دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه و دانشجویان

2- ملاقات با خدابانو
3- زن در نقش وسوسهگر
Widget not in any sidebars

4- آشتی و یگانگی با پدر
5- خدایگان
6- برکت نهایی
حال قهرمان وارد مرحلهای میشود که در آن با دنیایی ویژه و رازآلود روبرو میگردد. همه چیز از جنس دیگر است و این مساله باعث میشود تا او تجربهای تازه و گاه ترسناک به دست آورد.
جادۀ آزمونها
مهمترین بخش سازگاری با دنیای جدید در مرحلۀ آزمونها به وقوع میپیوندد. قهرمان در این مرحله محک میخورد و امتحان میشود که هدف از آنها آماده کردن وی برای آزمایشهایی است که پیش رو دارد.
«هنگامی که قهرمان از آستانه عبور کند، قدم به چشمانداز رویایی اشکال مبهم و سیال میگذارد، جایی که باید یه سلسه آزمون را پشت سر گذارد. این مرحله، مرحلۀ محبوب در سفرهای اسطورهای است که مایۀ بوجود آمدن بخش عظیمی از ادبیات جهان، دربارۀ آزمونهای و سختیهای معجزهآسا شده است. همان امدادرسان غیبی که قبل از ورود به این حیطه، با قهرمان ملاقات کرده بود، اکنون با نصایح طلسمها و ماموران مخفی، به طور نهانی به او یاری میرساند. و یا ممکن است قهرمان اولین بار همین جا نیروی مهربانی را که در عبور از گذارهای فرابشری حامی اوست ملاقات کند.»(همان: 105)
آزمونها ممکن است ادامۀ آموزشهای استاد باشد. به علاوه ممکن است آزمونها در قالب شناخت فضا و یا چشمانداز دنیایی که قهرمان در آن قرار میگیرد صورت پذیرد. این دنیا معمولاً مملو از موانعی است که توسط نیروهای اهریمنی و اشغالگر ایجاد شده است.
ملاقات با خدابانو
زنان در میانۀ راه قهرمان نقشهای متفاوتی برعهده میگیرند. در داستانهایی که جنبههای روانشناختی و عاطفی دارند، آزمایش ممکن است باعث ازدواج و اتحاد نمادین در درون فرد شود، یعنی نیروهای متضاد درونی به نوعی تعادل دست یابند. جنبۀ ترسناک و مرگآور آزمایش ممکن است این ازدواج را با مشکل روبرو کند.
«با پشت سر گذاشتن تمام موانع و غولها، به خوان آخر میرسیم که معمولاً ازدواج جادویی روح قهرمان پیروز با خدابانو، ملکۀ جهان است و این بحرانی است که در اوج حضیض و یا در منتهیالیه زمین، در نقطۀ مرکزی جهان، در محراب معبد و در تاریکترین و عمیقترین جایگاه قلب رخ میدهد. بانوی خانۀ خواب شخصیتی آشنا در داستانهای پریان و اسطورههاست. او معیار تمام زیباییها، پاسخی به تمام خواستهها و هدفی موهبت آور برای تمام قهرمانای است که به طلب خواستههای زمینی یا ماورایی برآمدهاند. او مادر، خواهر، معشوقه و عروس است….با این حال صورتی که در خاطرۀ ماست همیشه مهربان نیست؛ چون مادر(بد) هم در همین قلمرو پنهان، یعنی قلمرو خاطرات نوزادی یک بالغ باقی میماند و گاه نیروی بیشتری هم دارد. این مادر، به صورت زیر نمایان میشود:1- مادری غایب و گریز پا که در روان فرد، تمایلات مهاجمی علیهاش بوجود میآید و در عین حال، روان، از هجوم متقابل او میترسد.2-مادری سرکوب گر، منع کننده و تنبیهگر3- مادری که کودک رو به رشد را که میخواهد از او جدا شود، در چنگ خود نگهمیدارد.4-مادری محبوب، ولی ممنوع(عقدۀ اودیپ) که حضورش وسوسهای برای خواستههای خطرناک است(عقدۀ اختگی).»(همان:116-117)
برخورد و روبرویی قهرمان با زنان همواره جنبهای دوگانه دارد، گاه قهرمان به اوج میرسد و گاه به فرودستترین و تاریکترین نقاط جهان سقوط میکند. به بیان دیگر قهرمان همواره در این مواجه ترسی با خود خواهد داشت. عنوان بعد نیز به شکل دیگر در همین راستا قرار میگیرد.
زن در نقش وسوسهگر
«ازدواج جادویی با خدابانو-ملکۀ جهان نشان دهندۀ تسلط کامل قهرمان برزندگی است؛ چون زن همان زندگی و قهرمان عارف و ارباب آن است. آزمونهای قهرمان که مقدمۀ تجربه و علل نهایی بوده، سمبول بحرانی است که در راه ادراک حقیقت برایاش وجود داشته است. ادراک که اگاهی او را وسعت میداد و توان تصاحب کامل مادر-نابودگر، یعنی عروس تقدر، و تحمل این بار را به او میبخشید و از این راه، او به یگانگی با پدر میرسید: اکنون او در جای پدر نشسته است….لذت معصومانۀ اودیپ، هنگامی که برای اولین بار، ملکه را تصرف میکند، پس از پی بردن به هویت زن، تبدیل به رنج و عذاب روحی میشود. تصویر اخلاقی پدر، او را نیز همچون هملت عاجز کرده، به ستوه میآورد. و چون هملت او نیز از زیباییهای جهان دست میشوید و برای رهایی از شر این مادر زنا کار، تجملگرا و اصلاحناپذیر و برای دستیابی به ملکوتی برتر به جستجوی تاریکیها میرود. جویندۀ زندگی آن سوی زندگی، باید به فراسوی این مادر برسد واز وسوسههای او گذر کند و در فضای اثیری پاک به پرواز درآید.»(همان:128-129)
نکتۀ قابل توجه در این است که در نگاه نخست به نظر نمیرسد این زنان چنین نقشی را خود برگزیده باشند، بلکه رویدادهایی خارج از توان آنها این موضوع را موجب شده است. در مورد این زنان میشود گفت برترین ویژگی زنانۀ آنها یعنی عشق مادر مسبب این وحشت مرگزاست.
«نامادریها و ملکههای بدجنس در نسخههای اصلی قصههای برادران گریم، مادرانی بودند که عشقشان تبدیل به عاملی مرگبار شده است.»(ووگلر1387: 207)
آشتی و یگانگی با پدر
به چالش کشیده شدن نسل قدیم توسط نسل جوانتر درامی ابدی است؛ و آزمایش بزرگ ایستادن در برابر پدر یا مادر قدمتی به طول تاریخ انسان دارد، نمونههای اودیپ و یا شاه لیر به خوبی موید این مساله است. این کشمکش همیشگی بخش عمدۀ قدرت نمایشنامه نویسی را مطرح میکند.
«جنبۀ دیو مانند پدر، انعکاسی از من یا (ego) خود قربانی است. این انعکاس از حس کودکانهای برخواسته که آن را پشت سر گذاشتهایم ولی به مقابل خود، فرافکنی کردهایم. وابستگی بیش از حد به چرندیات تعلیمی و تثبیت آنها، خود مشکلی است که فرد را در حسی سرشار از گناه فرو میبرو و بر روح، که بهالقوه بالغ است مهر میگذارد و اجازه نمیدهد که منظری واقعگرا و متعادل از پدر و به دنبال او از جهان داشته باشد. آشتی(At-one-ment) (Atonement) (یکی شدن) عبارت است از پشت سر گذاشتن این هیولای دوگانه که از خود، زاده شده است. اژدهایی که فکر میکند خداست(superegoمنِ برتر) و (اژدهایی که فکر میکنند(گناه) است، نهاد سرکوب شده). سختی کار اینجاست که برای رسیدن به این حالت، فرد باید از من(ego) رها شود. اوباید ایمان داشته باشد پدر بخشنده است و به این بخشندگی توکل کند. به این ترتیب مرکز ایمان از حلقۀ جرم گرفته و تنگ این خدای شکنجهگر خارج میشود و این دیوهای خوفناک ناپدید میگردند. در این آزمون سخت و دشوار است که قهرمان به پشتیبانی یک هیئت زنانه نیاز دارد تا با توسل به جادۀ او (طلسم گردۀ گل یا نیروی شفاعتگر) آیینهای تشرفی را که پدر برایش وضع کرده، پشت سر گذارد و از چنگ من(ego) خود خلاص شود. اگر در این راه، اطمینان کردن به صورت هراس انگیز پدر غیرممکن باشد، پس باید به چیز دیگری ایمان داشت،(مثل زن عنکبوتی، یا مادر متبرک)، چون با توکل به این حامی است که شخص بحران را پشت سر میگذارد، تا در انتها دریابد پدر و مادر یکدیگر را منعکس میکنند و جوهری یگانه دارند.»(کمپبل1386: 136و137)
در موارد نادری آزمون میتواند فرصتی برای مرحم گذاشتن بر زخمهای عمیقی باشد که میان قهرمان و یکی از والدین وجود دارد. کمپبل این امکان را آشتی و یگانگی با پدر مینامد.
«اینگونه درامها که به رابطۀ میان نسلها میپردازند در سطحی جهانی به اجرا در میآیند. دانشجویان معترضی که کنترل میدان تیان آمن را به دست گرفتند و با بدنهای خود راه تانکها را سد کردند، در واقع وضعیت تحمیل شده از طرف پدران و پدربزرگان خود را به چالش میکشیدند.»(ووگلر 1387: 209)
کشمکش میان جوانی و پیری را میتوان هم به صورت درونی بیان کرد و هم به صورت نبردی بیرونی میان فرزندان و والدین. نبردی که در مرحلۀ آزمایش درمیگیرد ممکن است کشمکشی درونی میان شخصیتی پر قدرت که دفاع را خوب میداند و شخصیت خامی که در بدو تولد است. اما خود جدید نمیتواند پا به عرصۀ وجود بگذارد مگر خود قبلی از بین برود یا کنار گذاشته شود تا جای بیشتری برای خود جدید مهیا شود.
خدایگان

Share this post

Post navigation

You might be interested in...