دانلود پایان نامه ارشد درمورد قضاوت اخلاقی و تعریف شناخت


Widget not in any sidebars

چند ویژگی عمدهای که در طرح بالا وجود دارد را فرای در ادامه اینگونه شرح میدهد:
«پس سد راههای آرزوی قهرمان، سیر وقایع کمدی را میسازد و غلبه بر موانع هم گرهگشایی را تشکیل میدهد.]…[در کمدی، گرایش بر این است که جامعۀ غایی آن آدمهای فراوانی را دربرگیرد. شخصیتهای سد راه اغلب اوقات به جای اینکه طرد شوند به سازش میرسند و یا تغییر میکنند.]…[اصل دگرگونی و توبه دربارۀ شخصیتهایی روشنتر میشود که نقش عمدۀ آنها این است که تماشاچیان را سرگرم سازند.]…[سیر وقایع کمدی از یک مرکز اجتماعی به مرکز اجتماعی دیگر شبیه وقایع دادخواهی است. در دادخواهی، مدعی و مدعیعلیه تعبیرهای متفاوتی از موقعیت یکسان به دست میدهند و دست آخر یکی از آنها واقعی و آن دیگری پنداری تلقی میشود.]…[برای تکامل صورت کمدی دو شیوه در کار میآید: یکی عبارت است از گذاشتن تاکید اصلی بر شخصیتهای سد راه و دیگری گذاشتن تاکید اصلی بر صحنههای کشف و تعرف و سازش. یکی شیوۀ معمول طنز و هزل و رئالیسم و کمدیهای هزلآمیز است، و دیگری هم شیوۀ کمدیهای شکسپیر و دیگر انواع کمدی رمانسی.]…[سیر کمدی معمولاً به سمت پایان خوش است و واکنش طبیعی تماشاگر نسبت به پایان خوش این است که باید این طور باشد و چنین واکنشی شبیه قضاوت اخلاقی است. چنین هم هست الّا اینکه اخلاقی به معنای محدود آن نیست، بلکه اجتماعی است. نقطۀ مقابل آن هم خباثتآلود نیست، بلکه مضحک است.]…[ جامعهای که در پایان کمدی پدیدار میشود معرف نوعی هنجار اخلاقی است یا جامعهای عملاً آزاد است. آرمانهای چنین جامعهای به تعریف یا تدوین درنمیآید چون تعریف و تدوین از آن آدمهایی مزاجی است که خواهان فعالیت قابل پیشبینیاند. چیزی که در پایان کمدی بر ما معلوم میشود این است که نوعروس و نوداماد به خوبی و خوشی روزگار خواهند گذرانید، یا به هر تقدیر به شیوهای با هم کنار خواهند آمد که نسبتاً از روی بصیرت است و از هوی و هوس به دور است. و همین دلیلی است بر اینکه خصلت و سیرت قهرمان موفق بیتعییر میماند، چون زندگی واقعیاش در پایان نمایشنامه شروع میشود و ما ناچاریم او را آدمی در نظر بیاوریم که بالقوه جالبتر از آن است که ظاهرش نشان میدهد.]…[ پایان کمدی معمولاً با ایجاد چرخشی در طرح داستانی دستکاری میشود.»(همان:198-205)
فرای برای کمدی شش مرحله را تدوین میکند. این شش مرحله به دلیل اینکه کمدی ما بین رئالیسم و رمانس قرار میگیرند گاه ویژگیهایی از رمانس مییابند و گاه ویژگیهایی از رئالیسم.
«…نخستین یا طنزآمیزترین مرحلۀ کمدی مرحلهای باشد که در آن جامعهای سودایی پیروز میشود یا بیشکست میماند.]…[ طنز شدیدتر از این وقتی حاصل میشود که جامعۀ سودایی از هم میپاشد و چیزی جای آن را نمیگیرد.[…]
دومین مرحلۀ کمدی، در سادهترین صورت آن نوعی کمدی است که قهرمان جامعهای سودایی را تغییر نمیدهد، بلکه از آن میگریزد و ساختارش را به همان صورتی که قبلاً بوده است برجامیگذارد. در این مرحله، طنز پیچیدهتر وقتی حاصل میشود که جامعه را قهرمان میسازد یا حول قهرمان ساخته میشود ولی به قدر کافی واقعی و قوی از آب درنمیآید و در نتیجه اعضای آن نمیتوانند ارادۀ خود را تحمیل کنند.[…]
سومین مرحلۀ کمدی همان مرحلۀ معمولی است. مرحلهای که شخصیت مزاجی به خواستههای مرد جوانی راه میدهد.[…]
به مرحلۀ چهارم کمدی که میرسیم، اندک اندک از دنیای تجربه بیرون میآییم و وارد دنیای معصومیت و رمانس میشویم.[…] سیر وقایع این کمدی در دنیایی آغاز میشود که معرّف دنیای معمولی است، سپس به دنیای سبز سیر میکند و در آنجا دگرگون میشود و گرهگشایی خاص کمدی حاصل میگردد و از نو به دنیای معمولی بازمیگردد.[…]
در مرحلۀ پنجم کمدی وارد دنیایی میشویم که حالت رمانسی آن همچنان بیشتر است و آن قدرها که شبانی است آرمانی نیست و آنقدرها که اندوه دارد جشن ندارد، و پایان آن هم منطبق بر چشمانداز تماشاگر است و بر مدار شیوهای نیست که طرح داستانی از آب درمیآید.[…]
مرحلۀ ششم یا غایی کمدی، مرحلۀ اضمحلال و فروپاشی جامعۀ کمدی است. در این مرحله، واحدهای اجتماعی کمدی کوچک و باطنی میشود یا حتی به یک فرد واحد محدود میشود.»(همان:216-225)
تصویر کلی که فرای از میتوس کمدی به دست میدهد همواره با نوعی از تبدیل شدن و جابهجایی همراه است. تناظر زیبایی که وی در کمدی و موسیقی مییابد پایان بخش این قسمت است.
کل میتوس کمدی، که معمولاً جزء کوچکی از آن ممثل میشود، چیزی دارد که موسیقی آن را فرم روندو(صورت سهتایی) مینامند. به این ترتیب که اعضای جامعۀ قهرمان بر اعضای جامعۀ پدر ظالم میشورند و پیروز میشوند، منتها جامعۀ قهرمان جامعۀ دست افشانی و پایکوبی است، یعنی معیارهای آن عکس معیارهای اجتماعی است و یادآور عصری طلایی در گذشته-پیش از شروع سیر اصلی وقایع نمایشنامه- است. برای همین، نظم استوار و متوازنی در کار است که بر اثر حماقت، وسوسۀ دائمی ذهن، فراموشی و “غرور و تعصب” یا رویدادهایی که خود شخصیتها هم از آن خبر ندارند، به هم میخورد و پس از آن به قرار باز میآید.» (همان:206و207)
میتوس پاییز: تراژدی
تراژدی از جمله اصطلاحات و واژگانی است که بسیاری از بزرگان اندیشه در اعصار گوناگون دربارۀ ماهیت، مفهوم و محدودۀ آن داد سخن داشتهاند. پیش از همه ارسطو است که رسالۀ فن شعر وی همچنان از منابع اصلی فهم تراژدی است.
«پس تراژدی تقلید است از کار و کرداری شگرف و تمام دارای درازای و اندازۀ معین، به وسیلۀ کلامی به انواع زینتها آراسته و آن زینتها نی
ز هر یک به حسب اختلاف اجزاء مختلف، و این تقلید به وسیلۀ کردار اشخاص تمام میگردد، نه اینکه به واسطۀ نقل و روایت انجام پذیرد و شفقت و هراس را برانگیزد تا سبب تزکیۀ نفس انسان از این عواطف و انفعالات گردد.»(ارسطو 1382: 121)
تعریف شناخته شدۀ ارسطو چند جنبۀ متفاوت دارد. اول اینکه برای تراژدی اندازهای معین در نظر میگیرد و آن را نتیجۀ کنش افراد میداند اما شاید نکته دوم برای ما کارآمدتر باشد و آن تزکیۀ نفس است. راسل در خودزندگینامۀ خود این موضوع را بدین شکل میشکافد:
«یکی از عواملی که تراژدی را تا این حد تسلیبخش میکند این است که تراژدیها همگی در گذشته رخ میدهند و دارای تمامیت و آرامشی هستند که برآمده از فراتر بودن آنها از تلاشهای ماست. هنگامی که اندوه آدمی به اوج میرسد، این احساسی بس خوشایند است که بتواند به آن چنان بنگرد که گویی مدتها پیش رخ داده است: یعنی در تخیل به جمع سوگواران جانهای مغمومی میپیوندد که زندگی آنان قربانی ماشین بزرگی شده است که هنوز همه چیز را در خود میبلعد و آسیاب میکند. من گذشته را هم چون منظرۀ آفتاب دلانگیزی میبینم که سوگواران جهان دیگر در آن به سوگواری نمیپردازند. بر سواحل رودخانۀ زمان، تشییع جنازۀ محزون نسلهای انسانی به آرامی به سوی گور پیش میرود؛ ولی در سرزمین آرام گذشته، سرگردانان خسته میآسایند و مویه و زاریشان به آرامش و سکوت پیوسته است.»(لیچ 1388: 19)
آنچه راسل میگوید همه و همه همان تزکیۀ نفس است. راسل به شرح مراحل تزکیه میپذارد و آن را به زبانی ادبی شرح میدهد و دنیایی را در پس تراژدی به ما نشان میدهد که خود تراژدی نیست بلکه نتیجۀ آن است ولی تصویرش یک جا تراژدی است. اما فرای به درون تراژدی میرود:
«در تراژدی کامل عیار، شخصیتهای اصلی از حیطۀ رویا خلاص میشوند، منتها این آزادی در عین حال محدودیت هم هست و دلیلش این است که نظم طبیعت در کار است. تراژدی هر قدر هم که آکنده از روح و جادوگر و هاتف غیبی باشد، میدانیم که قهرمان تراژدی نمیتواند به چراغ جادویی دست بکشد و جنی حاضر شود و او را از مخمصه برهاند.»(فرای1377: 249)
با توجه به نقل قول بالا شخصیتهای تراژدی از جنس رویا نیستند و اعمال آنها در محدودهای از کنشهای جهان مادی تعریف میشود. البته نباید فراموش کرد گونههایی که فرای معرفی میکند در مناطقی با هم همپوشانی دارند و این همپوشانی باعث میشود در داستان یا نمایشنامهای ویژگیهای هر دو گونه را شاهد باشیم و این به معنی بیاعتبار شدن خصلتهای یک گونه نیست.
فرای از دو فرمول غالب برای تراژدی یاد میکند:
«برای تبیین تراژدی اغلب اوقات از دو فرمول استفاده میکنند که معنای تراژدی را دگرگون میسازد. هیچکدام به قدر کافی خوب نیست، اما هر کدام تا اندازهای بد نیست و از آنجا که متضاد یکدیگرند دربارۀ تراژدی معرف نظر افراطی یا نظر محدوداند. یکی از آنها این نظریه است که در جملگی تراژدیها قدرت قاهر سرنوشت بیرونی مشهود است و البته هم اکثریت قریب به اتفاق تراژدیها احساس برتری قدرت مجهول و محدودیت مساعی انسان را در ما بر جا میگذارد.]…[ نظریۀ دیگر تراژدی این است که عملی که سیر تراژیک را پیش میبرد باید در اصل نقض قانون اخلاقی، خواه انسانی و خواه ملکوتی باشد. کوتاه سخن اینکه نقص تراژیک مورد نظر ارسطو حتماً با معصومیت یا بزهکاری ارتباط اساسی دارد.»(همان: 253)
باید توجه داشت تراژدی و سیر تراژیک دو امر متفاوت هستند. گاه تحول تراژدی به قضا و قدر باعث میشود تا وضع و حال تراژدی با سیر تراژیک اشتباه گرفته شوند اما سرنوشت در تراژدی معمولاً زمانی برای قهرمان تراژدی علنی میشود که سیر تراژیک مسیر خود را به درستی سپری کرده باشد.
فرای همچون کمدی-والبته دیگر میتوسها- برای تراژدی شش مرحله را متصور میشود. از این شش مرحله، سه مرحلۀ اول با سه مرحلۀ نخست رمانس و سه مرحلۀ پایانی با سه مرحلۀ آخر طنز مطابقت دارند.
«مرحلۀ نخست تراژدی مرحلهای است که در آن شخصیت اصلی، در مقابل اشخاص دیگر، بالاترین مرتبۀ شان و منزلت را میدهند، برای همین، منظری که میبینیم منظر گوزنی است که گرگها به جانش افتادهاند.[…]
مرحلۀ دوم با جوانی قهرمان رمانس مطابقت دارد و به هر تقدیر تراژدی معصومیت در معنای بیتجربگی است و معمولاً شامل آدمهای جوان میشود. چه بسا که منحصر به تراژدی ناکامی باشد.[…]