دانلود پایان نامه ارشد درمورد شرکت پذیرفته شده در بورس و سازوکارهای حاکمیت شرکتی

2-13. پیشینه موضوع تحقیق
صاحبنظران و پژوهشگران متعددی به موضوع هموارسازی سود پرداخته اند. که در این قسمت تنها برخی از پژوهشهای انجام شده که تا حدی با هدف این پژوهش مرتبط تر می باشند، مورد مطالعه قرار می گیرند.
Widget not in any sidebars

2-13-1. پژوهش های انجام شده در خارج از کشور
2-13-1-1. تحقیق براون و همکاران (1994)
براون و همکارانش (1994) در مطالعه ای رابطه میان اقلام غیرمترقبه و هموارسازی سود را از منظر تئوری حسابداری اثباتی و با مد نظر قرار دادن رویکرد تغییرطبقه بندی مورد بررسی قرار دادند. به اعتقاد آن ها انگلستان دارای محیط گزارشگری مالی منحصربه فردی می باشد که امکان استفاده از تغییرطبقه بندی را به عنوان یک ابزار مدیریت سود قدرتمند فراهم می آورد. آن ها در مطالعه خود از یک مدل مرتبط با هزینه های بدهی برای تبیین تغییرطبقه بندی مدیریتی و اثر آن بر هموارسازی سود بهره گرفتند. بر اساس یافته های آن ها رابطه مثبتی میان تغییرپذیری سود، نسبت پرداخت سود تقسیمی و سهم اختیارات مدیریت وجود دارد. یافته ها حاکی از این است که هموارسازی بطور مستقیم با میزان تأثیر رویه های طبقه بندی مرتبط می باشد.
2-13-1-2. تحقیق مک وی (2006)
مک وی در مقاله ای تحت عنوان «مدیریت سود با استفاده از تغییر طبقه بندی اقلام صورت حساب سود و زیان» در سال 2006 به بررسی رابطه بین اقلام خاص (اقلام غیرمترقبه و استثنایی) و تغییر غیرمنتظره در سود می پردازد. وی برای انجام تحقیق 500 شرکت را به عنوان نمونه مطالعاتی خود انتخاب نمود و اطلاعاتی مانند فروش، سود عملیاتی قبل از استهلاک، اقلام خاص کاهنده سود، اقلام تعهدی و دوره گردش خالص دارایی ها را برای سالهای 2000-1996 گردآوری کردند. سپس بااستفاده از اطلاعات مذکور به محاسبه سود مورد انتظار و تغییر غیرمنتظره در سود پرداختند و نهایتا رابطه بین اقلام خاص و تغییر غیرمنتظره در سود تست گردیده است. نتایج تحقیق نشان می دهد تغییر غیرمنتظره در سود در سال گزارش اقلام خاص خود را نشان می دهد و این تغییر در سال بعد از گزارش اقلام خاص معکوس می شود. علاوه براین مولف دریافت که استفاده از این ابزار مدیریت سود (تغییر طبقه بندی اقلام) در زمانی که امکان عمل کردن به پیش بینی تحلیل گر را به مدیران می دهد، رایج تر است. و نهایتا اینکه ظاهرا سرمایه گذاران در سال بعد از انجام مدیریت سود از نسبت به حذف این اقلام در صورت سود و زیان واکنش منفی نشان می‏دهند.
2-13-1-3. تحقیق استرانگ و همکارانش (2007)
استرانگ و همکارانش در مطالعه ای هموارسازی سود از طریق تغییرطبقه بندی را با درنظر گرفتن اثر تغییر استاندارد گزارشگری عملکرد کشور انگلیس (FRS3) مورد بررسی قرار دادند. یافته های آن ها حاکی از این است که بعد از تغییر استاندارد FRS3 افزایش قابل ملاحظه ای در استفاده از تغییرطبقه بندی برای هموارسازی سود در میان شرکت های انگلیسی مشاهده می شود. آن ها دلیل این امر را انحراف سودخالص از سود پیش بینی شده بیان کردند. ن ها اینگونه نتیجه گیری کردند که بعد از تغییر استاندارد گزارشگری عملکرد در انگلیس، در راستای برجسته نمودن سودهای پایدار، استفاده از تغیرطبقه بندی افزایش چشمگیری یافته است.
2-13-1-4. تحقیق کامرون و گالری (2008)
کامرون و گالری در سال 2008، با انجام تحقیقی تحت عنوان «آیا مدیران برای رسیدن به سود مورد نظر از اقلام غیرعادی برای مدیریت سود استفاده می کنند؟» به بررسی رابطه بین اقلام غیرعادی (اقلام قابل توجه کاهنده یا افزاینده سود که بصورت مکرر و معمول رخ نمی دهند) و تغییر در سود می پردازند، نتایج تحقیق حاکی از آن است که اگرچه رابطه ای بین اقلام غیرعادی و سود وجود ندارد، اما یک وجود رابطه قوی منفی بین تغییرات در سود و اقلام غیرعادی ثابت گردید. به عبارتی رابطه ای مثبت و قوی بین تغییر مثبت در سود و گزارش اقلام غیرعادی مثبت و رابطه ای منفی و قوی بین گزارش اقلام غیرعادی منفی و تغییرات منفی در سود مشاهده شد. یافته‏ها حاکی از آن است که مدیران با استفاده از اقلام عادی برای حداکثر یا حداقل کردن تغییر در سود دست به مدیریت سود می زنند. نتایج تحقیق نشان می دهد که گزارش اقلام غیرعادی در شرکتهای با تغییرات زیاد در سود نسبت به سایر شرکتها محتمل تر بوده و این احتمال در شرکتهایی که تمایل بیشتر برای عمل کردن به پیش بینی تحلیل گر دارند، نسبت به سایر شرکتها که تحلیلگران را نادیده می گیرند، بالاتر است.
2-13-1-5. تحقیق فن و توماس (2009)
فن و توماس (2008) در تحقیقی به بررسی این موضوع پرداختند که آیا مدیران در راستای هموارسازی سود خالص عملیاتی، هزینه ها را در قالب هزینه های خاص طبقه بندی می کنند یا خیر. آن ها با استفاده از مدل ارائه شده توسط مک وی (2006) و اعمال تعدیلات پیشنهادی توسط بارو و کریدی (2008) رابطه معکوس و معنی داری میان سود خالص دور از انتظار و اقلام خاص منفی مشاهده کردند.
2-13-2. پژوهشهای انجام شده در ایران
با توجه به این که در ایران تاکنون مطالعه در ارتباط با مدیریت سود از طریق تغییرطبقه بندی اقلام صورت سود و زیان انجام نشده است از این رو در ادامه خلاصه ااز برخی مطالعات مرتبط با مدیریت سود ارائه می شود:
2-13-2-1. تحقیق پورحیدری و همتی (1383)
پورحیدری و همتی در تحقیقی تحت عنوان “بررسی اثر قراردادهای بدهی، هزینه های سیاسی، طرحهای پاداش و مالکیت بر مدیریت سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” به بررسی عوامل مؤثر بر مدیریت سود پرداخته اند. جامعه آماری تحقیق شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و دوره زمانی سالهای 1376 الی 1380 می باشد.نتایج تحقیق نشان می دهد که بطور میانگین بین نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و دستکاری سود ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد. بررسی ارتباط متغیر اندازه (کل فروش) و دستکاری سود نشان داد که با افزایش اندازه شرکت، مدیریت انگیزه بیشتری جهت افزایش سود درجهت ارائه تصویری بهتر از عملکرد خود به سهامداران و مسئولین دارند. یکی دیگر از متغیرهای مورد استفاده جهت بررسی اثر فشارهای سیاسی در رابطه با مدیریت سود، تعداد کارکنان شرکت بوده است.نتایج حاکی از آن است که شرکتهایی که از تعداد بیشتری کارمند برخوردار می باشند، فشارهای سیاسی وارده بر آنها نیز بیشتر است. درنتیجه مدیریت اینگونه واحدها، جهت کاهش فشار وارده اقدام به کاهش سود می نمایند. نتیجه آزمون فرضیه های متغیر پاداش و مالکیت حاکی از عدم ارتباط معناداری بین متغیرهای ذکرشده و دستکاری سود بوده است.
2-13-2-2. تحقیق حساس یگانه و یزدانیان (1387)
مسئله مورد بررسی در این تحقیق، تأثیر برخی از سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود در ایران است. از جمله اصول حاکمیت شرکتی که در این تحقیق تأثیر آنها بر کاهش مدیریت سود مورد بررسی قرار گرفته است، عبارت است از مالکیت سرمایه گذاران نهادی، وجود مدیران غیرمؤظف (غیراجرایی) در ترکیب هیأت مدیره، عدم وجود مدیرعامل شرکت به عنوان رئیس یا نایب رئیس هیأت مدیره، و وجود حسابرسان داخلی. در این تحقیق از اقلام تعهدی اختیاری با استفاده از مدل تعدیل شده جونز به عنوان شاخصی برای تعیین مدیریت سود در شرکتها استفاده گردیده است. بدین منظور اطلاعات 177 شرکت طی سالهای 1382 الی 1384 بکار گرفته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد زمانی که درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی در شرکتها بیش از 45% می باشد، مدیریت سود کاهش می یابد. علاوه بر این یافته های پژوهش حاکی از این است که بین وجود مدیران غیرمؤظف در ترکیب هیأت مدیره، عدم وجود مدیرعامل شرکت به عنوان رئیس یا نایب رئیس هیأت مدیره، وجود حسابرسان داخلی در شرکتها در ایران و مدیریت سود، رابطه معناداری وجود ندارد.
2-13-2-3. تحقیق بداغی و بزاززاده (1387)
تحقیق بداغی و بزاززاده درخصوص بررسی رابطه بین مدیریت سود و کیفیت افشا می باشد. جامعه آماری تحقیق فوق، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1382 تا 1384 می باشد. در این تحقیق برای سنجش مدیریت سود، از مدل تعدیل شده جونز و برای سنجش میزان افشاء باتوجه به استانداردهای حسابداری ایران، قانون تجارت ایران، قانون مالیاتهای مستقیم و مجموعه قوانین و مقررات بازار بورس اوراق بهادار تهران، 235 مورد افشای اجباری شناسایی و جمع آوری گردیدند. برای بررسی فرضیه تحقیق از رگرسیون چندگانه استفاده شده که نتایج بررسی حاکی از آن است که بین مدیریت سود و کیفیت افشاء رابطه معنی داری مشاهده نشده است.
2-13-2-4. تحقیق مرادزاده فرد و همکاران (1388)
مرادزاده فرد و همکارانش در تحقیقی به بررسی رابطه میان مالکیت نهادی و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. تحقیق برای فراهم آوردن شواهدی درارتباط بانقش سرمایه گذاران نهادی ازاین منظرکه آیامالکیت نهادی سهام برشیوه مدیریت سودشرکت تأثیردارد، صورت پذیرفته است.در مطالعات پیشین،پیرامون رابطه بین سرمایه گذاران نهادی ومدیریت سود،فرض شده است که شرکتها دارای توانایی یکسانی برای ایجاد اقلام تعهدی غیرعادی به منظورمدیریت سود می باشندوتأثیر عوامل حاکمیت شرکتی درتوانایی مدیران برای مدیریت سود،نادیده گرفته شده است. سرمایه گذاران نهادی،کیفیت حاکمیت شرکتی رادرگزارشگری مالی بهبودمی بخشند. شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران،جامعه آماری تحقیق حاضرراتشکیل می دهند.دونوع آزمون مختلف شامل آزمون همبستگی وآزمون رگرسیون مقطعی چندگانه، برای بررسی ارتباط بین مدیریت سود ومالکیت نهادی مورداستفاده قرارگرفته است. به طور کلی نتایج این تحقیق بیانگروجودرابطه منفی معنادار بین سطح مالکیت نهادی وتمرکزآن با مدیریت سودمی باشد.
2-13-2-5. تحقیق نوروش و حسینی (1388)
نوروش و حسینی، بااستفاده از داده های تاریخی سالهای 1386-1381 مربوط به 51 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه بین کیفیت افشای شرکتی (شامل قابلیت اتکاء و به موقع بودن) و مدیریت سود را مورد بررسی قرار داده اند.فرض اصلی تحقیق آن است که بهبود کیفیت افشای شرکتی با مدیریت سود رابطه منفی دارد. در این تحقیق برای اندازه گیری کیفیت افشاء از دو معیار به موقع بودن و قابلیت اتکاء استفاده گردیده و مدیریت سود شرکتها با استفاده از مدیل تعدیل شده جونز برآورد گردیده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که بین کیفیت افشای شرکتی و مدیریت سود رابطه منفی معنی دار وجود دارد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از وجود رابطه منفی معنی دار بین به موقع بودن افشای شرکتی و مدیریت سود می باشد.