت عنوان ارزیابی فنی اقتصادی پروژههای آبخیزداری در بخشی از حوضه آبخیز جاجرود با استفاده از منحنی جرم مضاعف، تداوم جریان و میانگین متحرک برای دورههای قبل و بعد از عملیات آبخیزداری نشان داد که عملیات در حوضه آبخیز عملکرد ضعیفی داشته و نتوانسته تولید رواناب و رسوب را متعادلتر کند. که علل آن را کم توجهی به پیشنهادهای بخش تلفیق و مطالعات، نداشتن روحیه همکاری با ساکنین حوضه، کم توجهی به نکات فنی در ساخت سازهها و همچنین کم توجهی به احیای پوشش گیاهی معرفی نمود.
اعظمیراد و همکاران (1387) با شناسایی اقدامات آبخیزداری به عنوان روشی برای مقابله با کم آبی و کاهش بحران آب، نقش آن در راستای حفاظت از منابع آب، خاک و پوشش گیاهی در عرصههای منابع طبیعی را ذکر نمودند.
اطمینان اقطاعی (1387) با بررسی و ارزیابی نقش مدیریت پوشش گیاهی در حفظ منابع آب و خاک چنین استنباط کرد که با افزایش درصد پوشش گیاهی از 22 درصد به 24 درصد
میزان رسوب دهی براساس روش پسیاک اصلاح شده از 44/5 تن در هکتار در سال به 1/4 تن در هکتار در سال تقلیل یافته است.
نورعلی و همکاران (1387) با استفاده از نرمافزار HEC-HMS به بررسی عملکرد سازه چند منظوره نوکنده استان گلستان در مهار سیلاب و کاهش دبی اوج سیلاب پرداختند و پارامترهای مورد نیاز برای اجرای مدل مذکور در شرایط قبل و بعد از احداث مخازن مربوط به بارش یک ساعته را به مدل معرفی کرده و به این نتیجه رسیدند که مخازن احداث شده در کاهش دبی اوج سیلاب ورودی موثر بوده است.
کریمی زاده (1388) در تحقیقی با عنوان “ارزیابی فنی عملیات اجرایی آبخیزداری بر دبی رودخانه (مطالعه موردی:حوضه آبخیز سیرا-کلوان) بیان نمود که اقدامات بیولوژیکی انجام شده منجر به کاهش متوسط دبی اوج و حجم سیلاب شده است.
نیکوکار (1388) با استفاده از نرمافزار HEC-HMS حوضه آبخیز گلابدره- دربند را مورد مطالعه قرار داده و با دادن اطلاعات به مدل، حوضه آبخیز را در شرایط قبل و بعد از عملیات آبخیزداری در دورههای بازگشت مختلف مورد مقایسه قرار داده و میزان اثر عملیات آبخیزداری را بر پارامترهای سیل بررسی کرده است. نتایج این تحقیق نشان داد که اثر عملیات آبخیزداری روی هیدروگراف سیل در دوره بازگشتهای کم، قابل توجه بوده و با افزایش دوره بازگشت، این اثر کاهش بر روی سیلاب کمتر میگردد.
کمالی و موسوی (1389) با استفاده از نرم افزار HEC-HMS، روشهای بهینه سازی به منظور کالیبراسیون خودکار در این نرم افزار را مورد بررسی قرار دادند، لذا با اتصال نرم افزار HEC-HMS به الگوی فراکاوشی بهینه سازی PSO مقادیر پارامترهای مدل با هدف حداقل سازی خطای پیش بینی مدل با مدلهای تک و چند هدفه را برآورد نمودند. نتایج حاصل بیانگر اهمیت انتخاب تابع هدف در مقادیر بهینه از پارامترهای مدل میباشد.