دانلود پایان نامه ارشد درمورد ادیان توحیدی و فناناپذیری

در این بخش کمپبل در تلاش است تا تصویری جامع از خدا و خدایگان در ادیان ومذاهب مختلف ارائه دهد. البته وی در مورد ادیان توحیدی به سراغ مسیحیت میرود و دیگر ادیان توحیدی را مورد بررسی کاملی قرار نمیدهد. اما در مورد ادیان غیر توحیدی به توضیح و تفصیل کاملی دست میزند. باورهای بوداییان و ساکنان بومی استرالیا از بخشهای این قسمت است. توجه به جنبۀ دوگانۀ خدایان در باورهای مذکور بحث اصلی کمپبل است.
Widget not in any sidebars

برکت نهایی
قهرمان پس از پشت سر نهادن آزمونها به نقطهای میرسد که از خود میگذرد و این از خود گذشتن به نوعی گذر از مرگ است. حاصل این مرحله فناناپذیری است که با گذشتن از فنا بدست میآید.
«درونمایۀ تکرارشوندۀ ظرف غذای تمام نشدنی(که از تخیلات دوران نوزادی میآید) نشانگر نیروهایی از سرمنشاء کیهان است که دائماً زندگی میبخشند و اشکال مختلف را بوجد می آورند، در ضمن این ظرف غذا در قصههای پریان معادل تصاویر اسطورهای همچون(ضیافتهای شاخ نعمت) خدایان است. در عین حال درآمیختن دو سمبول بزرگ ملاقات با خدابانو و ربودن آتش به سادگی و وضوح نشان دهندۀ موقعیت نیروهای الهی است که در هیئت انسانی در قلمرو اسطورهها نمود مییابند. آنها مقصود و هدف نهایی نیستند بلکه نگهبانِ، تجسم و اعطاکنندۀ شراب، شیر، غذا و آتش و رحمت زندگی فناناپذیرند.»(کمپبل 1386: 181)
«برکت اعلی که انسان برای جسم فناناپذیر خود میخواهد، سکونت دائمی و بیوقفه در بهشت شیر است که هرگز مخدوش نشود»(همان: 184)
آنچه در این مرحله حائز اهمیت است، دستیابی به فناناپذیری در تمام شئون حیات است. از اجزا تا کل باید این ویژگی به شکلی مستتر یا نمایان وجود داشته باشد.
بازگشت
بخش نهایی سفر قهرمان، بازگشت است. کمپبل برای این بخش شش مرحله را قائل میشود:
1- امتناع از باز گشت
2- فرار جادویی
3- دست نجات از خارج
4- عبور از آستان باز گشت
5- ارباب دو جهان
6-آزاد و رها در زندگی
«پس از نفوذ در سرمنشاء و با دریافت فضل و برکت از تجسم مذکر، مونث، انسانی و یا حیوانی آن، جستجوی قهرمان به پایان میرسد، ولی اکنون این ماجراجو با غنیمت خود که میتواند زندگی را متحول کند، باید بازگردد. چرخۀ کامل اسطورۀ یگانه هنگامی تمام میشود که قهرمان با سعی و تلاش، جاوی سخن حکیمانه، پشم زرین و یا شاهزاده خانم خفته را به ملک بشری بازگرداند، یعنی جایی که این برکت میتواند به تجدید حیات جامعه، ملت، کره زمین ویا ده هزار هان کمک کند.»(همان:203)
مراحلی که کمپبل در بازگشت معرفی میکند در اصل نه تفاوتهایی در ریشه بلکه حالتهای متفاوت پایان این سفر است.
در امتناع از بازگشت، قهرمان در تلاش است تا آنچه را به دست آورده، نزد خود نگاه دارد و به سرزمیناش باز نگردد. این مرحله شبیه به مرحلۀ ردّدعوت است که با گرههایی کوچک در نهایت گشوده میشود و قهرمان به سمت تکمیل چرخۀ خود میرود.
در فرار جادویی زمانی که قهرمان قصد دارد اکسیر را با خود بازگرداند با نگهبان یا نگهبانانی روبرو میشود که باید از دست آنها بگریزد. این فرار که در راستای تکمیل سیر سفر قهرمان است جادویی یا مقدس نام میدارد؛ زیرا هدف از آن رسیدن به انتهای راهی جادویی یا مقدس است.
دست نجات از خارج، زمانی در داستان بروز میکند که برای تکمیل چرخه رو به بن بست میرود و قهرمان نیاز به یاری دارد تا بتواند این مرحله را نیز به سلامت سپری کند. گاه این موضوع در لحظهای اتفاق میافتد که قهرمان از خود غافل شده است و نیروی کیهانی در تلاشند تا او متوجه خودش کنند.
عبور از آستانه بازگشت، مشابه عبور از آستانه در مرحلۀ عزیمت است اما این بار در جهت عکس. یعنی قهرمان از جهان ویژه به دنیای آشنا میگذارد.
در واقع ارباب دو جهان وظیفه دارد تا این انتقال بین دو جهان به شکلی سمبولیک امکانپذیر و دست یافتنی نشان دهد. به نوعی او یاری رسان قهرمان در گذر از آستانۀ بازگشت است.
رها و آزاد مشابه مرحلۀ ششم در تقسیمبندی فرای است. مرحلهای که در آن نوعی شناخت برای قهرمان حاصل میشود و او مجدداً به زندگی بازمیگردد. اما تجربۀ این سفر نمیگذارد که او همچون دیگران به زندگی ادامه دهد. گاه قهرمان در پس این مرحله بدل به گونه نشین میشود و یا این بار در مرتبهای بالاتر از مراتب اجتماعی به حیات خود ادامه میدهد. در هر دو صورت او هم نسبت به زندگی قبلی خود و هم نسبت به سایر افراد جامعه از جنبههای معنوی در سطحی بالاتر قرار میگیرد.
نتیجه
دستهبندیهای ششگانۀ فرای به خودی خود جهان کاملی در مقابل دیدگان ما قرار میدهند. اما الگوی ارائه شده توسط کمپبل در عین این که همان مراحل را توضیح میدهند، فضایی جامعتر در اختیار ما میگذارد.
در نگاه اول ممکن است اینگونه به نظر برسد که این دو نظریهپرداز در مسیر متفاوت در حرکت هستند اما به هیچ عنوان این موضوع صحیح نیست، زیرا آبشخور اصلی هر دو در روندی اسطورهای است.