دانلود پایان نامه ارشد درمورد سود و مفاهیم مربوط به آن و استانداردهای حسابداری


Widget not in any sidebars
بدیهی است که سرمایه گذاران خواهان کسب اطلاعات وسیع بوده ومی خواهند سوالات زیادی درباره وضعیت مالی وکیفیت گزارشگری شرکتهاداشته باشند.کیفیت گزارشگری،به معنای میزان مفیدبودن صورتهای مالی برای سرمایه گذاران، بستانکاران، مدیران ودیگرافراد مرتبط باشرکت است.این موضوع دربحث گزارشگری مالی متفاوت ازکارایی اقتصادی است زیراکه آنها بیانگربهینگی بوده،حال آنکه کیفیت پایین دلالت بربهینگی پایین ندارد وآن ممکن است ازتقاضای پایین یا بهای کیفیت گزارشی،رخ دهد.ازنظر باسو(1997)به موقع بودن درصورتهای مالی،یعنی شناسایی زیان های اقتصادی است. لازم به ذکراست که دربحث گزارشگری مالی،سودحسابداری جایگاه خاص خود ر اداراست وبطورعام ازآن به عنوان یک هواسنج برای ارزیابی گزارشگری مالی یادمی شود. زیراتغییردرکمیت ترازنامه،به دنبال صورتحساب سود و زیان رخ می دهد.شناسایی به موقع سودوزیان،منجربه تجدیدبه موقع تمامی متغیرهای مالی وبه دنبال آن نسبتهای مالی می شود. سودبیانگرعملکرد نهایی شرکت ها بوده وبالا بودن میزان آن نشان دهنده عملکردخوب آنهاست. بااین وجودهرشرکتی دارای سیستم حسابداری باحسابهای خاص خوداست که منجربه ارائه سودهای مختلفی می گردد وتاثیرات زیادی را ازروشها،برآوردهاوسیاستهای مختلف می پذیرد. بنابراین باید بتوان داستان واقعی این ارقام رابرای سرمایه گذاران تشریح نمود.لذا موضوع مدیریت سودکه درادامه موردبحث واقعمی شود،دراین راستاقرارداد.(اسماعیلی، 1385)
2-3.سود و مفاهیم مربوط به آن
سود یا درآمد عبارت است از افزایش درحقو صاحبان سرمایه بجزمواردی که به آورده صاحبان سرمایه مربوط می شود(استانداردهای حسابداری ایران، 1387).یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی برای ارزیابی عمکرد واحد تجاری سود می باشد که شاخص مناسبی برای تصمیمات سرمایه‏گذاران به شمار می آید. ضرورت گزارش سود به عنوان یک منبع اولیه برای تصمیم گیری سرمایه گذاران به خوبی قابل استناد بوده و گزارش سود به شیوه های مختلف مانند ارائه مبنایی برای محاسبه مالیات، معیاری برای ارزیابی موفقیت عملکرد شرکت، معیاری برای تعیین میزان سودهای قابل تقسیم، معیاری برای مدیریت یک واحد اقتصادی و سایر موارد به اقتصاد جامعه کمک می کند (کردستانی و کشاورز، 1389). سود یکی از مفاهیم حسابداری است که از اقتصاد به عاریه گرفته شده است. اقتصاددانان سود را به عنوان مبلغی از (ثروت واقعی) یک واحد تجاری تعریف می کنند که واحد مزبور می تواند آن را طی یک دوره مصرف و وضعیت آن در پایان دوره همان باشد که در اول دوره بوده است. این تعریف از سود (تعریف سود اقتصادی) در اندازه گیری سود حسابداری بکار نمی رود زیراکه سود اقتصادی مستلزم اندازه گیری های بسیار ذهنی است و مبتنی بر برداشت عینی از ثروت واقعی نیست، درنتیجه نمی تواند از لحاظ مقاصد حسابداری دارای ویژگی قابلیت اتکای کافی باشد. لیندال(1954)در مورد اندازه گیری سود اقتصادی موسسات این فرضیه را ارائه می دهد “درصورتی که در یک دوره مالی، سود سهامی پرداخت نشود یا سهام جدیدی انتشار نیابد، سود موسسه عبارتست از مجموعه ارزشهای تنزیل شده درآمدهای آتی در پایان دوره منهای مجموعه ارزشهای تنزیل شده درآمدهای آتی در اول دوره خواهد بود” اقتصاددانان دیگر نیز با راه حل فوق توافق دارند ولی به این مسئله نیز توجه دارند که، حسابداری ناچار به استفاده از ارقام مستند است. اشکالی که به نظریه فوق وارد است این است که با واقعیت های امور تجاری مطابقت نمی کند، زیرا کلیه تصمیمات مربوط به آینده یک موسسه معین نیست زیرا چنانچه قرار باشد کلیه درآمدهای حاصل از یک دارایی در سالهای آینده به زمان حال تنزیل شود باید فرض گردد که هیچ تصمیم تازه ای در مورد دارایی مورد بحث اتخاذ نشده است و هیچ واقعه پیش بینی نشده ای به وقوع نخواهد پیوست (شباهنگ، 1382).
آدام اسمیت به عنوان اولین اقتصاددانی که سود را به صورت افزایش ثروت تعریف نمود، سود را به صورت مبلغی بیان کرد که بدون برداشت از سرمایه می تون آن را مصرف نمود. (بلکویی، 1381).اقتصاددان دیگری به نام فیشر، سود را به عنوان مجموعه ای از رویدادها با وضعیت های مختلف از قبیل لذت ناشی از «سود ذهنی، سود واقعی و سود پولی» تعریف نموده است(یعقوبی، 1386).تفاوت بین سود حسابداری و سود اقتصادی، ناشی از روشهای اندازه گیری سرمایه است. از نظر حسابداری به دلیل ابهامات موجود در مورد زمان و میزان جریانات نقدی و آتی و عدم دسترسی به نرخ تنزیل مناسب، ارزش فعلی جریان سود مورد انتظار، آتی واحد تجاری به عنوان مبنای اندازه گیری سرمایه مبنایی عملی نیست. و این اعتقاد وجود دارد که سرمایه را بایستی برحسب خالص دارایی های واحد تجاری اندازه گیری نمود. به عبارت دیگر سود در حسابداری عبارت است از تفاوت بین سرمایه واحد تجاری در پایان و آغاز دوره مالی و سرمایه مترادف با خالص دارایی ها درنظر گرفته می شود. لذا، اندازه گیری سود، تحت تأثیر مبانی اندازه گیری دارایی ها و بدهی ها بوده و در تعیین سود حسابداری، هرچند بیان کننده نتایج فعالیت های حسابداری است، لیکن دائماً مورد انتقاد قرار گرفته است(کردستانی و کشاورز، 1389).
2-4. انواع سود: درآمد عملیاتی در مقابل درآمد غیرعملیاتی
مفهوم سود،هردوگروه درآمدعملیاتی و درآمدغیرعملیاتی را دربر می گیرد. درآمدعملیاتی عبارت ازدرآمدی است که ازفعالیت های اصلی ومستمر واحدتجاری حاصل می‏گرددوباعناوین مختلفی ازقبیل فروش،حق الزحمه،سودتضمین شده،سودسهام وحق امتیازمورداشاره قرارمی گیرد(استانداردهای حسابداری ایران، 1387).
مفهوم سود عملیاتی بر اندازه گیری کارایی واحد تجاری تأکید دارد و آن را کانون توجه قرار می‏دهد. در محاسبه سود عملیاتی تأکید بر اصطلاح «عملیاتی» است. بدین معنی که تغییرات مربوط، تنها از عملیات اصلی ناشی می شود و به این ترتیب، مقایسه آن با عملیات دیگر امکان پذیر می گردد. درضمن کارایی نسبی مدیریت نیز بهتر آشکار می شود. اگرچه فعالیتهای غیرعملیاتی نیز تحت تأثیر کارایی مدیریت قرار می گیرد، اما تعیین استانداردهایی که بتوان نتایج حاصل را با آن مقایسه کرد، مشکل است. به هرصورت حداقل کاری که می توان انجام داد تفکیک فعالیتهای عملیاتی و غیرعملیاتی از یکدیگر است. ضمن اینکه اغلب پیشنهاد شده است که فعالیتهای غیرعملیاتی بطور جداگانه گزارش شوند، زیرا ماهیت مکرر ندارند. در این ارتباط چنانچه اقلام غیرمکرر ناشی از عملیات اصلی باشند، سود عملیاتی باید این اقلام را نیز دربرگیرد تا معیار مناسبی را برای سنجش توان سودآوری و پیش بینی و ارزیابی روند سود فراهم کند.طرفداران مفهوم سود عملیاتی بر این باورند سود خالص گزارش شده براساس این مفهوم، برای انجام مقایسه بین دوره ها و میان واحدهای انتفاعی مختلف و همچنین پیش بینی مناسب تر است. علاوه بر این اگرچه طبقه بندی اقلام عملیاتی و غیرعملیاتی مشکل است، اما حسابداران باتجربه می توانند این تفکیک را بهتر انجام دهند. از سوی دیگر، به رغم تأکید تحلیلگران مالی بر رقم یگانه سود خالص، افشای اقلام عملیاتی و غیرعملیاتی حائز اهمیت بسیاری می باشد. بنابراین اگر قرار بر استناد بر یک رقم سود باشد، به نظر طرفداران مفهوم سود عملیاتی، سود خالص عملیات جاری معیار مناسب تری برای ارزیابی عملکرد جاری محسوب می شود(صفرپور و صفرپور، 1387).علاوه بر درآمدهای عملیاتی، درآمدهای دیگری نیز وجود دارد دراثرفعالیتها وعملیات فرعی وجانبی شرکت ایجاد می شودودر صورت سودو زیان متداول نیز،پس ازسودعملیاتی گزارش می گردد. میزان تکرارپذیری وپایداری ونیز میزان محتوای اطلاعاتی ایندسته ازدرآمدهاکه جزءغیرعملیاتی سودراتشکیل می دهند، موضوعی است که مورداختلاف نظراندیشمندان حسابداری وموردسؤال استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری واقع شده است. ماهیت غیرعملیاتی این اقلام،همواره باعث ایجادپرسش هاوابهام های زیادی پیرامون سایرویژگیهای این اقلام،مانند پایداربودن آنها،مربوط بودن آنهابه سودهای آتی و نیزمربوط بودن آنها به ارزش بازارشرکت،گشته است (ایزدی نیا و دری، 1389).
2-5. دستکاری سود
بریتون و استولوی (2000)، دستکاری حسابها را به این صورت تعریف نموده اند:استفاده از بصیرتهای مدیریتی به منظور انتخاب روشهای حسابداری یا طراحی معاملات، بطوریکه بر امکان انتقال ثروت میان شرکت و جامعه (هزینه های سیاسی)، فراهم‏کنندگان وجوه (هزینه سرمایه) و یا مدیران (طرحهای پاداش) اثر کند. در انتقال ثروت میان شرکت و جامعه و همچنین شرکت و فراهم‏کنندگان وجوه، شرکت از انتقال ثروت نفع می‏کند ولی در انتقال ثروت میان شرکت و مدیران، مدیران به نفع خود و به ضرر شرکت عمل می‏کنند.اعمال مناسب الزامات استانداردهای حسابداری همراه با افشای اطلاعات اضافی درصورت لزوم، منجر به ارائه صورتهای مالی به نحو مطلوب می شود و درصورتیکه مدیران بااستفاده از بصریتهای مدیریتی، در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری به دستکاری حسابها دست بزنند، ارائه صورتهای مالی منصفانه نخواهد بود. اگر این دستکاری ها با نقض اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گیرد، تقلب محسوب می شود (زمانی، 1388). در نگاره 2-1 چارچوبی را که بریتون و استولوی (2000) برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها ارائه داده اند ارائه شده است. این چارچوب بر این اصل بنیادی بنا نهاده شده است که اطلاعات مالی تأثیر عمده ای بر کاهش هزینه های تأمین مالی شرکت دارند. این کاهش منوط به بهبود تصور سرمایه گذاران از ریسک شرکت است(مشایخی و همکاران، 1384).
دستکاری سود عبارت است از تغییر دادن سود توسط مدیران به شکل آگاهانه و با مقاصد خاص. حسابها با این هدف دستکاری می شوند که تصور بازار از ریسک شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. در مدل ارائه شده توسط بریتون و استولوی (2000) ریسک به دو بخش متفاوت تقسیم شده است. اولین بخش ریسک با پراکندگی بازده مرتبط است و با سود هر سهم اندازه گیری می شود. دومین بخش متناظر با ساختار مالی شرکت است و با نسبت بدهی به دارایی سنجیده می شود.چارچوبی که آنها ارائه داده اند. فعالیت های مربوط به دستکاری حساب ها را در ارتباط با این دو جنبه از ریسک طبقه بندی می کند.
نگاره 2-1. چهارچوبی برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها
دستکاری در حسابها
تعدیل در تصور سرمایه گذاران از ریسک
بازده:
سود هر سهم (EPS)
ریسک ساختاری:
نسبت بدهی
مدیریت سود در
مفهوم کلی آن
حسابداری بدیع
(آرایشی)
منظر حرفه ای
منظر دانشگاهی
بیشینه سازی سود
هموارسازی سود