دانلود پایان نامه با موضوع اکسیژن مصرفی و فعالیت بدنی

در تحقیقی دیگر که توسط گودمن و همکاران (1989) تحت عنوان تمرین هوازی بیشینه به دنبال 60 ساعت بی‌خوابی روی 12 زن جوان انجام گرفت. نتیجه گرفته شد که 60 ساعت بی‌خوابی تأثیر معنی‌داری را بر روی توان هوازی بیشینه نداشت. به نظر می‌رود که از اصلی‌ترین دلایل وجود تناقض میان نتایج پژوهش گودمن و همکاران و نتایج پژوهش حاضر، متفاوت بودن جنسیت آزمودنی‌ها و پروتکل اجرایی آنها باشد.
مارتین و چن نیز در پژوهشی (1984) پاسخ های فیزیولوژیکی هشت نفر را که پس از خواب طبیعی به راه رفتن روی نوارگردان با بار یکنواخت پرداختند را با پاسخ‌های آنان پس از 50 ساعت بی‌خوابی مقایسه کردند و دریافتند که بی‌خوابی هیچ تاثیر معنی‌داری بر روی پاسخ های فیزیولوژیکی به تمرین ایجاد نکرد و اکسیژن مصرفی در هر دو وضعیت یکسان بوده است که با نتایج تحقیق حاضر همخوانی ندارد که احتمالا دلیل این عدم همخوانی با نتایج پژوهش حاضر، دادن انگیزه مضاعف به آزمودنی‌ها در تحقیق مارتین و چن از طریق تشویق مالی فراوان برای اجرای آزمون می‌باشد.
Widget not in any sidebars

2.2.5 توان بی‌هوازی بیشینه :
تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات پژوهش حاضر نشان داد که 24 ساعت محرومیت از خواب تأثیر معنی‌داری بر روی توان بی‌هوازی بیشینه تمامی پست های بازی دارد.
هم راستا با این تحقیق و در تحقیقی که توسط پوند و همکاران در سال 1986 صورت گرفت نشان داده شد که 42 ساعت محرومیت از خواب باعث تغییرات معنی‌داری در توان بی‌هوازی افراد ورزشکار و غیر ورزشکار می‌شود که با نتایج پژوهش حاضر همخوانی دارد. همچنان که می‌دانیم بخش عمده‌ای از بازسازی ذخایر انرژی در هنگام استراحت و بخصوص خواب صورت می پذیرد. بنابراین، کاملاً منطقی به نظر می‌رسد که عدم استراحت (خواب) کافی می‌تواند میزان این بازسازی را به میزان زیادی تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل عملکردهای اجرایی شخص بی‌خواب و یا کم خواب در حین فعالیت‌هایی نظیر آزمون RAST، چابکی و دوی 45 متر کاهش می‌یابد. از طرف دیگر، کاهش منابع تولید انرژی می‌تواند میزان درک از فشار و یا شاخص خستگی را در فرد افزایش دهد.
از سویی دیگر سویسی و همکاران در سال 2003 تاثیر 36 ساعت محرومیت از خواب را بر توان بی‌هوازی دانشجویان غیر ورزشکار به بوته آزمایش گذاشتند. نتایج این تحقیق نشان داد که توان بی‌هوازی این افراد پس از 24 ساعت محرومیت از خواب تغییر معنی‌داری نکرد که این نتیجه با یافته‌های پژوهش حاضر تناقض دارد در حالیکه پس از 36 ساعت محرومیت از خواب توان بی‌هوازی آزمودنی‌ها کاهش معنی‌داری پیدا کرد که شاید با بیشتر شدن ساعات بیداری این کاهش معنی‌دار شده است. از دلایل وجود این تناقض می‌توان به عواملی از قبیل سن، جنس و سطح تمرین این آزمودنی‌ها اشاره کرد. چراکه آزمودنی‌های شرکت‌کننده در این مطالعه جملگی غیر ورزشکار بوده‌اند.
سیمونز و ون هلدر در سال 1988 تحقیقی را با عنوان عملکرد جسمانی و پاسخ های فیزیولوژیکی به دنبال 60 ساعت بی‌خوابی انجام دادند. نتایج این تحقیق نشان داد که توان بی‌هوازی افراد در پاسخ به انجام آزمون توان بی‌هوازی وینگیت بعد از 60 ساعت بی‌خوابی تغییر معنی‌داری پیدا نکرد که با نتیجه پژوهش حاضر تناقض دارد که احتمالاً دلیل عدم هم‌خوانی این تحقیق با پژوهش حاضر ساعات بی‌خوابی اعمال شده بر روی آزمودنی‌ها می‌باشد.
همچنین هیل و همکاران در سال 1994 و بویانت و همکاران در سال 1992 تاثیر محرومیت 24 ساعت از خواب، بر توان بی‌هوازی را به بوته آزمایش گذاشتند. در این تحقیق‌ها از آزمون وینگیت استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که 24 ساعت بی‌خوابی تاثیر معنی‌داری بر توان بی‌هوازی آزمودنی‌ها نداشت که با نتیجه پژوهش حاضر تناقض دارد و احتمالاً این عدم هم‌خوانی به دلیل تفاوت سنی و سطح تمرینی آزمودنی‌ها و عدم مشابه بودن آزمون گرفته شده می‌باشد.
سیمونز و همکاران در سال 1988 تاثیر 60 ساعت بی‌خوابی و آقای موگین و همکاران در سال 1996 تأثیر محرومیت جزئی از خواب را بر توان بی‌هوازی غیرورزشکاران مورد آزمایش قرار دادند که نتایج نشان داد هیچ‌گونه تغییر معنی‌داری در توان بی‌هوازی آزمودنی بوجود نیامده است که به نظر می‌رسد دلایل این عدم هم‌خوانی‌ها با پژوهش حاضر، همچنان که در موارد قبلی نیز به آن اشاره شد، غیرورزشکار بودن آزمودنی ها و عدم مشابه بودن نحوه آزمون در هر سه تحقیق می‌باشد.
آزبوی و کیگیسز (2009) دریافتند، یک شب بیخوابی باعث کاهش معنیدار اجرای فعالیت بوسیله کاهش زمان تهویه تمرین و زمان خستگی میشود. همچنین، آنها نشان دادند بیخوابی بر فعالیتهایی که نیازمند توان و اجرای دقیق و سریع هستند، بیشتر از فعالیتهایی که به این عوامل احتیاج ندارند تأثیر گذاشته است. از آنجا که فعالیتهای سریع و توانی در مدت زمان کم و با حداکثر ظرفیت فرد انجام می‌گیرند، بیخوابی و کمخوابی میتواند مانع آزاد شدن انرژی مورد نیاز برای اجرای سریع شده و در نتیجه عملکرد مختل میگردد.
3.5 زمان عکس العمل :
نتایج تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات بدست آمده در مورد زمان واکنش آزمودنی‌ها نشان داد که 24 ساعت محرومیت از خواب می‌تواند به طور معنی‌داری زمان واکنش دیداری دروازه بانان، بازیکنان میانی، و مهاجمین را کاهش دهد ولی در زمان واکنش دیداری دفاع میانی و دفاع کناری کاهش معنی داری نداد.
این یافتهها با نتایج پژوهشهای فیلیپ و همکاران (2005)، کالدویل و همکاران (2003) همخوانی داشت. هریسون و هورن (2000) در تحقیقی تأثیر همزمان 30 ساعت بیخوابی و اجرای بدنی (رکاب زدن بر روی چرخ کارسنج) را در افراد غیرورزشکار بررسی کردند. آنها گزارش دادند زمان عکسالعمل ارادی در هر دو گروه (گروه بیخوابی و گروه بیخوابی به همراه کار بدنی) به طور معنی‌داری کاهش یافت. اما میزان کاهش در گروه بیخوابی به همراه فعالیت بدنی، نسبت به گروه بی‌خوابی به طور معناداری بیشتر بود. آنها دلیل کاهش زمان عکسالعمل را به کاهش فعالیتهای ادراکی و شناختی مغز و بویژه تمرکز حواس نسبت دادند. رایلی و همکاران در سال 1983 گزارش کردند بی‌خوابی میتواند منجر به تضعیف واکنش در مقابل محرک‌های ناگهانی شود. در همان مطالعه نشان داده شد که بیخوابی بر اجرای بدنی (دویدن استقامتی بر روی تریدمیل) تأثیر منفی دارد و باعث کاهش زمان رسیدن به واماندگی می شود. به نظر می‌رسد که این کاهش در زمان عکسالعمل به دلیل کاهش در فعالیتهای ادراکی و شناختی مغز و بخصوص تمرکز حواس باشد. این مطالعه نشان داد که بیخوابی باعث کاهش معنیداری در هماهنگی عصبی- عضلانی افراد میشود. واردار و همکاران (2007) گزارش کردند 30 ساعت بیخوابی (شب زنده داری) ممکن است سطح اضطراب را افزایش دهد، بدون آنکه کاهشی در اجرای آزمون بیهوازی (وینگیت) ایجاد شود. از آنجا که بیخوابی میتواند باعث افزایش اضطراب شود و این اضطراب حاصل از بیخوابی میتواند در فشار رقابت و مرحله آسیب شناختی نقش به سزایی داشته باشد. پس افت عملکرد در فعالیت‌های نیازمند دقت و تمرکز و در نتیجه هماهنگی عصبی- عضلانی میتواند ناشی از وجود اضطراب حاصل از بیخوابی باشد. بیخوابی باعث ایجاد سردرد، سرگیجه، کاهش عملکرد حافظه، درد عضلانی، کج خلقی و زود رنجی، لرزش دست و کاهش تمرکز می شود (اسمیت و همکاران، 1992). از سوی دیگر با بیخوابی و ایجاد لرزش در دست، کاهش تمرکز و سرگیجه اجرای فعالیتهای ورزشی نیازمند تمرکز و ثبات بدن مانند: تیراندازی، پرتاب دارت، شطرنج ، دچار اختلال می‌گردد. زود رنجی و کج خلقی حاصل از بیخوابی باعث کاهش تحمل فشار افراد میشود و در نتیجه بر اجرای فعالیتهایی که نیازمند تمرکز و دقت بیشتر میباشند، اثر سوء دارد. همچنین، وجود سردرد میتواند قدرت تفکر و تصمیمگیری افراد برای اجرای فعالیتهای مورد نیاز را کاهش دهد. کاهش سطح استیل کولین بخش قشری مغز متعاقب بیخوابی نیز می‌تواند به عنوان یکی از دلایل احتمالی کاهش عملکرد بدنی و عوامل ادراکی- شناختی در انسان مطرح شود (فیلیپ و همکاران، 2005). همچنین ما دریافتیم که 24 ساعت بیخوابی بر زمان عکس العمل تأثیر منفی داشته است.سایمون و همکاران (1988) نشان دادند یک شب بیخوابی باعث تغییر معنیداری در خلق و خوی افراد میشود. همچنین، حداکثر قدرت افراد طی بیخوابی کاهش معنیداری یافت. بیخوابی می‌تواند باعث کاهلی و عدم تمرکز افراد ورزشکار و غیرورزشکار در محیط ورزش و کار شده و پاسخ افراد را در اجرای فعالیتهایی که نیازمند تمرکز و سرعت واکنش هستند، کاهش دهد.
با محرومیت از خواب قدرت مغز برای انجام کارهای معمول و فرمان دادن بجا و مناسب برای عکسالعمل صحیح و مناسب کم میشود. همچنین، با بی‌خوابی، توانایی مغز برای انجام هماهنگی بین دست و چشم کم شده و اجرای واکنش بدتر از حالت معمول میشود. ارتباط بسیار قوی و منفی بین بیخوابی و زمان عکس‌العمل وجود دارد، به طوری که، بیخوابی باعث کاهش سرعت و دقت میشود (گریفیت و همکاران، 2006).
4.5 دو سرعت و چابکی :
در پژوهش حاضر پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات آماری بدست آمده از آزمودنی‌های شرکت‌کننده در پژوهش، مشاهده شد که هر دو متغیر دو سرعت و چابکی پس از 24 ساعت بی‌خوابی به طور معنی‌داری تحت تاثیر قرار می‌گیرند. به عبارت دیگر، رکورد این دو فاکتور در تمامی پست های بازی پس از 24 ساعت بی‌خوابی به طور معنی‌داری افزایش می یابد.
پژوهش‌های مشابه در این زمینه تا حدودی اندک می‌باشد و مطالعات معدودی به بررسی تاثیر بی‌خوابی بر روی فاکتورهای سرعت و چابکی پرداخته‌اند. در پژوهشی که تاکوچی و همکاران در سال 1985 انجام دادند، اثر 64 ساعت محرومیت از خواب بر اجرای دوی سرعت 40 متر، قدرت ایزومتریک انگشتان دست و پرش ارتفاع بررسی شد. یافتهها نشان داد 64 ساعت بیخوابی نمیتواند باعث کاهش معنیداری در دوی سرعت 40 متر و قدرت انگشتان دست شود، ولی پرش ارتفاع کاهش معنیداری یافت. نکته قابل توجه اینکه آزمودنیهای این پژوهش افرادی بودند که فعالیتبدنی متوسط انجام می‌دادند و این امر میتواند در پیشگیری از کاهش سرعت و قدرت پیرو 64 ساعت بی‌خوابی موثر بوده باشد. می‌دانیم که فعالیت‌های کوتاه مدت (زیر 10 ثانیه) مانند دو سرعت و دو چابکی به مقدار بسیار زیادی به منابع بی‌هوازی تولید انرژی (همانند توان بی‌هوازی) متکی هستند. بنابراین، همچنان که در مبحث توان بی‌هوازی بیشینه به آن اشاره شد، می توان قسمت عمده‌ای از این افزایش معنی‌دار در رکورد دوی سرعت و چابکی را به بازسازی ناکافی و غیر موثر منابع انرژی بی‌هوازی (عمدتاً فسفاژن و قسمتی نیز گلیگوژن عضلانی) اختصاص داد. با اکتساب حداقل 10 ساعت خواب بدن میتواند حرکات سرعتی را بهتر انجام دهد. همانطور که بازیکنان فوتبال با بدست آوردن خواب کافی میتوانند اجرای دوی سرعت 20 و 40 یارد را بهبود بخشند، بیخوابی هم می‌تواند اثر کاهندهای بر زمان عکسالعمل داشته باشد (نشریه علم و صنعت، 2010). پیش‌تر گفته شد که آزمون‌های مورد استفاده در تحقیق حاضر نیز به میزان زیادی به این فاکتور یعنی زمان عکس‌العمل بستگی دارند. با محرومیت از خواب قدرت مغز برای انجام کارهای معمول و فرمان دادن بجا و مناسب برای عکسالعمل صحیح و مناسب کم میشود. بنابراین، طبیعی است در اجراهایی مانند دو سرعت و چابکی که به زمان کاملا بستگی دارند، دیرتر شدن زمان واکنش به شروع محرک (صدای سوت یا شلیک گلوله) تاثیر معنی‌داری بر رکورد کلی آزمون داشته باشد. همچنین، با بی‌خوابی، توانایی مغز برای انجام هماهنگی بین دست و چشم کم شده و اجرای واکنش بدتر از حالت معمول میشود. ارتباط بسیار قوی و منفی بین بی خوابی و زمان عکسالعمل وجود دارد. به طوری که، بیخوابی باعث کاهش سرعت و دقت میشود (گریفیت و همکاران، 2006). در نهایت احتمال می‌رود که در اثر بی‌خوابی، پیام های عصبی ناهمانگ و نا متناوبی به عضلات ارسال شود که این نیز به نوبه ی خود می تواند تاثیری منفی بر اجرا خصوصا در فعالیت شدید و سرعتی گردد.
5.5 نتیجه گیری
در تحقیق انجام شده حاضر مشاهده شد که 24 ساعت محرومیت از خواب تاثیر معنی‌داری بر روی متغیرهای توان هوازی بیشینه، توان بی هوازی بیشینه، دو سرعت، چابکی و زمان عکس العمل دیداری در بازیکنان میانی و مهجمین دارد. به عبارت دیگر 24 ساعت محرومیت از خواب به طور معنی‌داری توان هوازی بیشینه، توان بی‌هوازی بیشینه را کاهش و زمان دو سرعت، چابکی و زمان عکس العمل را در این پست ها افزایش داد. ولی توان هوازی بیشینه در دروازه بانان، و زمان عکس العمل در بازیکنان دفاع میانی و دفاع کناری تفاوت معنی داری نداشتند. دلیل این امر می تواند عدم اجرای این تمرینات در دوره های تمرینی افراد باشد که نشان می دهد در روز قبل از بی خوابی تمرینات توان هوازی بیشینه برای دروازه بانان، و تمرینات عکس العمل برای بازیکنان دفاع میانی و دفاع کناری، سبب بهبود این عوامل در این آزمودنی ها شده که بی خوابی این بهبود را به وضعیت اولیه (ضعیف تر) بر گردانده است. احتمال می‌رود که محرومیت از خواب سیستم های درگیر در مسیر تولید انرژی هوازی و مسیر‌های تولید انرژی بی‌هوازی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و از این طریق باعث نزول اجرا در فعالیت‌های هوازی و بی‌هوازی بیشینه خواهد شد. بیخوابی می تواند باعث کاهلی و عدم تمرکز افراد ورزشکار و غیرورزشکار در محیط ورزش و کار شده و پاسخ افراد را در اجرای فعالیتهایی که نیازمند تمرکز و سرعت واکنش هستند، کاهش دهد. با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر می‌توان چنین پنداشت که اگر زمان فعالیت و زمان واکنش عاملی تعیین کننده در بعضی ورزش‌ها باشد بی‌خوابی بیشترین تاثیر را در کاهش این عوامل خواهد داشت. البته با توجه به تناقضاتی که در بین نتایج مطالعات انجام شده در این زمینه وجود دارد، انجام مطالعات و تحقیقات بیشتر در این زمینه بر روی جوامع آماری متفاوت و فاکتورهای اجرایی دیگر نیز ضروری به نظر می رسد.
6.5 پیشنهادات کاربردی
به مربیان و ورزشکاران توصیه می شود با شناخت عواملی که باعث بی‌خوابی می‌شوند از بی‌خواب شدن ورزشکاران خود در هنگام تمرین و مسابقات جلوگیری کنند تا از تأثیرات منفی بی‌خوابی بر عملکردهای ورزشی مصون باشند.
1.6.5پیشنهادات برخاسته از پژوهش حاضر برای تحقیقات آینده:
تحقیقی برای تعیین تغییرات توان بی‌هوازی، توان هوازی، دو سرعت، چابکی و زمان عکس‌العمل بر روی افرادی با رشته های مختلف ورزشی انجام شود.
تحقیقی مشابهی با روش اجرای متفاوت بر روی غیر ورزشکاران انجام شود.
تحقیق مشابهی بین آقایان و خانم‌ها به صورت مقایسه‌ای انجام شود.
تحقیق مشابهی برای مقایسه متغیرهای تحقیق حاضر برای مقایسه رده‌های سنی مختلف انجام شود.