دانلود پایان نامه تجهیز و تخصیص منابع مالی و روش های اندازه گیری

دانلود پایان نامه

۲) قدرت تحلیل ذاتی؛
۳) کسب پرستیژ ( وجهه ) سهامداران بودن؛

  • ۴) انطباق تصویر ذهنی خریدار و تصویر واقعی شرکت؛
    ۵) میزان درجه ریسک پذیری؛
    ۶) میزان اعتماد به نفس.
    علم بیوریتم، سالهاست که در عرصه علوم مختلف تاثیرگذار بوده، در حال تثبیت جایگاه در رشته های مختلفی از جمله مدیریت است و حال اینکه باید بررسی کرد که بیوریتم و سیکلهای مختلف آن (جسمی، ذهنی و احساسی) چگونه بر قصد و تصمیم فرد به سرمایه‌گذاری تأثیر گذارند . با توجه به کشفیات علم بیوریتم ، افراد در زمانهای مختلف رفتارهای متفاوتی در زمینه‌های مختلف از خود نشان می‌دهند و این تغییر درونی می تواند علت رفتارهای بیرونی در زمینه های متفاوت باشد و به طورطبیعی‌ شناخت دقیق و علمی از این رفتارها ، باعث افزایش شناخت از جعبه سیاه افراد (سرمایه گذاران) و پی بردن به عکس العمل ها و رفتارهای بیرونی آنان می‌شود.این مسئله با مثالی بیشتر روشن می شود:
    فردی را در نظر بگیرید که در یک دوره زمانی ویژه مبلغ پولی را به دست آورده و به دنبال راهی برای سرمایه گذاری پول خود است. وی می تواند قطعه زمینی خریداری کرده، و یا پول خود را پس انداز بلند مدت کند و … حال اگر این فرد از لحاظ سیکل ذهنی در ناحیه اوج قرار داشته باشد، به دلیل اینکه در این حالت از لحاظ ذهنی بسیار توانمند است، و ذهن وی به او اجازه کنکاش هرچه بیشتر را می دهد، به سرمایه گذاری هایی که نیاز به تجزیه و تحلیل و قدرت ذهنی بالایی داشته باشد رو می آورد و از آنجا که سلولهای ذهنی وی از هر زمان دیگری مستعدتر و آماده‌تر می باشند، در آن دوره زمانی ویژه گرایش بیشتری به بازار بورس اوراق بهادار پیدا می‌کند
    عامل مهم دیگری که از لحاظ روانی بر ذهنیت و قصد افراد تأثیر گذاراست، قدرت و توانایی تجزیه و تحلیل ذاتی افراد برای سرمایه گذاری است . به طور کلی اگر افراد احساس کنند که انرژی و استعدادهای لازم برای انجام کاری را به خوبی در اختیار دارند ، در آن فعالیت موفق‌تر از دیگران عمل می کنند. ما در طول تاریخ شاهد ظهور ابر مردانی بوده ایم که با اینکه از تکنیک‌ها و اصول رشته خود به صورت آکادمیک بهره مند نبوده اند ، ولی بسیار خوش درخشیده‌اند ، چرا که آنها به صورت ذاتی و درونی در زمینه فعالیت خود قدرتمند بوده اند . حال اینکه بعضی از افراد که از لحاظ ذاتی (ارثی) از قدرت تحلیل بالایی برخوردار هستند و در واقع این‌گونه افراد با کمترین داده‌ها و اطلاعات در زمینه مورد نظر، تجزیه و تحلیل دقیقی را از خود بروز داده ، در نتیجه این‌گونه افراد در صورت شناخت این پتانسیل درونی،گرایش هر چه بیشتری به خرید سهام و فعالیت در بازار بورس اوراق بهادار دارند.
    از عوامل مهم دیگری که افراد را به خرید سهام و سرمایه گذاری در بازار بورس اوراق بهادار تحریک می کند ، به دست آوردن وجهه سهامداربودن است ، بدین‌معنی که بعضی از افراد فقط به دلیل اینکه کسب وجهه کنند، سهامدار یک شرکت خاص می شوند، به عبارت دیگر این‌گونه افراد با خرید سهام شرکتهایی خاص (بیشتر سهام شرکتهایی که شهرت زیادی در بازار کسب کرده اند)خود را از لحاظ ذهنی ارضا می کنند، و در واقع، برای به دست آوردن این پرستیژ به خرید سهام انگیزه پیدا می کنند . کسب این نوع از پرستیژ می تواند از راه گفتن جمله‌هایی، نظیر اینکه: “من یکی از سهامداران شرکت…..هستم”،”دیروز در مجمع عمومی صاحبان سهام شرکت…..حضور داشته ام” و … به دوستان و آشنایان به دست آید.این‌گونه سرمایه گذاران می توا نند طبقه بندی متنوعی را شامل شوند ، که یکی از این گروهها، افرادی هستند که سهام را در مبالغ پایینی خریداری می کنند و بیشتر دانشجویانی هستند که در رشته‌های مرتبط با بورس(اقتصاد، حسابداری، مدیریت و..)در حال تحصیل هستند و آرزویشان دستیابی به جایگاه کسانی است که الگوی آنان قرار گرفته اند .
    از انواع محرکهای درونی دیگری که می تواند به رفتار افراد شکل بدهد، انطباق تصویر ذهنی خریدار با تصویر واقعی شرکت است. بسیاری از سرمایه گذاران بدون توجه به نام شرکت و صورتهای مالی (سود هر سهم ، سیاست تقسیم سود ، نرخ رشد سود و…) سهام شرکت را خریداری می کنند، در واقع این‌گونه سرمایه گذاران با توجه به تصویر ذهنی ایده آل خود از محصولات و خدمات، سهامدار شرکت می شوند. در حقیقت این افراد میان ذهنیت مطلوب خود و تصویر واقعی شرکتهای موجود، انطباقی را صورت می دهند و در نهایت سها مدار شرکتی می شوند که محصولات ، خدمات ، مدیریت و… آن، مطابق با ذهنیات آنها باشد.
    فردی را در نظر بگیرید که به دلیل استفاده از یک آمپو ل شرکت دارو سازی X به فرزندش جانی دوباره بخشیده شده است و این فرد از محصول تولیدی این شرکت رضایت ذهنی فراوانی دارد. بنابراین این عامل درونی شرایطی را فراهم می سازد تا سهام این شرکت را خریداری کند. نکته دارای اهمیت اینجاست که اگر تصویر ذهنی فرد (خواسته مطلوب وی)در زمینه های مختلف در واقعیت وجود نداشته باشد، موجب کاهش گرایش افراد به سرمایه گذاری در بورس می شود. که در این راستا شرکتها می توا نند با تولیدات مرغوب و نیز رعایت اصول مشتری‌مداری و راهکارهایی از قبیل: دخالت دادن مشتریان هدف در تولید محصولات ، تصویر ذهنی مناسبی از شرکت ارائه دهند تا در نهایت، این تصویر با ذهنیات سرمایه‌گذاران تطابق پیدا کرده، باعث تشویق افراد به خرید سهام شود.
    عامل مهم دیگری که می تواند رفتار افراد را تحت تاثیر قرار دهد، میزان درجه ریسک پذیری است،که این مورد از جمله مهمترین عوامل موجود در بازارهای مالی،به ویژه بازار سهام میباشد.از لحاظ درجه ریسک ، افراد به دو دسته ریسک‌پذیر و ریسک گریز تقسیم می‌شوند. سرمایه‌گذاران در بازار بورس منطقی عمل کرده و به ازای پذیرفتن میزان مشخصی از ریسک ، بازده مورد انتظارشان را طلب می‌کنند. ولی اگر فردی به هیچ عنوان ریسک را نپذیرد و مایل به کسب بازده ای باشد که در برابر دریافت آن بازده، متحمل هیچ‌گونه ریسکی نشود ، به طورطبیعی نمی‌تواند به سمت بازار بورس حرکت کند، چرا که افرادی به سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار می پردازند که میزان ریسکی را با توجه به مقدار بازده ، پذیرا باشند.
    درنهایت ، اعتماد به نفس می تواند بر قصد افراد به سرمایه گذاری در بازار بورس تأثیر گذار باشد . افرادی که از لحاظ میزان اعتماد به نفس درحد پایینی قرار دارند، بیشتر به سرمایه‌گذاری‌هایی رومی آورند که از میزان حتمیت(اطمینان) بیشتری برخوردار باشد (خرید زمین، پس‌انداز کوتاه مدت و… )چرا که هر چه فرد اعتماد به نفس بالاتری داشته باشد، در رابطه با موضوعا ت، با قدرت و اطمینان بیشتری تصمیم گیری می کند زیرا به خود و قابلیت‌هایش اعتماد دارد و در نهایت این ذهنیت ، وی را به سمت و سویی می‌کشاند که بتواند از نیروها و پتانسیل های درونی خود در بسترهای مناسب (بازار بورس اوراق بهادار) بهره‌برداری کند. گفتنی است که آیا فردی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است در بازار بورس موفق می‌شود یا خیر؟ بلکه مفهوم این است که میزان اعتماد به نفس در ابتدای امر می‌تواند مانند محرکی در تشویق به سرمایه گذاری عمل کند.
    همان‌گونه که گفته شد : عوامل روانی ، تأثیرهای قابل توجهی بر حرکات و اعمال انسانها دارند و همین مسائل روانی است که افراد را از درون با یکدیگر متمایز کرده است، ولی در پاره ای از اوقات این عوامل نسبت به عوامل بیرونی کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، در حالی که درک درست فـــرایندهای رفتاری و پیامدهای آن برای برنامه ریزان مالی از اهمیت بسیار زیادی بــرخوردار است و می‌تواند به آنها در جهت تدوین استراتژی‌ها و تجهیز و تخصیص منابع مالی کمک شایانی کند. بُعد درونی مثال کوه یخی است که در آب فرو رفته و فقط قلّه و نوک آن (عوامل بیرونی) از سطح آب بیرون و قابل مشاهده است و بیشترین بخش این کوه یخ (عوامل درونی‌) در زیر سطح آب پنهان است . حال با توجه به اینکه بورس اوراق بهادار یکی از ارکــان اقتصادی کشور است و رشد و توسعــه این سازمان، توسعه اقتصاد ملی را به همـراه خواهد داشت، می بایستی با شناخت بیشترعوامل روانی، به ذهنیات درونی و در نتیجه رفتارهای بیرونی افراد (سرمایه‌گذاران آتی) به صورتی علمی و حســاب شده پی برد و موجبات تشخیص بهینه دیدگاهها ، حالات و رفتار سرمایه‌گذاران، و رشد و پیشرفت بورس اوراق بهادار را فراهم آورد.
    به امید روزی که مسئولان و سازمانهای مربوطه و تاثیر گذار بر بازارهای بورس اوراق بهادار کشورمان با در نظر گرفتن ظرافتهای تمامی عوامل مهم تاثیر گذار بر رفتار خریداران، میزان قدرت این سازمان را افزایش داده، با حمایت های خود موجبات رشد اقتصاد ملی کشورمان را فراهم سازند.
    2-14- روش های اندازه گیری گرایش احساسی
    روش های اندازه گیری گرایش های احساسی سرمایه گذاران را می توان به سه دسته تقسیم کرد :اولین گروه از شاخص های اندازه گیری گرایش های احساسی سرمایه گزاران مبتنی بر روش های پیمایشی بوده و بطور مستقیم گرایشات احساسی بازار را اندازه گیری می کند. از این گروه می توان به شاخص تمایلات مصرف کنندگان میشیگان (MCSI) اشاره کرد . در نقطه مقابل روش های مستقیم ، روش های غیر مستقیم قرار دارد که برای اندازه گیری گرایش های احساسی سرمایه گذاران از داده های مالی بهره می گیرند. از این گروه نیز می توان به شاخص عدم تعادل در خرید و فروش ، شاخص اطمینان بارن و شاخص گرایش های احساسی بازار سرمایه (EMSI) اشاره کرد. دسته سوم از روش های اندازه گیری مربوط به روش های ترکیبی می باشد که معروف ترین آن شاخص ترکیبی ارائه شده توسط باکر و ورگلر (2006)می باشد ( Kim & Ha , 2010 , 2).
    2-15- تعاملات اجتماعی
    انسان به علت زندگی اجتماعی ، خود را به گروه ها و اجتماعات مختلفی متعلق می داند و به عنوان یک عضو ازاین گروه ها عمل می کند . در ضمن افراد به عنوان اعضای اجتماع ، درگیر برخی تورشهای اجتماعی می شوند . این تورشها از قبیل « احساسات بازار»،« تمایلات توده ای » و اجتناب از « ناهنجاری های شناختی » می باشند . این موضوعات در حوزه روان شناسی اجتماعی بحث می شود .
    2-15-1- احساسات بازار
    احساسات بازار عبارتست از فضای رونق یا رکود بازار. به عنوان مثال هنگامی که بازار در حالت رونق است ، سرمایه گذاران مایلند سهام حتی به قیمت بالاتر از ارزش واقعی خریداری کنند . در این حالت سرمایه گذاران گرایش به پذیرش ریسک بیشتری دارند که این حاکی از اعتماد آنها به بازار و شرایط اقتصادی است . در این حالت انتظار آنها از بازار ، ادامه روند رونق است و پیش بینی می کنند قیمتها باز هم افزایش خواهد یافت . در بازارهای سرمایه ، مجموعه ای از اطلاعات ناشی از احساسات اجتماعی در کنار اطلاعات منطقی وجود دارد ، اینکه فرد به چه میزان بتواند براحساسات اجتماعی خود غلبه کند و به ندای منطق گوش فرا دهد ، مبین میزان موفقیت او در سرمایه گذاری مبتنی بر عقل است .
    2-15-2- رفتار توده ای
    رفتار توده ای نشان از تمایل انسان به رفتار کردن شبیه دیگران است. وقتی توده جامعه کار خاصی انجام می دهند یا عکس العمل خاصی از خود بروز می دهند ، از نظر ذهنی برای افراد خیلی دشوار است که رفتاری متفاوت از بقیه داشته باشند . به بیان دیگر رفتار توده ای به رفتار مجموعه ای از افراد گفته می شود که بدون هماهنگی با یکدیگر رفتاری شبیه به هم از خود نشان می دهند . تحقیقات نشان داده است بسیاری از سرمایه گذاران که به کار خرید و فروش سهام مبادرت می ورزند ، از اطلاعات رد و بدل شده و ارتباطات موجود بین سرمایه گذاران استفاده می کنند . در این زمینه می توان به تاثیر گفتگوهای اینترنتی بر قیمت سهام اشاره کرد . از واژه رفتار توده ای برای مطالعه حرکات و رفتار گروهی حیوانات (گله) و پرندگان نیز استفاده می شود . مطالعه رفتارگروهی در پدیده هایی از جمله حباب بازار سهام ، سقوط بازار سهام ، آشوبهای خیابانی ، آزار اقلیتها ، تظاهرات سیاسی یا هواخواهی های مذهبی یا سیاسی استفاده می شود . در مطالعات روان شناسی اجتماعی به تبیین رفتار توده ای پرداخته می شود که گروهی از افراد در یک زمان کارهای یکسانی انجام می دهند . رفتار این افراد با برچسب موهن « رفتار گوسفندی » و افراد « گوسفند مآب » خوانده می شود . تجمع افراد و ایجاد جو ، باعث تشدید حالتهای شادی یا غم می شود که یک اثر ذهنی – روانی است ، در این تجمعها ، افراد رفتاری شبیه جمعیت انجام می دهند ، بدون آنکه درمورد آن تفکرخاصی داشته باشند (همان موضوع جوزده شدن). برخی از این حالتها ملایم اند مثل مد و برخی با تشنج زیاد (مثل حرکات سیاسی و خیابانی ). روان شناسان این حالت را با از بین رفتن شخصیت فردی یا کمرنگ شدن آن همراه می دانند که همزمان ، برخی حالات احساسی برافراد عارض می شود که به آن « احساسات گروهی » گفته می شود . البته نسبت دادن این پدیده به عنوان رفتار رمه ای چندان مناسب نیست و تحقیقات تجربی زیادی در این خصوص به انجام نرسیده است . به خصوص هنگامی که این احساسات با احساسات مذهبی ، عدالت خواهی در مقابل ظلم یا تحت فرمان کاریزماتیک یک رهبر همراه باشد . رفتارگروهی در حباب بازار سهام هنگامی رخ می دهد که سرمایه گذاران سعی می کنند سیاستهای معاملاتی خود را شبیه دیگران ترسیم کنند . در این شرایط حتی اگر افراد بدانند در حباب قرار دارند ،مادام که حباب وجود دارد ، در بازار قرار می گیرند . به این حالت می توان رفتار توده ای نسبت داد ؛ چرا که تمامی افراد یکسان عمل می کنند، بدون اینکه از پیش این رفتار هماهنگ شده باشد . البته در بازارهای سرمایه معمولا رهبران حرکات وجود دارند که منشا رفتارهای توده ای را تشکیل می دهند . وقوع سقوط بازارها پس از حباب بازار، توضیحی به همین صورت دارد .
    2-15-3- اجتناب از ناهنجاری های شناختی
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.