دانلود پایان نامه ارشد درمورد درآمدهای غیرعملیاتی و بورس اوراق بهادار


Widget not in any sidebars
منسوجات
2
17
مواد و محصولات دارویی
7
منبع: داده های تحقیق
3-2-3.ابزار جمع آوری داده های تحقیق
اطلاعات و داده های مورد نیاز برای انجام تحقیق برحسب نوع آنها از منابع مختلفی گردآوریشده است. اطلاعات مربوط به ادبیات تحقیق و مبانی نظری از منابع کتابخانه ای و پایگاه های علمی و مقالات داخلی و خارجی استخراج شده است.
تمامی داده های مورد نیاز تحقیق قابل استخراج از صورت های مالی شرکت ها می باشند که برای استخراج آن ها از بانکهایاطلاعاتی نرم افزارهای تدبیر پرداز و رهآورد نوین، پایگاه های اطلاعاتی سازمان بورس اوراق بهادار تهران و پایگاه اطلاعاتی مدیریت پ‍ژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی و همچنین گزارشات هفتگی بورس و صورت های مالی شرکت ها حسب مورد استفاده شده است.
3-3. فرضیات تحقیق و مبانی نظری آن
اگر مدیران از طریق جابجایی درآمدهای عملیاتی و درآمدهای غیرعملیاتی اقدام به مدیریت سود نمایند، انتظار می رود با افزایش تفاوت بین سود عملیاتی گزارش شده و سود عملیاتی پیش بینی شده که در این تحقیق تحت عنوان سود عملیاتیغیر منتظرهبیان می‏شود، درآمدهای غیرعملیاتی آن سال کاهش یابد.به بیان دیگر مدیریت در راستای افزایش میزان سود، تلاش خواهد کرد تا درآمدهایی را که تصمیم‏گیری برای ماهیت عملیاتی یا غیرعملیاتی بودن آن مستلزم قضاوت بیشتری باشد را در قالب درآمدهای عملیاتی طبقه بندی نمایید. نتیجه این کار، کاهش درآمدهای غیرعملیاتی و افزایش درآمدهای عملیاتی و به طبع آن افزایش سود عملیاتی غیرمنتظره خواهدبود.بنابراین می توان گفت در صورت تغییر طبقه بندی از طریق جابجایی درآمدهای عملیاتی و درآمدهای غیرعملیاتی، رابطه معکوس و معنی داری میان سود عملیاتیغیر منتظره و درآمدهای غیرعملیاتی وجود خواهد داشت. از این رو اولین فرضیه تحقیق به صورت زیر قابل بیان است:
فرضیه اول: در صورت اعمال مدیریت سود از طریق جابجایی میان درآمدهای عملیاتی و درآمدهای غیرعملیاتی، با افزایش سود عملیاتی غیرمنتظره، از میزان درآمدهای غیرعملیاتی کاسته خواهد شد.
اما ممکن است وجود رابطه معکوس میان سود عملیاتیغیر منتظرهو درآمدهای غیرعملیاتی در نتیجه برخی از رویدادهای اقتصادی بیرونی باشد که مدیریت نقشی در آن ها ندارد. اگر رابطه فوق ناشی از رویدادهای اقتصادی باشد، لازم استتغییرات سود عملیاتیغیر منتظرهنیز رابطه معکوس و معنی داری با درآمدهای غیرعملیاتی داشته باشد. اما در صورتی که رابطه معکوس میان سود عملیاتیغیر منتظرهو درآمدهای غیرعملیاتی سال جاری به دلیل وجود رفتار فرصت طلبانه مدیریت باشد، انتظار می رود تغییرات سود عملیاتیغیر رابطه مستقیمی با درآمدهای غیرعملیاتی سال جاری داشته باشد. بنابراین می توان گفت در صورت اعمال مدیریت سود از طریق تغییرطبقه‏بندی در درآمدهای عملیاتی و غیرعملیاتی، علاوه بر این که رابطه معکوسی میان سود عملیاتیغیر منتظرهو درآمدهای غیرعملیاتی آن سال وجود خواهد داشت، میزان تغییرات سود عملیاتیغیر منتظرهنیز رابطه مستقیمی با درآمدهای غیرعملیاتی سال جاری خواهد داشت. از این رو دومین فرضیه تحقیق به صورت زیر قابل بیان است:
فرضیه دوم: در صورت اعمال مدیریت سود از طریق جابجایی میان درآمدهای عملیاتی و درآمدهای غیرعملیاتی، بین تغییرات سود عملیاتی غیرمنتظره و درآمدهای غیرعملیاتی رابطه مستقیم و معنی داری وجود خواهد داشت.
اگر مدیران از طریق جابجایی هزینه های عملیاتی و هزینه های غیرعملیاتی اقدام به مدیریت سود نمایند، انتظار می رود با افزایش سود عملیاتیغیر منتظره ، هزینه های غیرعملیاتی آن سال نیز افزایش یابد.به بیان دیگر مدیریت در راستای افزایش میزان سود، تلاش خواهد کرد تا هزین هایی را که تصمیم‏گیری برای ماهیت عملیاتی یا غیرعملیاتی بودن آن مستلزم قضاوت بیشتری باشد را در قالب هزینه های غیرعملیاتی طبقه بندی نمایید. نتیجه این کار، افزایش هزینه های غیرعملیاتی و کاهش هزینه های عملیاتی و به طبع آن افزایش سود عملیاتی غیرمنتظره خواهدبود.بنابراین می‏توان گفت در صورت تغییر طبقه بندی از طریق جابجایی هزینه های عملیاتی و هزینه های غیرعملیاتی، رابطه مستقیم و معنی داری میان سود عملیاتیغیر منتظره و هزینه های غیرعملیاتی وجود خواهد داشت. از این رو سومین فرضیه تحقیق به صورت زیر قابل بیان است:
فرضیه سوم: در صورت اعمال مدیریت سود از طریق جابجایی میان هزینه های عملیاتی و هزینه های غیرعملیاتی، با افزایش سود عملیاتی غیرمنتظره، هزینه های غیرعملیاتی نیز افزایش خواهد یافت.
اما ممکن است وجود رابطه مستقیم میان سود عملیاتیغیر منتظرهو هزینه های غیرعملیاتی در نتیجه برخی از رویدادهای اقتصادی بیرونی باشد که مدیریت نقشی در آن ها ندارد. اگر رابطه فوق ناشی از رویدادهای اقتصادی باشد، لازم است تغییرات سود عملیاتیغیر منتظرهنیز رابطه مستقیمی با هزینه های غیرعملیاتی داشته باشد. اما در صورتی که رابطه مستقیم میان سود عملیاتیغیر منتظرهو هزینه های غیرعملیاتی سال جاری به دلیل وجود رفتار فرصت طلبانه مدیریت باشد، انتظار می‏رود تغییرات سود عملیاتیغیر رابطه معکوسی با هزینه های غیرعملیاتی سال جاری داشته باشد. بنابراین می توان گفت در صورت اعمال مدیریت سود از طریق تغییرطبقه‏بندی در هزینه های عملیاتی و غیرعملیاتی، علاوه بر این که رابطه مستقیمی میان سود عملیاتیغیر منتظرهو هزینه های غیرعملیاتی آن سال وجود خواهد داشت، میزان تغییرات سود عملیاتیغیر منتظرهنیز رابطه معکوسی با هزینه های غیرعملیاتی سال جاری خواهد داشت. از این رو چهارمین فرضیه تحقیق به صورت زیر قابل بیان است:
فرضیه چهارم: در صورت اعمال مدیریت سود از طریق جابجایی میان هزینه های عملیاتی و هزینه های غیرعملیاتی، بین تغییرات سود عملیاتی غیرمنتظره و هزینه های غیرعملیاتی رابطه معکوس و معنی داری وجود خواهد داشت.
3-4. مدل های تحقیق
در پژوهش حاضر مطابق با تحقیق مک وی (2006) برای آزمون فرضیات از مدل های ارائه شده توسط وی بهره گرفته خواهد شد. در این ارتباط برای آزمون فرضیه های اول و دوم به ترتیب از دو مدل رگرسیون زیر استفاده شده است:
(3-1)
(3-2)
که در آن:
= سود عملیاتی غیرمنتظره
= درآمدهای غیرعملیاتی