دانلود پایان نامه ارشد درمورد زبان لاتین و ژانر ادبی


Widget not in any sidebars
ژانر ناظر بر معنی وفرم (صورت) است و گونه متن را مشخص میکند.
«هر ژانر به مجموعهای از ویژگیهای مشترکی اشاره دارد که دستهبندی اَشکال گوناگون بیان هنری یا محصول فرهنگی را امکانپذیر میکند. مثلاً ژانر رمان بر مجموعهای از متون اشاره دارد که همهگی با تعریف پایۀ آنچه یک رمان را میسازد سازگارند.»(ادگار 1387: 165)
در واقع ژانر بر معنی تکیه دارد، اما معنایی که برای افاده خود به فرم یا فرمهای خاصی نیازمند است.
اما به سراغ سبک که میرویم به حیطۀ محدودتری روبرو هستیم اساساً با پدیدهای برخورد داریم که برای هر نویسنده(شخص) منحصر به فرد است.
«سبک معانی متعدد یا رگههای معنایی فراوانی دارد. تداعی سبک با مد، یا مدل یک لباس(آیا شیک و باب روز هست یا نه)، و یا با شیوۀ اجرای یک قطعۀ موسیقی(آیا فرد میتواند به سبک خاص خود قطعهای را اجرا کند) را در نظر بگیرید. این نمونهها از سویی حکایت از بار ارزشی سبک دارند که بر اساس آن سبک به یک ارزش زیباشناختی مرجح اشاره دارد، و از سوی دیگر، بر مفهومی خنثی دلالت میکنند که آن سبک ترکیب معناداری از اجزاست.»(همان: 169)
مطالب بالا از آن جهت ذکر شدتا بتوانیم جایگاه رمانس را در میان آنها بیابیم. با توجه به تعاریفی که ارائه شد رمانس یک ژانر ادبی است. زیرا رمانس بیشتر بر محتوا تاکید دارد که شکل و ساختار از آن منتج میشود. رمانس که توامان داستانهای عاشقانه و حکایتهای غریب را شامل میگردد، برای رسیدن به این هدف از فرم و ساختار ویژهای تبعیت میکند که بررسی آن از بخشهای مهم این نوشته خواهد بود.
زمانی که از پدیدهای همچون رمانس حرف میزنیم که تاریخچهای بسیار مطول دارد در اصل از یک سنت صحبت میکنیم. سنتی در ادبیات منثور.
«در اوایل قرون وسطی رمانس بر زبانهای جدید بومی دلالت میکرد و این زبان ها را از زبان لاتین که در مکتب و مدرسه آموخته میشد متمایز میگردانید. بدین ترتیب enromancier و romanar به معنی ترجمه یا تألیف کتاب به زبان های بومی به کار میرفت و این گونه کتابها رمانز، رمان یا رمانس نامیده میشدند. برای مثال در زبان فرانسوی کهن کلمه رمان هم برای توصیف رمانسی باوقار به کار میرفت که به نظم سروده شده بود و هم برای نامیدن یک داستان عامه پسند. طولی نکشید که ویژگیهای شاخص این قصههای مبتنی بر عشق، ماجراجویی و هوس بازیهای خیال با این کلمه پیوند یافت و کلمه رمان تداعیگر همه این خصوصیات گردید.» (فورست 25:1375)
آنچه این روزها به عنوان رمانس شناخته میشود بیشتر به داستانهای عاشقانه و پراحساس اطلاق میشود. این دیدگاه را میتوان در مجلات و روزنامهها به وضوح مشاهده کرد. با سیطرۀ بی چون و چرای سینما به عنوان رسانه غالب بر زندگی انسان معاصر تعابیر و اصطلاحات ادبیات به سمت این رسانه عظیم کشیده شد. رمانس نیز از این قاعده مستثنی نشد. این روزها در تارنما(سایت)ها و مجلات سینمایی این اصطلاح در مورد سریالها یا فیلمهایی که بر روی روابط عاشقانه متمرکزند، به کار میرود. اما این مسئله نه به طور کامل صحیح است و نه به صورت کامل اشتباه. به طور قطع انحراف قابل توجهی از تعریفی که قرنها در مورد رمانس به کار رفته و آنچه امروزه به عنوان رمانس مطرح است، وجود دارد.
با خود گفتم که
این تفننی است برتر از بازی و نرد
کتاب از اسماری مملو بود
که بزرگان از باستان
آن زمانها که انسان هنوز به طبیعت عاشق بود
روایتشان میکرد
و دیگر شاعران
به چهار میخ قافیه میکشیدندش
برای خواندن و یه یاد آوردن
و این کتاب چیزی نمیگفت
جز از شاهان و ملکهها
و بسیاری چیزهای خرد دیگر
من در آن داستانی یافتم
که گویی از عجایب بود
این قطعه از چاوسه به خوبی چند ویژگی مهم رمانس را بیان میکند و شاید مهمتر از همه رابطهاش را با خواننده توصیف میکند. به واژهها و ترکیباتی همچون تفنن، از باستان، انسان عاشق طبیعت، شاهان و ملکهها و از همه درخشانتر به ترکیب «گویی از عجایب» توجه کنید. اینها همگی از ویژگیهای رمانس است.
«رمانس گذشته یا به لحاظ اجتماعی، خیلی دور را فرا میخواند که در اینجا همان دنیای شکوهمند عهد کهن و رها از قید مذهب است، دنیایی که خود از جهان بزرگان که از باستان قصههای آن را به نظم میآورند، جداست. جهانی که از خود نویسنده بیشتر دور است چرا که اثر ادبی او با دو بار ترجمه و تأویل روبرو میشود. آثار کهن مرجع مهمی برای داستانهای عشق درباری بود. سی اس لوئیس در کتاب حکایت عشق به این تناقض اشاره میکند که چگونه اوید در هر عشق ورزی تظاهر به مهم جلوه دادن چیزی میکند که جامعه زمان وی آن را مبتذل به شمار میآورد. عشق جنسی نویسندگان قرون وسطی آن را با جدیتی راستین و تا حدی مقدس گونه به کار میگیرند. رمانس معمولاً از داستانهای معروفی استفاده میکند که شناخت ما از آن دلگرم کننده است و امکان ارائه تلمیح آمیز و هوشمندانه آنها را فراهم میسازد. منابع کهن رمانس به تجربه زمان معاصر نزدیک میشوند. زیرا این داستانها عمدتاً پر از شخصیتهایی است که احساسات و روابط آنها دقیقاً نشان داده شده و با جزئیات احساس برانگیز فراوانی توصیف شدهاند.»(بیر 5:1379)