دانلود پایان نامه ارشد درمورد الگوهای ساختاری و ادیان ابراهیمی

برای هر تحقیق و پژوهش به نقشهای کلی و هدفمند نیاز است. این مساله باعث میشود تا کمتر از مسیر اصلی حرکت انحراف ایجاد شود و پژوهش جهتی صحیحتر بیابد. بر همین اساس این فصل تدوین شده است؛ رسیدن به نقشۀ پژوهش.
بیان مساله
Widget not in any sidebars

هر روزه با حجم انبوهی از تولیدات دراماتیک روبروییم که مخاطبین خود را مسحور و به صندلی سالنهای مختلف-چه سینما و چه تئاتر- میخکوب میکنند. اما در این میان اتفاق عجیب رخ میدهد، جهان منطقی و عقلانی شده امروز، به شکل بسیار ساده به آثاری هجوم میبرند که ریشه اصلیشان در تخیل است. جایی که انگار دنیای ماشینی شده چنان به آن تاخته که مخاطب برای یافتن خود حتی برای یک لحظه راهی نمییابد جز این. البته نباید فراموش کرد که این داستانها در تمام طول تاریخ برای نوع بشر جذاب بوده است و شاید بتوان گفت انسان امروز، تنها کمی به اصل نگریسته و به این سمت متمایل گردیده است.
بخش قابل توجهای از این تولیدات اقتباسی هستند، یعنی منبع اصلی آنها جایی دیگر و در اکثر مواقع ادبیات است. هر ساله نشستها و سخنرانیها و مقالات بسیاری در باب توجه به منابع بومی اقتباس میشود و محتوای بسیاری از آنها بر لزوم روز افزون این امر تاکید میکنند. اما مساله اصلی در این است که کتابی را از گنجینۀ غنی ادبیات انتخاب کنیم و سپس با الگوهایی مشخص دست به اقتباس بزنیم. شاید از موارد مهمی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، گونهشناسی این داستانها برای اقتباس است.
با توجه به این نکته، شناخت گونههای ادبیات از اهمیت ویژهای برخوردار میشود. سوال مهمی که ذهن هنرمند مطرح میشود این است که در میان انواع گونههای ادبی کدام یک زمینه مناسبتری در اختیار وی میگذارد؟ رمانس میتواند یکی از جوابهای این سوال باشد اما چگونه؟
شناخت رمانس و ویژگیهای آن ما را یاری میکند تا بهتر بتوانیم این مساله را روشن سازیم. در این میان فرای از نظزیهپردازانی است که الگوهای ساختاری برای گونههای متفاوت ادبی ارائه میکند، لذا میتوان از دریچۀ او به این جهان نگاهی تازه انداخت.
هدفهای تحقیق
هدف از پایاننامه پیشرو رسیدن به الگوی ساختاری مناسب در رمانس است. مطابقت آرای فرای با رمانس ایرانی هدف دیگر این نوشته خواهد بود. در واقع تلاش بر این است تا با توجه به نظریات فرای الگویی قابل انعطاف در محدودۀ رمانس در تاریخ ادبیات ایران ارائه شود.
اهمیت موضوع تحقیق و دلایل انتخاب آن
چنانچه بتوانیم به ساختار یک نوع روایی و ادبی بر اساس تفکر خودمان دست پیدا کنیم، فهم متون کلاسیک خود را آسان کردهایم. وقتی قصهای از شاهنامه یا هزار و یک شب و یا مثنوی را می خوانیم، هنوز نمیتوانیم با توجه به نظریه ژانر و یا بوطیقای ادبی آنها را ساختاربندی کنیم. در حالی که اگر ساختار و جزئیات رمانس ایرانی را بشناسیم، به راحتی میتوانیم آنها را با دسته بندی کردن، تجزیه و تحلیل کنیم. بدین ترتیب استفاده از این متون در نظامهای روایی دیگر همچون سینما، تئاتر و رمان بسیار محتمل خواهد شد. چون در اصل الگوی فهم آنها را داریم. همان طور که اشاره شد در فرهنگ غربی همین شناخت موجب اقتباس درست آثار کلاسیک ادبی در آثار مدرن می شود. “بتمن” و “سوپرمن” اسطوره شهسوار رمانس حماسی را در قالبی امروزین بیان می کند. اما آیا ما هم می توانیم ادعا کنیم که از “رستم ” قهرمان رمانس حماسی شاهنامه توانسته ایم روایتی امروزین به دست دهیم. با به دست آوردن نظام ساختار رمانس ایرانی امکان فهم و اقتباس آنها میسر خواهد شد.
سوالات یا فرضیه های تحقیق
فرای در نگرش خود در نقد اسطوره ای دو نگره مهم دارد:
1) نگاه به مقوله آرکی تایپی و کهن الگوها
2) توجه به تفکر مسیحی در ایجاد نظام و ساختار های ادبی در غرب. آیا می توان بر اساس این دو نگره و نظامی که بر اساس آن فرای بنا می کندتا الگوی رمانس را به دست دهد، وارد مباحث رمانس ایرانی شد؟ به نظر می رسد تفکر جهان شمول درباره کهن الگوها که آنها را فطری بشر می داند و زمینه مشترک ادیان ابراهیمی و وحیانی، می تواند وجوه مشترک بسیاری را در رمانس های شرقی و غربی ایجاد کند. از سویی در رفت و آمدهای فرهنگی میان فرهنگ ها رمانس های شرقی و ایرانی تاثیرات بسزایی در شکل گیری رمانس های غربی داشته اند. چنانچه ما در این تطبیق بتوانیم وجوه خاص تفکر ایرانی / اسلامی را متمایز کنیم، به نظر می رسد بتوان با تکیه بر الگوی فرای به الگوی ساختاری رمانس های ایرانی رسید.
روش تحقیق
تحلیل آرای فرای در نظریه نقد آرکی تایپی و در آوردن چهارچوب های نظری آن و تطبیق چهارچوب های نظری این آرا با تفکر ایرانی و سپس اجرای این مبانی بر روی رومانس ایرانی. انتخاب رمانس پهلوانی سمک عیار و تحلیل آن با مبانی بدست آمده از تطبیق آرای فرای بر رمانس ایرانی.

فصل دوم:
رمانس
در این فصل ابتدا سعی میکنیم به تعریفی کلی از واژۀ رمانس دست یابیم. پس از آن به سراغ تاریخچۀ رمانس در اروپا خواهیم پرداخت و ادامه آن را تا امروز دنبال خواهیم کرد؛ اما پیش از آن لازم است کمی دربارۀ سه اصطلاح «مکتب» ، «ژانر» یا گونه و «سبک» مداقه کنیم.
مکتب یا مدرسه مجموعهای از اصول، دیدگاهها، روشهای کلی و عامی است که گاهی مرزی سیال و زمانی مرزی صلب دارند، اما روی هم رفته بنیانهای یک متن (حتی فلسفی) یا اثر هنری را تبیین و تعیین میکنند؛ مانند واقعگرایی، نمادگرایی، گزارهگرایی و طبیعتگرایی.
«مکتبهای گوناگون ادبی یا هنری، اختراع یک یا چندتن از برگزیدگان و نوابغ نیست که ناگهان ظهور مکتب را با بیانیهای اعلام نمایند و اصول و قواعد آن را با کوس و کرنا به گوش مردم فرو کنند. مکتبهای ادبی همیشه به صورت پنهان یا آشکار، وجود داشته است، جز اینکه در دورهای از تاریخ ادبیات، بنا به علل اجتماعی و اقتصادی یک مکتب معین بر دیگر شیوههای ادبی و هنری تسلط یافته است.»(سیدحسینی1358، 11-12)
میتوان از ارسطو به عنوان نخستین کسی یاد کرد که از ژانر سخن گفته است.
«سخن ما دربارۀ شعر است و انواع آن است و اینکه خاصیت هر یک از آن انواع چیست و افسانۀ شعر را چگونه باید ساخت تا شعر خوب باشد.»(ارسطو 1382: 113)